(ع ) قهرمان ارزش ها ص 218 213
2.على (ع ) قهرمان ارزش ها ص 218 213
2.على (ع ) قهرمان ارزش ها ص 218 213
2.على (ع ) قهرمان ارزش ها ص 218 213
2.على (ع ) قهرمان ارزش ها ص 218 213
407-معالى السبطين ، ج 1 ص 454
408-صافات /آيه 61
409-نحل /آيه 128.
410-بحار الانوار ج 42 ص 293 - 292
411-كافى ، ج 7 ص 51.
412-كافى ، ج 1 ص 299
413-گريه و استغفار و توبه امامان معصوم عليهم السلام به منظور وجود گناه در آن بزرگواران نيست ، بلكه فلسفه ديگرى دارد كه محال ذكرش نيست .
414-امالى شيخ مفيد ص 247 243
415-نهج البلاغه ، نامه 23
416-سوگنامه آل محمد (ص ) به نقل از معالى السبطين جلد 1 ص 454
417-ابصار العين ، ص 30
418- 72 داستان از شفاعت امام حسين (ع ) ج 2، ص 87 و 88.
419-نهج البلاغه صبحى صالح كلام 23 و ص 378.
420-نهج البلاغه صبحى صالح كلام 23 و ص 378.
421-نهج البلاغه صبحى صالح كلام 23 و ص 378.
422-انسان كامل ، ص 71 68
423-تاريخ 14 معصوم ص 349 347
424-تاريخ 14 معصوم ، ص 349 347.
425-بحارالانوار، ج 42
426-بحارالانوار، ج 42
427-1.كمال الدين ، 387.
2.تاريخ چهارده معصوم ص 370 368.
428-1.كبريت الاحمر، ص 270
2.سوگنامه آل محمد (ص ) ص 49
429-اثبات الهداة ج 4 ص 429 و 430
430-مفاتيح باب سوم .
431- بحار الانوار، 42/293 295
432-بحارالانوار، 42/293 295
433-بحار الانوار، 42/301
434-فرحة الغرى ص 30
435-فرحة الغرى ص 34.
436-اعلام الورى ، ص 202؛ اصول كافى ص 458
437-مناقب اين شهر آشوب ، 2/387
438-مناقب اين شهر آشوب ، 2/387
439-الارشاد ص 27 26
440- الارشاد ص 27 26
441-1.روضة الشهداء ص 173 172
2. سوگنامه آل محمد (ص )، ص 54 52.
442-جلاء العيون ص 338 339.
443- بايد توجه داشت كه حكم در مورد قاتلين پيامبران و اوصياء، سوزاندن بعد از كشتن است
444-2.بحار، ج 42 ص 298 297
3. سوگنامه آل محمد(ص ) ص 55.
445-الارشاد ص 26 23.
446-جلاء العيون ص 339.
447- تاريخ 14 معصوم ، ص 357
448-الارشاد ص 29 27.
449-فرحة الغرى 31.
450-فرحة الغرى 38.
451-فرحة الغرى 38.
452-فرحة الغرى 48.
453-ارشاد القلوب ديلمى ج 2 ص 386 384.
454-ارشاد القلوب ديلمى ج 2 ص 386 387.
455-ارشاد القلوب ديلمى ج 2 ص 386 384.
456-كامل ازيارات ، ص 38
457-منتهى الامال ، ج 1 ص 128
458-بحارالانوار، علامه مجلسى ، ج 42 293.
459- منتهى الامال ، ص 338.
460-تفسير عياشى ، ج 2 ص 215.
461-تاريخ 14 معصوم ، ص 347.
462-كامل الزيارات ، ص 239.
463-جلاء العيون ص 331.
464-مستدرك حاكم ، ج 3 ص 113
465-قصص الانبياء راوندى . 143.
466-امالى شيخ طوسى ، 270.
467-امالى شيخ صدوق ، 262.
468-شوراى /23
469-امالى شيخ طوسى ، 270
470-3.تاريخ چهارده معصوم ، ص 371 - 370.
4.مناقب ابن شهر آشوب ، 2/86
471-مناقب ابن شهر آشوب ، 2/386
472-.مناقب ابن شهر آشوب ، 2/385
473-فصلت /40
474-مناقب ابن شهر آشوب ، 2/386.
475-نفس المهموم ، ص 313.
476-امالى شيخ طوسى ، 682.

 <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:420.txt">معرفی کتاب</a><a class="text" href="w:text:421.txt">از استاد دانشمند جناب آقاى دكتر على اكبر فياض</a><a class="text" href="w:text:422.txt">پيشگفتار </a><a class="text" href="w:text:423.txt">از آغاز شاهنامه </a><a class="text" href="w:text:424.txt">داستان غدير </a><a class="text" href="w:text:425.txt">اهميت غدير در تاريخ </a><a class="text" href="w:text:426.txt">غدير در كتاب خدا </a><a class="text" href="w:text:427.txt">صحنه تاريخى غدير </a><a class="text" href="w:text:428.txt">مؤلفان اسلامى و حديث غدير </a><a class="text" href="w:text:429.txt">نظر پيغمبر اكرم در تاءمين بقاى دين </a><a class="text" href="w:text:430.txt">امواج غدير </a><a class="text" href="w:text:431.txt">فلسفه اجتماعى اين بحث </a><a class="text" href="w:text:432.txt">سخنان حضرت على - عليه السلام - </a><a class="text" href="w:text:433.txt">كلمات بزرگان و نويسندگان </a><a class="text" href="w:text:434.txt">پاورقی</a></body></html>مظلومیت امیرالمؤمنین (ع)
ایام و تاریخ زندگی امیر مؤمنان علی علیه السلام بر چهار بخش متصور است: 
1-دوران كودكی و چند ساله آغاز عمرش كه در دامان پدر و مادر زندگی می كرد. 
2-عصر پیامبر خدا، كه به وسیله او به كمال رسیده و تربیت گردید. 
3-دوران خلفای سه گانه كه در بحران مظلومیت بسر برد. 
4-و بالاخره ایام خلافت و زمامداری مسلمانان جهان. 
اینك بطور فشرده به هر یك می پردازیم. 
تصور مظلومیت در دوران كودكی؟ 
كسی كه زمان امور مردم را به عهده گیرد، و جنبه رهبری داشته باشد، و در انظار مردم الگو و اسوه شناخته شود، باید در عالم خلقت طوری زندگی او ترسیم گردد، كه تحمل و بردباری وی از همه افزونتر باشد، و در برابر مشكلات گوناگون و طوفانهای سهمگین نلرزد. . . 
اگر زندگی مولای متقیان «علی بن ابی طالب علیه السلام»درست مورد توجه واقع شود، و نظری گذرا به دورانها مختلف آن حضرت اعم از كودكی و جوانی و بزرگسالی واقع گردد، آن بزرگوار همیشه در فشار زندگی، و حسادت حسودان، و مظلوم ستمگران، و مورد هجوم دشمنان. . . بوده است!! 
علی در این مورد خودش می فرمایند: «ما زلت مظلوما منذ ولدتنی امی، حتی ان عقیلا كان یصیبه رمد فیقول: لا تذرونی حتی تذروا علیا، فیذرونی و ما بی رمد!!»[1] من از آن زمانی كه از مادرم متولد شدم، پیوسته مورد ستم واقع گردیده ام، حتی چون چشم برادرم «عقیل»درد می كرد، و می خواستند دوا به چشمش بریزند، می گفت: نخست به چشم علی دوا بریزند، سپس به چشم من، لذا بدون این كه چشم من درد كند، دوا می ریختند!! 
این قضیه طور دیگری نیز نقل شده كه علی علیه السلام می فرمایند: «ما زلت مظلوما منذ كنت!قیل له: عرفنا ظلمك فی كبرك فما ظلمك فی صغرك؟فذكر ان عقیلا كان به رمد، فكان لا یذر هما حتی یبدئوا بی» [2] 
من پیوسته مظلوم زیسته ام!سؤال شد: مظلومیت دوران بزرگسالی ات را می دانیم، در كودكی چگونه مظلوم بودی؟جواب دادند: هنگامی كه چشمان «عقیل»درد می كرد، نمی گذاشت به آنها دوا بریزند، مادامی كه به چشمان من بریزند!! 
و بالاخره در حدیث سومی از آن حضرت آمده است: «ما زلت مظلوما منذ قبض الله نبیه حتی یوم الناس هذا، و لقد كنت اظلم قبل ظهور الاسلام، و لقد كان اخی عقیل یذنب اخی جعفر فیضربنی»[3] من از آن روزی كه رسول خدا از دنیا رفته است، همیشه مورد ستم بوده ام، تا امروزی كه در آن زندگی می كنیم، حتی قبل از ظهور اسلام نیز من مورد ستم برادرم «عقیل»واقع می شدم، زیرا برادرم «جعفر»هر گاه خطا می كرد او مرا می زد!! 
این احادیث حاكی است كه امیر المؤمنین علی علیه السلام همیشه و به ویژه در دوران كودكی مورد ظلم و ستم واقع می گردید، و برادرش «عقیل»او را اذیت می كرد، و حسادت و یا عوامل دیگری باعث می شد كه او برادر كوچكترش را آزار دهد حتی در دوران بزرگسالی و زمامداری آن حضرت نیز آزار«عقیل»ادامه داشت، زیرا وی گرفتارمسائل دنیا بود، و صبر و شكیبایی لازم را نداشت، و سر از دربار«بنی امیه»و دشمن در می آورد، و از این جهت امیر المؤمنین را فوق العاده ناراحت می ساخت!و حتی در جنگ های امیر المؤمنین با منافقین در«جمل»و«نهروان»و«صفین»شركت نكرد!! [4] 
و در حضور حضرت امام باقر علیه السلام سخن از عوامل تضعیف «امیر المؤمنین»و نقش «بنی هاشم»از آن حضرت پیش آمد، آن بزرگوار فرمودند: اگر حمزه سید الشهداء«و جعفر طیار»زنده بودند، دشمنان ما نمی توانستند علی علیه السلام را مظلوم كنند، ولی چه كنم آنان شهید شدند، و به جای آنها دو نفر باقی ماندند كه ضعیف و ذلیل و پست بودند، از نظر ایمانی جدید الاسلام بوده، و جزو«طلقا»و آزاد شدگان به حسا