مونه به نام صد تن از آنها ذكر شده است ببينند و اطلاع عميق ترى از شخصيت علمى آنان به دست آورند، به كتاب (الغدير) مراجعه كنند.
اين بود نام مختصرى از دانشمندان اهل تسنن كه حديث غدير را ذكر كرده اند. ولى تمام آنان كه غدير را در كتاب خود نوشته و ثابت دانسته اند، بيشتر از 360 نفرند، (7) كه از بزرگان و محققان مذاهب اهل تسنند. و در بزرگ نامه (الغدير) نامشان با شرح حالى كه از كتابهاى اهل تسنن اقتباس ‍ شده ، درج است ما براى رعايت اختصار، از ذكر نام همه آنان خوددارى كرديم .غدير در كتاب خدا 
قرآن و خاندان نبوت  
در سراسر قرآن كريم ، آيات بسيارى - و گاه سوره اى - وجود دارد كه درباره اميرالمؤ منين ابوالحسن على بن ابيطالب (ع ) نازل شده است و دانشمندان تفسير، از شيعه و سنى ، در تفسيرهاى خود با ذكر مدرك بيان كرده اند. اين آيات ، بعضى مربوط به خود آن حضرت و پاره اى مربوط به خاندان نبى اكرم (ص ) است ، كه وى بزرگ و سرور آنان مى باشد. اين گونه آيات بسيار است ، كه اگر بخواهيم تنها به نام بردن آنها هم اكتفا كنيم ، باز سخن به درازا خواهد كشيد. از اين رو سه مورد را با شرح مختصرى ذكر مى كنيم و سپس ‍ به بيان آيات غدير كه مقصود اصلى اين فصل است مى پردازيم .
آيه ولايت  
( انما وليكم الله و رسوله والذين آمنوا، الذين يقيمون الصلاة و يؤ تون الزكوة و هم راكعون )
- همانا جز اين نيست كه ولى امر شما خداوند است و رسول او، و كسانى كه گرويدند و نماز مى گزارند و زكات (صدقه ) مى دهند، در حالتى كه در ركوع باشند.(8)
اين آيه به نقل 66 نفر از مفسران و فقيهان بزرگ اهل تسنن ، درباره على (ع ) نازل گشته است ، و حتى دانشمندان سنى ، اشعارى را كه (حسان بن ثابت ) در اين موقع در ستايش امام سروده و اين موضوع را به روشنى تشريح كرده است ، نگاشته اند. (9)
اين آيه ، صرف نظر از اصل خلقت و نزول آن درباره اميرالمؤ منين ، بر امامت و ولايت او پس از نبى اكرم دلالت مى كند؛ آن هم ولايت و سرپرستيى كه در رديف ولايت خداوندى و ولايت رسول اكرم است ، مخصوصا با اين اسلوب ادبى محكم و جمله بندى مؤ كد و بليغ ، و صراحت تمام و آغاز كردن آيه به (انما) كه انحصار را مى رساند. و از اينجاست كه امامت بلافصل و خلافت او، در متن كتاب آسمانى ما به خوبى ديده مى شود.
سوره (هل اتى )  
اين سوره نيز به نقل 34 دانشمند و مفسر از اهل تسنن ، درباره خاندان نبى گرامى نازل شده كه سه شب پياپى ايثار كردند و غذاى افطار خويش را به مسكين و يتيم و اسير دادند. (10) اين فضيلت به قدرى اشتهار يافت كه شعراى تازى ، قصيده ها و اشعار بسيارى ، از جمله اين مصرع لطيف ( وفى غيرهم هل اءتى هل اءتى ؟ ) را سرودند. و شافعى گفت :
( انا عبد لفتى # انزل فيه هل اءتى )
- من بنده جوانمردى هستم كه سوره هل اتى در باره اش شده است .
نامگذارى شيعه 
در ميان آياتى كه در مدح على (ع ) نازل گشته است ، اين آيه :
( ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خير البرية . )
- همانا كسانى كه گرويدند، و كردار شايسته انجام دادند، خود بهترين آفريدگان هستند.
و حديث پيغمبر اكرم (ص ) درباره آن ، كه در كتابهاى تفسير و تاريخ اسلامى مذكور است ، بسيار جلب نظر مى كند. چون علماى اهل تسنن در شاءن نزول آن ، از جابر بن عبدالله انصارى ، صحابى جليل ، روايت كرده اند كه مى گفت :
در حضور پيغمبر بوديم كه على بن ابيطالب رسيد. پيغمبر فرمود: برادرم بر شما وارد شد. آنگاه دست به كعبه زد و فرمود:
(به خدايى كه جانم در دست اوست : ( ان هذا وشيعته هم الفائزون يوم القيامة ) : همانا فقط اين مرد و شيعيانش در روز پاداش رستگارند. او نخستين كسى است كه به من گرويده و از همه شما در پيمان خدا پايدارتر و در امر خدا استوارتر است ، و نسبت به مردم عادلتر و در تقسيم ، مساوات جوتر، و مزيتش پيش خداوند از همگان افزونتر است .)
آنگاه آيه مذكور نازل گشت .(11)
نيز روايت كرده اند كه هنگام فرود آمدن اين آيه ، پيامبر بزرگ فرمود:
( انت يا على وشيعتك . )
- اين كسان كه گرويدند، و كردار شايسته انجام دادند، و بهترين آفريدگانند، تو و شيعيانت هستيد.(12)
محدثان و مفسران اهل تسنن كه اين حديث را در بيان نزول آيه مذكور نقل كرده اند، نامها و كتابهايشان در (الغدير) ياد شده است . براى اطلاع بيشتر به آن كتاب ، و كتاب (اصل الشيعة و اصولها) (13) و كتاب (اعيان الشيعة ) (14) و كتاب (المراجعات ) (15) مراجعه كرد.
نتيجه 
شيعه (پيروان على ) را خود پيامبر اكرم و بانى اعظم اسلام ، به اين اسم ناميده است . و حتى مدتها پيش از صحنه فروزان غدير، شيعه وجود داشته ، و در زمان حيات پيغمبر به اين نام خوانده مى شده اند. و تا آنجا مورد لطف خاص وى بوده اند كه نتيجه اصلى و منظور نهايى دين را - كه رستگارى در جهان جاويد و روز پاداش است - بدانان منحصر كرده است . و از اينجا به تاريخ پيشينيان شيعه و نامگذارى آنان كاملا آگاه مى شويم ، و هم به غرض ‍ ورزى برخى از نويسندگان و بى اطلاعى برخى ديگر پى مى بريم ، كه اين حقايق را درست مطرح نكرده اند.
تذكر اخلاقى 
شيعيان على كه رستگارى و سعادت ، ويژه آنان خواهد بود، همان كسانى هستند كه پس از ايمان به خدا، جز به كردار نيك و اعمال شايسته ، مبادرت نورزند و اميرالمؤ منين - آن نمونه عالى تربيت اسلامى و پيشواى مقدس ‍ انسانى - و گفتار و كردارش را سرمشق خود قرار دهند.
آيات غدير 
پس از اين مقدمه مى گوييم : مقصود از اين فصل ، اشاره به آياتى است كه پيرامون (واقعه غدير) نازل گشته و اين حديث و داستانش را به متن كتاب آسمانى مسلمين پيوسته است . در اين مورد، نويسنده بزرگ ، مؤ لف (الغدير) مى نويسد:
پروردگار را به مشهور ساختن اين حديث ، توجهى خاص بوده است كه هميشه بر سر زبانها باشد و هماره راويان ، آن را بازگو كنند؛ تا اينكه براى اثبات حقانيت بزرگ نگهبان دانش ، امام و پيشواى ما (على ) حجتى استوار باشد، بدين جهت ، پيامبر را هنگامى كه توده هاى انبوه گردش ‍ ازدحام داشتند، با امرى مؤ كد، به تبليغ وادار كرد. او هم در همان حال كه جمعيتهاى فراوان مردم شهرهاى مختلف ، دورش را گرفته بودند، اين دعوت اكيد را اجابت كرد. جلوافتادگان را بازگردانيد و عقب ماندگان را نگاه داشت و آوازش را به گوش همگان رسانيد. و فرمود كه گفتارش را حاضران به مردمى كه غايبند ابلاغ كنند، تا جمعيتى كه از صد هزار نفر افزون بودند، همه راوى و ناقل اين حديث باشند.
خداوند سبحان به اينها همه اكتفا نكرد و باز آيات كريمه اى در اين باره فرو فرستاد، كه صبح و شام با گذشت شب و روز، خوانده مى شود؛ تا در نتيجه ، مسلمانان هميشه اين واقعه را در خاطر داشته به ياد سپارند و راه كمال و رستگارى خود را بيابند و پيشوايى را بشناسند كه واجب است تعليمات دينشان را از او فراگيرند.
پيامبر بزرگ ما نيز همين توجه و عنايت را به حديث غدير داشت كه تصميم خود را براى سفر حج وداع به همه مسلمين اطلاع داد و مردم را به اين سفر كوچ داد؛ تا مسلمانان دسته دسته به او پيوستند. چون او مى دانست كه در پايان اين مسافرت ، حادثه بزرگى به وقوع خواه