شنودى نايل آيد جانب احتياط كارى او را به خود مشغول گرداند، و اگر امن و آسايش بر او سايه افكند غفلت او را از بن براندازد و اگر مالى به او رسد سركشى ثروت به دامش ‍ كشد و اگر دچار مصيبتى شود گرفتارى او را مشغول كند و اگر گرسنگى به او فشار آورد ناتوانى از پايش در آورد، و اگر پرخورى كند نفسش در گلو بگيرد و خلاصه هر كاهش و نقصانى به او زيان آور و هر افزايش تباه كننده است . (189)
191. شكوه و عظمت آفرينش 
سبحانك ما اءعظم ما نرى من خلقك ! و ما اءصغر كل عظيمة فى جنب قدرتك ! و ما اءهول ما نرى من ملكوتك ! و ما اءحقر ذلك فيما غاب عنا من سلطانك ! و ما اءسبغ نعمك فى الدنيا، و ما اءصغرها فى نعم الاخرة ! 
اى خداى پاك ! چه عظيم و پر شكوه است آن چه از آفرينش تو مى بينيم ! و چه خرد است هر بزرگى در برابر قدرت تو! و چه هول انگيز است آن چه ما از ملكوت تو مى بينيم ! و چه حقير است آن چه ما مى بينيم در برابر قدرت و سلطنت ناپيداى تو از ديدگان ما! چه بسيار است نعمت هاى تو در اين دنيا! و چه اندك است اين نعمت ها در برابر نعمت هاى آخرت ! (190)
192. آفرينش زمين 
اءنشا الارض فاءمسكها من غير اشتغال . و اءرساها على غير قرار، و اءقامها بغير قوائم . ورفعها بغير دعائم . و حصنها من الاود و الاعوجاج . و منعها من التهافت و الانفراج 
زمين را ايجاد كرده آن را نگه داشت بى آن كه وى را مشغول سازد و آن را بر جايى بدون قرار استوار كرد و بى هيچ پايه اى بر پايش داشت و بى هيچ ستونى برافراشتش و آن را از كجى نگاه داشت و از افتادن و شكافتن آن جلوگيرى كرد.
193. عظمت آفرينش آسمان ها (191)
فمن شواهد خلقه خلق السموات موطدات بلا عمد، قائمات بلا سند.
دعا هن فاءجبن طائعات مذعنات ، غير متلكئات و لا مبطئات . و لولا اقرار هن له بالربوبية و اذعانهم له بالطوا عية ، لما جعلهن موضعا لعرشه ، و لا مسكنا لملائكته ، و لا مصعدا للكلم الطيب و العمل الصالح من خلقه . جعل نجومها اءعلاما يستدل بها الحيران فى مختلف فجاج الاقطار. لم يمنع ضوع نورها ادلهمام سجف الليل المظلم . و لا استطاعت جلابيب سواد الحنادس ‍ اءن ترد ما شاع فى السموات من تلالو نور القمر 
از نشانه هاى آفرينش خدا، پديد آوردن آسمان هاى استوار بدون ستون و ايستاى بدون تكيه گاه است . خداوند اراده ايجاد آن ها را فرمود و آن ها با ميل و رغبت و بى هيچ درنگ و كندى اجابتش كردند و اگر اقرار آن ها بر خداوندى او و اعتراف آن ها به طاعت و بندگى اش نبود آنها را جايگاه عرش خويش و مكان فرشتگان و محل فرا بردن گفتار و كردار شايسته بندگانش قرار نمى داد. ستارگان آسمان را نشانه هايى ساخت تا افراد سرگردان در آمد و شد راه هاى زمين به وسيله آن ها راه خويش را بيابند، پرده هاى شب تا پرتو نور آنها را نپوشانده و رداهاى سياه شب هاى تاريك توانايى محو درخشش نور پراكنده ماه در آسمان را ندارد. (192)
194. عظمت سلطنت الهى 
كان من اقتار جبروته ، و بديع لطائف صنعته ، اءن جعل من ماء البحر الزاخر المتراكم المتقاصف ، يبسا جامدا، ثم فطر منه اءطباقا، ففتقها سبع سموات 
از نشانه هاى توانايى و سلطنت خداوند و شگفتى آفرينش هاى او اين است كه از آب درياى ژرف بر هم ريخته پر موج خش و جامدى را آفريد، آنگاه از آن طبقاتى خلق كرد و آن طبقات را به آسمان شكافت . (193)
195. تعديل حركات زمين 
عدل حركاتها بالراسيان من جلاميدها، و ذوات الشناخيب الشم من صياخيدها 
حركت زمين را به وسيله صخره هاى عظيم و قله كوه هاى بلند و محكم تعديل كرد. (194)
196. آفرينش آسمان ها
نظم بلا تعليق رهوات فرجها، و لا حم صدوع انفراجها و وشج بينها و بنى ازواجها و ذلل للهابطين باءمره ، و الصاعدين باءعمال خلقه ، خزونة معراجها، و ناداها بعد اذ هى دخان ، فالتحمت عرى اءشراجها، و فتق بعد الارتتاق صوامت اءبوابها، و اءقام رصدا من الشهب الثواقب على نقابها، و اءمسكها من اءن تمور فى خرق الهواءء باءيده ، اءمرها آن تقف مستسلمة " لامره ، و جعل شمسها آية مبصرة " لنهارها، و قمرها آية ممحوة " من ليلها، و اءجراهما فى مناقل مجراهما، و قدر سير هما فى مدارج درجهما، ليميز بين الليل و النهار بهما، و ليعلم عد السنين و الحساب بمقاديرهما، ثم علق فى حوها فلكها، و ناط بها زينتها، من خفيات دراريها و مصابيح كواكبها، و رمى مسترفى السمع بثواقب شهبها، و اءجراها على اذلال تسخيرها من ثبات ثابتها، و مسير سائرها، و هبوطها و صعودها، و نحوسها و سعودها 
راه هاى گشاده آسمان ها را بى آنكه به جايى پيوسته باشد منظم ساخت و شكاف هاى وسيعش را به هم پيوست و ميان هر آسمانى با آسمان هاى ديگر ارتباط برقرار كرد و براى فرود آيندگان به فرمان او و بالا روندگانى كه اعمال و كردار بندگان را مى برند دشوارى آن را آسان نمود و به آسمان ها كه از دود بودند ندا داد كه به هم به پيوندند و گرد آيند و پس از جمع شدن و گرد آمدن درهاى بسته آنها را گشود و از ستاره هاى درخشان بر راه هاى آسمان نگهبان گماشت و با قدرت خويش از به جنبش در آمدن آن ها در فضاى شكافته جلوگيرى كرد و فرمود تا در جاى خويش بايستند و به امر او تسليم باشند. خورشيد آسمان را نشانه اى روشنگر براى روز و ماه آن را كه نورش محو مى شود آيتى براى شب قرار داد و آنها را در مسيرشان روانه ساخت و حركت آنها را در منازل و راه هايى كه بايد طى كنند تعيين نمود، تا با سير آن ها شب و روز مشخص و شمار سال ها و حساب كارها دانسته شود. پس فلك را در فضا معلق نگه داشت و زينت هايش را به آن آويخت كه عبارتند از ستارگانى پنهانى همانند در سفيد و ستارگانى همانند چراغ روشن ، و با شهاب هاى تابان شيطان هايى را كه گوش مى كشند براند و جاى ستارگان سيار و فرورو صعود و سعد و نحس هر يك را تحت تسخير خويش ‍ قرار داد. (195)
197. نيكوترين آفرينش 
لم يخلق الاشياء من اءصول اءزليةُ، و لا اءوائل اءبدية ، بل خلق ما خلق فاقام حده ، و صور ما صور فاءحسن صورته 
اشيا را از ماده اى ازلى يا نمونه هايى ابدى نيافريد، بلكه آفريد آن چه آفريد و حدودش را تعيين كرد و صورتى داد به آن چه داد و آن صورت را به نيكوترين شكل نگاشت . (196)
198. راز استوارى زمين 
و تد بالصخور ميدان اءرضه
جنبش و لرزش زمين را به وسيله سنگ هاى بزرگ و كوه ها ميخكوب و استورا گردانيد. (197)
199. حركت آسمان ها
خلق سبحانه لاسكان سمواته ، و عمارة الصفيح الاعلى من ملكوته ، خلقا بديعا من ملائكته 
آسمان را با پرجا بودن ستاره هاى آن و با گردش ستاره هاى سيار آن و با فرا رفتن و فرود آمدن آن ها و با بودن ستاره هاى نحس و سعد (بدى آور و نيكى آور) در آن و با تسخير آن به آسانى به جريان انداخت . (198)
200. اوج عظمت خدا در آفرينش انسان 
اءيها المخلوق السوى ، و المنشا المرعى فى ظلمات الارحام ، و مضاعفات الاستار. بدئت من سلالة من طين ، و وضعت فى قرار مكين ، الى قدر معلوم و اجل مقسوم . تموز فى بطن اءمك جنينا لا تحير دعاء و لا تسمع نداء. ثم اءخرجت من مقرك الى دار لم تشهدها، و لم تعرف سبل منافعها. فمن هداك لاجترا الغذاء من ثدى اءمك ! و عرفك عند الحاجُة م