ون گروهى را ديدى كه از هدايت به سوى گمراهى رو كرده اند، پس با آنان به جنگ بر خيز (كه پيروزى از آن توست )، زيرا كه هدايت از جانب خدا، و گمراهى از سوى شيطان است .
اى على ، همانا هدايت ، پيروى فرمان خداست نه پيروى از هواى نفس و دلخواه خود، و گويا با گروهى رو به رو هستى كه قرآن را تاءويل و توجيه نموده ، و به شبهات (و مسايل قابل توجيه و چند پهلو) چنگ زده ، و شراب را به نام آب انگور، و كم فروشى را با (اداى ) زكات ، (303) و رشوه را به نام هديه و پيش كش حلال مى شمرند.
عرض كردم : اى رسول خدا، اين مردم چگونه اند؟ آيا مرتد و برگشتگان از دين اند يا اهل فتنه و آزمايش ؟
فرمود: آنان اهل فتنه اند، متحير و سرگردان در آن گردش مى كنند تا عدل گريبانگيرشان شود.
عرض كردم : اى رسول خدا، عدل از جانب ما يا از سوى غير ما؟
فرمود: بلكه از جانب ما، خداوند (دين را) به دست ما گشوده ، و به دست ما پايان بخشد، و به واسطه ما خداوند ميان دل ها پس از شك آورى مهر و دوستى انداخت ، و به واسطه ما نيز ميان دل ها پس از فتنه مهر و دوستى اندازد.
عرض كردم : سپاس خدا را بدان چه كه از فضل خويش به ما ارزانى داشته است .(304)

253 خبر از رنگين شدن محاسن از خون سر 

پيش از آن كه حضرت اميرالمؤ منين (ع ) در غزوه خندق عمرو بن عبدود را بكشد، او ضربتى بر سر آن حضرت زد كه سر مباركش شكافته شد، على (ع ) آن ملعون را به جهنم فرستاد، به خدمت حضرت رسالت (ص ) مراجعت نمود، آن حضرت به دست مبارك آن جراحت را بست و به دهان معجز نشان خود بر آن جراحت دميد، در همان لحظه بهبود يافت ، پس فرمود: من كجا خواهم بود هنگامى كه ريش تو را به خون سرت رنگين مى كنند.(305)

254 خبر شهادت امام در ماه رمضان  

عصر پيامبر (ص ) بود، چند روز به ماه مبارك رمضان مانده بود، پيامبر (ص ) مسلمانان را به مسجد دعوت كرد، و در حضور مردم در عظمت و شاءن ماه رمضان سخنرانى نمود، از جمله فرمود: (شيطان ها در اين ماه ، در بند زنجيرها هستند، از درگاه خداوند بخواهيد كه آنها را بر شما مسلط نكند.)
اميرمؤ منان على (ع ) از ميان جمعيت بر خاست و عرض كرد: (اى رسول خدا در اين ماه ، بهترين اعمال چيست ؟)
پيامبر(ص ) در پاسخ فرمود:
يا ابا الحسن افضل الاعمال فى هذا الشهر، الورع عن محارم الله عزوجل
(اى ابوالحسن ! بهترين اعمال در اين ماه ، پرهيز از محرمات خدا است .)
سپس آن حضرت گريه كرد.
على (ع ) عرض كرد: (اى رسول خدا چرا گريه مى كنى ؟)
پيامبر (ص ) فرمود: (گريه ام به خاطر حادثه ناگوارى است كه در همين ماه بر تو وارد مى شود، گويا مى بينم كه تو در نماز هستى ، و شخصى كه شقى ترين فرد از گذشتگان و آيندگان است ، و همپايه كشنده ناقه حضرت صالح (ع ) مى باشد(306) با ضربت خود بر فرق تو مى زند، و محاسنت را با خون سرت رنگين مى كند).
على (ع ) عرض كرد: يا رسول الله و ذلك فى سلامة من دينى (اى رسول خدا! آيا اين حادثه هنگام سلامت دينم رخ مى دهد!).
پيامبر فرمود: فى سلامة فى دينك (آرى هنگامى كه از نظر دينى ، از هر گونه انحراف ، سالم هستى ، اين حادثه رخ مى دهد)
آن گاه پيامبر (ص ) در حضور جمعيت فرمود: (اى على ! كسى كه تو را بكشد، مرا كشته است ، و كسى كه با تو دشمنى كند با من دشمنى نموده است ، كسى كه به تو دشمنى كند با من دشمنى نموده است ، كسى كه به تو ناسزا بگويد به من ناسزا گفته است ، زيرا تو همچون جان من هستى ، روح تو روح من است ، و سرشت تو سرشت من است ، خداوند متعال من و تو را آفريد و برگزيد، و مرا براى نبوت ، و تو را براى امامت ، انتخاب كرد، كسى كه امامت ، انتخاب كرد، كسى كه امامت تو را انكار كند، نبوت مرا انكار نموده است ، اى على ! تو وصى من ، و پدر فرزندانم ، و شوهر دخترم ، و جانشين من در ميان امتم ، هنگام زندگى من و بعد از رحلت من مى باشى ، فرمان تو فرمان من ، و نهى تو نهى من است ، سوگند به خداوندى كه مرا به نبوت مبعوث كرد، و مرا به عنوان بهترين خلق خدا برگزيد، تو حجت خدا بر خلقش هستى ، و امين اسرار او، و خليفه او بر بندگانش مى باشى ).(307)
255 خبر از شقى ترين فرد 

روزى پيامبر (ص ) به على (ع ) فرمود:
يا على اشقى الاولين عاقر الناقة ، و اشقى الاخرين قاتلك و فى رواية من يخضب هذه من هذا
(اى على ! شقى ترين پيشينيان همان كسى بود كه ناقه صالح را كشت ، و شقى ترين فرد از آخرين قابل تو است و روايتى آمده : و او كسى است كه اين را با آن رنگين كند (اشاره به اينكه محاسنت را با خون فرق سرت خضاب كند).(308)

256 پيشگويى پيامبر(ص ) از شهادت خود و امامان  

پيامبر (ص ) فرمود: اى مردم ، آن گاه كه من شهيد شدم على (ع ) نسبت به شما از خودتان صاحب اختيارتر است . و آن گاه كه على (ع ) به شهادت رسيد پسرم حسن (ع ) نسبت به مؤ منين از خودشان صاحب اختيارتر است . و آن گاه كه على (ع ) به شهادت رسيد پسرم حسن (ع ) نسبت به مؤ منين از خودشان صاحب اختيارتر است . و آنگاه كه پسرم حسن (ع ) به شهادت رسيد پسرم حسين (ع ) نسبت به مؤ منين از خودشان صاحب اختيارتر است . و آن گاه كه پسرم حسين (ع ) به شهادت رسيد پسرم على بن الحسين نسبت به مؤ منين از خودشان صاحب اختيارتر است و با امر او آنان را اختيار نيست ).
سپس حضرت رو به على كرد و فرمود: يا على ، به زودى او را مى بينى ، از من به او سلام برسان ).
وقتى او به شهادت رسيد، پسرش محمد نسبت به مؤ منين از خودشان صاحب اختيارتر است . و تو اى حسين (ع ) او را درك مى كنى ، از من به او سلام برسان . سپس در نسل محمد مردانى يكى پس از ديگرى خواهند بود كه با امر آنان براى مردم اختيارى نيست .
حضرت اين مطلب را سه مرتبه تكرار كرد فرمود: (هيچ كدام از آنان نيست مگر آن كه نسبت به مؤ منين از خودشان صاحب اختيارتر است و با امرشان آنان را اختيارى نيست .
همه آنان هدايت كننده و هدايت شده اند و آنان نه نفر از فرزندان حسين (ع ) هستند).
اميرالمؤ منين (ع ) برخاست و در حالى كه گريه مى كرد عرض كرد: پدر و مادرم فدايت اى پيامبر خدا، آيا تو هم كشته مى شوى ؟
فرمود: آرى ، من با سم از دنيا مى روم و شهيد مى شوم ، و تو با شمشير كشته مى شوى و محاسنت از خون سرت رنگين مى شود، و پسرم حسن (ع ) با سم كشته مى شود، و پسرم حسين (ع ) با شمشير كشته مى شود، او را طغيانگر پسر، زنازاده پسر زنازاده ، منافق پسر منافق مى كشد.(309)

257 اخبار پيامبر از طول عمر على  

سليم مى گويد: ابوذر و سلمان و مقداد برايم نقل كردند، و سپس از على (ع ) شنيدم . آنان گفتند:
مردى بر على بن ابى طالب (ع ) فخر نمود. پيامبر (ص ) به على (ع ) فرمود: اى على ، تو بر همه عرب فخر كن ، كه تو از نظر پسر عمو و پدر و برادر از همه بزرگوارتر هستى . تو خودت و نسبت و همسرت و فرزندانت و عمويت از همه بزرگوارتريد. تو در تقديم جان و مالت از همه بالاتر، و در بردبارى از همه كامل تر، و در اسلام از همه پيش تر و از نظر علم از همه بالاتر هستى .
تو كتاب خدا را از همه بهتر قرائت مى كنى و سنت هاى الهى را از همه بهتر مى دانى . قلب تو در روز جنگ از همه شجاع تر، و دست تو بخشنده تر است . در دنيا از همه زاهدتر و در تلاش و كوشش از همه شديدتر و در اخلاق از همه نيكوتر و در زبان از همه 