ن العقاب و رجاءللثواب .

(نهج البلاغه خطبه 97)
من ، اصحاب محمد (صلى الله عليه وآله ) را ديده ام و كسى از شما را شبيه به آنان نمى بينم .
اصحاب محمد (صلى الله عليه وآله ) شب را در حال سجده و قيام بودند و با چهره ژوليده و عبار آلوده شب را به صبح مى رساندند و پيشانى ها و صورت هاى خويش را به طور متناوب بر زمين مى نهادند. آن رشد يافتگان با يادآورى بازگشت خويش ، چنان مى شدند كه گويى برگدازه آتش ايستاده اند. از طول سجود، ميان چشمانشان مانند زانوى بز برآمده بود. چشمانشان چنان گريان بود كه گريبان شان را خيس مى كرد، و به جهت ترس از كيفر و اميد پاداش ، مانند درختى در تند باد مى لرزيدند.
نماز شب شعار پرهيزكاران


قال على (عليه السلام ):
سهر الليل شعار المتقين و شيمة المشتاقين .

(غررالحكم ص 192)
شب زنده دارى ، شعار پرهيزكاران و روش مشتاقان است .
تاءثير شب زندارى


قال على (عليه السلام ):
فاتقوا الله عباد الله تقية ذى لب ، شغل التفكر قلبه ، انصب الخوف بدنه و اسهر التهجد غرار نومه ، و اظماء الرجاء هواجر يومه ، و ظلف الزهد شهواته ، و او جف الذكربلسانه ، و قدم الخوف لامانه .

(نهج البلاغه خطبه 82)
اى بندگان خدا ! از خدا بترسيد، همانند ترسيدن خردمند كه انديشه (قيامت ) او را به خود مشغول كرده ، و ترس از خدا جسمش را رنجور ساخته ، و شب زنده دارى ، (براى عبادت ) خواب اندك او را گرفته ، و اميد به حق ، او را در نيم روز نگاه داشته بى توجهى به دنيا خواهش هاى نفس را از او دور كرده است . او پيوسته ذكر خدا بر زبانش جارى است و ترس (از خدا) را براى امنيت (روز رستاخيز بر همه چيز) مقدم داشته است .
آداب نماز شب و شب زنده داران


قال على (عليه السلام ):
اما الليل فصافون اقدامهم ، تالين لاجزاء القران يرتلونها ترتيلا يحزنون به انفسهم و يستثيرون به دواء دائهم . فاذا مراوا باية فيها تشويق ركنواليها طمعا و تطلعت نفوسهم اليهم شوقا و ظنوا آنهانصب اعينهم . و اذا مروا ياية فيها تخويف ، اصغوا اليها مسامع قلوبهم و اظنوا انهم زفير جهنم و شهيقها فى اصول اذانهم ، فهم حانون على اوساطهم ، مفترشون اجباهم و اكفهم و ركبهم و اطراف اقدمهم يطلبون الى الله فى فكاك رقابهم . و اما النهار فحلماء علماء ابرار اتقيا.

(نهج البلاغه خطبه 193)
(پرهيز كاران ) به هنگام شب به پا مى خيزند و آيات قرآن را با دقت و تاءميل مى خوانند و با خواندن و انديشيدن در آن ، خود را محزون مى سازند و مى كوشند كه با آن ، درد خود را درمان كنند.
هر گاه به آيه اى برسند كه شوق انگيزو اميد آفرين باشد، به آن طمع ورزنده و مشتاقانه به آن نگرند. گويى پاداشى كه آن آيه بازگو مى كند در برابر ديدگان آنهاست . و چون به آيه اى برسند كه در آن ترس و بيم است ، گوش دل خويش را مى گشايند كه گويى فرياد و فغان در كنار گوش آنهاست .
قامت خود را در مقابل حق خم مى كنند و پيشانى و كف دستان و زانوان سرانگشتان را بر زمين مى نهند و از خداوند بزرگ آزادى خويش را (از آتش دوزخ درخواست مى كنند و به هنگام روز، شكيبا و دانا و نيكوكار و پرهيز كار مى باشند.
شب زنده دارى


قال على (عليه السلام ):
نعم عون العبادة السهر.

(منتخب الغرر ص 49)
شب زنده دارى براى عبادت ، كمك خوبى است .
شب زنده دارى ؛ بهار اولياء


قال على (عليه السلام ):
سهر اليل فى طاعة الله ، ربيع الاولياء و روضة السعدادء

(غرر الحكم ص 192)
شب در طاعت و عبادت خدا بيدار ماندن ، بهار اولياء و بوستان نيك بختان است .
توجه مؤ من به نماز شب


قال على (عليه السلام ):
ان الله - جل جلاله - اذا راءى قرية اسرفوا فى المعاصى و فيها ثلاثة نفر من المؤ منين ناداهم - جل جلاله و تقدست اسماوه - يا اهل معصيتى ! لولاما فيكم من المؤ منين ، المتحابين بجلالى ، اءلعامرين بصلوتهم تارضى و مساجدى المستغفرين بالاسحار خوفا منى لانزلت بكم عذابى ثم اباليى

(بحارالانوار ج 87 ص 140)
چون خداوند - جل جلاله - ديد كه مردمى در گناهان زياده روى كردند و در ميان آنها، سه نفر از مؤ منين هستند، خداوند - عزوجل - ندا مى كند: اى گناه كاران ! اگر در ميان شما نبودند كسانى كه براى من با هم دوستى مى كنند و با نماز خواندنشان ، زمين من و مسجدهاى مرا آباد مى كنند و شب ها در موقع سحر از خوف من ، آمرزش مى خواهند، عذابم را بر شما نازل مى كردم و هيچ درنگى نمى كردم .
تقوا و نماز شب


قال على (عليه السلام ):
عباد الله ان تقوى الله حمت اءوليا الله محارمه و الزمت قلوبهم مخافته حتى اسهرت لياليهم .

(نهج البلاغه خطبه 113)
اى بندگان خدا، پرهيزكارى ، دوستان خدا را از انجام كارهاى حرام باز مى دارد و ترس از خدا آن چنان در دل آنان جاى مى گيرد كه شب ها را (براى نماز) بيدار مى مانند.
نماز شب بى روح


قال على (عليه السلام ):
و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء حبذا نوم الا كياس .

(نهج البلاغه حكمت 137)
چه بسا شب زنده دارانى كه ايستادن و نمازگزاردنشان جز بيدارى و رنج حاصلى ندارد؛ چه نيكو است خواب زيركان .فصل پانزدهم : نماز جمعه
وجوب نماز جمعه


قال على (عليه السلام ):
العشيرة اذا كان عليهم امير يقيم الحدود عليهم فقد وجب عليهم الجمعة و التشريق .

(مستدرك الوسائل ج 6 ص 13)
هر گاه طايفه اى اميرى داشته باشند كه حدود (الهى ) را برايشان اجرا نمايد، اقامه نماز جمعه رفتن به منى در ايام تشريق بر آنان واجب است .
آداب ورود به نماز جمعه


قال على (عليه السلام ):
لا باس بان يتخطى الرجل يوم الجمعة الى مجلسه حيث كان . فاذا خرج الامام ، فلايتخطان احد رقاب الناس و ليجلس حيث يتيسر الا من جلس على الابواب و منع الناس ان يمضوا الى السعة فلا حرمة ان يتخطاه .

(وسائل الشيعه ج 5 ص 94)
مانعى ندارد كه نمازگزار روز جمعه به سمت جاى خود در نماز گام بردارد؛ ولى وقتى امام براى ايراد خطبه آماده شد. كسى نبايد بر سر و گردن مردم راه برود. (بلكه بايد هر كجا كه ممكن بود بنشيند) مگر بر كسى كه در كنار درهاى ورودى نشسته باشد و وجود او در آنجا مانع ورود ديگران به قسمتهاى خالى باشد كه در اين صورت اگر لگد مال شود حرمتى ندارد.
قرائت سوره جمعه و منافقين در نماز جمعه


قال على (عليه السلام ):
تقراء صلوة الجمعة فى الاولى الحمد و الجمعة و فى الثانية الحمد و المنافقين .

(بحار الانوارج 5 ص 19)
در نماز جمعه در ركعت اول حمد و سوره جمعه ، و در ركعت دوم سوره حمد و منافقين را بخوانيد.
سكوت در نماز جمعه


قال على (عليه السلام ):
لا كلام و الامام يخطب و لا التفات الا كمايحل فى الصلوة . و انما جعلت الجمعة ركعتين من اءجل الخطبتين .

(جامع احاديث الشيعه ج 6 ص 95)
در حاليكه امام خطبه مى خواند، نبايد سخن گفت و نبايد به غير امام التفات و توجه نمود. مگر همان مقدارى كه در نماز تجويز شده است . و نماز جمعه به خاطر دو خطبه ، دو ركعت مقرر گرديده است .
گوش دادن به خطبه هاى نماز جمعه


قال على (عليه السلام ):
يستقبل الناس الامام (عند الخطبة ) بوجوههم و يصغون اليه .

(مستدرك الوسايل ج 6 ص 102)
مردم به هنگام خطبه روبروى امام مى نشينند و به خطبه او گوش فرا مى ده