ن مصاحبه العاقل [ همان، ص 143، ح 29. ] از همنشينى با نادان كناره بگير، بدان گونه كه از نشست و برخاست با خردمند در امن و آسوده اى.

مشاوره الجاهل المشفق خطاء [ همان، ج 2، ص 767، ح 148. ] با دوست مهربان نادان مشورت كردن، خطاست.

دنيا دوستان: موده ابناء الدنيا تزول لادنى عارض يعرض [ همان، ص 763، ح 117. ] دوستى دنيا زدگان به كمترين چيزى كه پيدا شود و پيش آيد از بين مى رود. از همنشينى با سه نفر دورى كن

امام صادق عليه السلام فرمود: امير مومنان على عليه السلام هر گاه براى سخنرانى بالاى منبر مى رفت مى فرمود: بر مسلمان است كه از رفاقت و برادرى سه شخص دورى كند:

شخص هرزه كه در گفتار و كردار، بى باك است و رعايت اسلام نمى كند، كم عقل، دروغگو. اما شخص اول، كار خود را مى آرايد و دوست دارد تو نيز مثل او باشى و در شوون دين و آخرت تو را كمك نمى كند. رفاقت با او موجب جفا و سخت دلى است و رفت و آمدش براى تو ننگ و عار است.

اما شخص دوم "كم عقل"، پس او به خير و سعادت تو دستور ندهد و در جلوگيرى از شر، اميدى به او نيست. اگر او خود را به رنج و زخمت اندازد و بخواهد به تو سودى برساند، به علت كم عقلى اش به تو زيان مى رساند، پس مرگ او بهتر از زندگى اش و خاموشى او بهتر از گفتارش باشد و دورى از او بهتر از نزديك شدن به اوست.

و اما شخص سوم "دروغگو"، هيچ گاه زندگى به همراهى او با تو گوارا نيست. گفته ى تو را نزد ديگران برد و گفتار و اخبار ديگران را نزد تو آرد و هر گاه داستانى را به آخر رساند، داستان ديگرى را به دنبالش بيفزايد. حتى او چه بسيار است گويد، ولى باور نكنند و ميان مردم دشمنى اندازد و در سينه ى انسان ها كينه ها بروياند.

پس از خدا بترسيد و مراقب باشيد كه با چه كسى دوست مى شويد و همنشين مى گرديد. [ اصول كافى، ج 2، ص 376 "باب مجالسه اهل المعاصى، ح 6". ] دوستى هاى پايدار

دوستان واقعى و صميمى افرادى هستند كه در وقت نياز دوست، در انتظار بيان نيازش نمى ماند. امام سجاد عليه السلام از كسى كه درباره ى دوستى خود با ديگران سخن مى گفت و از آن ستايش مى نمود پرسيد: آيا دوستى شما به جايى رسيده است كه دست خود را در جيب يا كيسه ى يكديگر كنيد و به مقدار نياز بدون اطلاع يكديگر برداريد و بار ديگر آنچه را برداشته ايد برگردانيد؟ آن شخص عرض كرد: نه. حضرت فرمود: پس شما هنوز دوست كامل و واقعى نيستيد. [ كيف يكسب الاصدقاء، ص 199. ]

بالاترين درجه ى دوستى اين است كه انسان سود دوستش را بر سود خود مقدم بدارد . هر گاه چنين دوستان نايابى پيدا شدند، بايد قدر آنان را دانست و مورد احترام و محبت قرار داد.

حضرت على عليه السلام براى معرفى چنين دوستى مى فرمايد: برادر حقيقى تو كسى است كه هميشه با تو باشد و به خود ضرر برساند تا نفعى به تو رساند.

بدون ترديد نمونه ى چنين دوستى، دوستى شخص على بن ابى طالب عليه السلام با رسول خدا صلى الله عليه و آله است، زيرا آن حضرت بارها جان خود را در معرض خطر انداخت تا پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به سلامت باشد و عظمت اسلام افزونى گيرد و دين خدا پا برجا بماند. در هر حال اگر دوستى بر اساس صداقت و مودت و از خود گذشتگى استوار باشد، پا برجا خواهند ماند. آنگاه كه دوستى، ريشه دار و عميق و براى خدا باشد و طرفين هيچ گاه به فكر سود شخصى و بهره بردارى نباشند قابل احترام است.

آيينه حديث

ياران خدا: الاخوان فى الله تعالى تدوم مودتهم لدوام سببها [ غرر الحكم، ج 1، ص 72، ح 1809. ] آنان كه براى يارى خدا با هم برادرى مى كنند دوستى شان براى پايدارى سبب آن دوستى، پاينده و پايدار است.

ياران دين: اخوان الدين ابقى موده، برادران دينى دوستى شان پايدارتر است.

موده ذوى الدين بطيئه الانقطاع دائمه الثبات و البقاء [ غرر الحكم، ج 2، ص 762، ح 94. ] دوستى دين داران با يكديگر دير بريده مى شود و دوام و ثباتش دايمى است.

من احسن مصاحبه الاخوان استدام منه الوصله [ همان، ص 676، ح 1052. ] هر كس به خوبى با برادران دينى همراه نمايد پيوند دوستى اش هميشگى است.

همراهى عقل: صديق كل امرء عقله [ همان، ج 1، ص 456، ح 44. ] دوست هر كس عقل اوست.

برادران دينى: عليكم بالاخوان فانهم عده فى الدنيا و الاخره الا تسمعون الى قوله تعالى: فمالنا من شافعين و لا صديق حميم [ شعراء "26"، آيات 100 و 101. ] [ مستدرك الوسائل، ج 2، ص 62. ] پيوند دوستى را با برادران دينى خود محكم سازيد كه آنان ذخاير دنيا و آخرت هستند. مگر نشنيده ايد كه خداوند در قرآن شريف به تاثر گمراهان در قيامت اشاره كرده كه مى گويند: "در روز سخت" نه شفيعى داريم، نه دوستى كه در كارمان همت گمارد.

همراهى با دوست: موافقه الاصحاب تديم الاصطحاب [ غرر الحكم، ج 2، ص 768، ح 158. ] با دوستان همراهى كردن، دوستى را پايدار مى دارد.

دوستى و دشمنى براى خدا: وادوا من توادونه فى الله سبحانه و ابغضوا من تبغضونه فى الله سبحانه [ غرر الحكم، ج 2، ص 785، ح 60. ] هر كه را دوست مى داريد در راه خداوند بزرگ و براى او دست بداريد و هر كس را دشمن مى داريد و در راه خداوند بزرگ و براى او دشمن بداريد. حسن ختام

براى ياران و همراهان نهج البلاغه نردبان آسمان است اين كلام. روزگار و گذشت زمان و طرح افكار و انديشه هاى نو، نه تنها از ارزش اين مجموعه ى زيبا و نفيس نكاسته، بلكه بر ارج و قدر آن افزوده است.

اين كتاب بزرگ منتخبى از خطابه ها، دعاها، وصايا، نامه ها و كلمات قصار مولاى متقيان على عليه السلام است كه سيد رضى- رضوان الله تعالى عليه- در قرن چهارم آن را گرد آورده است.

وظيفه ى مهمى كه همه ى ما در قبال نهج البلاغه داريم اين است كه در محتواى ان، تعمق و انديشه كنيم و پيام هاى مكتب على عليه السلام را در مسائل مختلف- همان چيزهايى كه جامعه ى اسلامى ما سخت بدان نيازمند است- درك كنيم و از اين كتاب معرفت و هدايت و رستگارى و سعادت، راه و رسم زندگى را بيابيم.

براى اين منظور، قسمتى از نامه ى على عليه السلام را برگزيده ايم كه وصيت ايشان به فرزند بزرگوارش امام حسن مجتبى عليه السلام در نامه ى 31 نهج البلاغه مى باشد، چرا كه:

آب دريا را اگر نتوان كشيد
هم به قدر تشنگى بايد چشيد

از ياران و همراهان نهج البلاغه تقاضا دارم در نهج البلاغه و نامه ى مذكور به دقت بنگرند تا عمق و والايى مقام سخنان اميرالمومنين بر آنان بهتر روشن شود:

... و لا خير فى معين مهين، و لا فى صديق ظنين. ساهل الدهر ما ذل لك قعوده.

و لا تخاطر بشى ء رجاء اكثر منه، و اياك ان تجمع بك مطيه الجاج، احمل نفسك من اخيك عند صرمه على الصله، و عند صدوده على اللطف و المقاربه، و عند جموده على البذل، و عند تباعده على الدنو، و عند شدته على اللين، و عند جرمه على العذر، حتى كانك له عبد، و كانه ذو نعمه عليك. و اياك ان تضع دلك فى غير موضعه، او ان تفعله بغير اهله. لا تتخذن عدو صديقك صديقا فتعادى صديقك، و امحض اخاك النصيحه حسنه كانت او قبيحه. و تجرع الغيظ، فانى لم ارجرعه احلى منها عاقبه و لا الذ مغبه. و لن لمن غالظك، فانه يوشك ان يلين لك. و خذ غلى عدوك بالفضل، فانه اخلى الظفرين و ان 