 دلى شايسته و قابل ؛ رشته هاى تابناك فكر و انديشه از افقى نورانى و الهام بخش ؛ حقايق و علومى هدايت كننده در قالب الفاظ و عباراتى شيوا؛ امواج تتبع و تحقيق پيوسته به روحى كانون اشراق ، دلى چشمه سار عواطف هماهنگ با عشقى آرام سوز به هدفى مقدس ، هم صدا با نغمه ورق زدن كتابها، سكوت عميق كتابخانه ها، گرماى آتشبار روز، مهتاب رنگ پريده شب ، بيدارى و دمسازى با ستارگان افق ، رنجها و كاوشها و جوش و خروشها و سرانجام ، سينه اى سوزان و سركشى ريزان در كنار خوابگاه مظهر آسمانى انسان ، جويبار به هم پيوسته اى است كه غدير علم را به وجود آورده است .
آن استاد دانشمند (54) كه گفت : (الغديرش ناميده اند براى تبرك ، و گرنه اقيانوس است ) درست گفت .
آن نويسنده مشهور مصرى (55) كه نوشت : (خواننده الغدير، به سايه اى دامن گستر مى گرايد، مانند راه پيماى خسته اى كه به چمنزار خرمى رسد و در سايه درختانش با سبزه ها انس بگيرد و از سرگردانى بيابانهاى گمراه كننده بياسايد) (56) نيكو نوشت .
(الغدير) چون سرود پيروزى در گوشها طنين انداخت ؛ و چون رمز پايدارى حقيقت در جو جهان علم ارتسام يافت . (الغدير) چون نداى روحانى تا اعماق جانها اثر گذاشت و فروغ اطمينان بخش حقيقت را در دلها تابانيد.
كلمه (غدير) را الف و لامش چون جان شيرين در برگرفته و نام اين كتاب فروزان و مجموعه بى نظير را پديد آورده است . اين (الف و لام ) كه با شكوهى ادبى انسان را به ياد (الكتاب ) سيبويه مى اندازد، به گفته نحويان براى (عهد ذهنى ) است ، پس انگيزه خاطرات مقدس داستان تاريخى غدير است .
(الغدير) مشعل هدايت كننده افكار و سند محكمى است براى حقانيت خلافت بلافصل اميرالمؤ منين و درستى اعتقادات ما.
(الغدير) از برجسته ترين كارهاى علمى قرن چهاردهم اسلامى و مدرك عظمت فرهنگ شيعه است ، كه علوم مختلف اسلامى را در خلال بيان وقايع شرح داده است . الغدير بيش از هر چيز مايه افتخار جوانان غيور شيعى مذهب جهان است و هماره جامعه تشيع از داشتن چنين سرمايه اى به خود مى بالد.
جنبه هاى فنى  
(الغدير) با بيانى شيوا، انشايى بلند، روشى ذوقى ، سبكى ادبى ، سرآغازى درخشان ، بلاغتى فروزان ، گفتارى نغز، منطقى قانع كننده ، استدلالى صحيح ، امانتى سرشار، بى طرفيى صادقانه ، و تاءدبى حكيمانه نگارش يافته است .
(الغدير) در تحليل فلسفه تاريخ اسلام و روشن كردن نتايج حوادث گذشته و علل آنها، حقايق مسلمى را شرح داده ، خود در كلام و عقايد، اخلاق ، فقه ، تفسير، حديث ، رجال ، شعر و لغت داراى بحثهايى مفيد و لازم است ؛ و همه متضمن مطالبى راجع به حقوق و اقتصاد اسلامى و برنامه هاى اصلاحى است .
(الغدير) با روش نوين تحقيقى و انتقادى كه محققان و مورخان معاصر جهان دارند، تاءليف گشته و به بيان و تشريح وقايع و رويدادهايى پرداخته است كه بررسى درباره آنها بر حقيقت جويان و مسلمانان آزادفكر لازم است . (الغدير) داراى حقايق روشن و مآخذ محكمى است كه مى توان آنها را به عنوان اصل قبول كرد؛ و بيش از مراجعه به خود آن كتاب به چيزى ديگر نياز نيست . چه ، مدارك (الغدير)، همه ، كتاب هاى معتبر اهل تسنن است . سخنان استدلاليش را از نوشته هاى متقن آنان گرفت است ؛ و به اصطلاح از خودشان گرفته و به خودشان رد كرده است .
اين رشادت و غناى علمى در ساير مذاهب نيست .
پيروان هيچ مذهبى نمى توانند از كتابهاى مذاهب ديگر، اثبات حقانيت مذهب خويش كنند، تا جايى كه دانشمندان مطلع و منصف آنان نيز نيز تصديق كرده بر آن آفرينها گويند.
در ضمن فصول (الغدير)، موضوعى كه با لطافت خاصى نگاشته شده است ، ذكر شاعران غدير است . مؤ لف ، شاعرانى را كه از آغاز پيدايش واقعه غدير تاكنون ، اين حديث را در شعر خود گنجانده اند، به ترتيب قرنهاى اسلامى - پيوسته - مى آورد. سپس به شرح حال و بيان شخصيت علمى و ادبى آنان پرداخته ، نكاتى سودمند ذكر مى كند و مداركى به دست مى دهد كه از لحاظ تاريخ ادبيات ، بسيار مهم و باارزش است .
(الغدير) به روش فرهنگ نويسان ، كه در تعيين معنى واژه يا تاءييد آن به گفته سرايندگان بزرگ زبان استشهاد مى كنند، به اشعار آنان براى تعيين و تاءييد معنى (مولى ) استناد مى جويد. چه ، آنان از كلمه (مولى ) در خطبه غدير همان معنى ولى ، سرپرست روحانى ، متصرف در امور، و پيشوا را فهميده و در شعر خود به كار برده اند.
البته شاعران و سخنوران هر زبان ، حافظ سرمايه ادبى و ترجمان آن زبانند و هيچ گاه از قواعد دستورى و جاى به كار بردن لغت و فهم معنى خواسته شده از آن ، تجاوز نمى كنند. به خصوص در مورد شعراى غدير، كه ستارگان تابنده آسمان ادبيات عرب و شمارى ، داراى وزنه هاى عالى ادبيند، و در كتابهاى نحو، صرف ، لغت ، معانى و بيان به شعرشان استشهاد شده است .
نويسنده ما تا پايان جلد يازدهم ، شاعران غدير را تا اوائل نيمه دوم قرن دوازدهم ذكر كرده است ؛ و با تشكيل اين گروه ادبى ، استدلالى لطيف و استشهادى زنده بر تحقيقات مفصلى كه در معنى (مولى )(57) كرده افزوده است .
يكى از دانشمندان معاصر(58) ضمن بيان نمونه هاى آثار نفيس شيعه در حديث و علوم اسلامى مى نويسد:
... نمونه ديگر، كتاب پر مايه (الغدير) از علامه خبير ما شيخ عبدالحسين احمد امينى ، كاتب مقتدر توانا، بحاثه محدث امين دانا، دريايى است از حديث كه در غدير خود دارد. از اهل درايه و حديث و شعر و اطلاع بپرسيد! آيت تصميم ، خبرگى ، درايت و ضبط و حوصله و تتبع را در آنجا مى بيند. در تهيه مطالب آن به چهار هزار جلد كتاب و (اصول ) مراجعه شده و از اول تا آخر مطالعه شده است . در جاى خود يك دوره (دايرة المعارف ) است كه در محيط شرق تاريك با فقد وسيله و قيام فردى تاءليف شده است . با آنكه تنها استنساخ و استخراج و مبيضه و مسوده و تصحيح و مقابله و تصدى مطبعه آن ، هر كدام آنها جداگانه فوجى يار و معين و مددكار مى خواهد.(59)
بارى اين دائره المعارف كبير، حاصل تحقيقها و كوششهاى چندين ساله دانشمند و نويسنده بزرگ شيعه ، آيت الله آقاى شيخ عبدالحسين امينى است . معظم له ، پس از سالها كاوش و پژوهش ، موفق شد كه در سال 1364 ق /1324 ش چاپ اول كتابش را در نجف شروع كرده تا نه جلد آن را به طبع رساند و در سراسر ممالك اسلامى و غير آن منتشر سازد. سپس در اثر ناياب شدن كتاب و درخواست استادان و دانشمندان كشورهاى مختلف ، چاپ دومش را در سال 1370 ق /1330 ش در تهران آغاز كرد و تا يازده جلد را انتشار داد. بقيه كتاب ، كه به بيست جلد مى رسد، تنظيم يافته و هم اكنون در دست تجديدنظر مؤ لف است . (60)
جلد اول الغدير، به وسيله دكتر صفا خلوصى ، استاد دانشگاه لندن ، به زبان انگليسى ترجمه و منتشر گشته است ؛ و تا جلد سوم نيز به وسيله استاد احمد على جوهر امروهوى ، كه از اديبان و دانشمندان بزرگ كراچى است ، به زبان اردو برگردان شده است .
تقريظها 
ارزش تحقيقها، مداركهاى فراوان ، شيوايى گفتار، تشخيص صحيح ، امانت مؤ لف ، و قضاوتهاى درستش ، و هم عظمت و زيبايى كتاب ، سبب شد كه اساتيد دانشگاهها، دانشمندان بزرگ ، پادشاهان ، وز