 كه رو به آن دارد و حقايق روشنى كه به سرنوشت نهايى اش در آن جا خواهد رسيد. (476)
483. ورود به گور
يسلمك اءلى قبرك خالصا.
به زودى ملك الموت تو را از همه چيز جدا كرده و به دامن گور مى سپارد. (477)
484. ياد آخرين منزل 
ضع فخرك ، و احطط كبرك ، و اذكر قبرك فاءن عليه ممرك 
فخر و مباهات را بگذار و كبرت را ساقط نما! گورى را (كه آخرين منزلگه حيات طبيعى تو است ) به ياد بياور؛ زيرا كه بالاخره گذارت به همان خاك تيره خواهد افتاد. (478)
485. تنهايى در گور
حتى اذا انصرف المشيع ، و رجع المتفجع ، و اءقعد فى حفرته نجيا البهتة السؤ ال ، و عثرة الامتحان 
آن گاه كه تشييع كنندگانش برگشتند و آنان كه در فراقش اندوه و ناله سر داده بودند دنبال كار خود را گرفتند (در همان شب كه زير خاك تيره دفن گشته است ) براى پاسخ از سوال بحث انگيز و گوياى راز و آشكار ساختن لغزش هاى او. (479)
486. نهى از شيون 
لحرب بن شر حبيل الشبامى لما سمع بكاء النساء على قتلى صفين -: اءتغلبكم نساؤ كم على ما اءسمع ؟اءلا تنهونهن عن هذا الرنين 
هنگامى كه امام على عليه السلام شيون زنان بر كشتگان صفين را شنيد، به حرب بن شرحبيل شبامى فرمود: آيا زنان شما آن طور كه مى شنوم بر شما غلبه مى كنند! آيا آنان را از اين ناله ها نهى نمى كنيد. (480)
487. امانتگاه گور
كاءن قد صرتم اءلى ما صاروا اءليه ، و ارتهنكم ذلك المضجع ، و ضمكم ذلك المستودع 
گويى شما نيز رهسپار همان جا شده ايد كه آنان شده اند و آن آرامگاه ، شما را گروگان گرفته و آن امانتگاه شما را در آغوش كشيده است . (481)
488. خيمه بر گوز زدن 
كونوا كالسابقين قبلكم ، و الماضين اءمامكم . قوضوا من الدنيا تقويض ‍ الراحل و طووها طى المنازل 
همچون كسانى باشيد كه پيش از شما رفتند و كسانى كه پيش روى شما مردند، همچون مسافرانى كه خيمه خويش بر مى كنند خيمه خود را از دنيا بركندند و همچنان كه منزل ها (ى سفر) پيموده مى شود آن را پيمودند و رفتند. (482)
489. قبرها را آباد كنيد!
سابقوا - رحمكم الله - اءلى منازكم التى اءمرتم اءن تعمروها، و التى رغبتم فيها، و دعيتم اءليها 
رحمت خدا بر شما! پيشى گيريد به سوى منازلى كه دستور داريد آن ها را آباد كنيد و به آن ها ترغيب گشته ايد و به سويشان فرا خوانده شده ايد. (483)
490. زيارت كنندگان غافل 
من كلام له عليه السلام بعد تلاوته (اءلهاكم التكاثر حتى زرتم المقابر) -: يا له مراما ما اءبعده ! و زورا ما اءغفله ! و خطرا ما اءفظعه ! 
امام على عليه السلام بعد از تلاوت آيه (فخر فروشى بر يكديگر شما را به خود مشغول ساخت . چندان كه به زيارت گورها رفتيد). فرمود: چه مقصد بسيار دورى ! و چه زيارت كنندگان غافلى ! و چه افتخار كردن زشت و وحشتناكى ! (484)آداب روز جمعه 
اءَطْرِفُوا اءَهاليكُمْ فى كُلِّ جُمُعَةٍ بِشَىْءٍ مِنَ الْفاكِهَةِ، كَيْ يَفْرَحُوا بِالْجُمُعَةِ.(333)
در روزهـاى جـمـعـه مـقـدارى مـيـوه بـراى خـانـواده خـود تـهـيـّه كـنـيـد تـا از آمـدن جـمـعـه خوشحال شوند.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1071.txt">توصیف آخرت</a><a class="text" href="w:text:1072.txt">توشه آخرت </a><a class="text" href="w:text:1073.txt">نشانه هاى قيامت </a><a class="text" href="w:text:1074.txt">يوم الحساب </a><a class="text" href="w:text:1075.txt">بهشت </a><a class="text" href="w:text:1076.txt">دوزخ ‌</a></body></html>توصیف آخرت
491. حال طالب دنيا و آخرت 
من طلب الدنيا طلبه الموت ، حتى يخرجه عنها، و من طلب الاخرة طلبته الدنيا، حتى يستوفى رزقه منها 
هر كه به دنبال دنيا رود، مرگ به دنبالش باشد تا او را از دنيا بيرون برد و هر كه دنبال آخرت رود، دنيا به دنبالش باشد ته همه روزى او را به وى بپردازد.(485)
492. جويايى پاداش آخرت 
عزم لله لنا على الذب عن حوزته ، و الرمى من وراء حرمته . مؤ مننا يبغى بذلك الاجر، و كافرنا يحامى عن الاصل 
خداوند خواست تا ما پاسدار شريعتش باشيم و نگهدار حرمتش . مؤ من ما از اين كار در پى پاداش بود و كافر ما از تبار خويش حمايت مى كرد. (486)
493. مشتاق آخرت 
طوبى للزاهدين فى الدنيا، الراغبين فى الاخرة 
خوشا به حال پرهيزگاران در دنيا و مشتاقان در آخرت . (487)
494. عظمت آخرت 
ما المغرور الذى ظفر من الدنيا باءعلى همته كالاخر الذى ظفر من الاخرة باءدنى سهمته 
فريفته اى كه از دنيا به بالاترين مقصود خود رسيده چونان كسى نيست كه از آخرت به كم ترين نصيب دست بافته باشد. (488)
495. هراس از صراط
اعملوا! اءن مجازكم على الصراط و مزالق دحضه ، و اءهاويل زلله ، و تارات اءهواله 
بدانيد كه گذر شما از صراط است و گام هايتان بر آن لرزان است و دچار ترس ‍ و هراس خواهيد شد. (489)
496. عظمت دنياى ديگر
كل شى ء من الدنيا سماعه اءعظم من عيانه . و كل شى ء من الاخره عيانه اءعظم من سماعه . فليكفكم من العيان السماع ،و من الغيب الخبر 
هر چيز دنيا، شنيدن آن بزرگ تر از ديدن آن است ، و هر چيز آخرت ، ديدن آن بزرگ تر از شنيدن آن است . پس به جاى ديدن آخرت و مشاهده آنچه كه از ديدگان شما پنهان و در پس پرده غيب است ، به همان شنيدن و خبر يافتن (توسط پيامبران ) اكتفا كنيد. (490) توشه آخرت 
497. آه از كمى توشه !
آه من قلة الزاد، و طول الطريق ، و بعد السفر، و عظيم المورد 
آه و افسوس از كمى توشه و درازى راه و دورى سفر و عظمت محل ورود (يعنى قيامت و حساب ). (491)
498. وجودش را غنيمت دان !
اذا وجدت من اءهل الفاقُة من يحمل لك زادك اءلى يوم القيامة ، فيوافيك به غدا حيث تحتاج اءليه فاغتنمه و حمله اءياه 
امام على عليه السلام در ضمن وصايايش به امام حسن عليه السلام فرمودند: هر گاه از نيازمندان كسى را يافتى كه با خود توشه تو را به روز قيامت برد و فردا كه به آن توشه نيازدارى آن را به تو رساند، وجود او را غنيمت شمار و آن بار توشه را بر دوش او نه . (492)
499. آخرت و تلاش 
قال عليه السلام لرجل ساءله اءن يعظه -: لا تكن ممن يرجو الاخرة بغير العمل 
امام عليه السلام در پاسخ كسى كه تقاضاى موعظه كرد فرمود: از آنانى مباش ‍ كه بدون كار و تلاش ، اميد آخرت نيك دارند. (493)
500. مغتنم شمار!
اغتنم من استقرضك فى حال غناك ليجعل قضاءه لك فى يوم عسرتك 
وجود كسى را كه در روزگار توانگرى ات از تو وام خواهد، غنيمت شمار تا در روز سختى و تنگدستى ات روز قيامت آن وام را به تو پس دهد. (494)
501. شادمانى و اندوه براى آخرت 
فاءن المرء قد يسره درك ما لم يكن ليفوته ، و يسوءه فوت ما لم يكن ليدركه ، فليكن سرورك بما نلت من آخرتك ، و ليكن اءسفك على ما فاتك منها 
گاه انسان ار دست يافتن به چيزى كه بايد به دستش برسد، شاد مى شود و ناراحتش مى سازد از دست دادن چيزى كه نبايد به آن دست يابد، و بايد شادمانى تو از چيزى باشد كه در راه آخرتت است كه آن را به دست آورده اى و تاءسف و اندوهت بر چيزى باشد كه مربوط به آخرتت هست و از دست داده اى . (495)
502. شادمانى و تاءسف براى ...
و ليكن سرورك بما قدمت ، و اءسف على ما خلفت ، و همك فيما بعد الموت 
شادمانى تو بايد براى چيزى باشد كه پيش از مرگ فرستاده اى ، و تاءسف تو براى چيزى كه به جاى مى گذارى و همتت براى آنچه كه بعد از مرگت مى گذارى . (496)
503. بر شما باد توشه بردن 
