 آنچه را كه از جانب پروردگارت بتو نازل شده (بمردم) برسان و اگر (این كار را) نكنی رسالت او را نرسانیده ای و (بیم مدار كه) خداوند ترا از (شر) مردم نگهمیدارد. پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله دستور داد همه حجاج در آنجا اجتماع نمایند و منتظر شدند تا عقب ماندگان برسند و جلو رفتگان نیز باز گردند. 
مگر چه خبر است؟ 
هر كسی از دیگری می پرسید چه شده است كه رسول خدا صلی الله علیه و آله ما را در این گرمای طاقت فرسا و در وسط بیابان بی آب و علف نگهداشته و امر به تجمع فرموده است؟زمین بقدری گرم و سوزان بود كه بعضی ها پای خود را بدامن پیچیده و در سایه شترها نشسته بودند. بالاخره انتظار بپایان رسید و پس از اجتماع حجاج رسول اكرم صلی الله علیه و آله دستور داد از جهاز شتران منبری ترتیب دادند و خود بالای آن رفت كه در محل مرتفعی بایستد تا همه او را ببینند و صدایش را بشنوند و علی علیه السلام را نیز طرف راست خود نگهداشت و پس از ایراد خطبه و توصیه درباره قرآن و عترت خود فرمود: 
الست اولی بالمؤمنین من انفسهم؟قالوا بلی، قال: من كنت مولاه فهذا علی مولاه، اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله.[2] 
آیا من بمؤمنین از خودشان اولی بتصرف نیستم؟ (اشاره بآیه شریفه النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم) عرض كردند بلی، فرمود من مولای هر كه هستم این علی هم مولای اوست، خدایا دوست او را وست بدار و دشمنش را دشمن بدار هر كه او را نصرت كند كمكش كن و هر كه او را وا گذارد خوار و زبونش بدار. 
و پس از آن دستور فرمود كه مسلمین دسته بدسته خدمت آنحضرت كه داخل خیمه ای در برابر خیمه پیغمبر صلی الله علیه و آله نشسته بود رسیده و مقام ولایت و جانشینی رسول خدا را باو تبریك گویند و بعنوان امارت بر او سلام كنند و اول كسی كه خدمت علی علیه السلام رسید و باو تبریك گفت عمر بن خطاب بود كه عرض كرد: بخ بخ لك یا علی اصبحت مولای و مولی كل مؤمن و مؤمنه. 
به به ای علی امروز دیگر تو امیر و فرمانروای من و فرمانروای هر مرد مؤمن و زن مؤمنه ای شدی.[3] و بدین ترتیب پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله علی علیه السلام را بجانشینی خود منصوب نموده و دستور داد كه این مطلب را حاضرین بغائبین برسانند. 
حسان بن ثابت از حضرت رسول صلی الله علیه و آله اجازه خواست تا در مورد ولایت و امامت علی علیه السلام و منصوب شدنش در غدیر خم بجانشینی نبی اكرم صلی الله علیه و آله قصیده ای گوید و پس از كسب رخصت چنین گفت: 
ینادیهم یوم الغدیر نبیهم بخم و اسمع بالنبی منادیا و قال فمن مولیكم و ولیكم؟ فقالوا و لم یبدوا هناك التعادیا الهك مولانا و انت ولینا و لن تجدن منا لك الیوم عاصیا فقال له قم یا علی و اننی رضیتك من بعدی اماما و هادیا فمن كنت مولاه فهذا ولیه فكونوا له انصار صدق موالیا هناك دعا اللهم و ال ولیه و كن للذی عادی علیا معادیا [4] 
روز غدیر خم مسلمین را پیغمبرشان صدا زد و با چه صدای رسائی ندا فرمود (كه همگی شنیدند) و فرمود فرمانروا و صاحب اختیار شما كیست؟همگی بدون اظهار اختلاف عرض كردند كه: 
خدای تو مولا و فرمانروای ماست و تو صاحب اختیار مائی و امروز از ما هرگز مخالفت و نافرمانی برای خودت نمی یابی. پس بعلی فرمود یا علی برخیزكه من ترا برای امامت و هدایت (مردم) بعد از خودم برگزیدم. 
(آنگاه بمسلمین) فرمود هر كس را كه من باو مولا (اولی بتصرف) هستم این علی صاحب اختیار اوست پس شما برای او یاران و دوستان راستین بوده باشید. 
و آنجا دعا كرد كه خدایا دوستان او را دوست بدار و با كسی كه با علی دشمنی كند دشمن باش. 
رسول اكرم فرمود ای حسان تا ما را بزبانت یاری میكنی همیشه مؤید بروح القدس باشی. 
ثبوت و تواتر این خبر بحدی برای فریقین واضح است كه هیچگونه جای انكار و ابهامی را برای كسی باقی نگذاشته است زیرا مورخین و مفسرین اهل سنت نیز در كتابهای خود با مختصر اختلافی در الفاظ و كلمات نوشته اند كه آیه تبلیغ (یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك. . . الخ) در روز هیجدهم ذیحجه در غدیر خم درباره علی علیه السلام نازل شده و پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله ضمن ایراد خطبه فرموده است كه من كنت مولاه فعلی مولاه[5] ولی چون كلمه مولی معانی مختلفه دارد بعضی از آنان در این مورد طفره رفته و گفته اند كه در این حدیث مولی بمعنی اولی بتصرف نیست بلكه بمعنی دوست و ناصر است یعنی آنحضرت فرمود من دوست هر كس هستم علی نیز دوست اوست چنانكه ابن صباغ مالكی در فصول المهمه پس از آنكه چند معنی برای كلمه مولی مینویسد میگوید: 
فیكون معنی الحدیث من كنت ناصره او حمیمه او صدیقه فان علیا یكون كذلك. [6] 
پس معنی حدیث چنین باشد كه هر كسی كه من ناصر و خویشاوند و دوست او هستم علی نیز (برای او) چنین است! 
در پاسخ این آقایان كه پرده تعصب دیده عقل و اندیشه آنها را از مشاهده حقایق باز داشته است ابتداء معانی مختلفه ای كه در كتب لغت برای كلمه مولی قید شده است ذیلا مینگاریم تا ببینیم كدامیك از آنها منظور نظر رسول اكرم صلی الله علیه و آله بوده است. 
كلمه مولی بمعنی اولی بتصرف و صاحب اختیار، بمعنی بنده، آزاد شده، آزاد كننده، همسایه، هم پیمان و همقسم، شریك، داماد، ابن عم، خویشاوند، نعمت پرورده، محب و ناصر آمده است. بعضی از این معانی در قرآن كریم نیز بكار رفته است چنانكه در سوره دخان مولی بمعنی خویشاوند آمده است: 
یوم لا یغنی مولی عن مولی شیئا. و در سوره محمد صلی الله علیه و آله كلمه مولی بمعنی دوست بوده. 
و ان الكافرین لا مولی لهم. و در سوره نساء بمعنی هم عهد آمده چنانكه خداوند فرماید: 
و لكل جعلنا موالی. و در سوره احزاب بمعنی آزاد كرده آمده است: 
فان لم تعلموا آباءهم فاخوانكم فی الدین و موالیكم (عتقائكم) [7] 
از طرفی بعضی از این معانی درباره پیغمبر اكرم صدق نمیكند زیرا آنحضرت بنده و آزاد كرده و نعمت پرورده كسی نبود و با كسی نیز همقسم نشده بود برخی از آنكلمات هم احتیاج بتوصیه و سفارش نداشت بلكه گفتن آنها نوعی سخریه بشمار میرفت كه رسول خدا صلی الله علیه و آله در آن شدت گرما وسط بیابان مردم را جمع كند و بگوید من پسر عموی هر كس هستم علی هم پسر عموی اوست، یا من همسایه هر كه هستم علی هم همسایه اوست و هكذا. . . همچنین قرائن حال و مقام نیز بكار بردن كلمه مولی را بمعنی دوست و ناصر كه دستاویز اكثر رجال اهل سنت است اقتضاء نمیكند زیرا مدلول و مفاد آیه تبلیغ با آن شدت و تهدید كه میفرماید اگر این كار را بجا نیاوری مثل اینكه وظائف رسالت را انجام نداده ای میرساند كه مطلب خیلی مهمتر و بالاتر از این حرفها است كه پیغمبر در آن بیابان گرم و سوزان توقف نموده و مردم را از پس و پیش جمع كند و بگوید من دوست و ناصر هر كه هستم علی هم دوست و ناصر اوست، تازه اگر مقصودش این بود در اینصورت بعوض مردم باید بعلی میگفت كه من محب و ناصر هر كه هستم تو هم محب و ناصر او باش نه مردم، و اگر منظور جلب دوستی مردم بسوی علی بود در اینصورت هم باید میگفت هر كه مرا دوست دارد علی را هم 