 ابوبكر منسوب‏مى‏داشت.

81) نهج‏البلاغه، ص 407.

82) نهج‏البلاغه، ص 408.

83) نهج‏البلاغه، صص 410-411.

84) نهج‏البلاغه، ص 412.

85) نهج‏البلاغه، صص 412-413.

86) نهج‏البلاغه، ص 414.

87) نهج‏البلاغه، ص 415.

88) نهج‏البلاغه، صص 416-420. اين نامه از آن نامه‏هايى است كه هر دولتمرد مسلمان بايد آن را بخواند و به كار بندد.

89) نهج‏البلاغه، ص 421.

90) نهج‏البلاغه، ص 421.

91) نهج‏البلاغه، ص 424.

92) نهج‏البلاغه، صص 426-445.

93) نهج‏البلاغه، ص 447.

94) نهج‏البلاغه، ص 448-449.

95) نهج‏البلاغه، ص 449.

96) نهج‏البلاغه، ص 450.

97) نهج‏البلاغه، ص 451.

98) نهج‏البلاغه، ص 452.

99) نهج‏البلاغه، ص 453.

100) نهج‏البلاغه، ص 458.

101) نهج‏البلاغه، ص 460.

102) نهج‏البلاغه، ص 461.

103) نهج‏البلاغه، ص 462.

104) نهج‏البلاغه، ص 463.

105) نهج‏البلاغه، ص 465.

106) نهج‏البلاغه، ص 465.

107) نهج‏البلاغه، ص 466. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1332.txt">معرفی کتاب</a><a class="text" href="w:text:1333.txt">پیشگفتار</a><a class="text" href="w:text:1334.txt">كتابى شگفت</a><a class="text" href="w:text:1335.txt">روشهاى مرور و مطالعه نهج البلاغه</a><a class="text" href="w:text:1336.txt">ديباچه</a><a class="text" href="w:text:1337.txt">منظر مهر : مبانى تربيت</a><a class="text" href="w:text:1338.txt">اهداف تربيت</a><a class="text" href="w:text:1339.txt">شناخت فطرت</a><a class="text" href="w:text:1340.txt">عوامل موثر در تربيت</a><a class="text" href="w:text:1341.txt">پاورقی</a></body></html>نام کتاب : منظر مهر
(مبانى تربيت در نهج البلاغه )

نویسنده : مصطفى دلشاد تهرانى

منبع کتاب :  سایت مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن www.ketaab.iec-md.orgپيشگفتار
جايگاه نهج البلاغه
نهج البلاغه ، بى ترديد پس از قرآن كريم گرانقدرترين و ارزشمندترين ميراث فرهنگى اسلام است . اين كتاب مجموعه اى است به ابعاد وجودى يك انسان كامل ، زيرا نازلات و صادرات وجودى است كه والاترين وجود پس ‍ از پيامبر اكرم (ص ) است .
نهج البلاغه ، شفاى دردهاى روحى بشر و راز هدايت اجتماعى و سياسى است . اين كتاب ، منشور انسان سازى ، و دريچه اى به نور، و راهى از ملك تا ملكوت است .
نهج البلاغه ، مكتوب مبارزه با بيدادگرى و زر اندوزى و بت پرورى است ؛ و راه برپايى حدود الهى و افق ارزشهاى آرمانى است .
نهج البلاغه ، صحيفه ساختن فرد و جامعه ، و آموزگار كفر ستيزى و فقر ستيزى است ؛ و نه تنها راه روشن بلاغت (نهج البلاغه ) كه راه روشن هدايت است .
نهج البلاغه ، پركننده خلاءهاى عميق فكرى ، اجتماعى و سياسى ، و پاسخگوى مسائل و مشكلات گوناگون مسلمانان و جوامع بشرى در همه زمانها و در تمام مكانهاست .
نهج البلاغه ، درياى معرفت بى انتها و نور هدايت بدون خاموشى است ؛ و دستورالعملى براى سيادت اين جهانى و سعادت آن جهانى است . امام خمينى (ره ) در توصيف جايگاه اين كتاب شريف فرموده است :
((كتاب نهج البلاغه كه نازله روح اوست ، براى تعليم و تربيت ما خفتگان در بستر منيت و در حجاب خود و خودخواهى ، خود معجونى است براى شفا و مرهمى است براى دردهاى فردى و اجتماعى و مجموعه اى است داراى ابعادى به اندازه ابعاد يك انسان و يك جامعه انسانى از زمان صدور آن تا هر چه تاريخ به پيش رود و هر چه جامعه ها به وجود آيد و ملتها متحقق شوند و هر قدر متفكران و فيلسوفان و محققان بيايند و در آن غور كنند و غرق شوند.))(1)
مؤ لف نهج البلاغه
مؤ لف نهج البلاغه ابوالحسن محمد بن حسين موسوى معروف به ((سيد رضى )) و ((شريف رضى )) است . وى در سال 359 هجرى ، ديده به جهان گشود و در سال 406 هجرى ، ديده از جهان فرو بست . سيد رضى هم از جانب پدر و هم از جانب مادر نسبى بس شريف داشت . از سوى پدر با پنج واسطه به امام هفتم موسى بن جعفر عليه السلام و از سوى مادر با شش ‍ واسطه به امام چهارم حضرت على بن الحسين عليه السلام مى رسيد.(2) از اين رو بهاءالدوله ديلمى او را به ((ذى الحسبين )) و ((شريف رضى )) ملقب نمود.(3)
سيد رضى از اوان كودكى همراه برادرش سيد مرتضى به تحصيل علوم مقدماتى پرداخت و هوش سرشار و استعداد كم نظير خود را در عرصه هاى مختلف ظاهر ساخت . بيش از ده سال از سن شريف رضى نگذشته بود كه به سرودن شعر پرداخت و چنان قريحه اى از خود نشان داد كه سابقه نداشت . هنوز بيستمين بهار زندگى را پشت سر نگذاشته بود كه در تمام معارف و علوم اسلامى سرآمد همگان گشت ، و در سرودن شعر به مقامى دست يافت كه هيچ كس بدان مرتبه راه نيافت .
سيد رضى در عزت نفس و بلندنظرى ، سخاوت و بخشندگى ، پايبندى به امور شرعى ، پرهيز از تملق و چاپلوسى ، پارسايى و پرواپيشگى در روزگار خود مانند نداشت . روح آزادگى در شريف رضى چنان جلوه داشت كه با ابو اسحاق صابى (4) غير مسلمان رابطه اى صميمى داشت و ميان آن دو مراودات و مراسلات علمى و ادبى برقرار بود؛ و چون او درگذشت ، سيد رضى در قصيده اى عالى و بسيار حزن انگيز او را مرثيه گفت .(5) برخى از اين مرثيه سرايى برآشفتند و سيد رضى را سرزنش كردند كه شخصى چون او، از دودمان پيامبر، كسى چون ابواسحاق صابى كافر را مرثيه مى گويد و از فقدان او چنين مى نالد! و سيد رضى پاسخ داد كه من فضل و كمال او را ستوده ام ، نه جسم و بدن او را.(6)
ثعالبى اديب معاصر با سيد رضى ، در گذشته به سال 429 هجرى ، درباره او چنين مى نويسد:
((او اينك نابغه دوران ، و نجيب ترين بزرگان عراق ، و در عين شرافت نسب و افتخار حسب ، مزين به ادبى نمايان و فضلى تابان و بهره اى وافر از تمام خوبيها و نيكوييهاست . از اين گذشته او سرآمد شاعرانى است كه از دودمان ابوطالب برخاسته اند، چه گذشتگان و چه معاصران . و اگر بگويم او سرآمد شاعران قريش است ، گزافه نگفته ام كه گواه صادق آن اشعار اوست كه اين ادعا را مى توان با مراجعه بدانها دريافت ؛ اشعارى عالى و استوار، خالى از سستى و عوار، كه در عين روانى و سلاست ، محكم است و با متانت ، داراى معانى نغز و بلند، و چونان ميوه رسيده و باطراوت .))(7)
سيد رضى با وجود گرفتاريهاى بسيار سياسى و اجتماعى و فرهنگى و على رغم مشاغل مهم و حساس و وقت گيرى همچون نقابت طالبيان و امارت حج و نظارت ديوان مظالم ،(8) در عمر چهل و هفت ساله خويش ‍ آثارى بس مهم بر جاى گذاشته است كه هر يك در نوع خود ممتاز و حائز اهميتى بسيار است كه البته برخى از آنها به جاى مانده و بسيارى از آنها از ميان رفته است و جز نام و نشانى از آنها باقى نمانده است . در بين آثار شريف رضى نهج البلاغه مهمترين و برجسته ترين آنهاست كه هيچ كتابى پس از قرآن كريم به والايى و شيوايى ، و گرانمايگى و جاودانگى آن نمى رسد و سيد رضى آن را در سال 400 هجرى ، شش سال پيش از وفاتش ‍ تاءليف كرده است .
چرايى و چگونگى تاءليف نهج البلاغه
نهج البلاغه عنوانى است كه سيد رضى براى منتخبى از خطبه ها و مواعظ، نامه ها و عهدنامه ها، كلمات كوتاه و قصار امير مؤ منان على عليه السلام برگزيده است ،(9) و اين كتاب در فرهنگ اسلامى مانند آفتاب نيمروز مى درخشد، و صدفى مشحون به گوهرهايى از حكمتهاى عالى است .(10) براى آشنا شدن با چرايى و چگونگى تاءليف اين اثر جاودان لازم است به انگيزه تاءليف ، تبويب ، كميت ، وجه تسميه و وجه شاخ