نماز خواند و به خاك سپرد.)

213 على (ع ) بر زهرا(س ) قرآن مى خواند 

حضرت زهرا(س ) در جزء وصيت هاى خود گفت : يا على برايم قرآن بخوان ، قرآنى كه على (ع ) بخواند.
چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنيدن
به رخت نظاره كردن سخن خدا شنيدن
سوره يس مى خواند سوره تمام مى شود، زهرا(س ) هم رو به رفتن است ، پرسيد: در چه حالى ؟ گفت : (اجد الموت الّذى الابد منه ) مرگى كه چاره اى از آن نيست را مى بينم . يا على ، ملك الموت با همان اوصافى كه پدرم گفته ، مى بينم كه براى قبض روح من آمده است ، پدرم ، جعفر آمده اند به استقبال من .(256)

214 وصاياى حضرت زهرا(س )  

اين وصيت فاطمه (س ) دختر پيغمبر رسول خدا(ص ) است : او شهادت مى دهد به يگانگى پروردگار عالم و به رسالت محمد رسول خدا(ص ) و به اينكه بهشت حق است و آتش جهنم حق . و سرانجام قيامت آمدنى است و هيچ شكى در وقوع آن نيست و به درستى كه تمام انسان ها از قبرها برانگيخته مى شوند.
اى على ! من فاطمه دختر محمدم كه خداوند مرا براى تو تزويج كرده تا در دنيا و آخرت براى تو باشم . تو از هر كس به من نزديكترى ، حنوط كن و غسل بده و كفن نما و در تاريكى شب به خاكم بسپار هيچ كس از آن مطلع نشود و تو را و فرزندانم را به نزد خداوند به وديعه مى گذارم و به خدا مى سپارم تا روز قيامت .
سپس فاطمه (س ) فرمود: اى پسر عموى رسول خدا(ص )، خداوند تو را جزاى خير دهد. وصيت من اين است كه اولا پس از من با (دختر خواهرم ) (امامه ) ازدواج كنى ، چرا كه او فرزندان مرا مانند من پرستار و دوستدار است و مرد ناگزير است كه ازدواج كند.
وصيت مى كنم تو را اى پسر عمو كه براى من تابوتى درست كنى به همان نحوى كه فرشتگان برايم تصوير كرده اند على (ع ) فرمود: بگو تا بدانم ، پس فاطمه (س ) آن را توصيف نمود و آن اولين تابوتى است كه روى زمين ساخته شده است .
وصيت مى كنم تو را كه حاضر نشود هيچ كس با جنازه من از كسانى كه به من ستم كردند و حق مرا گرفتند. اينان دشمن من و دشمن رسول خدايند و مگذار كسى از اين جماعت و از همراهان ايشان بر من نماز گزارد و مرا در شبانگاه وقتى كه مردمان ديده ها فروبسته و خفته باشند به خاك بسپار.(257)

215 وصيت زهرا(س ) به على (ع ) 

امام باقر(ع ) فرمود: فاطمه (س ) دختر رسول خدا(ص )، پس از گذشت شصت روز از رحلت رسول خدا(ص ) بيمار و بسترى شد، و بيماريش ‍ شديد گرديد، و دعاى او در شكوه از ظالمان اين بود:
يا حىّ يا قيّوم برحمتك استعيث فاغثنى ، اللهم زحز حسنى عن النّار وادخلنى الجنة و الحقنى بابى محمد(ص )
(از خداى زنده و توانا، پناه مى آورم به رحمت تو، پس به من پناه بده و مرا از آتش دوزخ دور گردان و به بهشت وارد كن ، و مرا به پدرم محمد(ص ) ملحق فرما!)
اميرمؤ منان على (ع ) به او مى فرمود: (خدا به تو عافيت مى دهد و تو را زنده نگه دارد).
فاطمه (س ) مى فرمود: (اى ابوالحسن ! بسيار نزديك است كه با خدايم ملاقات كنم ).
و به على (ع ) وصيت كرد كه بعد از من با (امامه ) (خواهرزاده ام ) دختر ابوالعاص ازدواج كن ، او دختر خواهرم زينب است و به فرزندان من مهربان مى باشد.(258)

216 وصيت به نماز نخواندن ابوبكر و عمر بر جنازه اش  

و در روايت ديگر آمده : فاطمه (س ) به على (ع ) گفت : من حاجتى به تو دارم على (ع ) فرمود: حاجتت برآورده است اى دختر رسول خدا(ص ).
فاطمه (س ) عرض كرد: تو را به خدا پدرم محمد رسول خدا(ص ) سوگند مى دهم كه ابوبكر و عمر بر من نماز نخوانند، تو مى دانى كه من هيچ چيز بر تو كتمان نكرده ام ، رسول خدا(ص ) به من فرمود:(يا فاطمة انّك اول يلحق بى من اهلبيتى فكنت اكره ان اسوئك .)
(اى فاطمه (س )! تو نخستين فرد از اهل بيتم هستى كه به من ملحق مى شوى و براى من ناگوار است كه اين خبر را به تو بدهم كه ناراحت گردى ).(259)

217 بيمارى كه خبر از مرگ مى داد 

امام باقر(ع ) فرمود: كه پنجاه شب از رحلت رسول خدا(ص ) گذشت ، بيمارى حضرت زهرا(س ) آغاز گرديد، دريافت كه اين بيمارى خبر از مرگ مى دهد، از اين رو به على (ع ) وصيت كرد تا به آن اقدام نمايد، و از على (ع ) پيمان گرفت كه حتما به وصيت عمل كند، اميرمؤ منان كه سخت غمگين و ناراحت بود، تمام گفتار و وصيت فاطمه (س ) را به عهده گرفت كه انجام دهد.
فاطمه (س ) عرض كرد: (اى ابوالحسن ! رسول خدا(ص ) با من عهد كرد كه من اولين نفر از خاندانش هستم كه به او مى پيوندم ، و چاره اى جز اين نيست ، بر فرمان خدا صبر كن و در برابر مقدرات الهى خشنود باش ، مرا شبانه غسل بده و كفن كن و به خاك بسپار).
حضرت على (ع ) به وصيت فاطمه (س ) عمل كرد.
ابن عباس مى گويد: فاطمه (س ) فرمود: رسول خدا(ص ) را در خواب ديدم ، و آنچه را كه بعد از آن حضرت بر ما روا داشتند، به آن حضرت گفتم و شكايت نمودم .
رسول خدا(ص ) به من فرمود:(براى شما خانه ابدى آخرت است كه براى پرهيزگاران آماده شده است ، و تو به زودى نزد ما مى آيى !)(260)

218 وصيت فاطمة الزهرا(س ) به على (ع )  

اگر زهرا(س ) از ابوبكر و عمر راضى شد، پس چرا وصيت كرد كه شبانه دفن شود و بر جناره اش حاضر نشوند؟ على (ع ) وصيت زهرا(س ) را به دقت اجرا كرد و قبرش را پنهان نمود و خشم مهاجمان به جوش آمد و تلاش كردند تا قبرى را كه على (ع ) براى به اشتباه انداختن آنان ، كنده بود، نبش كنند، اما على (ع ) قدرتمندانه و كوبنده در مقابل آنان ايستاد. وقتى با مخالفت قوى على (ع ) روبه رو شدند، برگشتند.(261)بخش چهارم : خاكسپارى فاطمه زهرا(غسل نماز دفن ) 
219 نماز بر جنازه زهرا(س ) 

در كتاب (روضة الواعظين ) آمده است : وقتى شب شد و خواب بر چشم ها چيره گشت و پاسى از شب گذشت ، حضرت على (ع ) همراه حسن ، حسين ، عمار، مقداد، عقيل ، زبير، ابوذر، سلمان ، بريده و چند نفر از خواص بنى هاشم ، جنازه را از خانه بيرون آوردند و بر آن نماز خواندند و در نيمه هاى شب آن را به خاك سپردند. حضرت على (ع ) اطراف قبر زهرا(س ) هفت قبر ديگر ساخت تا قبر فاطمه (س ) شناخته نشود.(262)

220 تكبير نماز على (ع ) بر زهرا(س ) 

و در كتاب (مصباح الانوار) آمده : شخصى از امام صادق سئوال كرد، اميرمؤ منان على (ع ) در نماز بر فاطمه (س ) چند تكبير گفت ؟
آن حضرت فرمود: على (ع ) يك تكبير مى گفت ، جبرييل نيز يك تكبير مى گفت ، و بعد فرشتگان مقرب الهى تكبير مى گفتند، تا اين كه اميرمؤ منان (ع ) پنج تكبير گفت .
شخص ديگرى پرسيد: در كجا بر او نماز خواند؟
امام صادق (ع ) فرمود: در خانه اش نماز خواند، سپس جنازه را حركت دادند و از خانه بيرون آوردند.(263)

221 غسل دهنده زهرا(س ) 

مفضل بن عمر مى گويد: به حضرت صادق (ع ) عرض كردم : چه كسى فاطمه (س ) را غسل كرد؟
فرمود: اميرالمؤ منين (ع )
من از فرمايش حضرت دلم گرفت :
حضرت فرمود: گويا از شنيدن اين جمله دلگير شدى ؟
عرض كردم : آرى ، چنين شدم .
فرمود: دلگير نشو! او صديقه است و جز صديق كسى نبايد او را غسل دهد. مگر نمى دانى كه مريم (س ) را كسى جز حضرت عيسى (ع ) غسل نداد؟...(264)

222 ماجراى غسل و كفن و نماز بر جنازه  

چون شب فرا رسيد، على (ع ) جنازه زهرا(س ) را غسل داد، هنگام غسل هيچ كس حاضر نبود جز حسن (ع ) و حسين (ع )، زينب ، ام كلثوم فضه و اسماء بنت عميس .
اسماء مى گويد: فاطمه (س ) به من وصيت كرد كه هيچ كس جز على 