ه یك ماه تمام را در غار حرا به عبادت می پرداخت و در پایان ماه از كوه سرازیر می شد و یكسره به مسجدالحرام می رفت و هفت بار خانه خدا را طواف می كرد و سپس به منزل خود باز می گشت. 
دراینجا این سؤال پیش می آید كه با عنایت شدیدی كه پیامبر نسبت به حضرت علی داشت آیا او را همراه خود به آن محل عجیب عبادت و نیایش می برد یا او را در این مدت ترك می گفت ؟ 
قراین نشان می دهد از هنگامی كه پیامبر اكرم - صلی الله علیه و آله - حضرت علی - علیه السلام - را به خانه خود برد هرگز روزی او را ترك نگفت. مورخان می نویسند: 
علی آنچنان با پیامبر همراه بود كه هرگاه پیامبر از شهر خارج می شد و به كوه و بیابان می رفت او را همراه خودمی برد.[10] 
ابن ابی الحدید می گوید: 
احادیث صحیح حاكی است كه وقتی جبرئیل برای نخستین بار بر پیامبر نازل شد و او را به مقام رسالت مفتخرساخت علی در كنار حضرتش بود. آناز از روزهای همان ماه بود كه پیامبر برای عبادت به كوه حرا رفته بود 
امیر مؤمنان، خود در این باره می فرماید: 
و لقد كان یجاور فی كل سنه بحراء فأراه ولایراه غیری[11] 
پیامبر هر سال در كوه حرا به عبادت می پرداخت و جز من كسی او را نمی دید.[12] 
این جمله اگر چه می تواند ناظر به مجاورت پیامبر در حرا در دوران پس از رسالت باشد ولی قراین گذشته و اینكه مجاورت پیامبر در حرا غالباً قبل از رسالت بوده است تأیید می كند كه این جمله ناظر به دوران قبل از رسالت است. 
طهارت نفسانی حضرت علی - علیه السلام - و پرورش پیگیر پیامبر از او سبب شد كه در همان دوران كودكی، با قلب حساس ودیده نافذ و گوش شنوا خود، چیزهایی را ببیند و اصواتی را بشنود كه برای مردم عادی دیده و شنیدن آن ها ممكن نیست ؛ چنانكه امام، خود در این زمینه می فرماید: [13] 
أری نور الوحی و الرساله و أشم ریح النبوه[14] 
من در همان دوران كودكی، به هنگامی كه در حرا كنار پیامبر بودم، نور وحی و رسالت را كه به سوی پیامبر سرازیربود می دیدم و بوی پاك نبوت را از او استشمام می كردم. 
امام صادق - علیه السلام - می فرماید: 
امیر مؤمنان پیش از بعثت پیامبر اسلام نور رسالت و صدای فرشته وحی را می شنید. 
در لحظه بزرگ و شگفت تلقی وحی پیامبر به حضرت علی فرمود: 
اگر من خاتم پیامبران نبودم پس از من تو شایستگی مقام نبوت را داشتی، ولی تو وصی و وراث من هستی، تو سروراوصیا و پیشوای متقیانی. [15] 
امیر مؤمنان درباره شنیدن صداهای غیبی در دوران كودكی چنین می فرماید: هنگام نزول وحی بر پیامبر صدای ناله ای به گوش من رسید؛ به رسول خدا عرض كردم این ناله چیست ؟ فرمود: این ناله شیطان است و علت ناله اش این است كه پس از بعثت من از اینكه در روی زمین مورد پرستش واقع شود نومید شد. سپس پیامبر رو به حضرت علی كرد و گفت: 
انك تسمع ما أسمع و تری ما أری إلا أنك لست بنبی و لكنك لوزیر[16] 
[1] . مجمع البیان، ج 4 ص 37 
[2] . مجمع البیان، ج 4 ص 37 
[3] . كشف الغمه، ج 1 ص 90 
[4] . مانند مروج الذهب، ج 2 ص 349الشفاء، ج 1 ص 151و. . . 
[5] . مستدرك حاكم، ج 3 ص 483 
[6] . شرح قصیده عبدالباقی افندی، ص 15 
[7] . برخی مانند ابن خشاب در كتاب موالید الائمه مجموع عمر علی - علیه السلام - را شصت و پنج و مقدار عمر آن حضرت را پیش ازبعثت دوازده سال دانسته است. به كتاب كشف الغمه نگارش مورخ معروف علی بن عیسی اربلی (متوفای سال 693ه ـ ق) ج 1ص 65مراجعه شود. 
[8] . كشف الغمه، ج 1 ص 90 
[9] . نهج البلاغه عبده، ج 2 ص 182 خطبه قاصعه. 
[10] . سیره ابن هشام، ج 1 ص 236 
[11] . نهج البلاغه عبده، ج 2 ص 182 
[12] . شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 13 ص 208 
[13] . نهج البلاغه، خطبه 187(قاصعه). 
[14] . پیش از آنكه پیامبر اسلام از طرف خد به مقام رسالت برسد وحی و صداهای غیبی را به صورت مرموزی، كه در روایات بیان شده است، درك می كرد. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 13 ص 197 
[15] . شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 13 ص 310 
[16] . نهج البلاغه، خطبه قاصعه.
جعفر سبحاني - فروغ ولايت، ص 13<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:321.txt">کلمات 823 الی 830</a><a class="text" href="w:text:322.txt">کلمات 831 الی 840</a><a class="text" href="w:text:323.txt">کلمات 841 الی 850</a><a class="text" href="w:text:324.txt">کلمات 851 الی 855</a></body></html>823 «من كمال الإيمان حفظ اللّسان» نگهدارى زبان از كمال ايمان است

زبان بستن از هر بد و ناسزا ،

نيازردن از طعن خلق خدا،

نشان باشد از زهد و صدق و يقين‏

ز ايمان كامل، ز تحكيم دين‏

824 «من اقبح الغدر اذاعة السّرّ» فاش ساختن راز از بدترين خيانتها است

مكن هيچگه راز كس را تو فاش

بيا در امانت تو خائن مباش‏

كه از آن نباشد خيانت بتر

بپا گردد از آن بسى شور و شرّ

825 «من الحمق الأتّكال على الأمل» بر آرزو تكيه كردن از ابلهى است

نه عاقل كند تكيه بر آرزو

نه ناياب را كس كند جستجو

تو را تكيه بايد بسعى و بكار

كه بر آرزو تكيه ننگ است و عار

826 «من كفّارات الذّنوب العظام اغاثة الملهوف» بفرياد بيچاره و مظلوم رسيدن گناهان بزرگ را جبران ميكند

چو بيچاره‏اى را كنى ياورى ،

بامداد مظلوم روى آورى،

گناه تو جبران كند اين ثواب‏

شود بر تو آسان بمحشر عذاب‏

827 «من النّبل ان يبذل الرّجل ماله و يصون عرضه» از بزرگوارى است كه انسان مالش را در راه حفظ آبرويش بذل كند

چو بهر نگهدارى عرض خويش ،

كسى را بود كوشش و سعى بيش‏

كند مال خود را در اين ره نثار،

تو او را ز خيل بزرگان شمار

828 «من اقبح الكبر تكبّر الرّجل على ذوى رحمه و أبناء جنسه» تكبّر انسان نسبت به بستگان و همجنسان خودش از بدترين تكبّرها است

تكبّر بخويشان سزاوار نيست

بتر زين دگر هيچ كردار نيست‏

نه بر همگنان مى‏سزد كبر و ناز

تواضع كند مرد را سرفراز

829 «من افضل المعروف اغاثة الملهوف» بفرياد ستمديده و مظلوم رسيدن از برترين نيكى‏ها است

رسيدن بفرياد مظلوم زار،

حمايت ز بيچاره بى‏قرار،

بود بى‏گمان بهتر از هر صواب‏

رهاننده‏تر باشد از هر عذاب‏

830 «من افضل الورع ان لا تبدى فى خلوتك ما تستحيى من اظهاره فى علانيتك» از بالاترين پارسائيها آنست كه كارى را كه بطور آشكارا از انجامش شرم دارى در خلوت آغاز نكنى

ز كارى اگر باشدت ننگ و عار

چو خواهى بجاى آريش آشكار،

بخلوت گر آنرا نيارى بجاى،

تو در غايت زهدى اى پارساى‏831 «من اللّؤم ان يصون الرّجل ماله و يبذل عرضه» از پستى است كه انسان مالش را نگه دارد و آبرويش را بريزد

چو بهر نگهدارى جاه و مال، 

كس افتد بخوارىّ و وزر و وبال،

كند عرض خود را در اين ره فدا،

لئيم است آن مردك بينوا

832 «من علامة اللّوم تعجيل العقوبة» شتاب در انتقام از نشانه‏هاى پستى است

لئيمان شتابند در انتقام

نباشند جز در پى انفصام‏

نپويند در راه صلح و صفا

نجويند هرگز رضاى خدا

833 «من السّعادة التّوفيق لصالح الاعمال» توفيق يافتن بانجام كارهاى شايسته از نيك بختى است

چو توفيق يابى به نيكىّ و خير ،

كنى در ره خدمت خلق سير،

كمال سعادت بود بيگمان‏

برو باش از كار خود شادمان‏

834 «من علامات الكرام تعجيل المثوبة» نيكى را زود پاداش دادن از نشانه‏هاى بزرگان است

بزرگان به بخشش گرا