 اهتمامى كه هم از روزگاران قديم ، دانشمندان اسلامى به ضبط و بيان مناقب داشته اند، به خوبى روزگار مى گردد.
بيان مناقب (85) براى دستيابى به اين نتيجه گرانبها بوده است كه مردم بتوانند پيشوايى كه حافظ نواميس انسانيت و نگهدارنده حقوق ملل و اقوام است ، بشناسند؛ و با تاييد نيروى او از مقاصد بلند زندگى دنيوى نيز بهره ور گردند؛ و از تهاجمات خانمان سوز و انحرافات فضايل بر باد ده برهند، و از زندگانى مذلت بار به روزگارى سراسر مجد و عظمت بگرايند.
از اين رو در آثار اسلامى ، كه دين اجتماعى است . به اين موضوع توجه فوق العاده اى شده ، و اين امر از گفتار خود پيامبر اكرم سرچشمه گرفته است . پيامبر(ص ) در موارد بسيارى مناقب و شايستگيهاى على (ع ) را بيان كرده ، عظمت روح و شخصيتهاى كامل او را ستوده است . و همواره درك سرشارش را نسبت به حقايق آسمانى كه لازمه جانشين نبى است ، يادآور شده ، و برتريش را بر همگان با صراحت تمام ابلاغ كرده است .
چنانكه بقيه امامان را نيز فراوان نام برده ، و صفات و خصوصياتشان را بر شمرده است (86)؛ تا بشر، در سرتاسر ادوار، از گمراهى مصون ماند؛ و حيرتزده عمر خود را با گذشت قهرى زمان از كف ندهد؛ و از تماس با افكار محدود و به دام جاه طلبان افتادن برهد. و با شناختن آموزندگان الاهى ، حاصل عبور از گذرگاه رنجبار طبيعت را به دست آورد؛ و به سرچشمه فياضى كه از كرانه درياى وحى مى جوشد راه برد، و با آموختن حقايق ، از تحير افكار كه بدترين حالات روانى است رهايى يابد. و خلاصه معلمى را كه زيبنده جانشين كرسى وحى است بشناسد؛ و با بيان و دانشى آموزش و پرورش يابد كه گفته شريف رضى : (آميزه آن اثرى پديد از علم الاهى و بوى خوشى از سخنان پيغمبر است .) (87)
اگر به منطق آموزنده و تربيت عميق اسلامى توجه كنيم و نكته هاى دقيق تعليماتى دين را در نظر بگيريم ، مى يابيم كه ائمه طاهرين (ع ) با روشى استوار، بشر را به راههاى روشن زندگى راهنمايى كرده اند، و آنان را به كردار و رفتار سعادتزا سوق داده اند. و در اسلوب اجتماعى و تربيتى خود، موضوع حراست حقوق و بالا بردن سطح شخصيت انسان را در نظر داشته اند. از اين رو مبارزه مى كردند تا آزادى و عظمت وى دستخوش ‍ هوسها نگردد. و مى ديدند بايد خودشان ، كه سراپا وقف مجاهده در راه دين خدا و تربيت صحيح انسانها هستند، زمام تربيت اجتماعات را به دست گيرند و معنى رهبرى را در قاموس دين به همگان بفهمانند و مثل اعلاى انساندوستى را در معرض افكار قرار دهند.
رهبرانى كه شب خوراك يتيمان را به دوش خود به كلبه تاريك و دورافتاده آنان مى رساندند؛ و روز اگر حقى پايمال مى شد؛ اگر سنتى از بين مى رفت ، اگر در بنيه معنوى و پيشرفت اخلاقى مردم رخنه مى افتاد، اگر شرافت اجتماعى آلوده مى گشت ، با از دست دادن آسايش و هستى خود؛ با ريختن خون خود، با هدف تير قرار دادن كودكان خردسال خود، سير نظامهاى غلط را متوقف ساخته افكار افسرده را به شور اصلاح بر مى انگيختند.
از اينجا بود كه آن همه نويدهاى مقدس و پاداشهاى فراوان ، براى شنيدن و بازگوكردن و نوشتن فضائل اميرالمؤ منين (ع ) و فرزندانش ذكر شد و در كتب مسلمين درج گرديد و نشر و پراكندن مناقب را پيش برد.
مثلا يكى از مناقب على (ع ) اين حديث است كه علماى اسلام از نبى اكرم روايت كرده اند: (اقضاكم على ) - بهترين داور در بين شما على است .(88)
وقتى اين حديث انتشار يافت ، همه مى فهمند كه در قضاوتها، كه تنها وسيله حفظ حقوق فردى و اجتماعى است ، بايد به چه كس رجوع كنند و حق خود را در پرتو داوريهاى حيرت انگيز كه دريابند. و پيداست كه حفظ حقوق ، يگانه وسيله پايدار ساختن پيوندهاى اجتماع و زنده دل نگهداشتن ابناى آن است . و بدين وسيله حالات پليد روحى : كينه توزيها، انتقام كشيها، بدبينى ها پر دامنه برطرف مى شود و افسردگى افراد از ميان مى رود و رشد حياتى جامعه افزون مى شود.
باز از رسول خدا(ص ) ضمن روايتى نقل كرده اند:
هر كس خرسند است كه چون من زندگى كند و بسان من از جهان درگذرد و در مينوى جاويد كه پروردگارم ساخته است جاى گيرد، بايد على را پس از من دوست بدارد و دوستانش را دوست خود گيرد و به امامان بعد از من اقتدا كند، چه ، آنان خاندان منند، كه از سرشت من آفريده شده اند، و دانش ‍ و علم الاهى به آنان داده شده است . (89)
اين نوع فضايل ، هرگاه پخش شد و با روان جامعه در آميخت ، مردم راه آموزش سنن اسلامى را مى يابند، و از عاليترين مسائل علمى و الاهى تا ساده ترين آداب معاشرت ، همه را از منابع اصيل مى آموزند؛ و در تربيت روح و تهذيب عواطف و وصول به كمالات انسانى با سيرى عجيب پيش ‍ مى روند.
امروزه جامعه شناسان مى كوشند كه از برنامه هاى آزمايش شده اجتماعى استفاده كنند، و از مواد تجربى تاريخ در تاءمين سعادت اجتماع نتيجه بگيرند، و نزديكترين راه را براى نشر اخلاق نيك نشان دهند؛ و در اين منظور از گفتار و رفتار مصلحان و اخلاقيون بزرگ كمك مى گيرند، و با استنباط و حاصل گيرى از طرز فكر و اقدامات اصلاحى آنان به تكميل مقاصد خويش مى پردازند. با آنكه ساير آموزندگان اخلاق و بزرگان تاريخ ، هركدام به بخشى از نيازمنديهاى معنوى بشر پى برده اند، و تا حدودى دستورات رستگارى بخش را بيان كرده اند.
ولى رهبران دينى ما در آموزش اخلاق (اگر چه متاءسفانه هنوز فلسفه اخلاقى آنان كاملا تحليل نگشته و به طرزى كه به استفاده مردم اين عصر نزديك باشد، در دسترس اجتماعات قرار داده نشده است ) كوچكترين موضوع را از نظر دور نداشته و ساده ترين نيازى به جاى نگذاشته اند. پس ‍ سزاوار است كه ما از سرمايه معنوى خويش بيشتر بهره مند شويم ، و در تشكيل يك جهان سعادتمند اخلاقى ، كه تنها وسيله اش به كار بستن گفتار رهبران است ، بكوشيم .
اينك مى گوييم :
ملتى كه به ترقى و كاميابى خود علاقه دارد؛ جامعه اى كه سعادت فرزندان خود را آرزومند است ؛ و قومى كه براى فضيلت ارزش قائل است ، وظيفه دارد كه مناقب و فضايل بزرگان دين را انتشار دهد؛ و در شناساندن رجال وارسته و بزرگ بكوشد؛ و پيوسته دستورات آموزنده آنان را در نظر جامعه مجسم كند، تا در اين ميان فضيلتها شناخته شود، و خودبخود روح توده به نيكى و نيكان بگرايد. و به وضعيتى نافذ، كه از ايمان مردم سرچشمه مى گيرد، فضائل اخلاقى برنامه عمل گردد؛ و اين خود وسيله اى براى جاويد ماندن مقدسات و تغذيه روح بزرگان و پرورش نوباوگان و جوانان گردد. پس بايد به كارهاى زنده و جهانى همچون :
1 - پخش نگارشهاى صحيح و متقن درباره زندگانى و رفتار آنان .
2 - تحليل و تشريح تعاليم اخلاقى و اجتماعى و اقتصادى و سياسى آنان .
3 - آموزش سخنان و اندرزهاى آنان .
4 - تاءسيس مراكز علمى : دانشگاه ، كتابخانه ، رصدخانه ، لابراتوار و... و سازمانهاى اصلاحى و تعاونى به افتخار آنان .
5 - بزرگداشت ايام فداكارى و درگذشت و ميلاد آنان .
6 - ساختن بناهاى مذهبى به نام نامى آنان . (90)
دست زد. و اين واجب اخلاقى و فرهنگى را؛ به ويژه با روش جديد تعليم و تربيت (سمعى 