 پيوست كه با آن ، كاخى بلند دين برپا مى شود و بناى عالى اسلام سر بر مى كشد و امتش به وسيله آن بر ساير امتها سيادت خواهد يافت و دولت قرآن خاور و باختر جهان را خواهد گرفت ...) اگر مسلمانان ، مصلحت عالى خود را تشخيص مى دادند و راه رستگارى را مى ديدند!
به همين منظور اساسى بود كه پيشوايان دين نيز اين داستان را ياد مى كردند و براى امامت نياى خود بدان استدلال مى جستند. چنانكه خود اميرالمؤ منين در دوران زندگانيش همواره به اين حديث ، احتجاج (16) مى كرد و در اجتماعات و انجمنها، از اصحاب رسول اكرم كه در حجة الوداع حضور داشتند و آن را شنيده بودند، مى خواست كه بازگويند و گواهى دهند. ائمه طاهرين نيز پيروان خود را به عيد گرفتن (روز غدير) و اجتماع و تبريك و تهنيت گفتن امر مى كردند. اينها همه براى اين بود كه داستان غدير، به رغم گذشت زمان و تطاول روزگار، هميشه با طراوت و شاداب بماند و تازگى اين واقعه بزرگ ، پيوسته تجديد گردد.
و در روز غدير، برابر تربت پاك علوى ، شيعيان را اجتماع باشكوهى است كه رجال قبايل ، شخصيتهاى مشهور، و عموم مردم از كوچك و بزرگ از دور و نزديك ، در آن شركت مى كنند؛ تا با ثنا و ستايش ، نام اين روز عزيز و اين يادگار مقدس را بلند كنند. و در اين روز، زيارت مفصلى را كه از پيشوايانشان نقل شده و در آن ، شماره امامان و دليلهاى محكم امامتشان از قرآن و حديث نبوى بيان شده است و هم متضمن روايت غدير است ، مى خوانند.
اينجاست كه هزاران فرد مسلمان را مى بينيد كه غرق در ابتهاج و سرور از اين فيض معنوى داستان را مى گويند و صداى خود را به بيان حقايق آن بلند كرده بر نعمت ولايت و هدايت به صراط مستقيم ، خداى را سپاسگزارند. و خود، حديث را نقل كرده اعتقادشان را بدان وابسته مى دانند. كسانى هم كه به حضور در آن ساحت مقدس موفق نمى شوند، از دور، اين سنت مذهبى را انجام مى دهند و به عبادات و كار نيك مى پردازند. پس بيشتر از يك سوم مردم جهان اسلام ، حديث غدير را شعار خود دانسته از اين گفته پيغمبر، حقيقت دين را مى جويند و آن را وسيله تقرب به خداوند قرار مى دهند...(17)
باز صاحب (الغدير) در بحثى تحت عنوان (غدير در كتاب عزيز) (18) مى گويد:
ما در پيش به اين حقيقت اشاره كرديم كه خداوند پاك ، خواست اين حديث همواره تازه و نوين بماند و پياپى رسيدن شب و روز، آن را كهنه نكند و دستخوش گذشت روزگار نگردد؛ از اين رو آياتى درخشان و واضح در اطراف آن نازل كرد كه امت اسلام هر صبحگاه و شامگاه آنها را مى خوانند. گويى خداوند در هر بار كه يكى از اين آيات تلاوت مى شود، نظر خواننده را جلب مى كند و در روان او نقشى مى گذارد و آنچه واجب است كه وى درباره خلافت كبراى الاهى بدان ايمان داشته باشد، در گوشش فرا مى خواند. آيه زير، از اين آيات است :
آيه تبليغ 
( يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس . ) (19)
نزول اين آيه در طليعه صحنه غدير و امر خداوند به پيغمبر را - مبنى بر تعيين پيشواى امت - 30 نفر از دانشمندان و مفسران اهل تسنن نوشته اند؛ كه نام خود و كتابشان در (الغدير) درج است ، (20) و از حافظ ابوجعفر طبرى شروع شده به شيخ محمد عبده مصرى منتهى مى گردند. و نيز حافظ طبرى حديثى مفصل از زيد بن ارقم صحابى ، در ذيل اين آيه روايت كرده است . از آن جمله مى گويد: پيغمبر فرمود:
هرگز براى شما جز اين كس كه دستش را گرفته ام و بازويش را فرا داشته ام ، ديگرى قرآن را تفسير نمى كند. او معلم و آموزنده شماست . هر كس من مولاى اويم على مولاى اوست ، لزوم دوستى و موالات او از طرف خداوند - عزوجل - بر من نازل شده است . آگاه باشيد! همانا من ادا نمودم و تبليغ كردم . بدانيد! من شنواندم و واضح ساختم . بعد از من براى احدى جز او عنوان (اميرالمؤ منين ) روا و سزاوار نيست . (سپس افزود) اى مردم ! اين برادر و وصى و فراگيرنده علم من است و در ميان آنان كه به من ايمان آورده اند، جانشين من براى تفسير كتاب پروردگار است ...) (آنگاه پس از بياناتى فرمود) (اى مردمان ! به خدا و رسول خدا و نورى (21) كه با او فرستاده است بگرويد و ايمان بياوريد... آن نور خداوندى با من است و بعد با على و سپس با اولاد او خواهد بود تا قائم مهدى - عليه السلام -...(22)
آيه اكمال دين 
( اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا ) (23)
اين آيه چنانكه در پيش اشاره شد، پس از تعيين و نصب اميرمؤ منان به مقام امامت ، و تمام شدن خطبه غدير نازل گشته است . و در روايت حافظ طبرى است كه پيغمبر فرمود: (پروردگارا! تو اين آيه را هنگام آشكار ساختن مقام على نازل كردى ؛ كه به امامت او دين را كامل ساختى . هركس به امامت او و اولاد من از صلب او ايمان نياورد، كردارش تباه مى شود و در آتش مخلد مى ماند.) و در روايت حافظ ابونعيم اصفهانى است كه پيغمبر پس از نزول آن فرمود: (الله اكبر! از كامل ساختن دين ، و تمام كردن نعمت ، و خوشنودى خدا به رسالت من و امامت على پس از من .)
متجاوز از 15 نفر از دانشمندان و مفسران اهل تسنن ، نزول اين آيه را در غدير، و نيز حديث مذكور را نوشته اند؛ كه اسامى و گفتار آنان در صفحات 230 تا 238 جلد اول (الغدير) گرد آمده است .
سوره معارج 
( سال سائل بعذاب واقع # للكافرين ليس له دافع # من الله ذى المعارج (24) )
- پرسش كننده اى از عذابى كه واقع گشت پرسش كرد. كافران را از آن بازدارنده اى نيست . از طرف خداوندى است كه مالك آسمانها و عوالم برين است .
به روايت 30 نفر از علماى اهل تسنن ، اين سه آيه نيز پيامبران واقعه غدير نازل شده است . (25) ما به ملاحظه اختصار، از ذكر آنان خوددارى مى كنيم . در اين مورد مؤ لف گرامى (الغدير) تحقيقات علمى ، تفسيرى و لغوى پرارزشى كرده كه در صفحات 247 تا 266 كتابش ثبت است .
عيد غدير 
از امورى كه در جاودان ماندن و انتشار داستان غدير اثر داشته و آن را ثابت و محرز ساخته آن است كه از نخستين سال پيدايش واقعه غدير، اين روز را عيد مى گرفتند و جشنها بر پا كرده در آن روز به خوشى و شادمانى به يكديگر تبريك مى گفتند؛ به ديدن هم ، به ويژه به ديدن سادات و علما مى رفتند؛ نيز به دعا و زيارت و كارهاى نيك و دلجويى مستمندان و دستگيرى ناتوانان و اطعام بينوايان مى پرداختند؛ و بر خويشتن و خانواده شان وسعت بيشترى داده جامه هاى نو مى پوشيدند.
پس هرگاه توده هاى متدين ، در روزى مخصوص ، با شوقى فراوان ، بدين كارها اشتغال ورزند، طبعا اشخاص ديگر در صدد پرسش برمى آيند كه علت و سبب چيست و اين روز را چه خصوصيت و امتيازى است ؟ بديهى است گفتگوها و مذاكراتى كه در اين گونه اوقات در انجمنها و اجتماعات پيش مى آيد و سخنرانيهايى كه مى شود و خطبه ها و اشعار و قصايدى كه در مساجد و مجالس مذهبى خوانده مى گردد، انسان را به علت پيدايش اين عيد و چگونگى مراسم آن رهنمايى مى كند.
صفحات تاريخ اسلام را كه بنگرم ، شواهد بسيارى از احاديث نبوى و روايات رهبران دينى و آثار سخنوران برجسته و دانشمندان بزرگ و شعراى معروف مى بينيم كه هر كدام خود 