 دهم كه تو حبيب خدا و از خاصان اويى ، سلام بر تو اى ولى الله و جايگاه راز او و خزانه علم و پرده دار وحى خدا.
سپس خود را روى قبر شريف انداخت و فرمود: پدر و مادرم فدايت باد، اى اميرالمؤ منين (ع )، اى نور كامل خدا، گواهى مى دهم كه تو، از سوى خدا و پيامبرش (ص ) دستور دين را ابلاغ نمودى و آن را محفوظ نگاه داشتى ، و از حدود آن تجاوز نكردى و خدا را با خلوص كامل عبادت نمودى ، تا مرگ تو را دريافت ، درود خدا بر تو و بر ائمه پس از تو باد.
آن گاه امام (ع ) دو ركعت نماز در كنار سر مبارك به جاى آورد.
سپس فرمود: اى صفوان ، هر كس على (ع ) را اين چنين زيارت كند و اين گونه بر او درود بفرستد، وقتى به نزد كسانش باز گردد، گناهانش آمرزيده مى شود، و زحمتش مقبول مى افتد، و ثواب زيارت فرشتگان مقرب ، نيز برايش نوشته مى شود، زيرا در هر شب هفتاد گروه از فرشتگان به زيارت او مى آيند، پرسيدم : هر گروه چقدر است ؟
فرمود: يكصد هزار، آن گاه بازگشت و در راه مى فرمود: اى جد بزرگوار اى پاكيزه مطهر اين را آخرين زيارت من قرار نده ، و زيارت دوباره را روزيم كن ، تا در كنارت بمانم و همراه تو و نيكان فرزندانت باشم ، درود خدا و فرشتگان بر تو باد، اى سرورم .
سپس مقدارى پول به من داد و اصحاب را در كوفه خبر كردم ، و قبر مطهر را تعمير كرديم .(453)

385 آثار نيك زيارت مرقد مطهر على (ع ) 

امام صادق (ع ) فرمود: هر كه زيارت على (ع ) را ترك كند، خداوند به او توجه نمى كند، آيا زيارت نمى كنى كسى را (على (ع ) كه ملايكه و انبياء به زيارتش مى آيند، و على (ع ) بالاتر از همه ائمه (ع ) است و ثواب اعمال همه آنان را دارد.
و فرمود: در هنگام دعاى زاير اميرالمؤ منين (ع ) درهاى آسمان باز مى شود.
و فرمود: در بيرون كوفه مرقدى است كه هر كس آن را زيارت كند، اندوهش بر طرف مى گردد و خداوند فرجش را مى رساند.
برخى از شيعيان روايت كرده اند كه در خدمت امام صادق (ع ) نام اميرالمؤ منين (ع ) برده شد، (ابن مارد) به امام (ع ) گفت : ثواب زاير جدت چقدر است ؟
فرمود: اى پسر مارد، هر كس جد مرا زيارت كند، و عارف به حق او باشد، خداوند هم براى هر قدمش ثواب يك حج و عمره مقبوله مى نويسد، سوگند به خدا اى پسر مارد، خداوند قدمى را كه در راه زيارت جدم (ع ) برداشته شده ، طعمه آتش نمى كند، چه سواره برود و چه پياده .(454)

386 برابرى پاداش زيارت اميرالمؤ منين (ع ) با هفتاد حج  

رسول خدا(ص ) به امام على (ع ) فرمود: به خدا قسم در سرزمين عراق كشته مى شوى و قبرت در همان جا خواهد بود.
از پيامبر (ص ) پرسيد: زيارت قبر من و آباد كردن آن ، چه پاداشى دارد؟
فرمود: اى اباالحسن (ع ) خداوند قبر تو و قبور فرزندان تو را بقعه اى از بقعه هاى بهشت مى گرداند، و قلوب بندگان را به متمايل مى سازد و در راه زيارت شما و آبادى قبرتان ، سختى ها مى بينند، و مى خواهند با اين كار به خدا نزديك شوند و به پيامبر(ص ) او محبت كنند، اى على (ع ) آنان مورد شفاعت من قرار مى گيرند و در كنار حوض بر من وارد مى شوند و در بهشت زايران من خواهند بود اى على (ع ) هر كس شما را زيارت كند، ثواب هفتاد حج مى برد و هنگام بازگشت ، چون كودكى كه از مادر متولد مى شود، از گناهان پاك مى گردد، پس مژده باد تو و دوستان تو به نعمتها و روشنايى چشمى كه كسى آن را نديده و گوشى نشنيده و به دل كسى خطور نكرده ، و كسانى از مردم ، بر زايران شما خرده مى گيرند، اينان بدترين امت منند و شفاعت مرا نخواهند ديد و بر من در كنار حوض وار نمى شوند.(455)

387 نوح پيامبر، مقبره على (ع ) را مى سازد 

در احاديث معتبره از حضرت صادق (ع ) منقول است كه زمانى كه حضرت نوح (ع ) به كشتى نشست ، كشتى آمد تا به خانه كعبه و هفت شوط بر دور خانه طواف كرد، پس حق تعالى وحى نمود به او كه از كشتى به زير رو و جسد مبارك آدم (ع ) را بيرون آور و داخل كشتى كن ، پس ‍ نوح به زير آمد، آب تا زانوى او بود، تابوتى كه جسد آدم در آن بود بيرون آورد به كشتى برد، چون كشتى به مسجد كوفه رسيد در آنجا قرار گرفت ، حضرت نوح به امر الهى جسد آدم (ع ) را در نجف دفن كرد و در پيش ‍ روى حضرت آدم قبرى براى خود ساخت ، و صندوقى براى حضرت اميرالمؤ منين (ع ) تراشيد و براى دفن آن حضرت در پيش سينه خود قرار داد.(456)بخش چهاردهم : سوگوارى فرزندان امام بر على (ع ) 
388 گريه زينب بر بالين پدر 

زينب (س ) حدود سى و پنج سال داشت كه نوبت داغ پدر، فرا رسيد.
دكتر بنت الشاطى مى نويسد: شب نوزدهم ماه رمضان سال چهلم كه امام على (ع ) براى نماز بيرون رفت ، زينب در خانه نشسته و از حوادثى كه در مسجد رخ مى داد خبر نداشت ، ولى اندكى پس از آن كه بانگ اذان را از ماءذنه شنيد، فرياد دلخراشى از ناحيه مسجد به گوش وى رسيد و ترسى مبهم دلش را فشرد، اما خوددارى كرد. سپس به ناله اى كه از سوى دارالخلافه بلند بود و هر آن نزديك تر مى شد، دانست كه اين فريادها از كشته شدن پدر خبر مى دهند. در اين جا زينب يك بار ديگر همه نيروى خود را كه نزديك بود متلاشى شود، جمع كرد و براى استقبال پدر آماده شد.
على (ع ) بر اثر ضربتى كه از شمشير زهر آلود ابن ملجم خورده بود از پاى در آمد و او را بر روى دوش به خانه مى آوردند. زينب (سلام الله عليها) با ديدن پدر، خود را به روى او انداخت و زخم او را با اشك خويش ‍ شستشو مى داد.
محدث قمى گويد: آن حضرت را در حجره نزديك مصلاى خود خوابانيدند. زينب و ام كلثوم آمدند و در پيش آن حضرت نشستند، و براى آن حضرت نوحه و زارى مى كردند و مى گفتند: بعد از تو چه كسى كودكان اهل بيت را تربيت خواهد كرد؟ و بزرگان ايشان را چه كسى محافظت خواهد نمود؟ اى پدر بزرگوار! اندوه ما بر تو دور و دراز است ، و اشك ديده ما هرگز خشك نخواهد شد!(457)
وقتى اميرالمؤ منين (ع ) به شهادت رسيد، زينب (س ) همراه ام كلثوم و زنان ديگر فرياد زدند، گريبان چاك كرده و به صورت مى زدند و صداى ناله در خانه على بلند شد، به گونه اى كه مردم كوفه فهميدند اميرالمؤ منين (ع ) از دنيا رفته است .(458)

389 اثر ضربت ابن ملجم  

شخصى به ابن ملجم گفت : اى دشمن خدا شاد مباش كه اميرالمؤ منين (ع ) حالش بهبود مى يابد. آن ملعون گفت : پس چرا صداى گريه ام كلثوم مى آيد، آيا او بر من گريه مى كند يا بر على سوگوارى مى نمايد؟ به خدا سوگند اين شمشير را با هزار درهم خريده ام و هزار درهم داده ام آن را زهرآگين كنند و همه نقايص آن را رفع كردم و چنان ضربتى بر سر آن حضرت زدم كه اگر بين مردم مشرق و مغرب تقسيم شود، همه مردم خواهند مرد.(459)
390 گريه ام كلثوم  

ابوحمزه ثمالى از عمرو بن حمزه نقل مى كند: هنگامى كه على (ع ) در مسجد كوفه ضربت خورد بر او وارد شدم و گفتم : نترس ، اين فقط يك خراش است ! فرمود: قسم به جانم از شما جدا مى شوم . و تا هفتاد سال بلا مى آيد.
پرسيدم : آيا بعد از بلا نعمت نازل مى شود.
امام جواب نداد و از هوش رفت و ام كلثوم گريه مى كرد وقتى كه به هوش ‍ آمد فرمود: اى ام كلثوم چرا مرا اذيت مى كنى ؟ آنچه را كه من مى بينم ، اگر تو ببينى گريه نمى كنى ! ملايكه در آسمانهاى هفت گانه پشت سر هم ايستاده اند و پيامبران نيز همان طور به 