ه در آن دارى ، بلكه براى بزرگداشت و پذيرش فرمان تو است كه مرا به انجام آن فرمان داده اى . خدايا ! اگر در نماز من عيبى است و يا ركوع و سجود آن ناقص است ، مرا بازخواست مكن و با پذيرش و آمرزش خود، بر من تفضل و عنايت فرما (كه من در همه حال به تو محتاجم ).
برپائى نماز به وجود على عليه السلام

قال على (عليه السلام ):

فى الحديث : بعلى قامت الصلوة

(اسرار العبادات و حقيقة الصلوة ص 23)
به (وجود مبارك على (عليه السلام ) نماز برپاشد.
زكات در حال ركوع

ابوذر غفارى گويد: روزى از روزها با رسول خدا ( (صلى الله عليه وآله ) در مسجد، نماز مى خوانديم كه سائلى وارد مسجد شد و از مردم تقاضاى كمك نمود، ولى كسى چيزى به او نداد، لذا دست خود را به آسمان بلند كرد و گفت : خدايا تو شاهد باش كه من در مسجد رسول تو، تقاضاى كمك كردم ، ولى احدى جواب مساعد به من نداد. در اين بين على (عليه السلام ) كه در حال ركوع بود، با انگشت كوچك دست راست خود اشاره كرد، سائل نزديك آمد و انگشتر را از دست آن حضرت بيرون آورد. پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله ) كه در حال نماز بود. اين جريان را مشاهده كرد. هنگامى كه از نماز فارغ شد سر به سوى آسمان بلند كرد و چنين گفت : خداوندا ! برادرم موسى از تو تقاضا كرد كه سينه او را وسيع گردانى و كارها را بر او آسان سازى و گره از زبانش بگشايى تا مردم گفتارش را درك كنند، و نيز موسى درخواست كرد هارون را كه برادرش بود وزير و ياورش قرار دهى و به وسيله او نيرويش را زياد كنى و در كارهايش شريك سازى .
خداوندا ! من محمد پيامبر و برگزيده تو هستم ، سينه مرا گشاده كن و كارها را بر من آسان ساز، از خاندانم على را وزير من گردان تا به وسيله او پشتم قوى و محكم گر نهج البلاغه . ابوذر گويد: هنوز دعاى پيامبر (صلى الله عليه وآله ) پايان نيافته بود كه جبرئيل فرمود آمد و آيه ولايت را نازل كرد:

انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤ تون الزكوة و هم راكعون (4)

ولى امر و ياور شما تنها خدا و رسول و آن مؤ منانى هستند كه نماز را بپا داشته و به فقيران در حال ركوع زكات مى دهند. (5)

برو اى گداى مسكين در خانه على زن 	  	 
  	كه نگين پادشاهى دهد از كرم گدا را


نماز پاى درختان خرما

امام باقر (عليه السلام ) مى فرمايد: پدرم على بن الحسين (عليه السلام ) در هر شبانه روز هزار ركعت نماز مى خواند، همان كارى كه اميرالمؤ منين (عليه السلام ) انجام مى داد. على (عليه السلام ) پانصد درخت خرما داشت كه پاى هر يك از آن نخل ها دو ركعت نماز مى خواند. (و با سرشك ديدگانش ريشه آنها را آبيارى مى كرد.)
(بحارالانوار ج 41 ص 15)
هزار ركعت نماز

قال الصادق (عليه السلام ):

ان عليا فى اخر عمره يصلى فى كل يوم و ليلة الف ركعة .

(بحار الانوار ج 41 ص 24)
على (عليه السلام ) در آخر عمر خويش ، شبانه روز هزار ركعت نماز مى گزارد.
نمازخانه حضرت على عليه السلام

قال الصادق (عليه السلام ):

كان العلى (عليه السلام ) بيت ليس فيه شى ء الافراش و سيف و مصحف و كان يصلى فيه .

(سفينة البحار ج 1 ص 470)
على (عليه السلام ) اتاقى داشت كه در آن ، غير از فرش و شمشير و قرآن چيز ديگرى نبود، وى در آن اتاق نماز مى خواند.
حالت امام در نماز


و كان على (عليه السلام ) اذا حضر وقت الصلوة يتململ و يترلزل . فيقال له : ما لك يا اميرالمؤ منين ؟ فيقول : جاء وقت امانة عرضها الله على السموات و الارض و الجبال فابين ان يحملنها و اشفقن منها.

(محبة البيضاء ج 1 ص 378)
چون وقت نماز فرا مى رسيد، على (عليه السلام ) به خود مى پيچيد و مى لرزيد. به او مى گفتند: يا اميرالمؤ منين ! تو را چه شده است ؟ مى فرمود: وقت اداى امانتى رسيده است كه خداوند آن را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه كرد و آنها از قبول آن ابا كردند و از آن بيمناك شدند.
بيرون آوردن تير از پاى على عليه السلام درحال نماز


ينسب الى مولانا اميرالمؤ منين (عليه السلام ) آنه وقع رجله نصل ، فلم يكن من اخراجه . فقالت فاطمة (عليه السلام ) اخر جوه فى حال صلوته ، فانه لا يحس بما يجرى عليه حينئذ. فاخرج و هو (عليه السلام ) صلوته .

(محجة البيضاء ج 1 ص 397)
در مورد حضرت على (عليه السلام ) آمده است كه در يكى از جنگ ها تيرى به پاى آن حضرت فرو رفته بود و بيرون آوردن آن ممكن نمى شد. فاطمه (عليه السلام ) فرمود: آن را در حال نماز از پايش بيرون آوريد؛ زيرا در آن حال ، آنچه را بر او مى گذرد، احساس نمى كند. بر اساس سفارش فاطمه (عليه السلام ) هنگامى كه امام مشغول نماز بود، تير را از پايش ب 2 يرون كشيدند.
ملاى جامى اين ماجرا را به نظم در آورده و مى گويد:

شير خدا شاه ولايت على 	  	 
  	صيقلى شرك خفى و جلى
روز احد چون صف هيجا گرفت 	  	 
  	تير مخالف بتنش جا گرفت
غنچه پيكان بگل او نهفت 	  	 
  	صد گل محنت زگل او شكفت
روى عبادت سوى محراب كرد 	  	 
  	پشت به درد سر اصحاب كرد
خنجر الماس چوبنداختند 	  	 
  	چاك بتن چون گلش انداختند
صورت حالش چو نمودند باز 	  	 
  	گفت كه سوگند به داناى راز
كز الم تيغ ندارم خبر 	  	 
  	گر چه زمن نيست خبردارتر


استعانت از نماز

قال على (عليه السلام ):

اءلا انكم ملاقوا العدو غدا ان شاء الله . فاطيلوا اليلة القيام و اكثروا تلاوة القران و اسئلو الله الصبر و النصر.

(بحار الانوار ج 35 ص 100)
(در نبرد معروف صفين و پيش از آغاز جنگ ، اميرالمؤ منين (عليه السلام ) به دلير مردان همراه خود خطاب كرد و فرمود:) شما - ان شاء الله - فردا با دشمن درگير خواهيد شد. پس امشب را بيشتر به نماز مشغول باشيد و قرآن را بسيار تلاوت كنيد و از خداوند صبر و نصرت (استقامت و پيروزى ) بخواهيد.
نماز شب در شب عمليات

قال على (عليه السلام )

ما تركت صلوة الليل منذ سمعت قول النبى (صلى الله عليه وآله ): صلوة اليل نور فقال ابن الكواء: و ليلة الهرير؟ قال : و ليلة الهرير.

(بحار الانوار ج 41 ص 17)
از روزى كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله ) فرمود: (نماز شب نور است )، نماز شب را ترك نكردم . ابن كواء از حضرت پرسيد: حتى در ليلة الهرير. امام فرمود: حتى در آن شب .
نماز اول وقت حتى در جنگ


كان على يوما فى حرب صفين مشتغلا بالحرب و القتال ، و هو مع ذلك بين الصفين مراقب الشمس . فقال له ابن عباس : يا اميرالمؤ منين ما هذا لفعل ؟ قال : انظر الى الزوال حتى نصلى : فقال له ابن عباس و هل هذا وقت صلوة ؟ ان عندنا لشغلا بالقتال عن الصلوة . فقال : على ما نقاتلهم ؟ انما نقاتلهم على الصلوة . قال و لم يترك صلوة الليل قط حاتى ليلة الهرير. (6)

(بحارالانوار ج 83 ص 23)
روزى در جنگ صفين حضرت على (عليه السلام ) در حالى كه مشغول جنگ بود مرتب به خورشيد نگاه مى كرد. ابن عباس عرض ‍ كرد: يا اميرالمؤ منين ! اين چه كارى است كه شما انجام مى دهيد؟ حضرت فرمود نگاه مى كنم تا وقع فرا رسيدن ظهر، نماز را (در اول وقت ) بخوانم . ابن عباس گفت : آيا حالا وقت نماز است ؟ ما مشغول جنگ هستيم . حضرت فرمود: مگر ما براى چه چيزى مى جنگيم ؟ به درستى كه ما براى نماز، مى جنگيم . ابن عباس گفت : هيچ گاه نماز شب على (عليه السلام ) ترك نشد حتى در ليلة الهرير.
طولان