يل الفعل ينبى‏ء عن طيب الأصل» گفتار نيك دليل بر زيادى عقل است. كردار نيك حاكى از پاكى گوهر و تبار است

ز پاكىّ گوهر بود كار نيك

ز عقل كثير است گفتار نيك‏

چو گفتار شد پاك و كردار پاك،

شود كوكب طالعت تابناك‏

400 «حسن البشر اوّل العطاء و اسهل السّخاء» خوشرويى نخستين بخشش و آسانترين دهش و سخاوت است.

نخستين عطاى تو خوشرويى است 

كه خوشروئيت به ز خوش گويى است‏

تو را باشد آسانتر از هر سخا

چنين است كردار اهل صفا

401 «حلاوة الدّنيا توجب مرارة الأخرة و سوء العقبى» شيرينى دنيا تلخى آخرت و بد فرجامى را بدنبال دارد

بشيرينى لذّت اين جهان،

مشو هيچ مغرور اى كامران‏

كه اندر پيش تلخى آخرت،

بود همره زشتى عاقبت‏

402 «حصّنوا الأعراض بالأموال» شرفتان را با مالتان حفظ كنيد.

نگه دار با مال خود عرض خويش

كه باشد گرامى شرف همچو كيش‏

در اين ره نه امساك زيبا بود

چو رفت آبرو، شخص رسوا بود

403 «حصّلوا الأخرة بترك الدّنيا و لا تحصّلوا بترك الدّين الدّنيا» با ترك دنيا آخرت را بدست آوريد ولى با ترك دين تحصيل دنيا نكنيد.

بر آن باش با ترك دنياى پست،

تو دار بقا را بيارى بدست‏

ولى دار فانى تو با دين مخر

كه سودت سرانجام گردد ضرر

404 «حصّنوا الدّين بالدّنيا و لا تحصّنوا الدّنيا بالدّين» دين را بوسيله دنيا نگهداريد ولى دنيا را با دين نگه نداريد

سزد گر به دنيا، كنى حفظ دين

نباشد جز اين مؤمن راستين‏

و ليكن به دين حفظ دنيا مكن‏

پشيمان نگردى، شنو اين سخن‏

405 «حصّنوا اموالكم بالزّكوة» با پرداخت زكات دارائى خود را حفظ كنيد

نگه داردت مال و ثروت، زكات

زكات است واجب چو صوم و صلات‏

چو پاكيزه گردد ترا مال از آن،

نكوتر شود هم ترا حال از آن‏ازدواج با دختر پیامبر(ص)
حضرت علی - علیه السلام - بنابر امر الهی و سنت حسنه اسلامی، بر آن می شود كه در بحران جوانی به كشتی زندگانی خود سكونت و آرامش بخشد. اما شخصیتی چون حضرت علی - علیه السلام - هرگز در همسر گزینی به یك آرامش نسبی و موقت اكتفا نمی كند و آفاق دیگر زندگانی را از نظر دور نمی دارد. از این رو خواستار همسری می شود كه از نظر ایمان و تقوی ودانش و بینش و نجابت و اصالت، «كفو» و همشأن او باشد. چنین همسری جز دختر رسول خد حضرت فاطمه، زهرا - سلام الله علیها - كه به همه خصوصیات او از هنگام تولد تا آن زمان كاملاً آشنایی داشت، كسی دیگر نبود. 
خواستگاران حضرت زهرا - علیه السلام - 
پیش از حضرت علی - علیه السلام - افرادی مانند ابوبكر و عمر آمادگی خود را برای ازدواج با دختر پیامبر - صلی الله علیه و آله - اعلام كرده بودند و هر دو از پیامبر یك پاسخ شنیده بودند و آن اینكه درباره ازدواج زهرا منتظر وحی الهی است . 
آن دو كه از ازدواج با حضرت زهرا نومید شده بودند با سعد معاذ رئیس قبیله اوس به گفتگو پرداختند و آگاهانه دریافتند كه جز حضرت علی - علیه السلام - كسی شایستگی ازدواج با حضرت زهرا - سلام الله علیها - را ندارد و نظر پیامبر - صلی الله علیه و آله - نیز به غیر او نیست . از این رو دسته جمعی در پی حضرت علی - علیه السلام - رفتند و سرانجام او را در باغ یكی از انصار یافتند كه با شتر خودمشغول آبیاری نخلها بود. آنان روی به علی كردند و گفتند: اشراف قریش از دختر پیامبر - صلی الله علیه و آله - خواستگاری كرده اند وپیامبر در پاسخ آنان گفته است كه كار زهرا منوط به اذن خداست و ما امیدواریم كه اگر تو (با سوابق درخشان و فضایلی كه داری) از فاطمه خواستگاری كنی پاسخ موافق بشنوی و اگر دارایی تو اندك باشد ما حاضریم تو را یاری كنیم . 
با شنیدن این سخنان دیدگان حضرت علی - علیه السلام - را اشك شوق فرا گرفت و گفت : دختر پیامبر - صلی الله علیه و آله - مورد میل وعلاقه من است .این را گفت و دست از كار كشید و راه خانه پیامبر را، كه در آن وقت نزد ام سلمه بسر می برد، در پیش گرفت . هنگامی كه در خانه رسول اكرم را كوبید پیامبر فوراً به ام سلمه فرمود: برخیز و در را باز كن كه این كسی است كه خدا و رسولش او را دوست می دارند. 
ّّام سلمه می گوید: شوق شناسایی این شخص كه پیامبر او را ستود آنچنان بر من مستولی شد كه وقتی برخاستم دررا باز كنم نزدیك بود پایم بلغزد. من در را باز كردم و حضرت علی - علیه السلام - وارد شد و در محضر پیامبر - صلی الله علیه و آله - نشست، اماحیا و عظمت محضر پیامبر مانع آن بود كه سخن بگوید، لذا سر به زیر افكنده بود و سكوت بر مجلس حكومت می كرد. تا اینكه پیامبر - صلی الله علیه و آله - سكوت مجلس را شكست و گفت : گویا برای كاری آمده ای ؟ حضرت علی - علیه السلام - در پاسخ گفت : پیوند خویشاوندی من با خاندان رسالت و ثبات و پایداریم در راه دین و جهاد و كوششم در پیشبرد اسلام بر شماروشن است . پیامبر - صلی الله علیه و آله - فرمود: تو از آنچه كه می گویی بالاتر هستی . حضرت علی - علیه السلام - گفت : آیا صلاح می دانید كه فاطمه را در عقد من درآورید؟[1] 
1 حضرت علی - علیه السلام - در طرح پیشنهاد خود بر تقوا و سوابق درخشان خود در اسلام تكیه می كند و از این طریق به همگان تعلیم می دهد كه ملاك برتری این است نه زیبایی و ثروت و منصب . 
پیامبر اكرم - صلی الله علیه و آله - از اصل آزادی زن در انتخاب همسر استفاده كرد و در پاسخ حضرت علی - علیه السلام - فرمود: پیش از شماافراد دیگری از دخترم خواستگاری كرده اند و من درخواست آنان را با دخترم در میان نهاده ام ولی در چهره او نسبت به آن افراد بی میلی شدیدی احساس كرده ام . اكنون درخواست شما را با او در میان می گذارم، سپس نتیجه را به شما اطلاع می دهم . 
پیامبر - صلی الله علیه و آله - وارد خانه زهرا - سلام الله علیها - شد و او برخاست و ردا از دوش آن حضرت برداشت و كفشهایش را از پایش درآورد و پاهای مباركش را شست و سپس وضو ساخت و در محضرش نشست . پیامبر سخن خود را با دختر گرامیش چنین آغاز كرد: 
علی فرزند ابوطالب از كسانی است كه فضیلت و مقام او در اسلام بر ما روشن است و من از خدا خواسته بودم كه تورا به عقد بهترین مخلوق خود در آورد و اكنون او به خواستگاری تو آمده است؛ در این باره چه می گویی ؟ در این هنگام زهرا - سلام الله علیها - در سكوت عمیقی فرو رفت ولی چهره خود را از پیامبر - صلی الله علیه و آله - برنگرداند و كوچكترین ناراحتی در سیمای اوظاهر نشد. رسول اكرم - صلی الله علیه و آله - از جای برخاست و فرمود: «الله اكبر سكوتها اقرارها» یعنی : خدا بزرگ است؛ سكوت دخترم نشانه رضای اوست .[2] 
همشأنی روحی و فكری و اخلاقی 
درست است كه در آیین اسلام هر مرد مسلمان كفو و همشأن مسلمان دیگری است و هر زن مسلمان كه در عقد مردمسلمانی درآید با همشأن خود پیمان زناشویی بسته است، ولی اگر جنبه های روحی و فكری را در نظر بگیریم بسیاری از زنان همشأن برخی مردان نیستند و بالعكس . مردان مسلمان شریف و اصیل كه از ملكات عالی انسانی و سجایای اخلاقی و دانش و بینش وسیع برخوردار باید با زنانی پیمان زناشویی ببندند كه از نظر روحیات و سجایای اخلاقی همشأن و مشابه آنان باشند. ای