لرحيل و شيك .
كوچ به دنياى ديگر نزديك است . (461)
468. چه نزديك است مرگ !
بادروا المعاد و سابقوا الاجال . فاءن الناس يوشك اءن ينقطع بهم الامل ، و يرهقهم الاجل و يسد عنهم باب التوبة 
به سوى قيامت روز معاد مبادرت ورزيد و قبل از فرا رسيدن مرگ كار كنيد، چرا كه نزديك است رشته آرزوى مردم قطع گردد و مرگشان فرا رسد و در توبه به رويشان بسته شود. (462)
469. نزديك تر از سايه 
احذروا عبادلله الموت و قربه ! و اءعدواله عدته ...و اءنتم طرداء الموت ، اءن اءقمم له اءخذ كم ، و اءن فرزتم منه اءدر ككم ، و هو اءلزم لكم من ظلكم . الموت معقود بنواصيكم ؛ و الدنيا تطوى من خلفكم 
اى بندگان خدا! از مرگ و زود فرارسيدنش بترسيد و زاد و توشه راه را فراهم سازيد.. و شما رانده شدگان مرگيد، اگر بايستيد شما را مى گيرد و اگر بگريزيد به شما مى رسد، مرگ از سايه شما به شما وابسته تر است و در پيشانى شما مهر مرگ زده شده و دنيا طومار عمرتان را در مى نوردد. (463)
470. حقانيت مرگ 
اءنه و الله الجد لا اللعب ، و الحق لا الكذب ، و ما هو الا الموت اءسمع داعيه ، و اءعجل حاديه . فلا يغرنك سواد الناس من نفسك 
به خدا سوگند آن جدى است نه شوخى ، حقيقت است نه دروغ . مرگ را مى گويم كه صداى ود را به گوش همه زندگان رسانده و همگان را به سرعت مى راند، پس انبوه مردمان (زنده ) تو را نفريبد. (464)
471. امرى حتمى و قريب 
الامر قريب و الاصطحاب قليل 
امر يعنى مرگ نزديك و مدت همراه بودن با دنيا اندك است . (465)
472. از مرگ نگريز!
اءن الفار لغير مزيد فى عمره ، و لا محجوز (محجوب ) بينه و بين يومه
كسى كه از مرگ بگريزد نه بر عمرش افزوده مى شود و نه گريختن مانع فرا رسيدن روز مرگش مى شود. (466)
473. فاصله دوزخ و بهشت 
ما بين اءحدكم و بين الجنة اءو النار اءلا الموت اءن ينزل به 
ميان هيچ يك از شما با بهشتت و يا جهنم فاصله اى نيست مگر مرگى كه بر شما وارد مى شود. (467)
474. مردگان چه ها مى بينند؟!
اءنكم لو قد عاينتم ما قد عاين من مات منكم لجز عتم و وهلتم و سمعتم و اءطعتم و لكن محجوب عنكم ما قد عاينوا، و قريب ما يطرح الحجاب !
پس به راستى اگر شما آنچه را كه مردگان شما آشكارا ديده اند به همان نحو مى ديديد هر آينه بى تابيى مى كرديد و مى ترسيديد. و در نتيجه آن سخن حق را شنيده و فرمان برده بوديد؛ ليكن چيزهايى كه آن ها ديده اند از شما پوشيده گرديده ، طولى نخواهيد كشيد كه اين پرده برداشته مى شود. (468)
475. آداب تشييع 
تبع جنازة " فسمع رجلا يضحك ، فقال : كاءن الموت فيها على غيرنا كتب ، و كان الحق فيها على غيرنا وجب ، و كاءن الذى نرى من الاموت سفر عما قليل الينا راجعون ! نبودئهم اءجداثهم ، و ناءكل تراثهم ، كاءنا مخلدون بعدهم ، ثم قد نسينا كل واعظ و اعظة ، و رمينا بكل جائحة !! 
امام على عليه السلام در تشييع جنازه اى شركت فرموده بود شنيد كه مردى مى خندد، پس فرمود: گويا مرگ براى ديگران نه براى ما مقرر شده است و گويا حق در آن نه براى ما بلكه براى جز ما ثابت شده است و گويا اين مردگان كه رو به خاك نهاده اند مسافرانى هستند كه به زودى به سوى ما برمى گردند، بدن هاى آنان را زير خاك مى پوشانيم و آنچه را كه ارث گذاشته اند مى خوريم ، گويى ما بعد از رفتن آنان جاويدان خواهيم ماند، سپس هر گونه پند دهنده را فراموش مى كنيم و نشانه هر بلا و مصيبتى مى شويم . (469)
476. گروگان هاى كوى مردگان 
قد غودر فى محلة الاموات رهينا، و فى ضيق المضجع وحيدا... و صارت الاجساد شحبة " بعد بضتها، و العظام نخزة بعد بضتها، و العظام نخزة بعد قوتها، و الارواح مرتهنة بثقل اءعبائها، موقنة بغيب اءنبائها 
در كوى مردگان گروگان است و در تنگناى گور تنها... بدن هاى تازه و لطيف دگرگون گشته و استخوان هاى محكم و نيرومند پوسيده اند و جان ها در گرود بارهاى سنگين (گناهان ) خود هستند و به خبرهاى عالم غيب يقين يافته اند. (470)
477. گفتگو با مردگان 
لما اءشرف عليه السلام على القبور و هو يرجع من صفين -: يا اءهل الديار الموحشة ، و المجال المقفرة ، و القبور المظلمة ، يا اءهل التربة ! يا اءهل الغربة ! يا اهل الواحدُة ! يا اءهل الوحشُة ! اءنتم لنا فرط سابق ، و نحن لكم تبع لا حق . اءما الدور فقد سكنت ، و اءما الازواج فقد نكحت ، و اءما الاموال فقد قسمت . هذا خبر ما عندنا، فما خبر ما عندكم ؟ثم التفت اءلى اءصحابه فقال -: اءما لو اءذن لهم فى الكلام لاخبروكم اءن خير الزاد التقوى 
اميرالمؤ منين عليه السلام در حالى كه از جنگ صفين برگشته ، و بر گورهاى بيرون كوفه مشرف و متوجه شده بود، فرمود: اى ساكنان سراهايى وحشتناك و محل هاى بى آب و گياه و (خفتگان در) گورهاى تاريك ! اى در خاك رفتگان ! اى دور از وطنان ! اى تنها ماندگان ! اى وحشت زدگان ! شما براى ما پيش افتادگانيد و ما به دنبال شما آيندگانيم و به شما ملحق شوندگانيم ؛ اما بدانيد كه در سراهاى شما، ديگران ساكن شدند. زنانتان با مردان ديگرى ازدواج كردند و اما اموالتان پس به تحقيق قسمت شد، اين خبرى بود كه ما از آن آگاه بوديم و شما براى ما چه خبرى داريد؟(آن گاه حضرت رو به اصحاب خود كرد و فرمود:) اما اگر به آنان اجازه سخن گفتن داده مى شد، هر آينه به شما خبر مى دادند كه بهترين توشه براى سفر آخرت ، تقوا است . (471)
478. ديدن مرگ 
عجبت لمن نسب الموت ، و هو يرى الموتى 
در شگفتم از كسى كه مرگ را ديده و مردگان را فراموش مى كند! (472)
479. قبر را آماده ورود كن !
و اعلم اءن اءمامك عقبة كوودا، المخف فيها اءحسن حالا من المثقل ، و المبطبى عليها اءقبح حالا من المسر(ع ). فارتد لنفسك قبل نزولك و وطى ء المنزل قبل حلولك 
و بدان كه در جلو روى تو گردنه اى است كه بالا رفتن از آن دشوار است و در آن راه ، حالت آن كه سبك بار مى باشد از كسى كه بار سنگين بر دوش دارد بهتر است و حال آن كس كه به كندى راه مى پيمايد از آن كه شتابان ره مى سپرده بدتر است . بنابراين پيش از فرود آمدن قاصدى بفرست تا محلى مناسب برايت آماده سازد و باز پيش از آن كه فرود آيى محل فرود را، نرم و هموار كن تا با آسودگى در آن زيست نمايى . (473)
480. تنهايى آدمى با عملش 
فى صفة الماخوذ على الغرة عند الموت -: ثم حملوه اءلى مخط فى الارض ، فاءسلموه فيه اءلى عمله 
امام على عليه السلام در وصف غافلگير شدگان در هنگام مرگ مى فرمايد: سپس او را تا منزلى در دل زمين مى برند و در آن جا او را به عملش ‍ مى سپارند. (474)
481. به كار گرفتن همت 
وليكن همك فيما بعد الموت 
بايد همت خود را در راه چيزى صرف كنى كه پس از مرگ تو را به كار آيد. (475)
482. آمادگى برا جايگاه قبر
فليقبل امرء كرامة بقبولها، وليحذر قارعة قبل حلولها، ولينظر امرو فى قصير اءيامه ، و قليل مقامه ، فى منزل حتى يستبدل به منزلا، فليصنع لمتحوله ، و معارف منتقله 
هر انسانى بايد كرامت و خير را با پذيرش آن استقبال كند و از هر حادثه كوبنده پيش از آن كه وارد شود بر حذر باشد و هر كسى بايد بنگرد در كوتاهى روزها و اقامت اندك در منزلگاهى كه (با سرعت ) آن را به منزلگاه ديگر تبديل خواهد كدر، پس عمل كند به منظور آمادگى براى جايگاه