ا بود خداوند به بعضى از بندگانش رخصت بدهد كه به او كبر بورزند قطعا به پيامبران و اولياء خاص خود اجازه مى داد، ولكن خداوند سبحان زشتى تكبر و خود پسندى را براى آنان ناپسند دانست و فروتنى را براى آنان پسنديد. (283)
288. نامه على (ع ) به معاويه 
من كتابه اءلى معاوية -: كان رسول الله صلى الله عليه و آله اذا احمر الباس ، و اءحجم الناس ، قدم اءهل بيته فوقى بهم اءصحابه حر السيوف و الاسنة . فقتل عبيدةُ بن الحارث يوم بدر، و قتل حمزه يوم اءحد، و قتل جعفر يوم اءحد، و قتل جعفر يوم مؤ تة 
رسول خدا صلى الله عليه و آله هنگامى كه سختى هاى جنگ بالا مى گرفت و مردم به عقب بر مى گشتند، اهل بيت عليه السلام خود را پيش ‍ مى انداخت و ياران خود را از حرارت سوزان شمشيرها و نيزه ها حفظ مى كرد، چنان كه عبيده بن الحارث در جنگ بدر و حمزه در نبرد احد و جعفر در كارزار مؤ ته به شهادت رسيدند. (284)
299. دو گروه رسول 
بعث اءلى الجن و الانس رسله ، ليكشفوا لهم عن غطائها و ليحذر و هم من ضرائها، و ليضربوا لهم اءمثالها، و ليبصروهم عيوبها، و ليهجموا عليهم بمعتبر من تصرف مصاحها و اءسقامها و حلالها و حرامها و ما اءعد الله للمطيعين منهم و العصاة من جنة و نار، و كرامة و هوان 
رسولان خود را به دو گروه جن و انس فرستاد تا پرده هاى ظلمانى دنيا را از جلو چشمان آنان بردارند و از آسيب هاى دنيا بر حذرشان بدارند و از دنيا مثل ها براى آنان بيان كنند و بر عيوب آن ، بينايشان سازند و به آن مردم ملاك ها و اصول معتبر را در موقع رويارويى و تصرف در تندرسيتى ها و بيمارى هاى دنيا و حلال و حرام آن بفهمانند و به آنان بفهمانند كه خداوند چه پاداشى براى مردم مطيع و چه مجازاتى براى مردم گنهكار از بهشت و دوزخ و كرامت و اهانت آماده فرموده است . (285)
290. راهنمايان شبهات 
ما برح لله - عزت آلاوة - فى الرهة ، و فى البرهة ، و فى اءزمان الفترات عباد ناجاهم فى فكرهم ، و كلمهم فى ذات عقولهم ، فاستصبحوا بنور يقظة فى الابصار و الاسماع و آلافئده ، يذكرون باءيام الله ، و يخوفون مقامه ، بمنزلة الادلة فى الفلوات . من اءخذ القصد حمدوا اءليه طريقه ، و بشروه بالنجاة ، و من اءخذ يمينا و شمالا ذموا اءليه الطريق و حذروه من الهلكة ، و كانوا كذلك مصابيح تلك الظلمات ، و ادله تلك الشبهات 
براى خداوند متعال كه عزيز است نعمت هاى او زمانى بعد از مانى و در مدت هاى متناوب ، بندگانى است كه خداوند در انديشه ها آنان رازها مى گويد، و در عقول و دل هاى آنان سخن مى گويد. آن رهروان كوى حق با نور بيدارى در چشم ها و گوش ها و دل هايشان كسب روشنايى نمودند، مردم را به روزهاى خداوندى يادآور مى شوند و آنان را از مقام ربوبى بيمناك مى سازند، آنان راه يافتگان به منزله راهنمايان در بيابان ها هستند. هر كسى كه راه راست را انتخاب كند او را براى گزينش مزبور سپاس گويند و از افتادن در هلاكت برحذرش دارند و بدين سان چراغ هايى در آن تاريكى ها بودند و راهنمايانى در آن مشكلات . (286)
291. سر برانگيختن حضرت محمد (ص )
بعثت فيهم رسله ، و واتر اءليهم اءنبياءه ليستادو هم ميثاق فطرته ويذكروهم منسى نعمته ، و يحتجوا عليهم بالتبليغ ، و يثيروا لهم دفائن العقول و يروهم آيات المقدورة 
خداوند فرستادگان خود را در ميان خلق فرستاد و پيامبرانش را پى در پى (يا با فاصله ) به سوى آنها، مبعوث گردانيد تا از ايشان بخواهند پيمانى را كه در سرشت و فطرتشان نهاده بود ادا نمايند و نعمت الهى را كه به فراموشى سپرده شده بود به يادشان آورند و با تبليغ فرمان هاى خداوندى حجت را بر آن ها تمام كنند و عقلى كه موجب معرفت حق است و در وجودشان نهان گرديده بود در ايشان برانگيزند و نشانه هاى قدرت الهى را كه با دست تقدير به وجود آمده به ايشان نشان دهند. (287)
292. نتيجه اطاعت از پيامبر
اعلموا اءنكم ان اتبعتم الداعيى لكم ، سلك بكم منهاج الرسول و كفيتم موونة الاعتساف ، و نبذتم الثقل الفادح عن الاعناق 
بدانيد! اگر شما از كسى پيروى مى كرديد كه شما را به سوى حق دعوت مى كند و شما را بر طريق پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله توجيه و تحريك مى نمايد، از كج روى بى نياز مى گشتند و بار سنگين (خطاها) را از دوش ‍ خود مى انداختيد. (288)
293. خشوع پيامبران 
لو كانت الانبياء اهل قوة لا ترام ... لكان ذلك اءهون على الخلق فى الاعتبار، و اءبعد لهم فى الاستكبار... و لكن الله سبحانه اءراد اءن يكون الاتباع لرسله و التصديق بكتبه و الخشوع لوجهه و الاستكانة لامره و الاستسلام لطاعته امورا له خاصة لا تشوبها من غيرها شائبة . و كلما كانت البلوى و الاختبار اءعظم كانت المثوبة و الجزاء اءجزل 
اگر پيامبران نيرومندانى بودند كه كسى و يا مقامى نمى توانست قصد سوئى به آنان داشته باشد و داراى عزتى بودند كه مورد ظلم قرار نمى گرفتند. اين نيرومندى ها ايجاب مى كرد كه مردم از پيامبران به آسانى بپذيرند و در برابر آنان استكبار نورزند، وليكن خداوند سبحان خواست كه پيروى از رسولان او و تصديق كتاب هاى او و خشوع به مقام ربوبى او و تمكين به امر او و تسليم محض به اطاعت او، امورى خاص آن ذات اقدس باشد و با هيچ خارج از آن امور، آلوده نگردد و هر اندازه ابتلاء و آزمايش بزرگتر باشد پاداش و جزا با عظمت تر مى باشد. (289)
294. بنده و فرستاده خدا
اشهد اءن محمدا صلى الله عليه و آله بنده و فرستاده او است كه وى را براى اجراى فرمان خود و ابلاغ دلى هايى بر درست بودن شريعت و بيم دادن از كيفرهاى او كه در انتظار معاندين است فرستاد. (290)
295. موجبات نعمت 
اءنظروا اءلى مواقع نعم الله عليهم حين بعث اءليهم رسولا، فعقد بملته طاعتهم ، و جمع على دعوته اءلفتهم . كيف نشرت النعمة عليهم جناح كرامتها، و اءسالت لهم جداوال نعيمها، و التفت الملة بهم فى عوائد بركتها، فاءصبحوا فى نعمتها غرقين 
بنگريد به موارد نعمت هايى كه خداوند به وسيله برانگيختن رسولى به آنان عنايت فرمود، اطاعت آن مردم را به دينى كه آورده جلب و محكم ساخت و انست و الفت آنان را به دعوت خود جمع فرمود،؛ در اين هنگام نعمت با كرامت خود را براى آنان بگستراند و نهرهاى نعمت هايش را بر آنان به جريان انداخت و دين اسلام آنان را به فوايد و نتايج بركات آن دين جمع نمود، پس در نعمت آن غوطه ور گشتند. (291)
296. رمز ارسال رسولان 
سبحانك خالقا و معبودا! بحسن بلائك عند خلقك خلقت دارا، وجعلت فيها ماءدبة : مشربا و مطعما و اءزواجا و خدما، و قصورا و اءنهارا، و زروعا و ثمارا، ثم اءرسلت داعيا يدعواليها فلا الداعى اءجابوا، و لا فيما رغبت رغبوا، ولا .لى ما شوقت اءليه اشتاقوا. اءقبلوا على جيفه قد افتضحوا باءكلها، و اصطلحوا على حبها
اى خدا! كه خالق و معبود همه موجودات هستى ، تو را براى آزمايش ‍ نيكويى كه نسبت به مخلوقاتت دارد مى ستايم . تو سرايى را آفريدى (مقصود بهشت است ) و انواع هر چيزى كه براى ميهمانى تهيه مى شود از نوشيدنى و خوردنى و همسران و خدمتكاران و كاخ خا و نهرها و محصولات زمينى و ميوه هاى درختى در آن قرار د