يت نبى
ستاينده خاكپاى وصى
حكيم اين جهان را چو دريا نهاد
بر انگيخته موج از او تند باد
چو هفتاد كشتى بر او ساخته
همه بادبانها بر افراخته
يكى پهن كشتى بسان عروس
بياراسته همچو چشم خروس
محمد بدو اندرون با على
همان اهل بيت نبى و وصى
اگر چشم دارى به ديگر سراى
به نزد نبى و وصى گير جاى
گرت زين بد آمد گناه من است
چنين است آيين و راه من است
بر اين زادم و هم بر اين بگذرم
چنان دان كه خاك پى حيدرم
نباشد جز از بى پدر دشمنش
كه يزدان به آتش بسوزد تنش
هر آن كس كه در دلش بغض عليست
ازو زارتر در جهان زار كيست ؟
نگر تا ندارى به بازى جهان
نه برگردى از نيك پى همرهان
نكويى به هر جا چو آيد به كار
نكويى گزين وز بدى شرم دار
دلت گر به راه خطا مايل است
ترا دشمن اندر جهان خوددل است
(فردوسى )داستان غدير 
ده سال از هجرت پيامبر بزرگ اسلام مى گذرد. در خلال اين مدت ، شالوده دين مقدس اسلام در پرتو مجاهدات و مبارزات شبانروزى محمد(ص ) و ياران وفادارش گذارده شده است .
دامنه تعليمات قرآن مجيد هم اكنون به آن سوى مرزهاى جزيرة العرب رسيده است . اوضاع آشفته و پريشان قبايل عرب به تدبير و رهبرى خردمندانه نبى اكرم سر و صورتى يافته و آتش فتنه ها، قتلها، غارتها، برادركشيها خاموش شده و نغمه دوستى و برادرى اسلام (انما المؤ منون اخوة ) دلها را به يكديگر نزديك ساخته و رشته محكمى از اتحاد و اتفاق ايجاد كرده است .
در اين مدت تقريبا تعاليم اسلام گسترش يافته است . اقوام و طوايف بسيارى در سايه دستورات سعادت بخش محمد به آيين مقدسش ‍ گرويده اند. دژهاى مستحكم خيبر به پايمردى دلاورمرد جنگنده اسلام گشوده شده است و سرداران خيبر فاتح مسلمان هر روز براى گشودن دروازه هاى امپراطوريهاى ايران و روم آمادگى بيشترى پيدا ميكنند. قيام مردانه و مجاهدات حكيمانه محمد(ص ) در برابر جهل و بت پرستى ، اجتماعات بزرگى را به كيش آسمانى اسلام درآورده است . اينك پس از يك عمر تلاش و كوشش و ده سال دورى از موطن اصلى ، پيشواى شصت و سه ساله اسلام مصمم است كه به منظور برگزارى مراسم حج به شهر مكه سفر كند، و براى اولين و آخرين بار در اجتماع بزرگ اسلامى كه در ماه ذيحجه پيرامون خانه خدا تشكيل مى گردد، شركت جويد.
خبر تصميم پيامبر اكرم به سفر حج و اعلام حركت او به سوى مكه معظمه ، توده هاى انبوهى از قبايل بزرگ عرب و ساير مردم مسلمان را همچون سيل به سوى مدينه سرازير مى كند؛ مردمى كه از راههاى دور و نزديك طى طريق مى كنند تا به حضرتش اقتدا كنند و همسفرش باشند و به افتخار برگزارى اين سنت بزرگ در حضورش ، نائل آيند.
هم اكنون روز شنبه بيست و پنجم ماه ذيقعده سال دهم هجرت است . وضع شهر مدينه گويى با ديگر روزها فرق كرده است . جنب و جوش بيسابقه يى است . در بيشتر خانه ها و منازل ، افرادى خود را براى سفر آماده مى كنند. در كوچه ها و معابر پر پيچ و خم شهر عده اى به شتاب در رفت و آمدند. دسته اى با كسان خود وداع مى كنند و به عجله خود را به كاروانهاى مكه مى رسانند. هياهويى برپاست و جميعت فراوانى از مرد وزن به بدرقه عزيزان خود آمده اند و در حالتى كه قطرات اشك از چشمانشان سرازير است ، كاروانيان را سفر به خير مى گويند.
در اين ميان ، پيامبر عظيم الشاءن اسلام پس از غسل و نظافت ، تنها در دو جامه صحرايى ، پياده در پيشاپيش مردم حركت مى كند و به همراهيش كليه افراد خاندان ، زنان و مهاجران ، انصار و ساير مسلمانان در حركتند. پس از چند ساعت اين قافله بزرگ ، شهر مدينه را پشت سر گذارده به جانب مكه روان مى شود. در اين هنگام به واسطه شيوع بيمارى آبله ، عده كثيرى از اهالى مدينه مبتلايند و قادر به همراهى پيغمبر در اين سفر نيستند. با وجود اين ، جمعيت بزرگى - كه شمارشان بنابر اقوال مختلف مورخين بين نود هزار تا صد و بيست و چهار هزار نفر است - كاروان همسفر پيامبر را به قصد حج تشكيل مى دهند.
مسافت ميان مدينه به مكه در فاصله ده روز پيموده مى شود. اين قافله بزرگ مدت پنج روز منازلى را طى ميكند و پس از عبور از (سقيا)، صبحگاه پنجشنبه روز ششم به محلى به نام (ابواء) فرود مى آيد. به دستور نبى اكرم كاروانيان در اين مكان توقف زيادترى مى كنند.
او علاقه مند است چند ساعت در اين منزلگاه بماند واز نزديك در كنار آرامگاهى كه از مدتها قبل مشتاق زيارت آن بوده است دعا كند. اينجا سرزمينى است كه سالها پيش ، زنى جوان در آغوش خاكهاى گرمش به خواب ابدى فرو رفت و كودك خردسال خود را يتيم و بى سرپرست در زير آسمان نيلگونش به خداى بزرگ سپرد؛ كودكى كه اينك در قيافه مردى شصت و سه ساله جلوه گر است و دير زمانى است كه به فرمان آفريدگار عالم ، برگزيده انسانها و پيشواى جهانيان شده است و اكنون در جوار آرامگاه او به روح بلندش درود مى فرستد و براى او دعا مى كند. آرى اينجا تربت پاك (آمنه ) مادر رسول خداست . كاروانيان در همينجا نماز صبح را نيز بجا مى آورند.
گرچه كشش مهر مادر، مانع از حركت اوست ، ليكن شوق زيارت خانه آفريدگار و كعبه يكتاپرستان ، او را به ترك اين مكان وادار مى كند. لذا پس از اين توقف ، شب همان روز آنجا را ترك گفته فردا وارد صحراى (جحنه ) مى شوند. و سپس از راه (قديد) و (غميم ) و (سرف ) گذشت روز سه شنبه ششم ذيحجه وارد مكه مى گردند.
پس از ورود به شهر، نبى اكرم بى درنگ به قصد زيارت كعبه از در بنى شيبه وارد مسجد الحرام مى شود. و پس از حمد و ثناى پروردگار آسمانها به ابراهيم خليل جد بزرگوار خود و بنيانگذار اين حرم مقدس تحيت و سلام مى فرستد، سپس تكبير گويان هفت بار خانه خدا را طواف مى كند.
تا روز هشتم ماه ، دسته دسته مرد و زن - غير از همراهيان پيغمبر و آنان كه على (ع ) و ابوموسى از يمن آمده اند - از اطراف و اكناف بلاد وارد مكه مى شوند. در چنين روزى است كه شهر مكه شاهد يكى از باشكوهترين مراسم اسلامى است . مراسمى كه هزاران تن مسلمان در حضور پيشوا و قائد اعظمشان اجرا مى كنند.
صحن مسجدالحرام ، فضاى وسيع بين صفا و مروه ، دامنه كوههاى منى و عرفات ... مملو از جمعيتى است كه زير يك شعار ( لا اله الا الله ، محمد رسول الله ) و در يك رنگ لباس (حرام ) تهليل گويان همچون پروانگان ، اطراف شمع وجود پيشواى عزيزشان گرد آمده در پرتو راهنمايى و هدايتش با آفريدگار بزرگ خويش راز و نياز مى كنند.
محمد(ص ) نيز در حالى كه برابر قبيله به حالت خضوع و خشوع ايستاده و ناظر اعمال اين جمعيت بيشمار است - كه همچون امواج اقيانوسى خروشان در تلاطمند و (الله اكبر) گويان مشغول انجام فرائض حج هستند - به وقايع گذشته مى انديشد و دورانى را به ياد مى آورد كه در آن دوران ، كعبه اى كه امروز قبله يكتاپرستان و شاهد اين اجتماع عظيم موحدان است ، مركز شرك و جهل و معبد خدايان ساختگى بود. و تنها او بود كه توانست متكى به نيروى لايزال خداوندى ، به حكومت شرك و دوران تاريكى و جهل خاتمه دهد و حاكميت توحيد و يكتاپرستى و دانش و اخلاق را براى ابد بنيان گذارد. محمد(ص ) در پيشگاه پروردگار خود سرافراز است كه توانسته است وظيفه سنگ