سرفصل ادبيات جديدى است و با جهان و دنيايى ديگر سر و كار دارد، زيبايى و فصاحتش در حد اعجاز است . نهج البلاغه در اين جهت نيز مانند ساير جهات متاءثر از قرآن و در حقيقت فرزند قرآن است .(27)
نهج البلاغه چشمه اى است از خورشيد حقيقت كه رايحه وحى الهى و شميم كلام نبوى از آن استشمام مى شود. كتابى كه دربرگيرنده حكمتهاى متعالى ، قوانين راستين سياسى ، مواعظ نورانى ، سلوك الهى ، نظام تربيتى ، آيين حكومتدارى ، سنتهاى تاريخى و عرفان حقيقى است .روشهاى مرور و مطالعه نهج البلاغه
به منظور مرور و مطالعه نهج البلاغه و سير در معارف والاى آن مى توان به يكى از سه روش زير يا تركيبى از آنها عمل كرد:
1. روش ترتيبى
2. روش تجزيه اى
3. روش موضوعى
روش ترتيبى
هدف از اين روش مرور و غورى است به ترتيب از ابتداى نهج البلاغه تا انتهاى آن و بررسى ترتيبى خطبه ها و سخنان ، نامه ها و مكتوبات ، حكمتها و كلمات قصار آن حضرت ، چنانكه شارحان بزرگ نهج البلاغه بدين روش ‍ نهج البلاغه را شرح كرده اند، چونان : ظهيرالدين ابوالحسن على بن زيد بيهقى معروف به فريد خراسان ، در گذشته به سال 565 هجرى ، در معارج نهج البلاغه ؛ قطب الدين ابوالحسن سعيد بن هبة الله بن حسن راوندى معروف به قطب راوندى ، در گذشته به سال 573 هجرى ، در منهاج البراعة فى شرح نهج البلاغه ؛ ابوالحسن محمد بن حسين بيهقى نيشابورى معروف به قطب الدين كيذرى ، از عالمان بزرگ شيعه قرن ششم ، در حدائق الحقائق فى شرح نهج البلاغه ؛ على بن ناصر سرخسى ، از عالمان بزرگ قرن ششم ، در اءعلام نهج البلاغه ؛ عزالدين عبدالحميد بن هبة الله ابن ابى الحديد معتزلى ، در گذشته به سال 656 هجرى ، در شرح نهج البلاغه ؛ كمال الدين ميثم بن بحرانى ، در گذشته به سال 679 هجرى ، در شرح نهج البلاغه ؛ مولى فتح الله كاشانى به سال 988 هجرى ، در تنبيه الغافلين و تذكرة العارفين ، مير حبيب الله بن محمد خويى ، در گذشته به سال 1324 هجرى ، در منهاج البراعة فى شرح نهج البلاغه .
اين شارحان بزرگ و گرانقدر هر يك با توجه به بينش و گرايش خود از منظرى به نهج البلاغه نگريسته اند و هر يك به شرح و تفسير وجوهى از اين مجموعه پرداخته اند و با توجه به نوع ديدگاه خود برخى از جنبه ها را گسترده تر مطرح نموده اند.
سخنان امير مؤ منان على عليه السلام داراى وجوه گوناگون و جلوه ها و جاذبه هاى مختلف است و براى درك مفيدتر و همه جانبه آن بهتر است آن سخنان از زواياى مختلف و جهات گوناگون مورد بحث و بررسى قرار گيرد، از جمله :
1. از جنبه لغت و ادب و بلاغت
2. از جنبه شاءن صدور
3. از جنبه تاريخى
4. از جنبه اجتماعى و سياسى
5. از جنبه حقوقى
6. از جنبه اعتقادى
7. از جنبه فلسفى و عرفانى
8. از جنبه تربيتى و تعليمى
9. از جنبه روانشناسى فردى و اجتماعى
10. از جنبه اقتصادى و مالى
11. از جنبه حكومتى و مديريتى
12. از جنبه فقهى
13. از جنبه تفسيرى
14. از جنبه اخلاقى
و از جوانب ديگر كه هر بخش از كلام امام عليه السلام داراى جنبه هايى از موارد ذكر شده و ذكر نشده است .
روش تجزيه اى
در اين روش بخشى يا جزئى از نهج البلاغه يا برخى خطبه ها و سخنان ، يا نامه ها و مكتوبات ، يا حكمتها و كلمات قصار گزينش مى شوند و مورد بررسى و شرح قرار مى گيرند. اين روش همانند روش تربيتى است ، با اين تفاوت كه بخشى يا جزئى مورد بررسى و شرح واقع مى شود. طبيعى است كه آن بخش يا جزء را مى توان از جنبه ها و جهات مختلف مورد تاءمل و دقت قرار داد و از آن درس آموخت و بدان هدايت يافت . مزيت عمده اين روش ‍ آن است كه مى توان خطبه ، نامه ، يا حكمت مورد نياز را مطالعه و غور كرد زمانى طولانى براى مرور نياز نيست ، در حالى كه مرور و مطالعه تربيتى زمان بسيار مى طلبد.
روش موضوعى
در اين روش ، موضوعى خاص مورد نظر قرار مى گيرد و به نهج البلاغه عرضه مى شود و كليه مطالبى كه مستقيم يا غير مستقيم موضوع مورد نظر را تبيين مى نمايد، بررسى مى شود و دسته بندى مى گردد و جمعبندى آن مطالب ارائه مى شود. بدين ترتيب مى توان مباحث مختلف تربيتى ، اعتقادى ، اجتماعى ، سياسى ، اقتصادى و... را مورد بررسى قرار داد. از مزيتهاى اين روش آن است كه كمتر دچار پراكندگى موضوعى مى شود و مى توان به جمعبندى در موضوعى خاص دست يافت و جوانب مختلف يك موضوع را مورد بررسى قرار داد و تبيينى نسبتا كامل درباره يك موضوع انجام داد. با اين روش مى توان به نظريات و ديدگاههاى امام على عليه السلام - تجسم اسلام ناب و جامع - درباره موضوعى خاص پى برد و با روش و سيره آن حضرت در موضوعات مورد نظر آشنا شد. در اين روش ‍ سخنان و مواضع امام (ره ) - كه از موارد گوناگون استخراج مى شود - يكديگر را معنا و تفسير مى كنند و جهت صحيح را در برداشت از نهج البلاغه نشان مى دهند، زيرا نهج البلاغه ، مجموعه اى يكپارچه و پيكرى واحد است كه سراسر آن هماهنگ ، و ابتدا و انتهاى آن يكسان است ؛ به بيان ابن ابى الحديد معتزلى : ((اگر كسى با تاءمل و دقت در نهج البلاغه بينديشد، همه آن را آبى زلال از يك سرچشمه ، برخوردار از يك روح و جوهر، و داراى يك طرز و سبك مى يابد، عينا مانند جسمى ساده و بسيط كه هيچ جزء آن در ماهيت با ديگر اجزاء اختلافى ندارد؛ همانند قرآن كريم كه اول آن چون وسط آن ، و وسط آن مانند آخر آن است ، و همه سوره ها و كل آيات آن در سرچشمه و روش و طريقه و فن و سياق و بافت ، مانند هم و يكسان و يكپارچه اند.))(28)
اين ويژگى بى نظير و شگفت نهج البلاغه ، زمينه لازم را براى مراجعه موضوعى و مطرح كردن درد و مشكل و گرفتن درمان و راه حل ، آماده ساخته است .
البته در روش موضوعى از آثار انجام يافته به دو روش ديگر بى نياز نيستيم و آنها به عنوان ابزارهاى كمكى اين روش را يارى مى دهند.ديباچه
ساختار بحث
منظر مهر عنوانى است براى آشنايى با مباحث نظرى تربيت در نهج البلاغه كه بخشى از مجموعه مطالب تربيتى نهج البلاغه (29) است . با عنايت به تعريف تربيت كه عبارت است از رفع موانع و ايجاد مقتضيات براى آنكه استعدادهاى انسان در جهت كمال مطلق شكوفا شود،(30) بالطبع براى گام زدن در مسير تربيت ، شناخت موضوع تربيت ، يعنى انسان ، اهداف تربيت انسان ، راه تربيت و بستر مناسب آن ، و عوامل دخيل و تاءثيرگذار در تربيت انسان ، از ضرورى ترين امور است و بدون چنين شناختى كار تربيت سامانى درست نمى يابد و از اين روست كه اين مباحث نقش مبانى را در امر تربيت ايفا مى كند و با تغيير اين مبانى دريافتها و اصول و روشهاى تربيتى همه تغيير مى يابد، يعنى نوع شناخت انسان در امور انسانى و تربيتى به همه چيز رنگ مى زند و هر گونه كه انسان را بشناسيم بر آن اساس به انسان و مقولات انسانى روى مى كنيم و بر مبناى شناخت خود از انسان نظام پردازى مى نماييم . همچنين اهداف تربيت بايد متناسب با انسان و مراتب او باشد و طبيعى است كه هر برنامه ريزى و عمل و اقدام تربيتى هماهنگ و در جهت اهداف تعيين شده خود ضرورت مى پذيرد. و نيز راه تربيت ، بايد متناسب با انسان و واقعيات و حقيقت انسان باشد تا راهى رف