عترت واهل بیت من است. خدایم به من خبر داده كه دو یادگار من تا روز رستاخیز از هم جدا نمی‏شوند. 
هان ای مردم،بركتاب خدا وعترت من پیشی نگیرید واز آن دو عقب نمانید تا نابود نشوید. 
در این موقع پیامبر صلی الله علیه و آله دست‏حضرت علی -علیه السلام را گرفت وبالا برد، تا جایی كه سفیدی زیر بغل او بر همه مردم نمایان شد وهمه حضرت علی -علیه السلام را در كنار پیامبر صلی الله علیه و آله دیدند و او را به خوبی شناختند ودریافتند كه مقصود از این اجتماع مسئله ای است كه مربوط به حضرت علی -علیه السلام است وهمگی با ولع خاصی آماده شدند كه به سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله گوش فرا دهند. 
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: 
هان ای مردم، سزاوارترین فرد بر مؤمنان از خود آنان كیست؟ 
یاران پیامبر پاسخ دادند:خداوند وپیامبر او بهتر می‏دانند. 
پیامبر صلی الله علیه و آله ادامه داد: 
خداوند مولای من ومن مولای مؤمنان هستم وبر آنها از خودشان اولی وسزاوارترم.هان ای مردم، «هر كس كه من مولا ورهبر او هستم، علی هم مولا ورهبر اوست‏». 
رسول اكرمصلی الله علیه و آله این جمله آخر را سه بار تكرار كرد[5] وسپس ادامه داد: 
پروردگارا، دوست‏بدار كسی را كه علی را دوست‏بدارد ودشمن بدار كسی را كه علی را دشمن بدارد.خدایا، یاران علی را یاری كن ودشمنان او را خوار وذلیل گردان. پروردگارا، علی را محور حق قرار ده. 
سپس افزود: 
لازم است‏حاضران به غایبان خبر دهند ودیگران را از این امر مطلع كنند. 
هنوز اجتماع با شكوه به حال خود باقی بود كه فرشته وحی فرود آمد وبه پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله بشارت داد كه خداوند امروز دین خود را تكمیل كرد و نعمت‏ خویش را بر مؤمنان بتمامه ارزانی داشت.[6] 
در این لحظه، صدای تكبیر پیامبر صلی الله علیه و آله بلند شد وفرمود: 
خدا را سپاسگزارم كه دین خود را كامل كرد ونعمت‏خود را به پایان رسانید واز رسالت من وولایت علی پس از من خشنود شد. 
پیامبر از جایگاه خود فرود آمد ویاران او، دسته دسته، به حضرت علی -علیه السلام تبریك می‏گفتند و او را مولای خود ومولای هر مرد وزن مؤمنی می‏خواندند. در این موقع حسان بن ثابت، شاعر رسول خدا، برخاست واین واقعه بزرگ تاریخی را در قالب شعری با شكوه ریخت وبه آن رنگ جاودانی بخشید. از چكامه معروف او فقط به ترجمه دو بیت می پردازیم: 
پیامبر به حضرت علی فرمود: برخیز كه من تو را به پیشوایی مردم وراهنمایی آنان پس از خود برگزیدم.هر كس كه من مولای او هستم، علی نیز مولای او است. مردم! بر شما لازم است از پیروان راستین ودوستداران واقعی علی باشید.[7] 
آنچه نگارش یافت‏خلاصه این واقعه بزرگ تاریخی بود كه در مدارك دانشمندان اهل تسنن وارد شده است. در كتابهای شیعه این واقعه به طور گسترده تر بیان شده است. مرحوم طبرسی در كتاب احتجاج[8] خطبه مشروحی از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل می‏كند كه علاقه مندان می‏توانند به آن كتاب مراجعه كنند. 
واقعه غدیر هرگز فراموش نمی‏شود 
اراده حكیمانه خداوند بر این تعلق گرفته است كه واقعه تاریخی غدیر در تمام قرون واعصار، به صورت زنده در دلها وبه صورت مكتوب در اسناد وكتب، بماند ودر هر عصر وزمانی نویسندگان اسلامی در كتابهای تفسیروحدیث وكلام وتاریخ از آن سخن بگویند وگویندگان مذهبی در مجالس وعظ وخطابه در باره آن داد سخن دهند وآن را از فضایل غیر قابل انكار حضرت علی -علیه السلام بشمارند. نه تنها خطبا وگویندگان، بلكه شعرا وسرایندگان بسیاری از این واقعه الهام گرفته‏اند و ذوق ادبی خود را از تامل در زمینه این حادثه واز اخلاص نسبت‏به صاحب ولایت مشتعل ساخته‏اند وعالیترین قطعات را به صورت های گوناگون وبه زبانهای مختلف از خود به یادگار نهاده‏اند. 
از این جهت، كمتر واقعه تاریخی همچون رویداد غدیر مورد توجه دانشمندان، اعم از محدث ومفسرومتكلم وفیلسوف وخطیب وشاعر ومورخ وسیره نویس، قرار گرفته است وتا این اندازه در باره آن عنایت مبذول شده است. 
یكی از علل جاودانی بودن این حدیث، نزول دو آیه از آیات قرآن كریم در باره این واقعه است[9] وتا روزی كه قرآن باقی است این واقعه تاریخی نیز باقی خواهد بود واز خاطرها محو نخواهد شد. 
جامعه اسلامی در اعصار دیرینه آن را یكی از اعیاد مذهبی می شمرده‏اند وشیعیان هم اكنون نیز این روز را عید می‏گیرند ومراسمی را كه در دیگر اعیاد اسلامی برپا می‏دارند در این روز نیز انجام می‏دهند. 
از مراجعه به تاریخ به خوبی استفاده می‏شود كه روز هجدهم ذی الحجه الحرام در میان مسلمانان به نام روز عید غدیر معروف بوده است، تا آنجا كه ابن خلكان در باره مستعلی بن المستنصر می‏گوید:در سال‏487 هجری در روز عید غدیر كه روز هجدهم ذی الحجه الحرام است مردم با او بیعت كردند.[10] والعبیدی در باره المستنصر بالله می‏نویسد:وی در سال‏487 هجری، دوازده شب به آخر ماه ذی الحجه باقی مانده بود كه درگذشت. این شب همان شب هجدهم ذی الحجه، شب عید غدیر است.[11] 
نه تنها ابن خلكان این شب را شب عید غدیر می‏نامد، بلكه مسعودی[12] وثعالبی[13] نیز این شب را از شبهای معروف در میان امت اسلامی شمرده‏اند. 
ریشه این عید اسلامی به خود روز غدیر باز می‏گردد، زیرا در آن روز پیامبر صلی الله علیه و آله به مهاجرین وانصار، بلكه به همسران خود، دستور داد كه بر علی -علیه السلام وارد شوند وبه او در مورد چنین فضیلت‏بزرگی تبریك بگویند.زید بن ارقم می‏گوید:نخستین كسانی از مهاجرین كه با علی دست دادند ابوبكر، عمر، عثمان، طلحه وزبیر بودند ومراسم تبریك وبیعت تا مغرب ادامه داشت. 
در اهمیت این رویداد تاریخی همین اندازه كافی است كه صدوده نفر صحابی حدیث غدیر را نقل كرده‏اند. البته این مطلب به معنی آن نیست كه از آن گروه زیاد تنها همین تعداد حادثه را نقل كرده‏اند، بلكه تنها در كتابهای دانشمندان اهل تسنن نام صدو ده تن به چشم می‏خورد. درست است كه پیامبر صلی الله علیه و آله سخنان خود را در اجتماع صد هزار نفری القاء كرد، ولی گروه زیادی از آنان از نقاط دور دست‏حجاز بودند واز آنان حدیثی نقل نشده است. گروهی از آنان نیز كه این واقعه را نقل كرده‏اند تاریخ موفق به درج آن نشده است واگر هم درج كرده به دست ما نرسیده است. 
در قرن دوم هجری، كه عصر«تابعان‏» است، هشتاد ونه تن از آنان، به نقل این حدیث پرداخته‏اند. 
راویان حدیث در قرنهای بعد همگی از علما ودانشمندان اهل تسنن هستند وسیصد وشصت تن از آنان این حدیث را در كتابهای خود آورده‏اند وگروه زیادی به صحت واستواری آن اعتراف كرده‏اند. 
در قرن سوم نود ودو دانشمند، در قرن چهارم چهل وسه، در قرن پنجم بیست وچهار، در قرن ششم بیست، در قرن هفتم بیست ویك، در قرن هشتم هجده، در قرن نهم شانزده، در قرن دهم چهارده، در قرن یازدهم دوازده، در قرن دوازدهم سیزده، در قرن سیزدهم دوازده ودر قرن چهاردهم بیست دانشمند این حدیث را نقل كرده‏اند. 
گروهی نیز تنها به نقل حدیث اكتفا نكرده‏ان