ران ، عقايدشناسان ، اديبان و ساير شخصيتهاى مشهور، بر آن تقريظهايى جامع و جالب بنويسند، كه هر يك از آنها در حقيقت ، معرف بخشى از محسنات (الغدير) است .
به استثناى مقالاتى كه در جرايد و مجلات كشورهاى اسلامى ، درباره (الغدير) انتشار يافته و تقريظهايى كه هنوز به چاپ نرسيده است ، بيش از 80 تقريظ، به نظم و نثر، از شخصيتهاى مذكور، بر كتاب (الغدير) نوشته شده است .
تقريظنويسان ، مطالب كتاب و خصوصيات فنى آن و عمق تحقيقات مؤ لف را با قلمفرسايى اديبانه و جذابى مى ستايند. سپس سخن را به توصيف نبوغ و شخصيت علمى نويسنده مى كشانند، و او را به عنوان يك دانشمند روشن راءى اصلاح طلب معرفى مى كنند؛ و با احساساتى پرشور، از خدمت بزرگى كه در راه نشر حقايق مذهب شيعه و نزديك ساختن فرق اسلامى - به معنى صحيح آن - انجام داده است ، تقدير مى كنند؛ و كار او را يك نهضت علمى بى شائبه شناخته ، همراه تمجيد بسيار، بى طرفى و خلوص ‍ نظر و امانتش را يادآور مى شوند.
در ضمن گفتار اينان ، مخصوصا دانشمندان مصرى ، اهميت نشر بحثهاى سودمند كتاب و نتايج پر ارج آن از لحاظ اشاعه اخلاق فاضله و اصلاح جوامع اسلامى كاملا بازگو گشته است ؛ و نسبت به هدف آن كه روشن كردن حقايق و تعظيم مقدسات و نشان دادن مقصود اساسى اسلام از مقررات اجتماعى است ، اظهار هماهنگى شده است . از خلال نوشته هاى آنان ، انقلاب عجيبى كه خواندن (الغدير) در سازمان فكريشان به وجود آورده به خوبى مشهود است .
اينك براى پى بردن به ارزش يك كار شايسته و خالص ، براى اينكه بدانيد جهان انسانيت با اين همه تاريكيها و انحرافها باز به جلوه حقيقت چشم دوخته و تشنه زلال فضيلت است ، براى اينكه ببينيد هنوز از عمل صحيح و ارزنده ، با تقدير و تجليل ؛ استقبال مى شود؛ و به ويژه براى روح پاك شما جوانان كه از هم اكنون بينديشيد و ترقيات و افتخارات خود را در سايه طرفدارى حق و حقيقت بجوييد و به دنياى امروز، چهره رباينده و معنويت خيره كننده تعليمات اسلام را نشان دهيد و على (ع ) آن نمونه تربيت اسلامى را به جهانيان بشناسانيد، خلاصه چند تقريظ از تقريظهاى (الغدير) را در اينجا نقل مى كنيم :
دكتر محمد غلاب (61)  
... جلد اول و دوم كتاب نفيس شما (الغدير) را از پست گرفتم . (الغدير)ى كه در صفا و سود بخشيدن همانند غدير (62) است كه پژوهنده ؛ مقصود و آرزويش را در آن به دست مى آورد؛ آن سان كه مسافر تشنه كام هنگام رسيدن به غدير (63) آنچه كه تشنگيش را برطرف سازد مى يابد. همان كتابى كه شما در آن ، درباره بخشى مهم از ميراث علمى اسلامى رنج برده و اهتمام ورزيده ايد در حالى كه تنها درصدد به دست آوردن حقايق و جستجوى مآخذ و آثار صحيح برآمده و موضوعات شبهه ناك را با تصريح و انتقاد تعقيب كرده ايد.
ما يقين داريم كه جوانان مسلمان اين عصر، از اين ثمره هاى خوشگوار استفاده خواهند كرد؛ به خصوص كه بيشتر نوشته هاى امروز تباه و سبك وزن و بى ارزش است ، و فعاليتهاى علمى و ادبى اكنون به صورت تجارت صرف درآمده است .
كتاب شما در وقتى مناسب به من رسيد، زيرا من دست به كار تحقيق و نگارش پيرامون بسيارى از مباحث اسلامى هستم و برايم اهميت بسيار دارد كه عقايد حقيقى و آراء صحيح شيعه اماميه در نظرم روشن باشد، تا ما ديگر در برابر اين (فرقه جليل ) گستاخى نكنيم ، چنانكه بعضى از نويسندگان نورس تندكار كرده اند...(64)
دكتر صفا خلوصى (65) 
... من نمى توانم اعجاب شديد را كه از شما دارم پنهان كنم ، و هماره اين موضوع را با بسيارى از برادران در بغداد و خاورشناسان در لندن در ميان گذارم . زيرا مردى كه پانزده سال (66) از زندگيش را در راه تاءليف كتابى سپرى سازد، شايسته بزرگداشت و سزاوار تعجب است .
من پايان نامه دكترى (تز) خودم را به دانشگاه لندن رد نكردم تا تمام كتاب شما از چاپ بيرون آيد، و از آن اطلاع يابم . چون دوست دارم در متن پايان نامه خود، به كتاب و رنج پرارزشى كه در راه تهيه آن كشيده ايد اشاره كنم . آرى من به همين زودى تمام شرق شناسان را به اين بخش مهم ادبيات عرب ، توجه خواهم داد. اميدوارم دوستى و ارتباط فكرى ما هماره برقرار بماند...(67)
دكتر عبدالرحمن كيالى حلبى (68) 
... تاريخ عرب همان تاريخ اسلام است ، و عرب در تحليل و نگارش تاريخ خود - نگارشى علمى كه از غرض و هوى پاك باشد - كوتاهى كرده است . بيشتر كسانى كه در عصر امويان و عباسيان تاريخ اسلام را نوشته اند، از اشتباهات و تعصبات مذهبى و پشت كردن به حق به دور نبوده اند. ازين رو محققان اين عصر نتوانسته اند وقايع تاريخى را چنانكه بايد، استخراج كنند؛ و حوادث را با استفاده از اصول مسلم و فلسفه تاريخ به هم ارتباط دهند؛ و اسباب و علل قضايا را روشن كرده نتايجى را كه اين انحراف تاريخى به بار آورد آشكار سازند. حال آنكه اين كار از مهمترين مقاصد تاريخ است .
بدون شك براى دنياى اسلام كه همواره نيازمندى شديدى به تدريس تاريخ خود دارد، بس مهم است كه اين امور را بداند:
1 - تطور حكومت ، قبل از اسلام و بعد از آن .
2 - عواملى كه در روى كار آمدن خلفا دخالت داشته است .
3 - كارهايى كه در دوران خلافت آنان به وقوع پيوسته است .
4 - چرا دولتهاى اسلامى متعدد و متفرق گشت ؛ و چه جنگها و كارهايى در عصر آنها رخ داد؟
5 - چگونه تشكيلات دولتهاى اسلامى از بين رفت ، و دول غير مسلمان جاى آنها را گرفتند؟
6 - دولتهاى اسلامى چه خدماتى به تمدن مسلمين و بنيان گذاران و مشعلداران آن تمدن كردند؟
7 - چه عواملى موجب سرعت و وسعت فتوحات اسلام و انتشار آن به دست ملل مختلف جهان گشت ؟
8 - چرا پس از درگذشت پيغمبر بزرگ ، اختلاف آغاز شد؟
9 - چرا بنى هاشم (خاندان پيامبر) از حق خود، كنار زده شدند؟
10 - چه چيز باعث انحطاط و عقب افتادن مسلمين گشت ، و آنان را به وضعى كه هم اكنون دارند كشانيد؟
11 - راهى كه به يگانگى مسلمانان منتهى مى شود و به وجود آورنده نهضت دينى و سياسى و اقتصادى و ادبى و علمى آنان باشد كدام است ؟
12 - آيا براى باز يافتن آنچه از دست رفته كافى است به تواريخ قديم رجوع و بر آنها اعتماد كرد؟ يا لازم است با بى طرفى و پاك نظرى ، بحث و كاوش ‍ كرد؛ و با توجه كامل ، به حقيقت جويى و پيگيرى پرداخت ، تا استنباط و فهميدن علتها و سببهاى آنچه گفته شد ممكن شود؛ و به دست دادن برنامه اى كه لازم است مسلمانان اين عصر براى به دست آوردن موجبات علم و نهضت و چنگ زدن به نمونه هاى عالى نبوغ و فضيلت ، آماده به كار بستن آن شوند ميسور گردد؟ همان نمونه ها كه در نظر ما مجسم مى كند تعليمات و سيرت رسول را و روش كسانى را كه به سيرتش رفتار نمودند، و طبق رهنماييش كار كردند، و از پرتوش روشن شدند. آنان كه خود چراغ راه دين و سند حق و قبله حيات با سعادت و نمونه پارسايى و پرهيزگارى گشتند.
من اطمينان دارم كه تحقيق درباره مسائلى كه ذكر شد، با اين روش محكم ، بهترين چيزى است كه بر مردان علم و دين و اصلاح واجب است ؛ و معتقدم در كتاب (الغدير) شما، كه آن را در جهان اسلام منتشر ساخته ايد، بحثهايى وجود دارد كه فايده اين تحق