تخفيف در بهاى خواربار و غلات شد.

در عهد خلفاى راشدين درآمد دولت اسلام از پنج راه عمده تامين مى‏شد به شرح ذيل:

1- خمس، كه به بعضى از درآمدهاى معين تعلق مى‏گرفت‏بخصوص غنايم جنگى.

2- زكات و صدقات طبق موازين شرع.

3- جزيه يا مالياتى كه از كافران ذمى گرفته مى‏شد.

4- خراج كه از اراضى مزروعى گرفته مى‏شد.

5- درآمد اراضى مفتوح العنوه كه ملك دولت اسلام بود و بين مجاهدان تقسيم نمى‏شد.

جزيه و خراج كه از ديرباز دولتهاى ساسانى و روم از اتباع خود مى‏گرفتند، براى مردم ايران و عراق وشام و مصر شناخته شده بود وليكن خمس و زكات و صدقات بكلى تازگى داشت. بعضى از شهرها به‏دلايلى با اجازه خليفه از پرداخت قسمتى از ماليات معاف مى‏شدند و كافران ذمى جزيه را با تشريفات‏حقارت‏آميزى مى‏پرداختند.

وقتى نوبت‏خلافت‏به اميرالمؤمنين على عليه السلام رسيد، نخستين اقدام او اصلاح بيت‏المال و ماليه و عزل وتبديل ماموران نادرست‏بود و از همان روز خست‏خلافت راه اسراف و سوء استفاده را سد كرد و ماموران‏خائن را از كار بركنار فرمود. از اقدامات بى‏سابقه آن حضرت احداث روش منظم بازرسى مالى و دادن‏آموزشهاى فنى و رفتارى به تحصيلداران و كارگزاران بود. در اين زمينه دهها نامه و دستورالعمل درنهج‏البلاغه مندرج است كه از آن جمله رهنمودهاى ذيل به مالك اشتر والى منتخب مصر است كه حضرت‏طى آن، شرايط كارگزاران و ماموران شايسته را بيان فرموده است:

ثم انظر فى امور عمالك فاستعملهم اختبارا، ولا تولهم محاباة واثرة، فانهما جماع من شعب الجوروالخيانة، و توخ منهم اهل التجربة، والحياء من اهل البيوتات الصالحة، والقدم فى الاسلام المتقدمة،فانهم اكرم اخلاقا، واصح اعراضا، واقل فى المطامع اشرافا، و ابلغ فى عواقب الامور نظرا، ثم اسبغ عليهم‏الارزاق، فان ذلك قوة لهم على استصلاح انفسهم، و غنى لهم عن تناول ما تحت ايديهم، و حجة عليهم ان‏خالفوا امرك، او ثلموا امانتك، ثم تفقد اعمالهم، وابعث‏العيون من اهل الصدق والوفاء عليهم، فان‏تعاهدك فى السر لامورهم حدوة لهم على استعمال الامانة، والرفق بالرعية، و تحفظ من الاعوان، فان احدمنهم بسط يده الى خيانة اجتمعت‏بها عليه عندك اخبار عيونك اكتفيت‏بذلك شاهدا، فبسطت عليه‏العقوبة فى بدنه، واخذته بما اصاب من عمله، ثم نصبته بمقام المذلة، و وسمته بالخيانة، و قلدته عارالتهمة.

و تفقد امر الخراج بما يصلح اهله، فان فى صلاحه وصلاحهم صلاحا لمن سواهم، ولا صلاح لمن‏سواهم الا بهم، لان الناس كلهم عيال على الخراج و اهله وليكن نظرك فى عمارة الارض ابلغ من نظرك‏فى‏استجلاب الخراج، لان ذلك لا يدرك الا بالعمارة، و من طلب الخراج بغير عمارة اخرب البلاد، و اهلك‏العباد، ولم يستقم امره الا قليلا، فان شكواثقلا اوعلة او انقطاع شرب او بالة او احالة ارض اغتمرها غرق‏او اجحف بها عطش خففت عنهم بما ترجو ان يصلح به امرهم، ولا يثقلن عليك شى خففت‏به المؤونة‏عنهم، فانه ذخر يعودون به عليك فى عمارة بلادك، و تزيين ولايتك، مع‏استجلابك حسن ثنائهم، وتبجحك باستقاضة العدل فيهم، معتمدا فضل قوتهم بما ذخرت عندهم من اجمامك لهم، والثقة منهم بماعودتهم من عدلك عليهم و رفقك بهم، فربما حدث من الامور ما اذا عولت فيه عليهم من بعداحتملوه طيبة‏انفسهم به، فان العمران محتمل ما حملته، و انما يؤتى خراب الارض من اعواز اهلها، و انما يعوز اهلهالاشراف انفس الولاة على الجمع، و سوء ظنهم بالبقاء، و قلة انتفاعهم بالعبر.

در كار عاملان و كارگزاران خود دقت كن و آنان را بعد از بررسى و آزمايش، به خدمت منصوب دار.كسى را به هواى نفس خود بدون مشورت باخبرگان به شغلى مگمار، زيرا خودرايى و كوتاه‏نظرى دراستخدام كارمندان همه گونه ستم و خيانت را به دنبال دارد. در ميان خانواده‏هاى درستكار و پيشقدم دراسلام جستجو كن و اشخاص باحيا و آزموده و لايق را پيدا كن، چون اخلاق اين گونه افراد از ديگران‏كريم‏تر و دامانشان پاكتر است و طمع كمتر دارند و نظرشان درباره عواقب و پيامد كارها بهتر و عميق‏تراست. وقتى چنين مامورانى پيدا كردى، بايد كه دستمزد و مواجب كافى به ايشان بدهى، زيرا وقتى حقوق‏كافى داشتند خاطرشان آسوده مى‏شود و نيرو مى‏يابند كه خود را اصلاح نمايند و از دستبرد زدن به اموالى‏كه در اختيار دارند، بى‏نياز مى‏گردند و اگر در امر تو مخالفت‏يا در امانت تو خيانت ورزند، حجت رابرايشان تمام كرده‏اى.

بايد كه كار ماموران را زير نظر خود داشته باشى و بر ايشان ماموران مخفى كه راستگو و وفادار باشندبگمارى، زيرا مراقبت كار ايشان به صورت مخفى وادارشان مى‏كند با رعيت‏به امانت و مهربانى رفتار كنند.

و بايد كه پيوسته مواظب دستياران خود باشى تا اگر يكى از آنان خيانتى كرد و گزارشهاى بازرسان وماموران مخفى از كارهاى بد او نزد تو جمع آمد، به استناد آن گزارشها او را به سزاى كارهاى زشتش‏برسانى و خوار و بى‏مقدارش گردانى و داغ خيانت‏بر پيشانيش زنى و قلاده ننگ و اتهام بر گردنش آويزى.

به كار خراج و خراجگزاران توجه مخصوص مبذول دار، زيرا اگر جمع خراج و احوال خراجگزاران‏بسامان و منظم باشد، همه در آسايش و راحتى زندگى خواهند كرد. زندگى همه مردم به خراج وخراجگزاران بستگى دارد.

و بايد كه در آبادانى زمين بيش از گرفتن خراج اهتمام ورزى، زيرا ماليات جز با عمران و آبادانى اراضى‏جمع نمى‏شود. هر كس بدون توجه به عمران زمين خراج بستاند، كشور را ويران و خلق خدا را هلاك كرده‏است و خود او هم جز مدتى كوتاه بر سر كار نخواهد ماند.

اگر كشاورزان از سنگينى خراج يا آفات آسمانى يا قطع آب رودخانه‏ها و انهار و قنوات يا خشكسالى ياباير شدن اراضى يا با تلاقى شدن آنها بر اثر غرق نزد تو شكايت آورند، لازم است‏بارشان را سبك وكارشان را اصلاح كنى.

مبادا تخفيف ماليات و سبك ساختن بار آلام مردم بر تو سنگينى كند. اين كمكها آنان را دلگرم مى‏كندتا بيش از پيش در آراستن ولايت تو و آبادانى كشور كوشش كنند. بعلاوه، بر اثر عدالتى كه به خرد و بزرگ‏روا داشته‏اى، به شخص تو و كومتت‏خوش‏بين مى‏شوند و ثناخوان تو خواهند شد و بر توانايى آنهاافزوده مى‏گردد، و براى خود تكيه‏گاهى استوار بنا كرده‏اى. از آن پس مسائل دشوار را به اشارت تو با طيب‏خاطر حل خواهند كرد و وظايف محوله را با شور و شوق بسيار انجام خواهند داد. عمران كشور هر چه‏ترقى مى‏كند، باز كوشش كن تا بيشتر شود.

خرابى هر زمينى نتيجه تهيدستى صاحب آن است. كشاورزان بر اثر آزمندى و مالدوستى واليان فقيرمى‏شوند و واليان هم به سبب عدم اطمينان به ادامه سمت و قدرت خويش و پند نگرفتن از حوادث روزگار،بيش از حد به مردم ستم روا مى‏دارند... (48)

اين دستورالعمل مانند ساير احكام و رهنمودهايى كه از مقام ولايت على عليه السلام صادر مى‏شد، در درجه‏اول جنبه روحانى و اخلاقى دارد; زيرا در نظر آن حضرت كه حكومت را به امر خدا و ب