ت كه به من ایمان آورده است و اول كسی است كه در روز قیامت با من مصافحه خواهد نمود، او صدّیق اكبر است..[2] 
3) و در میان جمعی از یاوران خود فرمود: 
«نخستین كسی كه در روز رستاخیز با من در كنار حوض (كوثر) ملاقات می كند، پیش قدم ترین شما در اسلام، علی بن أبی طالب است»[3] 
4) جابر بن عبدالله انصاری می گوید: 
پیامبر - صلی الله علیه و آله - روز دوشنبه به نبوت مبعوث شد و علی - علیه السلام - فردای آن روز (سه شنبه) با او نماز خواند.[4] 
5) زید بن ارقم می گوید: 
اول كسی كه با پیامبر نماز خواند علی بن ابی طالب - علیه السلام - بود.[5] 
6) امام - علیه السلام - در خطبه «قاصعه» می فرماید: 
آن روز، اسلام، جز به خانه پیامبر و خدیجه راه نیافته بود و من سومین نفر آنها بودم. نور وحی و رسالت را می دیدم، و بوی نبوت را می شنیدم.[6] 
7) امام - علیه السلام - در جای دیگری می فرماید: 
«خدایا من نخستین كسی هستم كه به سوی تو بازگشتم، و پیام تو را شنیدم و به دعوت پیامبر پاسخ گفتم (و از او حمایت كردم) و پیش از من جز پیامبر اسلام كسی نماز نگذارد»[7] 
8) علی - علیه السلام - فرمود: 
«من بنده خدا و برادر پیامبر و صدّیق اكبرم، این سخن را پس از من جز دروغگوی افترا ساز نمی گوید، من هفت سال پیش سایر مردم با رسول خدا نماز خواندم»[8] 
9) پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله - بعد از بعثت به نبوت و رسالت به مدت سه سال، به امر خدا از دعوت عمومی خودداری كرد. پس از سه سال فرشته وحی نازل شد و فرمان خدا را برای دعوت همگانی ابلاغ نمود كه پیامبر دعوت خویش را اول از بستگان و خویشاوندان آغاز كند، فرمان خدا چنین بود: 
بستگان نزدیك خود را از عذاب الهی بیم ده، و پر و بال مهر و محبت خود را بر سر افراد با ایمان فرو گستر (و نسبت به آنان ابراز علاقه و محبت كن) پس اگر با شما مخالفت كردند بگو من از كارهای بد شما بیزارم[9]. 
از این رو پیامبر - صلی الله علیه و آله - به علی - علیه السلام - دستور داد كه چهل و پنج نفر از شخصیتهای بزرگ بنی هاشم را به مهمانی دعوت كردند همه مهمانها در موعد مقرر در مجلس حاضر شدند و پیامبر، پس از صرف غذا، سخنان خود را چنین آغاز كرد: 
«از مردم هیچ كس برای كسان و اهل خود چیزی بهتر از آنچه من برای شما آورده ام نیاورده است. من خیر دنیا و آخرت را برای شما آورده ام. خدایم به من فرمان داده است كه شما را به وحدانیت او و رسالت خویش دعوت كنم. چه كسی از شما مرا در این راه كمك می كند تا برادر و وصی و نماینده من در میان شما باشد؟» پیامبر بعد از گفتن این جملات قدری مكث كرد تا ببیند چه كسی از حاضران حمایت و پیروی خود را از آن حضرت اعلام می دارد. در آن هنگام سكوتی آمیخته با بهت و حیرت بر مجلس حكومت می كرد و همه سر به زیر افكنده، در فكر فرو رفته بودند. 
ناگهان حضرت علی - علیه السلام - (كه سن او در آن روز از پانزده سال تجاوز نمی كرد) سكوت را در هم شكست و برخاست و رو به پیامبر - صلی الله علیه و آله - نمود و عرض كرد: ای پیامبر خدا، من تو را در این راه حمایت می كنم. سپس دست مبارك خویش را به عنوان پیمان فداكاری به سوی پیامبر - صلی الله علیه و آله - دراز كرد تا دست او را بفشرد. 
پیامبر - صلی الله علیه و آله - فرمود: علی جان بنشینید، و برای بار دوّم سخنش را تكرار كرد. باز علی - علیه السلام - برخاست و اعلام آمادگی كرد. این بار نیز پیامبر فرمود: علی جان بنشین. در نوبت سوّم نیز، جز علی - علیه السلام - كسی تبعیت خود را از فرمان پیامبر - صلی الله علیه و آله - اعلام نكرد، تنها او بود كه به پا خاست و پشتیبانی خود را از هدف مقدس پیامبر - صلی الله علیه و آله - اعلام كرد. در این هنگام پیامبر - صلی الله علیه و آله - دست علی - علیه السلام - را گرفت و فرمود: 
«ای خویشان و بستگان من! علی برادر و وصی و خلیفه من در میان شما است»[10] 
ب) فداكاری بزرگ و بی نظیر امام علی - علیه السلام - 
پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله - در سال دهم بعثت حضرت ابو طالب و خدیجه را كه بزرگترین حامی و مدافع آن حضرت بودند از دست داد با درگذشت این دو حامی بزرگ، میزان خفقان و فشار بر مسلمین در مكه فزونی گرفت، تا آنجا كه در سال سیزدهم بعثت، سران قریش در یك شورای عمومی تصمیم گرفتند پیامبر را بكشند.!! 
فرشته وحی پیامبر را از نقشه شوم مشركان آگاه ساخت و دستور الهی را به او ابلاغ كرد كه باید هر چه زودتر مكه را به سوی (مدینه) یثرب ترك كند. پیامبر - صلی الله علیه و آله - علی - علیه السلام - را از نقشه شوم مشركان قریش مطلع ساخت و فرمود: 
امشب در بستر من بخواب و آن پارچه سبزی را كه من هر شب بر روی خود می كشیدم، بر روی خود بكش تا تصور كنند كه من در بستر خوابیده ام. 
علی - علیه السلام - با تمام وجود از امر پیامبر استقبال كرد، لبخندی كه كنایه از كمال رضایت او بود بزد و به دنبال انجام مأموریت رفت و دیگر از سرنوشت خود سؤالی نكرد كه آیا من در چه وضعی قرار خواهم گرفت و به سر من چه خواهد آمد.[11] 
این است معنای عشق به رهبر و اطاعت از امر او. 
قرآن مجید برای اینكه این فداكاری بی نظیر در تمام قرون و اعصار جاودان بماند، در آیه ای جانبازی حضرت علی - علیه السلام - را می ستاید و او را از كسانی می داند كه جان به كف در راه كسب رضای خدا می شتابند. 
برخی از مردم كسانی هستند كه جان خود را برای به دست آوردن رضای خداوند از دست می دهند و خداوند به بندگان خود رئوف و مهربان است.[12]
از این آیه استفاده می شود كه علی - علیه السلام - تا پای جان حامی امر رهبر و مولای خویش (پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله - ) بوده است. اشعاری كه امام - علیه السلام - پیرامون این حادثه بزرگ تاریخی سروده است گواه روشنی بر جانبازی اوست: 
من جان خود را برای بهترین فرد روی زمین و نیكوترین شخصی كه خانه خدا و حجر اسماعیل را طواف كرده است سپر قرار دادم. 
آن شخص عالی قدر محمّد بود و من هنگامی دست به این كار زدم كه كافران نقشه قتل او را كشیده بودند ولی خدای من او را از مكر دشمنان حفظ كرد. 
من در بستر وی خوابیدم و در انتظار حمله دشمن بودم و خود را برای مرگ و اسارت آماده كرده بودم.[13] 
ج) امام علی - علیه السلام - بزرگترین مدافع پیامبر - صلی الله علیه و آله - در جنگ احد 
در جنگ احد هنگامی كه شایعه كشته شدن پیامبر - صلی الله علیه و آله - در میدان جنگ توسط دشمن پخش گردید، روحیه بسیاری از مسلمانان متزلزل شد و در اثر فشار نظامی جدید سپاه شرك، اكثریت قریب به اتفاق مسلمانان عقب نشینی كرده و پراكنده شدند، و در میدان جنگ جز افرادی انگشت شمار در كنار پیامبر - صلی الله علیه و آله - نماندند و لحظات بحرانی و سرنوشت ساز در تاریخ اسلام فرا رسید. و این جنگ بهترین محك برای شناخت مؤمن از غیر مؤمن و عالی ترین آزمایش و سنجش برای تعیین میزان ایمان، فداكاری، حمایت، تبعیت و سر سپردگی مدعیان پیرو رهبری است.
قرآن كریم در این باره می فرماید: 
افراد با ایمان كسانی هستند كه به خدا و رسول او ایمان آوردند و در ایمان خود شك و تردید نداشتند و در راه خدا با مال و جان خود جهاد كرد