نان رسول گرامی گوش فرا داده بودند در زندگی خود دگرگونی عمیقی پدید آوردند و از بت پرستی به توحید و یكتاپرستی گرویدند. خصوصاً هنگامی كه پیامبر - صلی الله علیه و آله - مكه را فتح كرد وگویندگان مذهبی توانستند در محیط آزاد به تبیین و تبلیغ اسلام بپردازند تعداد قابل ملاحظه ای از مردم به بت شكنی پرداختند و ندای توحید در بیشتر نقاط حجاز طنین انداز شد. ولی گروهی متعصب و نادان كه رها كردن عادت دیرینه برای آنان گران بود، گرچه پیوسته با وجدان خود در كشمكش بودند، از عادات زشت خود دست بر نداشتند و از ّخرافات و اوهام پیروی می كردند. 
وقت آن رسیده بود كه پیامبر گرامی - صلی الله علیه و آله - هر نوع مظاهر بت پرستی و حركت غیر انسانی را با نیروی نظامی درهم بكوبد و با توسل به قدرت، بت پرستی را كه منشأ عمده مفاسد اخلاقی و اجتماعی و یك نوع تجاوز به حریم انسانیت بود (و هست) ریشه كن سازد و بیزاری خدا و رسولش را در منی و در روز عید قربان و در آن اجتماع بزرگ كه از همه نقاط حجاز در آنجا گرد می آیند اعلام بدارد. خود آن حضرت یا شخص دیگری قسمتی از اول سوره برائت را، كه حاكی از بیزاری خدا و پیامبر او از مشركان است، در آن اجتماع بزرگ بخواند و با صدای رسا به بت پرستان حجاز اعلام كند كه باید وضع خود را تا چهار ماه دیگر روشن كنند، كه چنانچه به آیین توحید بگروند در زمره مسلمانان قرارخواهند گرفت و به سان دیگران از مزایای مادی و معنوی اسلام بهره مند خواهند بود، ولی اگر بر لجاجت و عناد خودباقی بمانند، پس از چهار ماه باید آماده نبرد شوند و بدانند كه در هر جا دستگیر شوند كشته خواهند شد. 
آیات سوره برائت هنگامی نازل شد كه پیامبر - صلی الله علیه و آله - تصمیم به شركت در مراسم حج نداشت . زیرا در سال پیش، كه سال فتح مكه بود، در مراسم حج شركت كرده بود و تصمیم داشت كه در سال آینده نیز كه بعدها آن را «حجهالوادع »نامیدند در این مراسم شركت كند. از این رو ناچار بود كسی را برای ابلاغ پیامهای الهی انتخاب كند. نخست ابوبكر را به حضور طلبید و قسمتی از آغاز سوره برائت را به او آموخت و او را با چهل تن روانه مكه ساخت تا در روز عید قربان این آیات را برای آنان بخواند. 
ابوبكر راه مكه را در پیش گرفت كه ناگهان وحی الهی نازل شد و به پیامبر - صلی الله علیه و آله - دستور داد كه این پیامها را باید خودپیامبر و یا كسی كه از اوست به مردم برساند و غیر از این دو نفر، كسی برای این كار صلاحیت ندارد.[3] 
اكنون باید دین این فردی كه از دیده وحی از اهل بیت پیامبر - صلی الله علیه و آله - است و این جامع بر اندام او دوخته شده است كیست ؟ 
چیزی نگذشت كه پیامبر اكرم - صلی الله علیه و آله - حضرت علی - علیه السلام - را احضار كرد و به او فرمان داد كه راه مكه را در پیش گیرد وابوبكر را در راه دریابد و آیات را از او بگیرد و به او بگوید كه وحی الهی پیامبر را مأمور ساخته است كه این آیات را بایدیا خود پیامبر و یا فردی از اهل بیت او برای مردم بخواند و از این جهت انجام این كار به وی محول شده است . 
حضرت علی - علیه السلام - با جابر و گروهی از یاران رسول خدا - صلی الله علیه و آله - در حالی كه بر شتر مخصوص پیامبر سوار شده بود،راه مكه را در پیش گرفت و سخن آن حضرت را به ابوبكر رسانید. او نیز آیات را به حضرت علی - علیه السلام - تسلیم كرد. 
امیر مؤمنان وارد مكه شد و در روز دهم ذی الحجه بالای جمره عقبه، با ندایی رسا سیزده آیه از سوره برائت راقرائت كرد و قطعنامه چهار ماده ای پیامبر را با صدای بلند به گوش تمام شركت كنندگان رسانید. همه مشركان فهمیدند كه تنها چهار ماه مهلت دارند كه تكلیف خود را با حكومت اسلام روشن كنند. آیات قرآن و قطعنامه پیامبرتأثیر عجیبی در افكار مشركین داشت و هنوز چهار ماه سپری نشده بود كه مشركان دسته دسته به آیین توحید روی آوردند و سال دهم هجرت به آخر نرسیده بود كه شركت در حجاز ریشه كن شد. 
تعصبهای ناروا 
هنگامی كه ابوبكر از عزل خود آگاه شد با ناراحتی خاصی به مدینه بازگشت و زبان به گله گشود و خطاب به رسول اكرم - صلی الله علیه و آله - گفت : مرا برای این كار (ابلاغ آیات الهی و خواندن قطعنامه) لایق و شایسته دیدی، ولی چیزی نگذشت كه از این مقام بركناری كردی . آیا در این مورد فرمانی از خدا رسید؟ 
برخی از نویسندگان متعصب كه در تحلیل فضایل حضرت علی - علیه السلام - انحراف خاصی دارند عزل ابوبكر و نصب حضرت علی - علیه السلام - را به مقام مذكور چنین توجیه كرده اند كه ابوبكر مظهر شفقت و حضرت علی - علیه السلام - مظهر قدرت وشجاعت بود و ابلاغ آیات و خواندن قطعنامه به شجاعت قلبی و توانایی روحی نیازمند بود و این صفات در حضرت علی - علیه السلام - بیشتر وجود داشت . 
این توجیه، جز یك تعصب بیجا نیست . زیرا، چنانكه گذشت، پیامبر - صلی الله علیه و آله - علت این عزل و نصب را به نحو دیگرتفسیر كرد و گفت كه برای آن كار جز او و كسی كه از اوست صلاحیت ندارد.[4] 
ابن كثیر در تفسیر خود حادثه را به طور دیگر تحلیل كرده است . او می گوید: شیوه عرب این بود كه هرگاه كسی می خواست پیمانی را بشكند باید نقض آن را خود آن شخص یا یك نفر از بستگان او انجام دهد و در غیر این صورت پیمان به صورت خود باقی می ماند. از این جهت حضرت علی - علیه السلام - برای این كار انتخاب شد. 
نارسایی این توجیه بسیار روشن است . زیرا هدف اساسی پیامبر - صلی الله علیه و آله - از اعزام حضرت علی - علیه السلام - برای خواندن آیات و قطعنامه شكستن پیمانهای بسته شده نبود تا یكی از بستگان خود را بفرستد، بلكه صریح آیه چهارم از سوره توبه این است كه پیمان افرادی كه به مقررات آن كاملاً عمل نموده اند احترام بگذارد تا مدت پیمان سپری گردد[5]. 
بنابراین، اگر نقض پیمانی نیز نسبت به پیمان شكنان در كار بوده كاملاً جنبه فرعی داشته است . هدف اصلی این بود كه بت پرستی یك امر غیر قانونی و یك گناه نابخشودنی اعلام شود. 
اگر بخواهیم در این حادثه تاریخی بی طرفانه داوری كنیم، باید بگوییم كه پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله - به امر الهی قصدداشت در دوران حیات خود دست حضرت علی - علیه السلام - را در مسائل سیاسی و امور مربوط به حكومت اسلامی بازبگذارد تا مسلمانان آگاه شوند و عادت كنند كه پس از غروب خورشید رسالت، در امور سیاسی و حكومتی باید به حضرت علی - علیه السلام - مراجعه كنند و پس از پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله - برای این امور فردی شایسته تر از حضرت علی - علیه السلام - نیست .زیرا آشكارا دیدند كه یگانه كسی كه از طرف خدا برای رفع امان از مشركان مكه، كه از شؤون حكومت است، منصوب شد همان حضرت علی - علیه السلام - بود. 
[1] . تاریخ طبری، ج 8 ص 84و تاریخ ابن اثیر، ج 2 ص 65 
[2] . طبقات ابن سعد، ج 1 ص 262 
[3] . لا یودیها عنك الا انت او رجل منك و در برخی از روایات وارد شده است : او رجل من اهل بیتك . سیره ابن هشام، ج 4ص 545و غیره . 
[4] . روح المعانی، ج 10، تفسیر سوره توبه، ص 45. 
[5] . از میان مشركان، آنان كه با شما پیمان بسته اند 