اشند ــ اما بى نام و نشان و بدون هيچگونه نقش و مسؤوليتى ، به دور از حقيقت و غير قابل قبول است.

بويژه آنكه موضوع ابدال و اقطاب ، ساختگى و فاقد ريشه اسلامى ، و يك عقيده صوفيانه و عوام فريبانه است كه همچون اصل تصوف ، از پديده هاى عقيدتى اهل تسنن سرنخ گرفته ، و تركيبى از مسيحيت يونان و زردشتى گرى ايران ـ قبل از اسلام ـ و بودائى هند مى باشد.

در حالى كه تفسير شيعه در مورد امامان معصوم عليهم السّلام ـ كه به موجب آثار علمى و حديثى باقيمانده از آنان ، بزرگترين نقش حمايت از اسلام ، و سازندگى علمى و عملى جامعه اسلامى را بر عهده داشته و دارند ـ امرى است معقول و بر اساس منطق اسلامى.

اكنون مى پردازيم به ترجمه بقيه كلام امام(ع) كه مى فرمايد:

اين ماجرا هنگامى به وقوع خواهد پيوست كه تحمل انسان مؤمن در برابر ضربات شمشير آسان تر باشد از بدست آوردن درهمى از راه حلال.

و هنگامى خواهد بود كه اجر و ثوابِ گيرنده از دهنده بيشتر است ، چه دهنده از محل درآمد حرام و يا از روى ريا و خودنمائى و ولخرجى مى بخشد ، در حاليكه گيرنده در جهت وظيفه شرعى و يا از روى اضطرار در راه حفظ جان خود و عائله اش مصرف مى كند.

اين در موقعى باشد كه ( شما مسلمانان ) مست مى گرديد اما نه با شراب ، بلكه بعلت فراوانى نعمت; و سوگند مى خوريد أما نه از روى ناچارى; دروغ مى گوييد اما نه از روى حرَج و ناگزيرى.

اين در وقتى خواهد بود كه بلاها و مصيبت ها ـ همانند بارى گران كه بر گرده شتر نهاده شده و سنگينى جهاز پشت آنها را مجروح نمايد ـ بر شما فشار آورد.

آه ، اين گرفتارى و سختى چه طولانى است! و اميد رهائى از آن چه دور !

چون اين فراز از كلام امام بيانگر حوادث ، انحطاط اخلاقى ، و مشكلات زندگى پيش از ظهور مى باشد كه مايه امتحان مردم ، و از شرائط مقدماتى ظهور مهدى (ع) ، و شايد پيوسته بعصر ظهور باشد ، بدين جهت ما هم چون ديگران آن را در اين جا آورديم.

و ده ها حديث مسلم از پيامبراكرم(ص) و اميرمؤمنان(ع) و صحابه درباره ائمه إثنى عشر بطور عموم ، و تعدادى شامل ذكر نام و مشخصات هريك از آنان بخصوص گواه بر مدعاى شيعه مى باشد.

آرى ، اين امامان شيعه هستند كه علاوه بر نقش رهبرى و نشر علوم اسلامى ، همه پاره هاى تن امام اميرمؤمنان(ع) بوده ، و امام(ع) در حق آنها مى فرمايد: « پدر و مادرم فدايشان باد. »

لكن متأسفانه تعصب مانع از رفتن زيـر بار حقيقت و گردن نهادن حتى به واقعيات دينى است; و بدين تـرتيب همچون شارح معتزلى ، ابن ابى الحديد ، را با مقام فضل و دانشش ، در مورد سخنان امام اميرالمؤمنين على(ع) وادار به خيالبافى و خـلط مبحث و تفسير « مـا لا يـرضى صاحبه » مى كند كه تن به قبولى امامت ائمه معصومين معرفى شده ندهد ، و بجاى آنها رهبران دغلباز صوفيه را كه خود گمراه ، و ديگران را   گمراه كننده اند مطرح كرده  و جا بيندازد.

علامه سيد عبدالزهـراء مى نويسد( [1] ): ابوالحسن مدائنى اين خطبه را در كتاب « صفين » آورده و مى گويد: امام آنرا پس از پايان ماجراى نهروان ايراد فرموده. و آنگاه به ذكر فراز پيشين آن كه شامل پيشگوئى از حوادث آينده است ، و طبق روايات از علائم ظهور حضرت مهدى(ع) بشمار مى آيد پرداخته; و نويسنده هم بخاطر تأييد انطباق كلام امام(ع) با ائمه شيعه ، وبراى آگاهى خوانندگان ارجمند ، به ذكر بخشى از آن مى پردازد.

« إذا كثرت فيكم الاخلاط ، و استولت الانباط ، و دنا خراب العراق ، و ذاك اذا بنيت مدينة ذات أثل و أنهار ، فاذا غلت فيها الأسعار ، و شيد فيها البنيات ، و حكم فيها الفساق . . .

فيا لها من مصيبة حينئذ من البلاء العقيم و البكاء الطويل و الويل العويل و شدة الصريخ ، ذلك أمر الله و هو كائن و فناء مريح ، فيابن خيرة الآباء متى تنتظر البشير بنصر قريب من رب رحيم.

ألا فويل للمتكبرين ، عند حصاد الحاصدين و قتل الفاسقين ، عصاة ذى العرش العظيم ، ألا بأبى و أمى هم من عدة . . . »

بطور خلاصه اين فراز از سخنان امام(ع) شامل پيشگوئى درباره هرج و مرج هاى اخلاقى ، بوجود آمدن شهر بغداد ، خرابى عراق ، بالا رفتن نرخها ، و بدنبال آن حوادث گريه آور ، ناله خيز و دردناكى است كه بجرم بد رفتاريها و سركشى ها به امر خدا بوقوع خواهد پيوست.

آنگاه از حضرت مهدى(ع) به عنوان « فرزند بهترين پدران » ياد فرموده ; و خبر از سرنوشت شوم و مرگ آورى مى دهد كه ـ به كيفر سرپيچى از فرمان الهى و پيروى از دستورات دين ـ در انتظار مستكبران و فاسقان است. خطبه 190:

 

« . . . ألزِمُوا الأَرضَ ، و اصبِرِوا عَلَى البَلاءِ ، وَ لاَتُحَرِّكُوا بِأيدِيكُم وَ سُيُوفِكم فِى هَوَى أَلسِنَتِكم ، وَ لاَتَستَعجِلُوا بِمَا لَم يُعَـجِّلْهُ اللهُ لَكُم.

فَإِنَّهُ مَن مَاتَ مِنكُم عَلى فِرَاشِهِ وَ هُو عَلى مَعرِفَةِ حَقِّ رَبِّهِ وَ حَقِّ رَسُولِهِ وَ أَهلِ بَيتِهِ مَاتَ شَهِيداً ، وَ وَقَعَ أَجرُهُ عَلَى اللهِ ، وَ اسْتَوْجَبَ ثَوَابَ مَا نَوَى مِن صَالِحِ عَمَلِهِ ، وَ قَامَتِ النِّـيَّةُ مَقَامَ إِصلاَتِهِ لِسَيفِهِ ، فَإِنَّ لِكُلِّ شَىء مُدَّةً وَ أَجَلاً. »

بر جاى خود استوار بوده ( بدون اجازه و حساب از اقدام به نبرد خوددارى كنيد ) ، در برابر بلاها و مشكلات ، پايدار باشيد ، شمشيرهايتان رادر راه هوى و هوس و سخنانى كه از زبانتان سر مى زند به كار نيندازيد( [2] ); و درباره آنچه خداوند ، شتاب و عجله را نسبت به آن روا نداشته ، شتاب نكنيد;

زيرا كسى كه از شما در بستر خود بميرد ، اما آنچنانكه شايسته است خدا و پيامبر و اهل بيتش را كه ( مسؤول مقام امامت و جانشينى پيامبرند ) شناخته باشد ، شهيد از دنيا رفته است ، و پاداش او بر خداست ، و از ثواب كارهاى شايسته اى كه قصد انجام آن را داشته  ، برخوردار خواهد بود ، و نيتش جايگزين شمشير زدن براى خدا و جان باختن در راه اوست.

پس ـ توجه داشته باشيد ـ  هرچيز را وقت مشخص ، و هر كارى را سرانجامى است.

علامه قندوزى  در « ينابيع المودة ــ باب 74 ــ » اين فراز از خطبه « نهج البلاغه » را ضمن ديگر فرازهاى « نهج البلاغه » كه مربوط به حضرت مهدى(ع) است ايراد نموده ، و بدين ترتيب اعتراف مى كند كه امام اميرالمؤمنين(ع) با ايراد اين كلمات قدسيه ، پيشگوئى از حضرت مهدى(ع) نموده ، و مردم را به وظيفه خود در فراز و نشيبهاى زندگى و هنگام غيبت آن حضرت هشدار مى دهد كه مبادا از روى هواى نفس ، و بدون در نظر گرفتن مصالح اسلامى ، از روى احساسات اقدام به جنگ و شمشير زدن كنند; و به خيال رسيدن به مقام شهادت ، خود و ديگران را به خطر اندازند.

ضمناً اميرالمؤمنين(ع) در اين فرمايش نظر مردم را به يك نكته بسيار ارزنده معطوف داشته ، و خاطر نشان مى كند كه نائل گرديدن به فيض اعلاى شهادت ، تنها به رفتن در ميدان جنگ و كشته شدن با سلاحهاى مورد استفاده در جنگ نيست تا پيران ، زنان ، مسؤولان ديگر وظائف ، و افراد ناتوان و معذور از رفتن به ميدانهاى جنگ براى رسيدن به فيض عظماى شهادت ، محروم و دچار حسرت شوند.

بلكه اين گونه افراد ، يا افراد سالم و 