ر حق تو كه رحمتى است براى عالميان . (271)
276. مبلغان خدا
لقد جاهرتكم العبر، و زجرتم بما فيه مزدجر. و ما يبلغ عن الله بعد رسل السماء الا البشر 
حوادث پند آموز به شما خود را نماياندند، كارهاى ممنوع به شما اعلام شده است ، دستور الهى پس از پيامبران خدا فقط به وسيله ابلاغ مى گردد. (272)
277. محبوبترين بندگان 
اءحب العباد الى الله المتاسى بنبيه ، و المتقص لاثره 
محبوب ترين بندگان نزد خدا كسى است كه از پيامبرش پيروى كند و قدم به جايى قدم او گذارد. (273)
278. برپا كننده احكام نورانى و نشانه هاى روشن گر
اءورى قبس القابس ، و اءضاء الطريق للخابط، و هديت به القلوب بعد خوضات الفتن و الاثام ، و اءقام بموضحات الاعلام ، و نيرات الاحكام
آن گاه كه نور الهى را ابلاغ و در پهنه هستى منتشر ساخت كه جويندگان انوار خداوندى را به مقصدشان نايل ساخت و راه را بر گمشده در تاريكى هاى جاهليت روشن نمود، هم به وسيله او بود كه دل هاى فرو رفته در فتنه ها و گناهان هدايت گشت . پيامبرى عزيز كه پرچم ها و علايم راهنما را برپا داشت و احكام نورانى خداوندى را ابلاغ و اجرا فرمود.
279. فرمان بردن از پيامبر و اولياى امر (274)
من كتاب للاشتر حين ولاه مصر -: و اردد اءلى الله و رسوله ما يضلعك من الخطوب ، و يشتبه عليك من الامور؛ فقد قال الله تعالى لقوم اءحب ارشادهم : (يا اءيها الذين آمنوا اءطيعوا الله و اءطيعوا الرسول و اءولى الامر منكم ، فان تنازعتم فى شى ء فردوه اءلى الله و الرسول ) فالرد اءلى الله : الاخذ بمحكم كتابه ، و الرد اءلى الرسول : الاخذ بسنته الجامعة غير المفرقة 
در نامه به مالك اشتر فرمودند: آن گاه كه مشكل بزرگى تو را عاجز كرد و موضوع برايت مورد ترديد قرار گرفت آن را به خدا و رسول صلى الله عليه و آله واگذار كن ؛ زيرا خداى عزيز به مردمى كه ارشاد آنان را دوست دارد چنين سفارش مى كند (شما كه ايمان آورده ايد! از خدا، رسول و (اولى الامر) خودتان اطاعت كنيد و اگر در موضوعى اختلاف پيدا كرديد آن را به خدا و رسول صلى الله عليه و آله واگذار كنيد واگذار كردن مشكلات به خدا اين است كه مطالبى را كه از قرآن درك مى كنيم عمل كنيم و رجوع كردن به رسول خدا صلى الله عليه و آله اين است كه سفارش هاى او را كه مايه وحدت است (و از پيامبر صلى الله عليه و آله صادر شده بپذير و آن مطالبى را كه تفرقه افكن مى باشد كنار بزن . (275)
280. وضع روزگار پيامبر
بعثه و الناس ضلال فى حيرة ، و حاطبون فى فتنه قد استهوتهم الاهواء و استزلتهم الكبرياء 
خداوند سبحان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را در حالى فرستاد كه مردم در وادى حيرت گمراه و در آشوب مشوش و منحرف بودند، هواهاى نفسانى آنان را در خود غوطه ور ساخته و كبر و نخوت در لغزشگاهشان انداخته بود. (276)
281. سخن على (ع ) در تمجيد از پيامبر (ص )
ابتعثه بالنور المضى ، و البرهان الجلى ، و المنهاج البادى ، و الكتاب الهادى . اءسرته خير اءسرة ، و شجرته خير شجرة ، اءعصانها معتدله و ثمارها متهدلة . مولده بمكة و هجرته بطيبُة 
خداوند پيامبر را با نور روشنايى بخش و برهان آشكار و روش نمايان و كتاب راهنما مبعوث فرمود. خاندانش بهترين خاندان و درخت او بهترين درخت شاخه هاى آن معتدل ميوه هايش در دسترس براى همه است ، زاد گاهش مكه و هجرتش به مدينه بود. (277)
282. آسان كننده ناهموارى ها
اءرسله بالضياء، و قدمه فى الاصطفاء، فرتق به المفاتق و ساور به المغالب و ذلل به الصعوبة ، و سهل به الحزونة ، حتى سرح الضلال عن يمين و شمال
خداوند پيامبر صلى الله عليه و آله را با نور فرستاد و در گزيدن بر مقدم داشت و شكاف ها را به وسيله او ترميم فرمود و او را به مردم قدرتمند پيروز فرمود. و دشوارى را به وسيله او آسان و سختى هاى راه را به وسيله او هموار فرمود تا گمراهى را از راست و چپ برطرف ساخت . (278)
283. پيامبران مستضعف 
فى صفة الانبياء -: كانوا قوما مستضعفين : قد اختبر هم الله لالمخمصة و ابتلاهم بالمجهده ، وامتحنهم بالمخاوف ، ومخضهم بالمكاره ، فلا تعتبروا الرضا و السخط بالمال و الولد جهلا بمواقع الفتنه ، و الاختبار فى موضع الغنى و الاقتدار، فقد قال سبحانه و تعالى : (اءيحسبون اءن ما نمدهم به من مال و بنين ، نسارع لهم فى الخيرات بل لا يشعرون ) فان الله سبحانه يختبر عباده المستكبرين فى اءنفسهم باءوليائه المستضعفين فى اءعينهم 
در توصيف پيامبران عليه السلام مى فرمايد: آنان مردمانى مستضعف بودند كه با گرسنگى و انواع فقر آنان را آزمايش كرد و به مشقت و سختى مبتلا فرمود، در رويدادهاى وحشتناك امتحان نمود و با ناگوارى ها تصفيه شان نمود. از روى نادانى به موارد فتنه آزمايش در موقعيت بى نيازى ملاك خشنودى و ناخشنودى خداوند را مال و اولاد تلقى نكنيد. خداوند سبحان و با عظمت چنين فرموده است : (آيا گمان مى كنند اين كه ما به وسيله مال و فرزندان آنان را كمك مى نماييم و آنان را در وصول به خيرات سرعت مى دهيم ؟(نه چنين است ) آنان مى فهمند.) زيرا خداوند سبحان آزمايش ‍ مى كند بندگان مستكبر خود را كه در نزد خويشتن بزرگ و چشمگيرند! به وسيله دوستان خود در چشمان آن مستكبران بينوايان اند. (279)
284. فضيلت مستضعفان 
الله سبحانه جعل رسله اءولى قوة فى عزائمهم ، وضعفُة فيماترى الاعين من حالاتهم ، مع قناعة تملا القلوب و العيون غنى ، و خصاصة تملا الابصار و الاسماع اءذى 
خداوند سبحان رسولان خود را در تصميم هايى كه براى ابلاغ دين خداوندى مى گرفتند نيرومند ساخته و در پديده هاى ظاهرى كه با چشمان حسى ديده مى شوند ناتوان نموده بود، با قناعتى كه دل ها را پر مى كرد و چشم ها را بى نياز مى ساخت و با فقر و نيازمندى كه آزار آن چشم ها و گوش ها را پر مى ساخت . (280)
285. سرور بندگان 
اءشهد اءن محمدا عبده و رسوله ، و سيد عباده ، كلما نسخ الله الخلق فرقتين جعله فى خير هما، لم يسهم فيه عاهر، و لا ضرب فيه فاجر 
گواهى مى دهم كه حضرت محمد صلى الله عليه و آله بنده و فرستاده خدا و سرور بندگان اوست .
هنگامى كه خداوند آفريدگانش را به دو بخش (نيك و بد) تقسيم كرد، (نور وجود) آن حضرت را در بهترين آن دو به وديعه نهاد. ناپاكان در شب او سهمى نداشتند و گناهكاران را در او هيچ دخالتى نبود. (281)
286. مايه بصيرت و بينايى 
فى ذكر النبى صلى الله عليه و آله -: اءفضت كرامة الله سبحانه و تعالى اءلى محمد صلى الله عليه و آله ... فهو اءمام من اتقى ، و بصيرة من اهتدى ، سراج لمع ضوءه ، و شهاب سطع نوره ، و زند برق لمعمه 
كرامت خداوندى سبحان و تعالى به محمد صلى الله عليه و آله منتهى گشت ، آن حضرت صلى الله عليه و آله پيشوايى كسى است كه تقوا بورزد و وسيله بينايى است براى كسى كه هدايت يافته باشد. چراغى است كه روشنايى اش درخشيده و ستاره اى است كه نورش بارز و آشكار است و آتش زنه اى است كه معلمان آن برق توليد نموده است . (282)
287. فروتنى صفت پيامبران 
لو رخص الله فى الكبر لاحد من عباده لرخص فيه لخاصة اءنبيائه و اءوليائه . و لكنه سبحانه كره اءليهم التكابر، و رضى لهم التواضع 
اگر ب