ا ما نزد این مرد آمدی و از او می پرسی؟!و از پاسخ او كه با اشاره انجام داد راضی شدی؟!پس عمر در خطاب به آنان گفت: نمی دانید كه او كیست؟گفتند: نه، عمر گفت: او علی بن ابی طالب - علیه السلام - است و من شهادت می دهم كه از پیامبر اكرم - صلی الله علیه و آله و سلم - شنیدم كه می فرمود: اگر آسمانها و زمینها در كفه ترازویی نهاده شود و ایمان علی در كفه دیگر، ایمان علی برتر خواهد بود.»ح:. . . فقال عمر(بن الخطاب): عجزت النساء ان یلدن مثل علی. [22] 
«عمر بن خطاب گفت: زنان عاجزند فرزندی مثل علی بن ابی طالب به دنیا آورند»ط: عن عبد الله بن عباس قال: سمعت عمر بن الخطاب یقول: كفوا عن ذكر علی بن ابی طالب - علیه السلام - فلقد رأیت من رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - فیه خصالا لان تكون لی واحده منهن فی آل الخطاب احب الی مما طلعت علیه الشمس. [23] 
عبد الله بن عباس گوید: از عمر بن خطاب شنیدم می گفت: از بدگویی علی بن ابی طالب - علیه السلام - خودداری كنید كه من از رسول اكرم - صلی الله علیه و آله و سلم - درباره فضیلت او خصلت هایی دیدم كه اگر یكی از آن خصلتها در خاندان خطاب می بود در نزد من از هر جا و هر چه كه آفتاب بر آن می تابد محبوبتر می بود. 
ی: عن عمر بن الخطاب، قال: قال رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - : ما اكتسب مكتسب مثل فضل علی، یهدی صاحبه الی الهدی و یرد عن الردی. [24] عمر بن خطاب گفت: رسول اكرم - صلی الله علیه و آله و سلم - فرمود: هیچ كس مانند علی - علیه السلام - فضیلتی به دست نیاورد كه صاحب و همنشین خود را به هدایت، ارشاد می كند و از گمراهی باز می دارد. 
ك: عن. . . و عمر بن الخطاب و. . . ، ان رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - قال: النظر الی وجه علی عباده. [25] 
جمعی از راویان كه از جمله آنها عمر بن خطاب است از پیامبر اكرم - صلی الله علیه و آله و سلم - روایت می كنند كه فرمود: نگاه كردن به چهره علی - علیه السلام - عبادت است. 
ل: عن سوید بن غفله، قال: رأی عمر رجلا یخاصم علیا، فقال له عمر: انی لأظنك من المنافقین !سمعت رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - یقول: علی منی بمنزله هارون من موسی إلا انه لا نبی بعدی. [26] 
از سوید بن غفله روایت شد كه گفت، عمر مردی را دید كه با علی - علیه السلام - خصومت می كند عمر به وی گفت: گمان دارم كه تو از منافقان باشی!زیرا من از رسول اكرم - صلی الله علیه و آله و سلم - شنیدم كه می فرمود: علی در نزد من منزلت و جایگاه هارون در نزد موسی - علیه السلام - را دارد جز آنكه پیغمبری پس از من نباشد. 
م: عن ابی هریره، عن عمر بن الخطاب قال: قال رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - : من كنت مولاه فعلی مولاه. [27] 
از ابو هریره روایت شد كه عمر بن خطاب گفت: رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - فرمود: هر كس را كه من مولای او هستم، پس علی مولای اوست. 
ن: قال عمر بن الخطاب: علی أقضانا. [28] 
عمر بن خطاب گفت: بیناترین ما در داوری و قضاوت، علی بن ابی طالب - علیه السلام - است. 
س: عن عمر بن الخطاب، عن النبی - صلی الله علیه و آله و سلم -: كل سبب و نسب ینقطع یوم القیامه الا سببی و نسبی و كل ولد آدم فان عصبتهم لأبیهم ما خلا ولد فاطمه، فإنی أنا أبوهم و عصبتهم. [29] 
عمر بن خطاب از نبی گرامی اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - روایت كرد (كه فرمود): هر سبب و نسبی در روز قیامت قطع می شود مگرسبب و نسب من. و همه فرزندان آدم پس همانا نسبت آنها به پدرشان است بجز فرزندی فاطمه علیها السلام پس به درستی كه من پدر و عصبه آنان هستم. 
ع: قال عمر بن الخطاب: لا یفتین احد فی المسجد و علی حاضر. [30] 
عمر بن خطاب گفت: تا وقتی كه علی - علیه السلام - در مسجد حضور دارد كسی نباید فتوی دهد. 
ف: قال عمر بن الخطاب: یابن ابیطالب، فما زلت كاشف كل شبهه، و موضع كل علم.[31] 
عمر بن ابن خطاب (در سخن خود به علی - علیه السلام -) گفت: ای پسر ابو طالب همیشه تو موارد شبهه را بر طرف ساخته ای و موضع و جایگاه علم بوده ای. 
ص: قال عمر: لا أبقانی الله بعد ابن ابیطالب. [32] 
عمر (بن خطاب) گفت: خداوند پس از علی بن ابی طالب - علیه السلام - مرا باقی نگذارد. 
ق: قال عمر بن الخطاب فی عده مواطن: لو لا علی لهلك عمر. [33] عمر بن خطاب در مواضع متعدد) گفت: اگر وجود علی - علیه السلام - نمی بود عمر هلاك می شد. 
ر: عن سعید بن المسیب قال: قال عمر ابن الخطاب: اعوذ بالله من معضله لیس لها أبو الحسن، علی بن ابی طالب. [34] 
سعید ابن مسیب گوید، از عمر شنیدم كه گفت: به خدا پناه می برم از مشكلی كه برای حل آن ابو الحسن (علی - علیه السلام -) نباشد. 
ش: قال عمر ابن الخطاب: اللهم لا تنزل بی شدیده الا و ابو الحسن الی جنبی. [35] 
عمر ابن خطاب گفت: بار خدایا كار سختی بر من نازل مفرما مگر آنكه ابو الحسن (علی - علیه السلام -) در كنار من باشد. 
ت: عن ابن عباس قال: كنت أسیر مع عمر بن الخطاب فی لیله، و عمر علی بغل و انا علی فرس، فقرأ آیه فیها ذكر علی بن ابی طالب فقال: أما و الله یا بنی عبد المطلب لقد كان علی فیكم أولی بهذا الأمر منی و من أبی بكر،. . . (الی ان قال)و الله ما نقطع امرا دونه، و لا نعمل شیئا حتی نستأذنه. [36] 
از ابن عباس روایت شد كه گفت: در یكی از شبها من و عمر بن خطاب سیر می كردیم (همسفر بودیم) و عمر بر قاطر و من بر اسب بودم، پس آیه ای قرائت شد كه در آن آیه نام علی بن ابی طالب یاد آوری می شد. پس (عمر بن خطاب) گفت: آگاه باشید به خدا سوگند ای فرزندان عبد المطلب، به تحقیق كه علی در میان شما سزاوارترین است به این امر (خلافت) از من و ابو بكر. . . (تا آنكه گفت): به خدا سوگند هیچ كاری را بدون او تمام نمی كنم. و عملی بدون اجازه او انجام نمی دهم. 
ث: عن الحافظ الدار القطنی عن عمر، و قد جاءه اعرابیان یختصمان فقال لعلی: اقض بینهما. 
فقال احدهما: هذا یقضی بیننا؟!فوثب الیه عمر و اخذ بتلبیبه، و قال: ویحك ما تدری من هذا؟هذا مولای و من لم یكن مولاه فلیس بمؤمن. [37] 
حافظ دار قطنی از عمر (بن خطاب) روایت می كند كه دو تن اعرابی جهت مخاصمه و دعوا نزد او (یعنی نزد عمر بن خطاب) آمدند. پس عمر به علی - علیه السلام - عرض كرد: بین آنها قضاوت كن. یكی از آن دو اعرابی گفت: آیا این مرد میان ما قضاوت كند؟پس عمر به طرف آن مرد پرید و یقه او را گرفت و گفت: وای بر تو، چه می دانی كه این كیست؟!او مولای من است، و هر كس كه او مولایش نباشد پس مؤمن نیست. 
خ: عن عمیر بن بشر الخثعمی قال: قال عمر: علی اعلم الناس بما انزل الله علی محمد. [38] 
عمیر بن بشر گفت، عمر (بن خطاب) گفت: علی - علیه السلام - داناترین مردم است به آنچه كه خداوند بر محمد - صلی الله علیه و آله و سلم - نازل كرده است. 
ذ:. . . قال عمر بن الخطاب (یوم غدیر خم): 
هنیئا لك یابن ابی طالب اصبحت مولی كل مؤمن و مؤمنه. [39] عمر ابن خطاب (در روز غدیر خم، بعد از آنكه پیامبر اكرم - صلی الله علیه و آله و سلم - علی را به ولایت منصوب فرمود، خطاب به علی - علیه السلام -) گفت: گوارا باد بر تو ای پسر ابی طالب كه مولا و صاحب اختیار همه مردان و زنان مؤمن شدی. 
ض: عن عمر بن الخطاب انه قال: اشهد علی رسول الله صلی الله علیه