، خود امام است .
186-(نهج البلاغه )، از نامه 9.
187-اين عهدنامه كه سرراه مالك نوشته است ، با منشورات حقوقى ملل به وسيله دانشمندانى چند مقايسه گشته و اهميت و برترى آن تشريح شده است .
مالك اشتر از شخصيتهاى برجسته و دانشمند و عناصر پاك و شايسته صدر اسلام بود كه پيامبر گرامى او را مى ستود و درباره اش سفارش مى كرد. او پس از به وجود آوردن تاريخ پر افتخار خويش (به وسيله فراوان خود در راه پايدارى توحيد و قرآن و گراييدن به پيشواى معين در غدير، و چنگ زدن به دامان ولاى اميرالمؤ منين ) به دسيسه معاويه مسموم گشت ، و اين فرمانده نيرومند پرهيزگار از سپاه اسلام گرفته شد. براى شناختن شخصيت وى و چگونگى شهادتش ، به كتاب (الغدير)، ج 9، ص 37-41 و ج 11، ص 61-63 رجوع شود.
188-(سخنان على ) ص 190-235، (نهج البلاغه ) عهدنامه 53، شرح شيخ محمد عبده مصرى ص ‍ 89-119، جزء 2.
189-حاشيه شفا - پايان الاهيات ، نقل از (معراج نامه )، تاليف ابن سينا.
190-از (تجريدالاعتقاد) - مبحث پنجم ، به تلخيص .
191-از آغاز (نهج البلاغه )
192-(تاءسيس الشيعه )، ص 150
193-(الغدير)، ج 11، ص 248-249.
194-(المراجعات ) ص 281، از چاپ سوم ، و از ترجمه فارسى ، (مناظرات ) ص 221.
195-(زندگانى اميرالمومنين (ع ) ) ص 5.
196-(القصائد السبع العلويات ) ص 43-44 از چاپ بيروت .
197-(تفسير) فخر رازى ، ج 1، ص 111، (الغدير)، ج 3، ص 179.
198-(الغدير)، ج 4، ص 385.
199-از مقدمه شرح (نهج البلاغه ) تاءليف عبده ، به تلخيص .
200-(دائرة المعارف )، ج 6.
201-(ما هو نهج البلاغه ؟)، تاءليف علامه شهير سيدهبة الدين شهرستانى ، ص 5.
202-(عبقرية الامام ) ص 3.
203-تقريظ (الغدير)، ج 6.
204-(ديوان ابى العلاء) از شرح (التنوير على سقط الزند) ص 93، چاپ قاهره .
205-(زندگانى اميرالمؤ منين ) ص 4، از چاپ سوم ، (مبداء اعلى ) ص 161.
206-(17 رمضان ) ص 116.
207-حديث قلم و دوات خواستن پيامبر اكرم راگروهى از دانشمندان اهل تسنن نيز نقل كرده اند. به كتاب (المراجعات ) و (مناظرات ) رجوع شود.
208-.Maland Louis .p ,xi vol ,Completes .Oeuvers
209-(صوت العدالة )، ج 5، ص 1229.
210-(صورت العدالة ) ج 5، 1222.
211-(ديوان شهريار)، ج 3، ص 15.
212-از كتاب (اسلام در ايران ) - فصل اول .
213-(على و نبوه )، ص 158-159، چاپ مصر.
214-(صوت العدالة ) ج 5 ص 1224.
215-(صوت العدالة )، ج 1، ص 21، چاپ بيروت ، مطبعة الجهاد.
216-(ماهو نهج البلاغه ؟) ص 3.
217-(ماهو نهج البلاغه ) ص 4.
218-شعرى را كه به آن اشاره مى كند، شاهكارى است در ادبيات مذهبى عرب ، و شامل 73 مديحه و 230 بيت است . اين شعر احساس و شورى در زبان عرب و دنياى اسلام به وجود آورد و مورد تحسين و تفريظ دانشمندان عرب قرار گرفت ... به كتاب (امام على مجاهد بزرگ ) ص 56-63 رجوع شود.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:436.txt">معرفی کتاب</a><a class="text" href="w:text:437.txt">پیشگفتار</a><a class="text" href="w:text:438.txt">فصل  اول : داستانهايى از زندگى رسول الله (ص)</a><a class="text" href="w:text:439.txt">فصل دوم : داستانهايى از زندگى حضرت على (ع ) </a><a class="text" href="w:text:440.txt">فصل سوم : داستانهايى از زندگى ائمه معصومين عليهم السلام </a><a class="text" href="w:text:441.txt">فصل چهارم : داستانهايى از شاعران اهل بيت عليهم السلام </a><a class="text" href="w:text:442.txt">فصل پنجم : داستانهايى از دوستان اهل بيت (ع ) </a><a class="text" href="w:text:443.txt">فصل ششم : داستانهايى از دشمنان اهل بيت (ع ) </a><a class="text" href="w:text:444.txt">فصل هفتم : داستانهايى از مناظرات </a><a class="text" href="w:text:445.txt">فصل هشتم : داستانهايى از قضاوتهاى على (ع ) </a><a class="text" href="w:text:446.txt">فصل نهم : داستانهايى از زندگانى خلفا </a><a class="text" href="w:text:447.txt">فصل دهم : داستانهايى از احاديث ساختگى </a><a class="text" href="w:text:448.txt">فصل يازدهم : داستانهاى متفرقه تاريخى </a><a class="text" href="w:text:449.txt">پاورقی</a></body></html>نام کتاب : داستانهاى الغدير (تجلى امير مؤ منان على عليه السلام)

نویسنده : سيدرضا باقريان موحد

منبع کتاب :  سایت مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن www.ketaab.iec-md.orgپیشگفتار
يكى از مهمترين رخدادهاى تاريخ بشريت در يك روز گرم ، در كنار غدير خم رقم خورد، در آن روز پيامبر رحمت و اميد، دست وفادارترين يار خود را بالا برد و ضمن سخنانى سرشار از حكمت و معرفت ايشان را به جانشينى خود منصوب ساخت و بدين وسيله دين خود را كامل كرد.
آرى ! تعبد بدون ولايت على عليه السلام تعبدى است كه راه به مقصود نمى برد. شريعت منهاى ولايت على عليه السلام شريعتى بى روح و بى معنويت است . ولايت على عليه السلام مرز شناخت حق از باطل است . شعاع و درخشندگى اين حادثه فرخنده ، چنان عالم گير است كه هيچ عقل سليم و وجدان پاكى نمى تواند آن را انكار كند.
دوست و دشمن ، شيعه و سنى ، مسيحى و يهودى ، همه و همه از جام ولايت و عدالت آن حضرت نصيب برده و لذت درك آن را چشيده اند و در اشعار و كتابهاى خود، داستان عدالت ، رحمت ، اجراى قوانين الهى و قضاوتهاى الهى و قضاوتهاى عادلانه آن حضرت را آورده اند.
با فرا رسيدن ايام خجسته غدير خم ، شيفتگان ولايت به ياد حماسه سازى مى افتند كه عمر سراسر تحقيق خود را بر سر اثرى جاودانه نهاد، تا شعله فروزان و خورشيد تابان غدير خم را فرا روى انسانها در هر زمان پرتوافشان سازد.
بزرگ مردى كه بيش از 50 سال عمرش را صرف مطالعه و تحقيق و نگارش ‍ كرد و آرامش و آسايش خود را در خدمت عقيده و انتشار علوم آل محمد صلى الله عليه و آله و سلم نهاد.
آرى ! اين قهرمان دفاع از ولايت ((علامه عبدالحسينى امينى )) است كه چون سربازى شجاع در ميدان تحقيق گام برداشت و در اين راه رنجهاى بسيارى متحمل شد. رنجهايى كه جز در سايه عشق به خاندان نبوت بسيار طاقت فرسا مى باشد.
آرى الغدير حاصل يك عمر از سرمستان جام ولايت است .
علامه امينى عمر خود را به پاى اين كتاب نهاد و نام خود را براى هميشه تاريخ در دفتر عاشقان خاندان اهل بيت ثبت كرد.
الغدير در واقع بيانگر نيروى خلاق و قدرت و پشتكار بى نظير علامه امينى در تحمل سختى ها براى رسيدن به هدفهاى معنوى است .
الغدير مانند مشعلى فروزان از نيروى بيان و اعجاز سر انگشتان هنرمند اين عالم بزرگوار است .
علامه امينى با الغدير تولدى دوباره يافت و غدير خم نيز با اين كتاب مورد توجه محافل علمى دانشمندان اهل تسنن و مسيحيت قرار گرفت .
الغدير دايرة المعارف بزرگى از معارف دينى است كه سرشار از حكمت ها و حكايتهاى شيرين و شنيدنى است .
اينك به همت انتشارات نصر، داستانهاى شيرين و آموزنده اين كتاب شريف ، در يك مجموعه بنام داستانهاى الغدير گردآورى شده است ، اميد است كه اين مجموعه مورد استفاده عاشقان خاندان اهل بيت عليه السلام قرار گيرد.
سيدرضا باقريان موحد قم عيد غدير 16/1/79 
نگاهى به زندگى علامه امينى 
علامه شيخ عبدالحسين فرزند شيخ احمد و نوه شيخ نجفقلى ملقب به امين الشرع است كه نام امينى را از همين جد به ميراث گرفته است .
علامه امينى در سال 1320 (ه ق ) در شهر تبريز ديده به جهان گشود.
از همان آغاز كودكى به دانش و فراگيرى علم رغبت فراوان داشت .
فراگيرى علوم در ابتدا نزد پدر پس از آن نزد استادان مدرسه طالبيه كه از مهمترين مراكز فرهنگى تبريز است ، آغاز نمود.
مقدمات و سطوح فقه و اصول 