ب می آمدند، آنان: «عباس بن عبد المطلب»عموی علی علیه السلام و«عقیل»برادر آن حضرت بودند!! 
در این حدیث شریف به همان اندازه ای كه از«حمزه و جعفر»مدح و ستایش گردیده، به همان مقیاس نیز از بی تفاوتی و ذلالت «عباس و عقیل»انتقاد گردیده است.[5] 
رسول خدا و تصویر مظلومیت علی 
امیر مؤمنان علی علیه السلام اگر چه در دوران رسول خدا مورد حسادت و كینه افرادی قرار می گرفت، و حتی بعضی از همسران آن حضرت از ورود علی علیه السلام و دیدارش با پیامبر رنج می برد!!ولی نبی اعظم با تمام وجود طبق دستور الهی از شخصیت و عظمت مولای متقیان دفاع كرده، و فضائل و مناقب او را به اطلاع مردم می رسانید. 
علی علیه السلام در عصر رسول خدا مظلوم نبود، ولی مورد كینه و بغض منافقان قرار داشت، و پیامبر اسلام نیز می دانست روزی این كینه ها بروز خواهد كرد، و به مرحله عمل خواهد رسید، و در نتیجه چه ظلمها و ستم ها به علی وارد خواهد شد، و لذا پیوسته در فكر و اندیشه بود، و اشك هایش به صورتش جاری می گشت و در برخی مواقع آینده علی علیه السلام را به خودش تصویر می فرمود، و اظهار می داشت كه غاصبان ولایت و بد اندیشان منافق چه خواهند كرد، و چگونه به خانه او هجوم می آورند؟و چه سان فرق مباركش را با شمشیر مسموم می شكافند، و او چه وظیفه ای دارد، و چگونه باید عكس العمل نشان دهد. . . ما در این زمینه به دو مورد از سخنان رسول خدا اشاره می نمائیم. 
الف: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله به همراهی علی علیه السلام و غلامش «انس بن مالك»به گردش رفتند، و در باغهای مدینه قدم می زدند، و به گلها و شكوفه ها و فضای سبز طبیعت می نگریستند، علی علیه السلام اظهار داشت: یا رسول الله!این باغ (اشاره كرد به یكی از باغها) چقدر زیبا و با طراوت است؟ 
پیامبر خدا فرمودند: یا علی!باغ تو در بهشت خیلی زیباتر است، و این باغ در نزد آن هیچ است. 
«انس بن مالك»كه یكی از دشمنان و بدخواهان امیر المؤمنین بود، می گوید: به همین ترتیب قدم زنان و گردش كنان هفت باغ را تماشا كردیم، و امیر المؤمنین علی علیه السلام به هر باغی میرسید همان جمله را اظهار می داشت، و رسول خدا نیز جوابش همان بود كه در آغاز فرموده بود. سر انجام پیامبر عزیز اسلام در محل مناسبی توقف كرد، «انس»میگوید: ما نیز در محضر او توقف نمودیم ناگاه آن حضرت دگرگون گردیده و چهره اش متغیر شد، و به فكر اخبار و وقایع پس از خود افتاد، و چنین كرد: «فوضع راسه علی راس علی و بكی، فقال علی: ما یبكیك یا رسول الله؟!قال - صلی الله علیه و آله - : صغائن فی صدور قوم لا یبدونها لك حتی یفقدونی»پیامبر سرش را بر سر امیر المؤمنین گذاشت و شروع به گریه نمود!!علی علیه السلام پرسید ای پیامبر خدا چه عاملی باعث گریه شما گردیده است؟حضرت فرمودند: تصور آن كینه ها و بغض ها و دشمنی هایی كه در دل كینه توز منافقین برای تو فراهم شده است، آنان آن دشمنی ها را به مرحله عمل نمی آورند مگر این كه من از دنیا بروم. 
این حدیث می رساند كه با بودن پیامبر صلی الله علیه و آله علی علیه السلام در برابر كینه های منافقان و ستم های ستمگران بیمه گردیده، ولی پس از وی آنچنان مورد یورش وحشیانه قرار خواهد گرفت، كه تصورش دل پیامبر را می سوزاند و اشك هایش را جاری می سازد. [6] 
ب: قضیه دوم، واقعه ای است كه در«خطبه شعبانیه»اتفاق افتاد، و آن در آخرین جمعه ماه «شعبان»بود، و رسول خدا در مورد عظمت و ارزش ماه مبارك رمضان وتكلیف روزه داران سخن می گفت. 
علی علیه السلام از جایش برخاست و سؤال كرد: یا رسول الله!بهترین اعمال در این ماه چیست؟! 
پیامبر فرمود: اجتناب از كارهای حرام، سپس شروع به گریه كرد!!علی علیه السلام عرض كرد: یا رسول الله!چرا گریه می كنید؟ 
پیامبر خدا فرمود: «كانی بك و انت تصلی لربك و قد انبعث اشقی الاولین شقیق عاقر ناقه ثمود، فضربك ضربه علی قرنك فخضب منها لحیتك. . .»[7] گویا می بینم تو را در حال نماز بدترین و شقی ترین اشخاص (ابن ملجم مرادی لعنه الله علیه) از پی كننده «شتر صالح»بر فرق مباركت شمشیری می زند، و با خون آن محاسن سفیدت را رنگین می سازد. 
علی علیه السلام پرسید یا رسول الله!آیا دینم سالم می ماند، و ضرری از این جهت از شمشیر او نمی بینم؟ 
این حدیث اخلاص و عظمت علی، و شرارت و بد اندیشی دشمنان آن حضرت را در بردارد. 
[1] . بحار ج 27 ص 62 
[2] . مناقب آل ابی طالب ج 1 ص 320، بحار الانوار ج 41 ص 5 
[3] . شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 20 ص 283 ش 241 
[4] . سفینه البحار ج 2 ص 215 ماده عقل 
[5] . سفینه البحار ج 1 ص 338 حالات حضرت حمزه سید الشهداء 
[6] . شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 4 ص 107، فرائد السمطین ج 1 ص 152 ح 115 
[7] . بحار الانوار ج 96 ص 358 از فرازهای خطبه شعبانیه
علي اكبر بابازاده - آفتاب ولايت، ص 265
منبع کتاب :  سایت مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن www.ketaab.iec-md.orgكلمات بزرگان و نويسندگان
از استاد دانشمند جناب آقاى دكتر على اكبر فياض 
در اين رساله زيبا كه به همت جمعى از دبيران محترم مشهد به عرصه وجود آمده است ، نظر مؤ لفان بر آن بوده كه گزارشى از واقعه غدير خم ، همراه با خلاصه اى از سير تاريخى اين بحث مهم مذهبى در عالم اسلام ، در دسترس ‍ خوانندگان فارسى زبان گذشته شود.
در طى فصولى كه براى تقسيمات رساله در نظر گرفته شده است ، نويسندگان نخست واقعه غدير را به شرح ياد مى كنند، سپس به ذكر مؤ لفان و مورخان اسلامى كه در كتابهاى خود اين واقعه را ذكر كرده اند، يا كتاب خاصى در آن باب به قلم آورده اند مى پردازند و فصل جداگانه اى را به ذكر آياتى در قرآن كريم مربوط به اين واقعه است اختصاص مى دهند. آنگاه در باره اهميت غدير در دوران اسلام و اهتمامى كه هم از روزگارهاى قديم در ميان مسلمانان به اقامه مراسم اين عيد بوده است سخن مى رود، و با فهرستى از عده اى از مؤ لفان مورد نظر، اين مبحث را تكميل مى كنند.
بخش اصلى و اساسى رساله ، فصل نخستين آن است كه در اين فصل داستان غدير با انشايى بلند و رنگين و در عين حال روان و بى تكلف ، انشايى كه شور ايمان و اخلاص ، جاندارى و گرمى خاصى به آن بخشيده است ، شرح داده شده است ، و با استعمال فعل نقلى (زمان حال به معنى ماضى ) خاصى به انشاى خود مى دهند.
داستان از حجة الوداع يعنى از سفر پيغمبر از مدينه به مكه شروع مى شود و حتى براى بيشتر روشن كردن صحنه ، نظر جامعى به محيط داستان انداخته شده و دورنمايى از وضع اسلام در سال دهم هجرى آورده شده است تا خواننده - به اصطلاح نويسندگان - بتواند در نقطه مرتفعترى بايستد، و از آنجا چشم انداز اين تاريخ را با همه سعه و پهناورى آن بينند. سفر حج آغاز مى شود؛ هجوم واردين به مدينه ، جوش جمعيت ، تشكيل كاروان ، احرام پيغمبر، و بسيارى مناظر ديگر كه در اين پرده نقاشى تصوير شده است ، زيبا و ديدنى است .
در فصول بعد، كار در زمينه تحقيق و تتبع است و البته انشا مناسب با آن زمينه است ، مرجع مؤ لفين در اين بخش ، كتاب (الغدير) علامه امينى بوده است كه بدون شك ، جامعترين و وثيق ترين منابع موجود در 