عظمه فى عينى صغر الدنيا فى عينه ، و كان لا يشكو و جعا الا عند برئه 
گذشته برادرى در مسير جاذبيت الهى داشتم ، كوچكى دنيا در چشمش او را در چشم من بزرگ مى كرد و از هيچ دردى شكايت نمى كرد مگر زمانى كه از آن درد بهبود حاصل شده بود. (244)
249. پيام هاى پيامبر
اءرسله داعيا اءلى الحق و شاهدا على الخلق ، فبلغ رسالات ربه غير وان و لا مقصر، و جاهد فى الله اءعدآءه غير واهن و لا معذر اءمام من اتقى ، و بصر من اهتدى 
و پيامبر صلى الله عليه و آله را فرستاد تا به حق فرا خواند و بر آفريدگان گواه باشد. او پيام هاى پروردگارش را رسان و در اين راه نه سستى كرد و نه كوتاهى ورزيد و در راه خدا با دشمنان او جنگيد، بى آن كه ناتوانى به او راه يابد، يا آن كه عذر و بهانه آورد. او پيشواى پرهيزگاران و ديده ره يافتگان است . (245)
250. عامل جلوگيرى از عذاب خدا
كان فى الارض اءمانان من عذاب الله ، و قد رفع احد هما، فدونكم الاخر فتمسكوابه : اءما الامان الذى رفع فهو رسول الله صلى الله عليه و آله و اءما الامان الباقى فالاستغفار. قال الله تعالى : (و ما كان الله ليعذبهم و اءنت فيهم و ما كان الله معذبهم و هم يستغفرون ) 
بر روى زمين دو عامل ايمن كنده از عذاب خدا وجود داشت كه يكى از آن دو از دست رفت . پس آن ديگرى را بگيريد و بدان چنگ زنيد. اما آن ايمنى بخشى كه از دست رفت ، رسول خدا صلى الله عليه و آله بود و آن كه باقى است ، آمرزش خواهى است . خداى متعال مى فرمايد: (اى محمد)! تا تو را در ميان آنان هستى ، خدا عذابشان نمى كند و تا زمانى كه آمرزش مى طلبند، خدا عذابشان نكند. (246)
251. اراده و عزم نبوى 
قائما باءمرك مستوفزا فى مرضاتك ، غير ناكل عن قدم ، و لا واه فى عزم
پيامبر بر پا دارنده كار و فرمان توست و شتابنده در تحصيل رضايت تو، بى آنكه از پيشروى بترسد و عقب بنشيند و در عزم و اراده اش سستى نشان دهد. (247)
252. نشانه قيامت 
جعل محمدا صلى الله عليه و آله علما للساعه 
خدايى بزرگ حضرت محمد صلى الله عليه و آله را نشانه قيامت قرار داده است . (248)
253. واسطه از بين رفت گمراهى ها
اهل الارض يومئذ ملل متفرقه ، و اءهواء منتشره ، و طرائق متشتتة ، بين مشبه لله بخلقه ، اءو ملحد فى اسمه ، اءو مشير الى غيره ، فهذا هم به من الضلالُة 
در آن روزگاران كه خداوند ذوالجلال خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله را برانگيخت ، مردم روى زمين مللى پراكنده و اقوامى با تمايلات متفرق در پيچاپيچ طرق درهم و برهم سرگردان و حيرت زده بودند، گروهى از آنان خدا را تشبيه به مخلوقاتش مى كردند و گروهى ديگر در اسماء مقدسش ‍ الحاد مى ورزيدند، جمع ديگرى با نام هاى الهى اشاره به موهومات و موجودات پست مى نمودند. خداوند سبحان آنان را به وسيله پيامبر اكرم از گمراهى نجات داد. (249)
254. حجت هاى خداوند
بعث الله رسله بما خصهم به من وحيه ، و جعلهم حجة له على خلقه ، لئلا تجب الحجُة لهم بترك الاعذار اليهم ، فدعا هم بلسان الصدق الى سبيل الحق 
خداوند، پيامبران خود را با آنچه از وحى خود به آنان اختصاص داده بود مبعوث گردانيد و ايشان را بر مخلوقات خويش و دليل خود قرار داد تا آن ها
(يعنى مخلوقات ) نتوانند نبودن حجت را وسيله عذر آوردن خود (به آگاه نبودنشان از او امر و نواهى الهى ) قرار دهند، آن گاه خداوند با زبانى راستگو (يعنى زبان پيامبران ) ايشان را به راه حق دعوت كرد. (250)
255. سرانجام اختيار كردن دينى جز اسلام 
ارسله بحجه كافيه ، و موعظه شافيه ، و دعوده متلافيه ، اءظهر به الشرائع المجهوله ، و قمع به البدع المدخوله ، و بين به الاحكام المفصوله . فمن يبتغ غير الاسلام دينا تتحقق شقوته ، و تنفصم عروته ، و تعظم كبوته و يكن مابه الى الحزن الطويل و العذاب الوبيل 
خداوند، پيامبر صلى الله عليه و آله را با دليلى بسنده و اندرزى شفابخش و دعوتى جبران كننده فرستاد، به وسيله او شريعت ها و قوانين الهى ناشناخته مانده را آشكار ساخت و بدعت هاى نادرست را نابود كرد و احكام قطعى را بيان نمود. پس هر كه دينى جز اسلامى اختيار كند بدبختى اش محقق است و دستگيره اش گسيخته و به سر در آمدنش سخت و فرجامش اندوه طولانى و عذاب شديد است . (251)
256. مايه كمال دين 
افضت كرامة الله سبحانه و تعالى الى محمد صلى الله عليه و آله ، فاءخرجه من اءفضل المعادن منبتا،... لها فروع طوال ؛ و ثمر لا ينال : فهو امام من اتقى ، و بصيره من اهتدى ،... سنته الرشد، و كلامه الفصل ، و حكمه العدل 
با كرامت خداوند سبحان مقام پيامبرى به محمد صلى الله عليه و آله رسيد. پس آن حضرت را از بهترين خاندان بركشيد... درخت دودمان او را به شاخه هايى است بلند و برافراشته و دست كسى به ميوه آن نرسد. او پيشواى پرهيزگاران است و ديده ره يافتگان .. رفتارش ميانه روى و اعتدال است و طريقه اش راهنمايى و هدايت ، سخنش حق را زا باطل خدا سازد و داورى اش به عدل و داد است . (252)
257. پاكى معنوى 
،تاءس بنبيك الاطيب الاطهر صلى الله عليه و آله فان فيه اءسوة لمن تاءسى ، و عزاء لمن تعزى 
پيروى كن از پيامبرت كه پاك و پاكيزه تر از همه مخلوقات خدا بود، براى هر كسى كه بخواهد پيروى از كمالات نماد در آن وجود مقدس است عالى ترين كمال براى تبعيت . و مهم ترين نسبت براى هر كسى كه انتساب به او را بخواهد (253)
258. فرمان بردن از پيامبر و اولياى امر
اما بعد، فقد بعثت اليكم عبدا من عبادالله ، لا ينام اءيام الخوف ، فاسمعوا له ، و اءطيعوا اءمره فيما طابق الحق ، فانه سيف من سوف الله 
بعد از حمد و ثنا، من بنده اى از بندگان خدا را به سوى شما فرستادم كه در روزگار بيم و هراس نخوابد، از او بشنويد و فرمانش را در هر مورد كه مطابق حق است اطاعت كنيد؛ زيرا اين مدر شمشيرى از شمشيرهاى خداوندى است . (254)
259. پايان بخش وحى 
اءرسه على حين فترة من الرسل ، و تنازع من الالسن ، فقفى ، به الرسل ، و ختم به الوحى .
خداوند او را در دورانى خالى از پيامبران و در دوران اختلاف در عقايد و سخنان فرستاد و او را در آخر پيامبران قرار داد و وحى را با نوبت او ختم فرمود. (255)
260. مسابقه در خوبى ها
و الذى بعثه بالحق لتبلبلن بلبلة و لتغربلن غربلةُ، و لتساطن سوط القدر حتى يعود اسفلكم اءعلاكم ، و اءعلاكم اءسفلكم ، و ليسبقن سابقون كانوا قصرؤ ا، و ليقصرن سباقون كانوا سبقوا 
قسم به خدايى كه محمد صلى الله عليه و آوردن دين حق مبعوث گردانيد، سخت در هم آميخته و در هم و برهم و زير و رو مى شويد و به شدت غربال مى گرديد (تا صالح از طالح و خوب از بد جدا گردد) و هر آينه مانند ديگ جوشان كه با تازيانه غليان خود آنچه را در آن است زير و رو مى كند و بالاترين شما به پست ترين مقام بازگشت مى نمايد و هر آينه كسانى كه در اسلام سابقه دارند، امام در وظايف (با دريافت حق خود) كوتاهى كرده اند، به طور يقين جلو خواهند افتاد و آنان كه در خدمت به اسلام سابقه بسيارى دارند و مقامشان در اسلام جلوتر از ديگران است يقينا و قطعا باز خواهند ماند. (256)
261. حال مردم هنگام بعثت محمد
ابتعثه و الناس يضربون فى غمرةُ، ويموجون فى حيرةُ. قد قاد