ساله بیروت، چاپ پنجم). 
[5] . «بوستان معرفت»تألیف سید هاشم حسینی تهرانی، ص 447 به نقل از: مناقب خوارزمی، فصل 7، ص. 45 
[6] . «بوستان معرفت»ص 650 به نقل از: ابن عساكر در تاریخ امیر المؤمنین علیه السلام، ج 3، ص 70، حدیث 1100 و از مناقب خوارزمی فصل 14، ص. 98 
[7] . «كنز العمال»، ج 12، ص 489 (مؤسسه الرساله بیروت، چاپ پنجم). 
[8] . همان مأخذ، ج 13، ص. 115 
[9] . آثار الصادقین، ج 14، ص 277، به نقل از فضائل الخمسه، ج 1، ص. 297 
[10] . العقده: كحرمه، و الجمع عقد كحرم، الولایه. البیعه المعقوده. 
[11] . ابن عساكر در شرح حال امام علی علیه السلام از تاریخ دمشق، ج 3، حدیث 1092، ص. 54 
[12] . نقل از سید جواد مهری در مقدمه كتاب«آنگاه هدایت شدم»تألیف دكتر سید محمد تیجانی سماوی ص 2 به نقل از: ابان السمان در الموافقه، ص 137، و ابن حجر در الصواعق المحرقه، ص 126 و ابن مغازلی شافعی در مناقب علی علیه السلام ص. 119 
[13] . «چرا شیعه شدم»تألیف جناب محمد رازی، ص 332 به نقلش از: فخر رازی در نهایه العقول، طبری در تاریخ خود، بلاذری در انساب الاشراف، سمعانی در فضائل، غزالی در سر العالمین، سبط ابن جوزی در تذكره، قاضی فضل بن روزبهان و ابن ابی الحدید و دیگران. - قابل ذكر است كه صحت این گفتار ابو بكر در كلمات علی علیه السلام در نهج البلاغه كاملا روشن است، آنجا كه فرمود: «فیا عجبا بینا هو یستقیلها فی حیاته اذ عقدها لاخر بعد مماته»یعنی«پس چقدر جای تعجب و شگفت است كه ابو بكر استقاله می كرد (و امتناع می نمود) از خلافت در حال حیات خود در حالی كه گره می زد خلافت را برای دیگری (یعنی عمر) بعد از مرگش». 
[14] . شیخ سلیمان قندوزی حنفی در ینابیع الموده، ص 239«چاپ قم، س 3711». - و متقی هندی در كنز العمال ج 13، ص 122 و ص 123 (مؤسسه الرساله بیروت، چاپ پنجم). 
[15] . ابن عساكر در شرح حال امام علی علیه السلام از تاریخ دمشق، ج 2، ص 82، حدیث. 584 (شرح محمودی). 
[16] . شیخ سلیمان قندوزی حنفی در ینابیع الموده (باب موده الخامسه) ص. 297 - ابن عساكر در شرح حال امام علی علیه السلام از تاریخ دمشق ج 2، ص 80 (شرح محمودی) بنقل از بخاری در تاریخ كبیر، ج 1، ص 375 و دیگران. 
[17] . ابن عساكر در شرح حال امام علی علیه السلام از تاریخ دمشق، ج 2، ص 82 حدیث. 585 (شرح محمودی) 
[18] . شیخ سلیمان قندوزی حنفی در ینابیع الموده، فصل سوم، ص. 343 - و حاكم در المستدرك ج 3، ص 125 - هیثمی در مجمع الزوائد، ج 9، ص. 120 - ابن عساكر در شرح حال امام علی علیه السلام از تاریخ دمشق، ج 1، ص 219، حدیث 282 (شرح محمودی)، و دیگران. 
[19] . پاورقی كتاب در شرح حال امام علی علیه السلام از تاریخ دمشق، ج 2، ص 388 (شرح محمودی). 
[20] . ابن عساكر در شرح حال امام علی علیه السلام از تاریخ دمشق، ج 2، ص 365، حدیث. 872 (شرح محمودی). - ابن مغازلی در مناقب ص 289، شماره 330، ط 1 و خوارزمی در فضل 13 از مناقب، ص 78، ط تبریز. - گنجی شافعی در كفایه الطالب اواخر باب 62، ص 258 و دیگران. 
[21] . اصلع: به كسی گویند كه موی جلوی سرش ریخته باشد كه یكی از مشخصات ظاهری علی علیه السلام است. 
[22] . شیخ سلیمان قندوزی حنفی در ینابیع الموده، باب 65، ص. 448 
[23] . آثار الصادقین، ج 14، ص 211 به نقل از فضائل الخمسه، ج 2، ص 239. عن كنز العمال، ج 6، ص. 393 
[24] . آثار الصادقین، ج 14، ص 212 به نقل از الغدیر، ج 5، ص 363 و فضائل الخمسه، ج 1، ص 167 عن مستدرك الصحیحین. 
[25] . ابن كثیر در البدایه و النهایه، ج 7، ص. 358 
[26] . آثار الصادقین، ج 14، ص 286 به نقل از شرح حال امام علی علیه السلام از تاریخ دمشق ابن عساكر ج 1، ص. 360 
[27] . ابن عساكر در شرح حال امام علی علیه السلام از تاریخ دمشق ج 2، ص 79، حدیث. 581 (شرح محمودی). - و نیز ابن مغازلی در مناقب، ص 22، شماره 31، ط. 1 
[28] . حافظ ابی نعیم در حلیه الاولیاء، ج 1، ص 65، و سیوطی در تاریخ الخلفاء، ص. 170 - ابن كثیر در البدایه و النهایه، ج 7، ص. 360 - بلاذری در انساب الأشراف، ج 2، ص 97، حدیث 21، ط 1، و دیگران. 
[29] . شیخ سلیمان قندوزی حنفی در ینابیع الموده، باب 57، ص. 320 
[30] . آثار الصادقین، ج 14، ص 492 به نقل از«الامام الصادق علیه السلام، ج 2، ص 825». 
[31] . آثار الصادقین، ج 14، ص 493، به نقل از«الامام الصادق علیه السلام، ج 2، ص 825». 
[32] . آثار الصادقین، ج 14، ص 493. به نقل از الغدیر ج 6، ص. 126 
[33] . شیخ سلیمان قندوزی حنفی در ینابیع الموده، باب 14، ص 80 و نیز ص. 249 - و نیز گنجی شافعی در كفایه الطالب، باب 59 ص. 227 
[34] . بلاذری در انساب الاشراف، ج 2، ص 99، حدیث 29 از شرح حال علی علیه السلام - و گنجی شافعی در كفایه الطالب باب 57، ص 217 - و سیوطی در تاریخ الخلفاء، ص 171 - و حاكم در المستدرك (كتاب المناسك)، ج 1، ص 457 - و ابن كثیر در البدایه و النهایه، ج 7، ص 36 و دیگران. 
[35] . آثار الصادقین، ج 14، ص 492، به نقل از«امام الصادق»ج 2، ص 825». 
[36] . راغب در محاضرات، ج 7، ص. 213 
[37] . مأخوذ از پاورقی كتاب شرح حال امام علی علیه السلام از تاریخ دمشق، ابن عساكر ج 2، ص 82 (شرح محمودی) 
[38] . «بوستان معرفت»، ص 677، به نقل از حسكانی در شواهد التنزیل، جزء اول، ص 30، حدیث. 29 
[39] . ابن عساكر در شرح حال امام علی علیه السلام از تاریخ دمشق، ج 2، ص 48 تا. 51 (شرح محمودی). - ابن كثیر در البدایه و النهایه، ج 7، ص. 350 - گنجی شافعی در كفایه الطالب، باب اول، ص 62 (تبریك ابو بكر و عمر به علی علیه السلام). - شیخ سلیمان قندوزی حنفی در ینابیع الموده، باب مناقب السبعون، ص 283، حدیث 56 و باب 4، ص 33 و 34. و دیگران. 
[40] . مدارك این روایت در روایت«ز»گذشت. 
[41] . «آثار الصادقین، ج 14، ص 43»به نقل از مناقب ابن شهر آشوب، ج 2، ص. 6 - و نیز متقی هندی در كنز العمال، در قسمت آخر یك روایت، ج 6، ص. 395 
[42] . شیخ سلیمان قندوزی حنفی در ینابیع الموده، باب الموده السادسه، ص. 299 
[43] . بلاذری در انساب الاشراف، ج 2، ص 103، حدیث 35 (چاپ بیروت، ط 1). 
[44] . «سیری در صحیحین»تألیف محمد صادق نجمی، ج 2، ص 273، (به نقل از شرح نهج البلاغه، ج 12، ص 21 و مشابه آن در ص 78. ) البته حدیث منع عمر، از این وصیت از مسلمات بین شیعه و سنی است كه بخاری در صحیح خود و احمد در مسند و ابن حجر در صواعق و دیگران آن را نقل كرده اند. 
[45] . «بیست و پنج سال سكوت علی علیه السلام»تألیف فؤاد فاروقی، ص. 114 
[46] . «چرا شیعه شدم»تألیف محمد رازی، ص 218، به نقل از شهرستانی در«ملل و نحل»و طبری در«ریاض النضره»و ابن ابی الحدید در«شرح نهج البلاغه». 
[47] . ابن كثیر در البدایه و النهایه، ج 7، ص 358، باب فضائل علی علیه السلام. - ابن عساكر در شرح حال امام علی علیه السلام از تاریخ دمشق، ج 2، ص 393، شرح محمودی. - سیوطی در تاریخ الخلفاء، ص. 172 
[48] . «بیست و پنج سال سكوت علی علیه السلام»تألیف فؤاد فاروقی، به نقل از رودلف ژایگر در كتاب«خداوند علم و شمشیر». 
[49] . «الفتوح»نوشته ابو محمد احمد بن علی اعثم كوفی كندی، ترجمه محمد بن احمد مستوفی هروی. ص. 328 
[50] . «امام علی بن ابی طالب علیه السلام» (روزگار عثمان) تألیف: عبد الفتاح عبد المقصود، ص. 202
محمد ابراهيم سراج - امام علي (ع) خورشيد بي غروب، ص 227فصل سيزدهم : نماز جماعت
صف اول نماز جماعت


قال على (عليه السلام ):
افضل الصفوف اولها و هو صف الملائكه و افضل المقدم ميا