انها اهدى السنن
به راه و رسم پيامبرتان اقتدا كنيد كه بهترين راه و روش است و رفتارتان را به سنت و روش پيامبر تطبيق دهيد كه هدايت كننده ترين روش هاست . (240)
245. علم پيامبر
قد علمتم اءن رسول الله صلى الله عليه و آله رجم الزانى المحصن ، ثم صلى عليه ، ثم ورثه اءهله ؛ و قتل القاتل و ورث ميراثه اءهله . و قطع السارق و جلد الزانى غير المحسن ، ثم قسم عليها من الفى ء، و نكحا المسلمات 
شما خوب مى دانيد كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله زناكارى را كه همسر داشت سنگبران كرد، سپس بر مرده اش نماز خواند و اموالش را ميان ورثه اش تقسيم نمود و دست دزد را قطع كرد و زناكار بدون همسر را تازيانه زد، سپس از در آمد بيت المال سهم آنان را داد و هر دو خطا كار با زنان مسلمان ازدواج كردند. (241)
246. آشكار كننده حق 
اءرسله و اءعلام الهدى دارسة ، و مناهج الدين طامسة ، فصدع بالحق ؛ و نصح للخلق 
خداوند او را در موقعى فرستاد كه نشانه هاى هدايت كهنه گشته و مسيرهاى روشن دين محو شده بود، او براى حق قيام و آن را براى مردم آشكار ساخت . (242)
247. سرمشق از پيامبر صلى الله عليه و آله و رفتار او
و لقفد كان فى رسول الله صلى الله عليه و آله كاف لك فى آلاسؤ ة . و دليل لك على ذم الدنيا و عيبها، و كثرة مخازيها و مساويها، اذ قبضت عنه اءطرافها و وطئت لغيره اءكنافها، و فطم عن رضاعها، و زوى عن زخارفها... فتاءس بنبيك الاطيب الاطهر صلى الله عليه و آله فان فيه اءسؤ ةُ لمن تاءسى ، و عزاءء لمن تعزى و اءحب العباد اءلى الله المتاسى بنبيه ، و المقتص لاتر قضم الدنيا قضما، و لم يعرها طرفاء. اءهضم اهل الدنيا كشحا، و اءخمصهم من الدنيا بطنا. عرضت عيله الدنيا فاءبى اءن يقبلها، و علم اءن الله سبحانه اءبغض شيئا فابغضه ، و حقر شيئا فحقره ، و صغر شيئا فصغره و لو لم يكن فينا اءلا حبنا ما اءبغض الله و رسوله ، و تعظيمنا ما صغر الله و رسوله ، لكفى به شقاقاللله ، و محادة عن اءمر الله . لقد كان - صلى الله عليه و اله و سلم - ياءكل على الارض ، و يجلس جلسة العبد، و يخصف بيده نعله ، و يرقع بيده ثوبه ، و يركب الحمار العارى ، و يردف خلفه ، و يكون الستر على باب بيته فتكون فيه التصاوير فيقول : يا فلانة - لا حدى اءزواجه - غيبه عنى فاءنى اذا نظرت اءليه ذكرت الدنيا و زخارفها فاءعرض عن الدنيا بقلبه ، و اءمات ذكرها من نفسه ، و اءحب اءن تغيب زينتها عن عينه ، لكيلا يتخذ منها رياشا، و لا يعتقدها قرارا، و لا يرجو فيها مقاما، فاخرجها من النفس و اءشخصها عن القلب ، و غيبها عن البصر. و كذلك من اءبغض شيئا اءبغض اءن ينظر اءليه ، و اءن يذكر عنده ، و لقد كان فى رسول الله صلى الله عليه و آله ما يدلك على مساويى الدنيا و عيوبها. اذ جاع فيها مع خاصته ، و زويت عنه زخارفها مع خاصته ، و زويت عنه زخارفها مع عظيم زلفته . فلينظر ناظر بعقله ، اءكرم الله محمدا بذلك اءم اءهانه ! فان قال : اءهانه ، فقد كذب و الله العظيم - بالافك العظيم ، و ان قال : اءكرمه فليعلم اءن الله قد اءهان غيره حيث بسط الدنيا له ، و زواها عن اءقرب الناس منه . فتاءسى متاءس بنيه ، و اقتص اءثره ، و ولج مولجه ، و الا فلا يا من الهكة ، فان الله جعل محمداصلى الله عليه و آله علما للساعه ، و مبشراء بالجنة ، و منذرا بالعقوبه . خرج من الدنيا خميصا، و ورد الاخرة سليما. لم يضع حجرا عى حجر، حتى مضى لسبيله ، و اءجاب داعى ربه ، فما اءعظم منه الله عندنا حين اءنعم علينا به سلفا نتبعه ، و قائدا نطا عقبه ! 
سر مشق بودن پيامبر خدا صلى الله عليه و آله براى تو كافى است و راهنمايى است براى اين كه به نكوهيدگى و ننگين بودن دنيا و فراوانى رسوايى ها و بدى هايش پى ببرى ، چه آن كه دنيا از آن حضرت گرفته شد و براى ديگران فراهم گشت و از شير مادر دنيا باز گرفته شد و از زيبايى ها و زخارف آن دور گشت ... پس به پيامبر پاك و پاكيزه ات اقتدا كن ؛ زيرا كه آن حضرت براى كسى كه بخواهد به كسى تاءسى جويد و از و پيروى كند. لقمه دنيا را با اطراف دندان مى خورد (به اندازه ضرورت از دنيا بر مى گرفت ) و گوشه چشمى هم به دنيا نداشت . پهلوهايش از همه لاغرتر و شكمش از همه گرسنه تر بود. دنيا به او پيشنهاد شد، اما از پذيرفتن آن سرباز زد و دانست كه خداى سبحان چيزى (علاقه به دنيا) را دشمن دارد او هم آن را دشمن گرفت ، چيزى را خرد مى شمارد او هم خرد مى شمارد. اگر در ما هيچ (عيبى ) نبود جز همين كه آنچه را خدا و پيامبرش دشمن دارند دوست داشته باشيم و آنچه را خدا و پيامبرش خرد شمرده اند بزرگ و با ارزش ‍ شماريم ، همين خود براى مخالفت ما با خدا و سرپيچى از فرمانش كافى بود.
رسول خدا صلى الله عليه و آله روى زمين غذا مى خورد و همچون بردگان مى نشست با دست خود كفشش را مى دوخت و جامه اش را وصله مى زد و بر الاغ برهنه سوار مى شد و پشت سر خود شخصى ديگرى را هم سوار مى كرد.
پرده اى با نقش و نگار بر در خانه اش آويخته ديد، به همسرش گفت : اى زن ! اين پرده را از جلو چشم من بردار؛ زيرا هرگاه به آن مى نگرم به ياد دنيا و زرق و برق آن مى افتم . او از ته دل از دنيا روى برتافت و نام ياد آن را در جانش ‍ ميراند و دوست داشت كه زيب و زيور دنيا از جلو چشمش دور باشد، تا از آن جامه زيبايى تهيه نكند و آن را در جاى آرامش ندارند و اين ماندن هميشگى در آن نداشته باشد. پس دنيا را از جان خود بيرون راند و از دلش ‍ دور كرد و از چشمانش پنهان ساخت . آرى ! اين چنين كسى كه چيزى را دشمن بدارد از نگاه كردن به آن و از اين كه ياد و نام آن در حضورش برده شود نفرت دارد. راه و رسم رسول خدا صلى الله عليه و آله تو را به بدى ها و عيب هاى دنيا رهنمون مى شود، چه ، او و نزديكانش در دنيا هميشه گرسنه بودند و با اين كه مقام و منزلت عظيمى (نزد خداوند) داشت ، زيب و زيورهاى دنيا از او دور نگه داشته شد، پس هر بيننده اى ، با ديده خرد خود بنگرد و ببيند كه آيا خداوند با اين كار محمد را تكريم كرده يا خوار و كوچكش نموده است ؟اگر بگويد، او را خوار و بى مقدار كرده است ، سوگند به خداى بزرگ كه دروغ و بهتان بزرگى زده است اگر بگويد: او را گرامى داشته است ، پس بداند كه خداوند ديگران را خوار و حقير كرده است ؛ چرا كه دنيايى را كه از نزديك ترين و مقرب ترين افراد خود گرفته براى آنان گسترده است . پس آن كه خواهان پيروى است به پيامبر خود تاءسى جويد و گام در جاى گام هاى او گذارد و هر جا كه او در آمده است درآيد و گر نه از تباه شدن ايمن نباشد؛ زيرا خداوند محمد صلى الله عليه و آله را نشانه قيامت قرار داد و بشارت دهنده بهشت و بيم دهنده از كيفر و عقوبت . او با شكم گرسنه از دنيا رفت و با سلامت به آخرت قدم گذاشت . تا زمانى كه عمرش به سر آمد و دعوت پروردگارش را اجابت كرد، سنگى روى سنگ نگذاشت . چه منت بزرگى خداوند بر ما نهاده كه نعمت وجود آن حضرت را به ما ارزانى داشت كه پيشروى وى است كه ما از او پيروى مى كنيم و پيشوايى است كه گام در جايى گام او مى نهيم . (243)
248. عظمت پيامبر صلى الله عليه و آله 
كان لى فيما مضى اءخ فى الله ، و كان 