 فرمود: چرا تبسم می كنی؟گفت: شنیدم پیامبر اكرم - صلی الله علیه و آله و سلم - می فرمود: هیچ كس بر صراط نمی گذرد، مگر كسی كه علی برایش گذرنامه صادر كرده باشد. 
ك: ابو بكر در موارد متعدد، بالای منبر و در حضور تعداد زیادی از مسلمانان گفت: 
اقیلونی، اقیلونی و لست بخیر منكم و علی فیكم [13]. «مرا رها كنید، مرا رها كنید، كه من بهترین شما نیستم در حالی كه علی در میان شماست». 
2 - سخنان و مرویات عمر بن خطاب 
الف: عن عمر بن الخطاب قال: كنت أنا و أبو بكر و ابو عبیده و جماعه اذ ضرب النبی - صلی الله علیه و آله و سلم - منكب علی فقال: یا علی انت اول المؤمنین ایمانا و أولهم اسلاما و انت منی بمنزله هارون من موسی [14]. 
از عمر بن خطاب روایت شد كه گفت: من و ابو بكر و ابو عبیده و عده ای دیگر بودیم وقتی كه پیامبر اكرم - صلی الله علیه و آله و سلم - بر كتف علی زد، پس فرمود: ای علی تو اولین مؤمنین از نظر ایمان و اولین آنها از جهت اسلام آوردن می باشی. و تو برای من به منزله هارونی نسبت به موسی - علیه السلام -. 
ب: عن عمار الدهنی، عن سالم بن ابی الجعد، قال: قیل لعمر: انك تصنع بعلی شیئا لا تصنعه بأحد من اصحاب النبی - صلی الله علیه و آله و سلم - قال: انه مولای [15]. 
عمار دهنی، از سالم بن ابی جعد روایت كرد كه گفت: به عمر (بن خطاب) گفته شد كه همانا تو به گونه ای با علی رفتار (نیكو و شایسته) داری كه با كسی از اصحاب پیامبر چنین رفتاری را نداری؟عمر گفت: به درستی كه علی مولای من است. 
ج: عن عمر بن الخطاب قال: نصب رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - علیا علما فقال: من كنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، و اخذل من خذله و انصر من نصره اللهم انت شهیدی علیهم. 
قال عمر: و كان فی جنبی شاب حسن الوجه، طیب الریح، فقال: یا عمر، لقد عقد رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - عقدا لا یحله الا منافق فاحذر ان تحله. 
قال عمر: فقلت یا رسول الله انك حیث قلت فی علی (ما قلت) كان فی جنبی شاب حسن الوجه، طیب الریح قال كذا و كذا. 
قال - صلی الله علیه و آله و سلم -: نعم یا عمر، انه لیس من ولد آدم، لكنه جبرئیل اراد ان یؤكد علیكم ما قلته فی علی. [16] 
از عمر بن خطاب روایت شد كه گفت: رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم -، علی را مهتر و بزرگ (مسلمین) قرار داد، پس فرمود: هر كس من مولای او هستم پس علی مولای اوست، پروردگارا دوست بدار دوست او را و دشمن بدار دشمن او را، و ذلیل نما كسی را كه او را ذلیل می كند و یاری فرما كسی را كه یاور اوست. خدایا تو گواه من بر آنان می باشی. 
عمر گفت: در كنار من جوان خوش سیما و خوش بویی بود، پس گفت: ای عمر به درستی كه رسول خدا پیمان و بیعتی انجام داد كه جز منافق آن را نقض نمی كند پس بر حذر باش كه مبادا آن را نقض كنی. عمر گفت: پس عرض كردم یا رسول الله، وقتی كه شما در مورد علی سخن می گفتی در كنارم جوان خوش چهره و خوش بویی بود كه به من چنین و چنان گفت. حضرت فرمود: بله ای عمر، او از فرزندان آدم نبود، بلكه جبرئیل بود و خواست تا بر شما در مورد آنچه كه من در مورد علی گفتم تأكید كند. 
د: عن عمار الدهنی عن ابی فاخته، قال: اقبل علی و عمر جالس فی مجلسه فلما رآه عمر تضعضع و تواضع وتوسع له فی المجلس، فلما قام علی، قال بعض القوم: یا امیر المؤمنین انك تصنع بعلی صنیعا ما تصنعه باحد من أصحاب محمد - صلی الله علیه و آله و سلم - قال عمر: و ما رأیتنی اصنع به؟قال: رأیتك كلما رأیته تضعضعت و تواضعت و اوسعت حتی یجلس. قال: و ما یمنعنی، و الله انه مولای و مولی كل مؤمن. [17] 
عمار دهنی از ابی فاخته روایت كند كه گفت: علی - علیه السلام - آمد در حالی كه عمر در جایگاه خود نشسته بود چون عمر آن حضرت را دید لرزید و تواضع كرد و برای نشستن علی - علیه السلام - جائی باز كرد، وقتی كه علی - علیه السلام - برخاست: شخصی به عمر گفت: ای امیر، تو با علی - علیه السلام - روشی به كار بردی كه با هیچ یك از اصحاب رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - آن رفتار را انجام نداده ای عمر گفت: من چه رفتاری با او داشتم كه تو دیدی؟گفت: دیدم كه چون به او نظر افكندی، لرزیدی و تواضع كردی و جای نشستن برای او گشودی تا بنشیند، عمر گفت: چه چیزی مرا از این رفتار باز می دارد قسم به خدا كه او مولای من و مولای همه مؤمنین است. 
ه: قال عمر بن الخطاب: لقد أعطی علی ثلاث خصال لأن تكون لی خصله منها احب الی من أن أعطی حمر النعم، فسئل و ما هی؟قال: تزویج النبی - صلی الله علیه و آله و سلم - ابنته و سكناه المسجد لا یحل لأحد فیه ما یحل لعلی و الرایه یوم خیبر. [18] 
عمر بن خطاب گفت، به علی سه خصلت كرامت شده كه اگر یك خصلت از آن به من داده می شد برای من محبوبتر از داشتن شتران سرخ مو (كه دارای قیمت بسیار هستند) بود، پرسیده شد آن خصائل كدام است؟گفت: به ازدواج در آوردن پیامبر دخترش را (برای علی - علیه السلام -) و جای گرفتن او در مسجد كه حلال نبود بر هیچ كس در مسجد آنچه كه برای علی حلال بود و گرفتن پرچم در جنگ خیبر. 
و: عن ابن عباس: مشیت و عمر بن الخطاب فی بعض ازقه المدینه فقال لی:. . . یا ابن عباس. . . و الله لسمعت رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - یقول لعلی بن ابی طالب: من احبك احبنی و من احبنی احب الله، و من احب الله ادخله الجنه مدلا. [19] 
از ابن عباس روایت شد كه (گفت): من و عمر بن خطاب دریكی از كوچه های مدینه می رفتیم پس عمر به من گفت:. . . ای فرزند عباس. . . به خدا سوگند همانا شنیدم از رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - كه به علی بن ابی طالب می فرمود: كسی كه تو را دوست بدارد مرا دوست داشته و كسی كه مرا دوست بدارد خدا را دوست داشته و كسی كه خدا را دوست بدارد خداوند او را وارد بهشت می كند. 
ز: عن عبد الله بن ضبیعه العبدی، عن ابیه، عن جده قال: أتی عمر بن الخطاب رجلان سألاه عن طلاق الأمه، فقام معهما فمشی حتی أتی حلقه فی المسجد، فیها رجل اصلع، فقال: ایها الأصلع ما تری فی طلاق الأمه؟فرفع رأسه الیه ثم أومأ الیه بالسبابه و الوسطی، فقال له عمر: تطلیقتان. فقال احدهما: سبحان الله، جئناك و أنت امیر المؤمنین فمشیت معنا حتی وقفت علی هذه الرجل فسألته، فرضیت منه أن أوما الیك؟!فقال لهما(عمر)ما تدریان من هذا؟قالا: لا. قال: هذا علی بن ابی طالب. أشهد علی رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - لسمعته و هو یقول: ان السماوات السبع و الأرضین السبع لو وضعتا فی كفه(میزان)ثم وضع ایمان علی فی كفه میزان لرجح ایمان علی. [20] عبد الله بن ضبیعه عبدی از پدرش، از جدش روایت كرد كه گفت: 
«دو مرد نزد عمر بن خطاب آمدند و از او در مورد طلاق كنیز سؤال كردند؟پس عمر به اتفاق آنها به طرف مسجد آمد، جمعی در مسجد بودند كه در میان آنان مردی اصلع [21] حضور داشت. پس عمر از او پرسید نظر تو در طلاق كنیز چیست؟پس او سرش را بلند كرد و بعد با انگشت سبابه و وسطی اشاره كرد (و پاسخ گفت) پس عمر سائل را (به مقصود متوجه كرد و) گفت: دو طلاق است. پس یكی از آن دو مرد گفت: سبحان الله، ما نزد تو آمدیم و تو امیر المؤمنین (و خلیفه ما) هستی. پس تو 