شد، تا سه روز آسمان خون باريد، هر سنگ را كه از زمين بر مى داشتند از زيرش خون تازه مى جوشيد.(472)
از كتب مخالفان روايت كرده است كه عبدالملك بن مروان از زهرى سؤ ال كرد كه : در زمين چه علامت ظاهر شد در روزى كه كشته شد على ؟ زهرى گفت كه : در بيت المقدس هر سنگ ريزه اى كه بر مى داشتند از زيرش ‍ خون تازه مى جوشيد، چون آن حضرت از دنيا رفت شنيدند هاتفى در خانه آن حضرت آواز داد: اءفمن يلقى فى النّار خير اءم من ياءتى آمنا يوم القيامة (473) پس هاتفى ديگر آواز داد كه : رسول خدا مرد و پدر شما مرد.(474)

399 گريه ملايكه و جن براى على (ع ) 

از صفوان جمال روايت است كه مى گويد: در خدمت حضرت صادق (ع ) به حج مشرف شديم در ميان راه ، حضرت در يك شب بسيار متاءثر بود و با ناراحتى شب را گذارند.
از علت اين اندوه پرسش كردم ؛ فرمودند: مگر مؤ من مى تواند ببيند و غمگين نشود! به خدا قسم اگر آنچه را كه من ديدم تو هم مى ديدى ، متاءثر مى شدى ! عرض كردم : بفرماييد: علت تاءثر شما چه بوده و واقعه اى را كه مشاهده كرده اى چيست ؟
حضرت فرمودند: ديشب قضيه اى را ديدم كه خواب را از من ربود، ديدم كه تمام فرشتگان پروردگار به عرش خدا ملتجى شده ، و مى گويند: خدايا عذاب قاتلان اميرالمؤ منين و قاتلان حسين را زياد كن ؛ و تمام ملايك و طوايف جن در آن جا براى مصيبت جدم اميرالمؤ منين ، و مصيبت جدم حسين گريه مى كردند.
آدم مگر مى تواند اين مناظر را ببيند و خواب راحت كند، و فكر طعام و آشاميدنى باشد(475)

400 حزن حنانه در فراق على (ع ) 

ابن مسكان از حضرت صادق (ع ) پرسيد: از علت خم شدن عمارتى كه در سر راه نجف اشرف واقع است كه اكنون آن را (حنانه )مى گويند چيست ؟ حضرت فرمود: چون جنازه حضرت اميرالمؤ منين (ع ) را از مقابل آن جا رد كردند، منحنى شد براى تاءسف و حزن بر آن حضرت منحنى شد.(476) 1- امالى شيخ صدوق ، ص 315 314.
2- ابن ابى الحديد در ص 6 شرح نهج البلاغه ج 1 مى نويسد: پيغمبر در قبر فاطمه بنت اسد خوابيد و با جامه خود او را كفن كرد از اين موضوع سؤ ال كردند. فرمود زيرا فاطمه بعد از ابوطالب نيكوكارترين مردم نسبت به من بود. جامه خود را به او پوشانيدم تا به بركت آن از جامه اى بهشتى بپوشد و داخل قبرش خوابيدم تا از فشار قبر ايمن باشد.
3- جزء 6 بحار، ص 217.
4- جزء 6 بحارالانوار، ص 232
5- الغدير، ج 7، ص 387 368.
6- كامل الزيارت ، ص 79.
7- امالى شيخ صدوق ، ص 600 597.
8- كامل الزيارت ، ص 352.
9- كامل الزيارات ، ص 220 221، 222، 284.
10- ترجمه كامل الزيارت ، ص 164.
11- بحار: 41/295، حديث 18.
12- مناقب اهل بيت ، ص 11 و 112.
13- الارشاد، ص 321.
14- الارشاد، ص 321 320.
15- الارشاد، ص 320 319.
16- ناسخ التواريخ ، حضرت زينب كبرى (س )، ج 1، ص 45 و 46.
17- زينب كبرى ، ص 144.
18- خصايص العباسية ، ص 119.
19- چهره درخشان قمر بنى هاشم ، ج 1، ص 137 و 138.
20- زندگانى حضرت ابوالفضل العباس (ع ).
21- سردار كربلا، ص 164.
22- سردار كربلا، ص 317.
23-چهره درخشان قمر بنى هاشم ، ج 1، ص 153.
24- الارشاد، ص 171 168.
25- تاريخ چهارده معصوم ، ص 86 85.
26- امالى شيخ صدوق ، ص 135.
27- امالى شيخ صدوق ، ص 634 633.
28- امالى شيخ صدوق ، ص 638 637.
29- تاريخ چهارده معصوم ، ص 123 122
30- الارشاد، ص 172 171.
31- بحارالانوار، ج 22، ص 412، ح 13.
32- باب ان الائمة لا يفعلوا شيئا... حديث 4، ص 281، ج 1. (باتلخيص كامل ).
33- بحارالانوار، 22/488.
34- اثبات الهداة ، ج 2، ص 465 464.
35- بحارالانوار، 22/478.
36- بحارالانوار، 22/481.
37- بحارالانوار، 22/482.
38- مشاهدات اميرمؤ منان (ع )، ج 2، 37.
39- الارشاد، ص 173 172.
40- بحارالانوار، ج 22، ص 490.
41- تاريخ چهارده معصوم ، ص 138 137.
42- بحار، ج 22، ص 517؛ مستدرك الوسائل ، ج 2، ص 192.
43- نهج البلاغه ، ترجمه و شرح فيض الاسلام ، خطبه 188.
44- مشاهدات اميرمؤ منان (ع )، ج 2، ص 55.
45- نهج البلاغه ، گفتار 235.
46- الارشاد، ص 174.
47- امالى شيخ مفيد، ص 115 114.
48- حيروة القلوب ، ج 2، باب 64، ص 9755.
49- اسرار آل محمد، ص 218 و 219.
50- الارشاد، ص 175 174.
51- داستانهاى نهج البلاغه ج 2، ص 96 و 97.
52- الغدير، ص 88، ج 9.
53- به خدا قسم نمى دانم آرزوى مرگ با زنده بودن تو را بنمايم اگر بميرى علاقه ندارم براى غير تو زنده باشم و همانند تو پيدا نخواهم كرد. اگر زنده باشى سركشان ، تو را نردبان آرزو و پشتيبان و پناه مقاصد خود قرار مى دهند كه به واسطه ارتباط و علاقه تو به آنها نمى توانيم ايشان را مجازات كنم مثل من و تو مانند پسر نافرمانى است كه مرگ او پدر را ناراحت و زندگى اش باعث آزردگى و نافرمانى پدر است .
54- پند تاريخ ، ج هفتم ، ص 66 65.
55- آيا حلوايى زعفرانى اى پسر هند جگرخوار مى خواهى شرافت و دين ما را برپايى به خدا پناه مى برم اين كار نخواهد شد مولا و آقاى ما اميرالمومنين است . الكنى و الالقاب ، ج 1 ص 7.
56- بيت الاحزان ، ص 166 وت 167.
57- بيت الحزان ، ص 160 و 161.
58- بيت الحزان ، ص 165 و 166.
59- تاريخ بغداد، 12/398.
60- بيت الاحزان ، ص 133 و 134.
61- بر امير مومنان على (ع ) چه گذشت ، ص 317 316.
62- آثار الصادقين ، ج 1 ص 293.
63-امالى شيخ مفيد، ص 85
64- امالى شيخ مفيد، ص 259 258.
65- سفينة البحار، 2/108 و روايتى ديگر نظير همين را نيز آورده است .
66- زندگانى اميرالمؤ منين (ع )، ص 386 و 387.
67- امالى شيخ مفيد، ص 249 247.
68- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، 20/326.
69- غرر الحكم ، ص 275؛ ارشاد مفيد، ص 132؛ شرح نهج البلاغه فيض الاسلام ، ص 88.
70- غرر الحكم ، ص 275؛ ارشاد مفيد، ص 132؛ شرح نهج البلاغه فيض الاسلام ، ص 88.
71- غرر الحكم ، ص 275؛ ارشاد مفيد، ص 132؛ شرح نهج البلاغه فيض الاسلام ، ص 88 .
72- نهج البلاغه ، كلام 5.
73- ژرفاى غم ، ص 72 و 73.
74- ژرفاى غم ، ص 67 و 68.
75-نهج البلاغه ، نامه 9.
76-نهج البلاغه ، خطبه 3.
77- نهج البلاغه ، خطبه 3.
78- نهج البلاغه ، خطبه 6
79- خطبه نهج البلاغه ؛ ژرفاى غم ، ص 19 و 20
80- خطبه نهج البلاغه .
81- زندگى نامه 14 معصوم ، ص 163
82- خطبه نهج البلاغه ؛ ژرفاى غم ، ص 23.
83- زندگانى اميرالمؤ منين (ع )، ص 680.
84- خطبه نهج البلاغه .
85- نهج البلاغه ؛ ژرفاى غم ، ص 26 و 27.
86- خطبه اى از نهج البلاغه .
87- ژرفاى غم ، ص 37 و 38.
88- كشف المحجّه ، ص 184.
89- نهج البلاغه ، كلام 55.
90- ژرفاى غم ، ص 40 و 41.
91- شرح نهج البلاغه ، ج 20، ص 308 و 328.
92- ژرفاى غم ، ص 46.
93- كشف المحجة ، ص 177؛ نهج البلاغه ، خطبه شقشقيه .
94- بحار، ط قديم ، ص 739؛ اعيان الشيعه ، ج 16، ص 28.
95- داستانها و پندها، ج 7، ص 9089.
96- اسرار آل محمد، ص 316 314.
97- زندگانى اميرالمؤ منين (ع )، ص 575 و 576.
98- على كيست ؟، ص 80 79.
99- عنكبوت / 4 1.
100- الارشاد، ص 177 176.
101- المستر شد فى امامة على بن ابيطالب ، صص 65 66.
102- رنجهاى زهرا (س )، ص 387 و 388.
103- شرح نهج البلاغه بن ابى الحديد، ج 6، ص 48.
104- رنج هاو فريادهاى فاطمه (س )، ص 94و95.
105- امالى صدوق ، ص 118؛ بحارالانوار، ج 28، ص 51.
106- اين نامه را علامه مجلسى در بحارالانوار، ط قديم ، ص 222 به بعد مشررح ، نقل كرده است .
107- بحارالانوار، ج 30، صص 393 395.
108- بحارالانوار، ج 30، صص 393 395.
109- بحارالانوار، ج 53، صص 14، 18، 19، 23.
110- بحارالانوار، ج 53، صص 14، 18، 19، 23.
111- بحارالانوار، ج 8، صص 220، 227؛ به نقل از دلائل الامامه .
112- تفسير عياشى ، ج 2، ص 67؛ بحارالانوار، ج 28، ص 227.
113- بحار الانوار، ج 30، ص 345.
114- بحارالانوار، ج 1، صص 293 295.
115- بحارالانوار، ج 53، صص 14، 18، 19، 23.