 خاوند: 
«ولادت علی علیه السلام در داخل كعبه بود. هیچ كس این سعادت نصیبش نشد، جز علی بن ابی طالب علیه السلام. تولد علی علیه السلام در كعبه، از نظر تاریخ و روایت قطعی است و هیچ تردید و شبهه ای در آن راه ندارند.» [23] 
بیش از پنجاه نفر از بزرگان شیعه در آثار خود به تولد علی علیه السلام در كعبه اشاره دارند. برای آگاهی بیشتر در این زمینه به كتاب ارزشمند«الغدیر»مراجعه نمایید. [24] 
[1] . الغدیر، ج 6، ص. 27 
[2] . مستدرك حاكم نیشابوری، ج 3، ص 550، (در شرح حال حكیم بن حزام). 
[3] . كفایه الطالب، ص. 407 
[4] . الفصول المهمه، ص. 30 
[5] . الغدیر، ج 6، ص. 22 
[6] . تذكره الخواص، ص. 20 
[7] . مناقب ابن مغازلی، ص 6، ح 3، الفصول المهمه، ص. 30 
[8] . محاضره الاوائل، ص 79 به نقل از: الاحقاق، ج 7، ص. 490 
[9] . وسیله النجاه، محمد مبین حنفی، ص 60، (چاپ گلشن فیض لكهنو). 
[10] . وسیله المآل، حضرمی شافعی، ص. 282 
[11] . عبقریه الامام علی، ص. 23 
[12] . ر. ك: الغدیر، ج 6، ص. 22 
[13] . علاقمندان می توانند برای اطلاع بیشتر به كتاب الغدیر، ج 6، ص 21ـ23، مراجعه نمایند. 
[14] . خصائص الائمه، ص. 39 
[15] . ارشاد مفید، ج 1، ص. 5 
[16] . ر. ك: الغدیر، ج 6، ص. 24 
[17] . خرائج و جرائح راوندی، ج 2، ص. 888 
[18] . ر. ك: الغدیر، ج 6، ص. 24 
[19] . ر. ك: الغدیر، ج 6، ص. 26 
[20] . مناقب ابن شهرآشوب، ج 2، ص. 175 
[21] . كشف الغمه، باب المناقب، ج 1، ص. 81 
[22] . مرآه العقول، ج 5، ص. 275 
[23] . روضه الصفا، فی آداب زیارت المصطفی، الجزء الثانی. 
[24] . الغدیر، ج 6، ص 24ـ. 27.166 «احسن الصّنائع ما وافق الشّرائع» بهترين كارها آن است كه برابر دستورهاى شرع باشد

ترا گويم از بهترين كارها

هم از برترين رسم و رفتارها

بود كار بر وفق احكام دين‏

چرا ترسى اندر دژ آهنين‏

167 «احسن المقال ما صدّقه حسن الفعال» بهترين گفتار آن است كه رفتار نيك مؤيّد آن باشد

چو كردار خوب تو باشد گواه،

بصدق كلام تو اى نيكخواه،

بود بهترين گفته آن گفته است‏

چه زيبا است آن گوهر سفته‏ات‏

168 «احسن الكلام ما لا تمجّه الأذان و لا يتعب فهمه الافهام» بهترين كلام آن است كه بر گوش سنگين نيايد و فهم از درك آن عاجز نباشد

چو سنگين نيايد كلامى بگوش ،

بود دركش آسان بفهم و بهوش،

نكوتر نجوئى تو از آن كلام‏

تو را بايد اين گونه باشد مرام‏

169 «أعظم النّاس ذلّا الطّامع الحريص المريب» خوارترين مردم شخص طمعكار حريص بد گمان است.

نباشد كسى خوار چون آزمند

كه باشد بشكّ اندر از چون و چند

نه پرهيز باشد ورا از حرام‏

نه انديشد او هيچ از ننگ و نام‏

170 «أعظم النّاس سلطانا على نفسه من قمع غضبه و امات شهوته» مسلّطترين شخص بر نفس خود، كسى است كه خشمش را سركوب كند و شهوتش را بكشد

چو كس ريشه شهوت و خشم و كين ،

 برون آرد از دل به نيروى دين‏

چنو نيست بر نفس خود چيره كس‏

بهر چيز، او را بود دسترس‏

171 «أعظم الحماقة الاختيال فى الفاقة» بزرگترين نادانى تكبّر در حال فقر است

گدا گر تكبّر كند احمق است

بسى دور از راه و رسم حق است‏

نه از ديگرى شايد، اين خوى بد

گريزان بود هر كس از بوى بد

ز دانش گرت نيست سرمايه‏اى ،

بنطق ار نباشد تو را پايه‏اى،

برو مستمع باش اى هوشمند

نگه دار هر گفته ارجمند

172 «افضل السّخاء ان تكون بمالك متبرّعا و عن مال غيرك متورّعا» برترين بخشش آنستكه مال خودت را در راه خدا ببخشى و از مال ديگران بپرهيزى

چو در راه خشنودى كردگار،

كنى ثروت خويشتن را نثار،

بپرهيزى از مال مردم اگر،

بود بهترين بخشش اى خوش سير

173 «افضل الأمانة الوفاء بالعهد» وفاى بعهد بهترين امانت‏دارى است

چو بر عهد و پيمان وفا باشدت،

تقرّب بسوى خدا باشدت‏

نباشد امانت از اين بيشتر

نباشد كسى از تو خوش كيش‏تر

174 «افضل الذّكر القران به تشرح الصّدور و تستنير السّرائر» قرآن برترين پند است، با آن سينه‏ها باز مى‏شود و درونها روشن مى‏گردد

همانند قرآن نباشد بذكر

چنو كس نخواند كسى را بفكر

شود روشن از آن درونهاى تار

دهد سينه را وسعت اى بيقرار

175 «افضل الأيمان حسن الايقان» بالاترين ايمان يقين درست در باره خدا داشتن است

بود زيور مرد مؤمن يقين

يقين است برتر ز هر كيش و دين‏

حذر كن تو از شك و ترديد و ريب‏

كه شكّاك را نيست ايمان بغيب‏176 «افضل العطيّة ما كان قبل مذلّة السؤال» بالاترين بخشش آنستكه پيش از خوارى خواستن باشد

چو بى ذلّت و خوارى خواستن ،

 نه با منّت از اجر خود كاستن،

ببخشى به بيچارگان هر چه بود،

تو را باشد اين غايت لطف وجود

177 «افضل الطّاعات الغروف عن اللّذات» بالاترين عبادتها از لذّتها دل بركندن است

ز لذّات دنيا چو دل بركنى،

ز مرغ هوى و هوس، پر كنى،

بود برترين طاعت و بندگى‏

شود بر تو آسان بسى زندگى‏

178 «افضل النّاس انفعهم للنّاس» برترين مردم كسى است كه بيشتر از همه سودش بمردم برسد

چو باشى پى سود مردم بسى،

بخدمت ترا نيست، همتا كسى‏

توئى بهترين بنده كردگار

تو باشى سعيد و توئى كامكار

179 «افضل الجود ايصال الحقوق الى اهلها» برترين بخشش رسانيدن حقوق بحقّ داران است.

چو حقّ را بذيحقّ رسانى تو زود،

 بمحتاج و مسكين دهى هر چه بود،

از اين نيست برتر عطا و سخا

همين است راه رضاى خدا

180 «افضل العبادة الفكر» انديشه كردن بالاترين عبادتها است

دمى فكر و انديشه در كارها،

كند بر تو روشن بسى تارها

هم او برترين عبادت بود

هم او رهگشاى سعادت بود

181 «اشد الذّنوب عند اللّه سبحانه ذنب استهان به راكبه» سخت‏ترين گناهان در پيشگاه خدا گناهى است كه بنظر مرتكب آن كوچك آيد

نباشد گناهى از آن سخت‏تر،

نه از آن گنهكار بدبخت‏تر،

كه كوچك شمارد مر آنرا بسى‏

نه او گوش دارد به پند كسى‏

182 «اشدّ النّاس ندما عند الموت العلماء غير العالمين» پشيمان‏ترين اشخاص هنگام مرگ عالمان بدون عملند

پشيمان‏تر از عالم بى عمل ،

نباشد بهنگام مرگ و اجل‏

چو، بر دانش خويش او ظالم است‏

بتكليف افزونترى عالم است‏

183 «اشدّ القلوب غلّا قلب الحقود» ناپاكترين دلها دل شخص كينه‏ورز است

نباشد بتر از دل كينه‏توز

نبينى چنو هيچ آتش فروز

كند خانمانهاى مردم خراب‏

كند نقشه دوستى نقش آب‏

184 «اكرم الشّيم اكرام المصاحب و اسعاف الطّالب» گرامى داشتن دوست و بر آوردن نياز خواهند بهترين شيوه است.

برو يار خود را گرامى شمار

 برو حاجت خواستاران برآر

كزين شيوه برتر، ترا كار نيست‏

بتر هيچ از مردم آزار نيست‏

185 «اشدّ النّاس عذابا يوم القيامة المستخط لقضاء اللّه» شديدترين عذاب در روز قيامت بكسانى مى‏رسد كه بر خواست خدا خشمناك باشند

چو از حكم و تقدير دادار پاك،

 كسى باشد اندر جهان خشمناك،

بروز قيامت عذاب خداى،

در آرد مر او را بسختى ز پاى‏186 «اوفر النّاس حظّا من الأخرة اقلّهم حظّا من الدّنيا» كم بهره‏ترين مردم در دنيا، بهره‏مندترين آنان در آخرتند

چو كم بهره‏تر باشد اندر جهان ،

كس از جمله ياران و از مردمان،

برد بيشتر بهره اندر بهشت‏

چو دنيا، بدنيا پرستان بهشت‏

187 «اذلّ النّاس من اهان النّاس» فرومايه‏ترين افراد كسى است كه مردم را خوا