 شيرش ( بخاطر بچه اش ) امتناع مىورزد ـ با مهربانى همانند مادر نسبت به بچه اش رو مى آورد. ( آنگاه اين آيه را تلاوت فرمود: ) مى خواهيم بر آنان كه در زمين ناتوان شمرده شدند تفضل نموده و آنان را پيشوايان جهان و وارثان زمين قرار دهيم.

اميرالمؤمنين على(ع) در اين فراز از سخنان خود چنين خاطر نشان فرموده كه دنيا پس از روگردانيدن از اهل بيت پيامبر(ص) دير يا زود انعطاف نشان داده ، بدانها رو كند.

اكنون آيا مقصود از اين رو كردن ، پيروزى افراد برتر و شايسته تر بر كفر و ظلم جهانى ، به شكل حكومت واستقرار حق است ، يا ضعف و نابودى دشمنان و از بين رفتن موانع و بالاخره آماده شدن زمينه براى گسترش آثار علمى و اخلاقى آنها در سراسر گيتى؟!

هر دو نظريه ، بويژه نظريه نخست از طرف شارحان نهج البلاغه ارائه گرديده; ولى پر واضح است كه نشر آثار علمى و اخلاقى اهل بيت بطور مطلق و همه جانبه ، مستلزم حاكميّت مطلقه و پيروزى كامل بر عموم دشمنان است; و اين مطلب با توجه به گواه قرار دادن حضرت ، آيه شريفه را بر كلام خود ، امرى است قطعى.

 زيرا آيه شريفه بيانگر پيروزى و رهبرى و دست يابى مطلق و بى قيد و شرط مستضعفان است نسبت به آنچه در اختيار مستكبران و تحت نفوذ زمامداران گمراه و تجاوزگر قرار گرفته; و تحقق چنين امرى جز به استقرار حكومت جهانى حق و عدالت به دست اهل بيت ، به چيزى ميسّر نگردد; و مصداق آن به اتفاق عموم ، « حضرت حجة بن الحسن العسكرى » عجّل الله تعالى فرجه الشريف است.

ابن ابى الحديد پيرامون اين سخن گويد:

اماميه پنداشته اند كه حضرتش با اين جمله به امام غائبى وعده داده است كه در آخر الزمان بزمامدارى زمين نائل خواهد شد.

و اصحاب ما گويند: اين جمله وعده به امامى است كه صاحب اختيار زمين و مسلط بر كشورهاى جهان خواهد شد; ولى لازمه اين وعده موجود بودن و غائب بودن او نيست; بلكه در صحت اين تعبير كافى است كه در آخر وقت بوجود آيد.( [14] )

بدين ترتيب ملاحظه مى كنيد كه ابن ابى الحديد ايراد كلام امام(ع) را درباره حضرت مهدى(ع) پذيرفته; اما مثل هميشه از اعتراف به ولادت و حيات آن بزرگوار امتناع ورزيده است.

اكنون مى گوئيم درست است كه لازمه ايراد اين وعده ، موجود بودن و غائب بودن امام مهدى(ع) به هنگام سخن نيست; لكن با توجه به ولادت آن حضرت در سال 255 ( يا 256 ) هجرى قمرى ، نه در حال حاضر مانعى از انطباق سخن امام اميرالمؤمنين على(ع) بر آن بزرگوار وجود دارد ، و نه در  عصر ابن ابى الحديد كه حدود چهار قرن از تولد آن حضرت مى گذشته; چه ابن ابى الحديد در رجب 644 تأليف « شرح نهج البلاغه »را آغاز ، و در آخر صفر 649 به انجام رسانيده است و در نتيجه مقصود از اين كلام همانست كه شيعه اماميه گفته و مى گويد.ويژگى غير خودى 
اَلاِْذاعَةُ شيمَةُ الاَْغْيارِ.(591)
فاش ساختن اسرار [و شايعه سازى ] خوى و خصلت بيگانگان است .
حفظ حرمت حضور 
لاَ تَهْتِكُوا اءَسْتَارَكُمْ عِنْدَ مَنْ يَعْلَمُ اءَسْرَارَكُمْ.(592)
پرده خويش را پيش كسى كه از اسرارتان آگاه است ندريد.
خزينه اسرار 
صَدْرُ الْعاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ.(593)
سينه خردمند، صندوق اسرار اوست .
نقش رازدارى 
اَلرَّاءْىُ بِتَحْصينِ الاَْسْرار.(594)
نظريّه [خوب و هدفمند] با حفظ اسرار به دست مى آيد.
يكم حكمت

حكمت يكم: ( [15] )

 

« . . .  فاذا كان ذلك ، ضرب يعسوب الدين بذنبه ، فيجتمعون إليه كما يجتمع قزع الخريف »

پس آنگاه كه وضع اين چنين شد ، پيشواى دين به خشم آيد و آمادگى خود را اعلام كند; در اين موقع ـ مؤمنين ـ باشتاب دورش جمع شوند ، همانگونه كه ابرهاى پائيزى به هم پيوسته شوند.

در لغت عرب « يعسوب » به ملكه زنبور عسل گفته مى شود; و چون روش زندگانى اين حيوان بظاهر كوچك ، اما پر بركت برخوردار از موقعيت رهبرى زنبوران عسل است كه با جاه و جلال ، و داراى نقش حياتى در جهت پيدايش و زيست صدها و هزارها زنبور عسل ، و محصول ارزنده و شفابخش آنها است ، در حقيقت أنفع و أطهر حيوانات است; اميرمؤمنان(ع) از فرزندش حضرت قائم(ع) ( به خاطر نقش رهبرى و روش حكومتى حضرتش كه توأم با عدل و أمنيت جهانى ، و مايه سعادت و نجات بشر ، و مفيدترين و منزه ترين حكومتهاى جهان از انواع آلودگى و وابستگى و تجاوزها خواهد بود ) تعبير به « يعسوب » فرموده و گويد:

يعسوب دين بهنگام ظهور همچون شير ــ كه به هنگام غضب دم بر زمين مى زند و نعره مى كشد ــ حالت خشم از خود نشان دهد; و با قاطعيت خود را معرفى ، و آمادگيش را براى قيام جهانى اعلام فرمايد.

در اين موقع مؤمنان ، آنچنانكه توده هاى ابر پائيزى با سرعت به هم مى پيوندند ، از هر سوى دنيا ،  شتابان به دور او گرد آيند و با رهبرى حضرتش وارد صحنه عمل شوند.

نيز پيامبر اسلام(ص) كراراً از امام اميرالمؤمنين على(ع) بعنوان « يعسوب » دين نام برده; چنانكه شخص امام(ع) نيز در كلماتش ، از خود تعبير به « يعسوب » فرموده است .( [16] )

سيد رضى ، مؤلف « نهج البلاغه » ، مى گويد:

« يعسوب » آقاى بزرگى است كه در آن روز زمامدار مردم خواهد بود. و « قزع » توده هاى ابر بدون آب است.

ابن ابى الحديد مى نويسد:

اين خبر از پيشگوئيهائى مى باشد كه امام ايراد نموده; و از مهدى آخرالزمان ياد فرموده است.

و معناى « ضَرَب بِذَنبِه » به حال استقرار و آرامش در آمدن بعد از اضطراب است.

چه « يعسوب » ملكه زنبور عسل و رهبر آن است; و بيشتر اوقاتش در حال پرواز با دو بال خود مى باشد; و هنگامى كه دم خود را بر زمين مى زند ديگر از پرواز و حركت باز ايستاده ، به آرامش گرايد.

آنگاه مى نويسد:

خواهيد گفت: اين نظريه همانند عقيده اماميه است در اينكه مهدى به حال ترس و پنهانى در گوشه و كنار زمين به سر برد; آنگاه در آخر الزمان ظهور كند و در مركز حكومت خود ثابت و مستقر گردد.

ولى من مى گويم طبق مذهب ما ( اهل تسنن ) بعيد نيست كه امام مهدى ، همان كسيكه در آخر الزمان ظهور مى كند ، نخست از روى مصلحتى كه خدا از آن آگاه است در حال اضطراب و پراكندگى حكومت نمايد ، و از آن پس حكومتش مستقر ، و پراكندگيش سامان يابد.( [17] )

در اين جا باز مى بينيم ابن ابى الحديد براى فرار از رفتن زير بار ولادت و غيبت آن حضرت ، به توجيه ناموجه پرداخته ; و احتمالات غير قابل انطباق با پيشگوئى اميرالمؤمنين(ع) را دستاويز قرار داده ; و با لقمه دور سر گردانيدن ، همان نظريه شيعه را ارائه مى دهد ، منتها در قالب عقيده شخصى خودش .

نـيز هـِروى اين فراز را به نقل ازاميرالمؤمنين(ع) آورده ، و همچون ابن ابى الحديد پيرامون آن اظهار نظر كرده است.( [18] )

و زمخشرى گويد:

جمله « ضَرَب بِعَسِيبِ ذَنبِه » ( كه معنايش دم بر زمين زدن است ) در اين مورد به معناى ايستادگى و پايدارى او با پيروان خويش است.( [19] )

ابن اثير بدنبال نقل اين جمله مى نويسد:

مقصود دورى گزيدن از برخورد با فتنه و شتابان سير كردن با اتباع خود در زمين ميباشد.( [20] )

و علامه قندوزى در باب 74 كتاب « ينابيع الموده » منظور امام اميرالمؤمنين(ع) را از اين سخن ، حضرت مهدى(ع) دانسته است.

در پايان ، با تو