ر « الاتحاف بحب الاشراف » ص 68 ـ 69 ، چاپ قاهره.

86 ــ احمد بن على بن عمر ، شهاب الدين ، ابوالنجاح منينى حنفى دمشقى ( 1089 ـ 1173 ) در كتاب « فتح المنان » در شرح منظومه « الفوز و الامان » شيخ بهائى ، ص 3 ، چاپ قاهره;

متن اين كتاب در « الامام المهدى عند اهل السنة » اينجانب عيناً به چاپ رسيده است.

87 ــ شاه ولى الله ، احمد بن عبدالرحيم فاروقى دهلوى حنفى ( 1110 ـ 1176 ) در « المسلسلات » معروف به « الفضل المبين » قضيه ملاقات بلاذرى با آن حضرت را آورده ، و با سكوت موجب رضا از اظهار نظر خوددارى كرده است.

نيز ( به نقل « كشف الاستار » شماره 26 ) در « الانتباه فى سلاسل اولياء الله » در اين زمينه شرح مفصّلى از جامى آورده است.

88 ــ شيخ سراج الدين ، عثمان دده عثمانى ( 1200 ) در « تاريخ الاسلام و الرجال » ص 370 ، نسخه مخطوط كتابخانه آيت الله مرعشى.                ] ملحقات احقاق الحق 13/92 [

89 ــ شيخ محمد بن على صبان مصرى شافعى ( 1206 ) در « اسعاف الراغبين فى سيرة المصطفىوفضائل اهل بيته الطاهرين»( [15] ) ذكر نموده است.

90 ــ مولوى على اكبر بن اسدالله مودودى ( 1210 ) از مشاهير علماى هند و متعصبين سر سخت عليه شيعه در « مكاشفات » ـ كه حواشى بر « نفحات الانس » جامى است ـ ( ج 7 ، ص327 ) پيرامون شرح حال على بن سهل اصفهانى و بحث از عصمت انبياء و امام مهدى موعود.

91 ــ مولوى محمد مبين هندى لكهنوى ( 1220 ) در « وسيلة النجاة » چاپ گلشن فيض ، ص 316.

92 ــ شيخ عبدالعزيز بن شاه ولى الله دهلوى ( 1159 ـ 1239 ) ، مؤلف « تحفة اثناعشرية » بنا به نقل « استقصاء الافهام » ص 119 در « النزهة » روايت ابن عقله ، مربوط به ملاقات بلاذرى را از « فضل المبين » پدر خود نقل كرده ، و اين خود گواه بر عقيده او به حيات حضرت مهدى(ع) مى باشد.

93 ــ خالد بن احمد بن حسين ، ابوالبهاء ، ضياءالدين نقشبندى شهرزورى ( 1190 ـ 1242 ) از بزرگان صوفيه ، در « ديوان فارسى » خود به نقل « مجمع الفصحاء » رضا قلى هدايت ، ج 2 ، ص 11 ، چاپ 1329.

94 ــ رشيدالدين دهلوى هندى (1243) در « ايضاح لطافة المقال » بنقل « الامام الثانى عشر » علامه عبقانى ، ص 47 ، چاپ نجف.

95 ــ نسب شناس شهير ، ابوالفوز ، محمد امين سويدى بغدادى ( 1246 ) در « سبائك الذهب فى معرفة قبائل العرب » ص 87 در خط عسكرى ذكر نموده است.

96 ــ قاضى جواد بن ابراهيم بن محمد ساباط هجرى بصرى حنفى ( 12501188 ) ، كه نخست مسيحى بود و از آن پس گرايش به اسلام پيدا كرد ، در « البراهين الساباطيه فيما يستقيم به دعائم الملة المحمدية » چاپ عراق ، به نقل « كشف الاستار ».

97 ــ شيخ عبدالكريم يمانى ( قبل 1291 ) ضمن اشعاريكه پيرامون حضرت مهدى(ع) سروده و در « ينابيع المودة » عيناً آنها را آورده است.

98 ــ محدث عاليقدر ، سليمان بن ابراهيم قندوزى حنفى معروف به خواجه كلان ( 1220 ـ 1294 ) در « ينابيع المودة » آخر باب 56 و آخر باب 79 ، كه بارها در تركيه ، هند ، عراق ، ايران ، و در هفتمين بار به سال 1384 در نجف به چاپ رسيده است.

99 ــ شيخ حسن عـدوى حمزاوى شافعى مصرى ( 1303 ) در « مشارق الانوار فى فوز اهل الاعتبار » ص 153 ، چاپ مصر.

100 ــ عبدالهادى بن رضوان بن محمد بن الابيارى ( 1305 ) در « جالية الكدر » ـ شرح منظومه سبزوارى ـ ص 207 چاپ مصر.

101 ــ مؤلف « تشييد المبانى » ( 1306 ) به نقل علامه محقق مير حامد حسين نيشابورى هندى در « استقصاء الافهام » ص 103 ، چاپ لكهنو.

102 ــ  سيد مؤمن بن حسن بن مؤمن شبلنجى مصرى ( 1252 ـ بعد1308 ) در فصل ويژه حضرت مهدى(ع) در « نور الابصار » ص 150 ، چاپ 1322 مصر.

103 ــ عبدالرحمن بن محمد بن باعلوى حضرمى ( 1320 ) ، مفتى حضرم يمن ، در « بغية المسترشدين » ص 296 ، چاپ مصر ، به نقل از جلال الدين سيوطى.

104 ــ محمود بـن وهيب قراغـولى بغدادى حنفى در كتاب « جوهرة الكلام » مطبوع ، ص 157 ، در فصلى كه تحت عنوان « المجلس الثلاثون فى فضائل محمد المهدى رضى الله عنه » ويژه حضرت مهدى(ع) گشوده ، به ولادت و غيبت آن بزرگوار اعتراف كرده است.

105 ــ عماد الدين حنفى ، به نقل علامه نورى از بعضى اصحاب خود در « كشف الأستار » ص 60 ، اعتراف به ولادت حضرت مهدى(ع) نموده ، ولى علامه نورى از نصّ كلام او اظهار بى اطلاعى كرده است.

106 ــ فاضل محقق قاضى بهلول بهجت افندى قندوزى زنگنه زورى ( 1350 ) در « محاكمه در تاريخ آل محمّد] ص [ » كه از تركى آذربايجانى به فارسى ترجمه ، و بالغ بر ده مرتبه در ايران به چاپ رسيده ، و نمايشگر عالى ترين و محققانه ترين بحث در باره امامت است.

107 ــ شيخ عبيدالله امرتسرى حنفى ، معاصر ، در كتاب « ارجح المطالب فى عدّ مناقب اسدالله الغالب اميرالمؤمنين على بن ابى طالب] ع [ » كه به زبان اردو نگارش و در لاهور به چاپ رسيده است ، ص 377.

108 ــ  سيد عبدالرزاق بن شاكر بدرى شافعى ، معاصر ، در كتاب خود « سيرة الامام العاشر على الهادى] ع [ » ص 131.

109 ــ محمد شفيق غربال( 1311 ـ 1381 ) ، مورخ شهير و عضو مجمع لغوى در قاهره ، در « دائرة المعارف » كه به قلم گروهى از متخصصين در 2000 صفحه نگارش يافته ، و به سال 1965 در قاهره به چاپ رسيده ، زيرعنوان « الأئمة الإثنى عشرية » نوشته است كه حضرت مهدى(ع) در سنه 873 ميلادى ( كه همزمان با 260 هجرى، آغاز غيبت صغرى مى باشد )غايب گرديده.

110 ــ خيرالدين بن محمود بن محمد زركلى دمشقى ( 1310 ـ 1396 ) در « الأعلام » ج 6 ص 80 چاپ سوم ، ضمن فصلى كه به نام « محمد بن الحسن العسكرى » باز نموده ، اعتراف به ولادت آن حضرت كرده است.

111 ــيونس احمد سامرائى در كتاب « سامراء فى ادب القرن الثالث الهجرى » كه با همكارى دانشگاه بغداد به سال 1968 ميلادى به چاپ رسيده ، در ص 46 پيرامون واژه « عسكرى » مى گويد:

« گروهى از شخصيّت ها حامل نسبت اين كلمه اند ، از جمله ابوالحسن على بن محمد الجواد العسكرى و فرزندش حسن بن على و ابوالقاسم محمد بن الحسن العسكرى ، و او مهدى منتظر است. »

و در پـاورقى همين صفحه تصريح به قبّـه و سـرداب غيبت نموده و مى گويد:

« همانجاست كه پندارند مهدى منتظر در آن غيبت نموده. »

آنگاه مى نويسد:

« اين سرداب را كثيرى از مسلمين در دوره سال زيارت مى كنند. »

بدين ترتيب گرچه نامبرده تصريح به تاريخ ولادت آن حضرت نكرده است لكن همانرا كه ديگران درباره حضرت مهدى(ع) نوشته اند صريحاً و بدون هيچگونه ترديدى نوشته و ولادت آن حضرت را امر مسلّمى دانسته است.

112 ــ مستشار عبدالحليم جندى مصرى ، معاصر ، در كتاب « الامام جعفر الصادق » ص 238 چاپ مجلس اعلاى شؤون اسلامى مصر ، 1397.

آرى ، اين شخصيت هاى بزرگ از اهل تسنن بر ولادت حضرت مهدى(ع) تصريح كرده اند; و از اينجا مى توان گفت كه مسأله تولد امام مهدى(ع) از مسلمات گروه عظيمى از علماء اهل تسنن مى باشد; و كسانيكه قائل به تولد او نيستند و مى گويند در آينده متولد خواهد شد در اقليت مى باشند.

اكنون با اين شناخت فشرده از امام مهدى(ع) ، لازم است به اصل مطلب كه « مهدى منتظر در نهج البلاغه » باشد بپردازيم.  

[1] ــ [1] ــ و از آن منقصتها ده خصوصيت مهمه است كه اشاره بآنها ميشود.

خصوصيت اول آنكه: در قصد بهشت و حور العين و قصور و اشجار و انهار اين منقصت است كه در هر عملى 