 مرواريدش ‍ را بالا آورده و به اقسام گوناگون و رنگ هاى مختلف كه حيران ماند در شمردن آن انديشه ها و افكار.
اى شيخ بزرگوار... اگر من مناسب مى ديدم كه فراگيرم از مصادر شيعيان ، هر آينه تو را يگانه مرجع خود قرار مى دادم . زيرا كه كتابهاى گرانبهاى شما فقط مجمع احاديث نيست بلكه آن دايرة المعارفى است كه اقرار مى كند به آن بيان و تاريخ را مطمئن مى سازد و آفاق معرفت و شناخت را مى گشايد و سبز مى شود شعر تا آن كه فرا مى گيرد، خواننده را موجى از غبطه و حسرت . پس احسان نمى كند مگر آن كه دو لبش بهم مى خورد، به دو لفظ سبك و علامى بر زبان و سنگين در سنجش و ميزان ، ((الله اكبر))
(استاد بولس سلامه پژوهشگر مسيحى ) 
الغدير شاهكارى است . در آن تتبع استادانه و امين با نقل صحيح و دقيق و حسن ارزشيابى و نقد و اصالت راءى فراهم آمده است و كمتر كتابى يافت مى شود كه چنين مزايايى يكجا در آن گرد آيد و پنجمين مزيت كه آنراست ، خوش بيانى و حسن ظاهرى مطالب است .
دايرة المعارفى اسلامى است . در بوستانش گونه گون گل و ريحان از فضايل و معارف كه همه تاءليفات پيشنيان از آن تهى است .
(آيت الله سيد صدرالدين صدر) 
به راستى اين آيت جاودانه تو است كه رمز نبوغ و شخصيت نادرت خواهد بود و نسل هاى بشر چون صفحات سپيد و درخشانش را ورق بزنند، به ديده بصيرت برگهاى سيمين شخصيت تو را خواهند نگريست و در خلال سطور تابانش قدرت كلك رخشانت را و از لا به لاى مساعى پرقدرت كه در آن بكار رفته ، به عظمت كوشش مستمر و پشتكار پهلوانى ات پى خواهند برد.
(شيخ مرتضى آل ياسين ) 
در عصرى كه جهل و گمراهى بر انديشه ها سنگين مى نمايد، جامعه اسلامى سخت نيازمند چنين كتابى بود. كتابى كه سخن از روى حق بگويد و پرده جهل و ضلالت را بدرد. همواره در حمايت پروردگار بمانى و به صلاح و رستگارى بخوانى و مشعلى فروزان باشى راهنماى امت اسلام .
جان و قلمت پاك باشد و در خدمت اسلام و مسلمانان كه نوشته اند با كتاب گرامى الهى راست آمده است .
(محمد بن مهدى حسينى شيرازى ) 
از حقايق بسيار روشن اين است كه كتاب ارزشمند الغدير نوشته رهبر دينى بى نظير و مصلح كبير و علم اخلاقى جليل ، حجت الاسلام امين نجفى از عالى ترين چيزهايى است كه دانشگاه بزرگ اسلام نجف اشرف به آن مباهات مى كند. چنانكه از فاخر همه مسلمين نيز به شمار مى رود. زيرا آن بزرگترين دايرة المعارفى است كه در خود علوم فراوان ، ادب زياد احاطه گسترده ، كوشش عظيم و حقايق خالص را جمع كرده است .
(آيت الله عبدالهادى شيرازى ) 
12 من تقديم رساله و تزم را به دانشگاه لندن تا صدور كتابتان و آگاهى ام نسبت به آن تاءخير انداختم . زيرا دوست مى داشتم كه در متن رساله ام به الغدير و كوشش ارزشمندتان اشاره كنم و به زودى نظر مستشرقين را به اين ناحيه مهم از ادب جلب خواهم كرد و اميدوارم كه صدالت و رابطه فكرى ، همواره پايدار باشد.
(استاد صفاء خلوص از لندن ) 
13 الغدير بهترين كتابى است كه دانشگاه نجف در طول تاريخ تحويل جهان دانش داده است .
خواننده هنگام مطالعه آن خود را در باغستانى مى يابد كه در آن همه نوع ميوه ، بلكه آنچه را كه دل مى خواهد و چشم از آن لذت مى برد، وجود دارد و من فكر مى كنم كه از ستم بزرگ بر علم و از جنايت بر حقيقت است كه چنين كتاب ارزشمندى با اين همه مطالب نوشته شود ولى ثروتمندان مسلمان اقدام به عاليترين چاپ آن ننمايند تا همانطور از لحاظ محتوا نمونه است ، از لحاظ چاپ و ظاهر نيز نمونه باشد.
(استاد محمدعلى نقى حيدرى )فصل  اول : داستانهايى از زندگى رسول الله صلى الله عليه و آله
نخستين نماز جماعت  
روزى امام صادق عليه السلام در جواب يكى از اصحابش فرمود: نخستين نماز جماعتى كه برپا شد. آنجا بود كه رسول خدا نماز مى گذارد و اميرمؤ منان على بن ابيطالب نيز با او بود كه ابوطالب بر او گذشت . جعفر نيز با او بود. پس گفت : پسركم به عموزاده ات بپيوند و هرگز از او جدا مشو ابوطالب كه از ديدن اين صحنه شادمان بود، اين گونه سرود: ((به راستى كه على و جعفر پشتوانه من هستند، در روزهاى گرفتارى و دردسر... عموزاده تان را يارى كنيد و دست از او مداريد. در ميان برادران من ، پدر او تنها برادر پدر و مادرى من است . به خدا نه من و نه هيچكس از فرزندانم كه
گوهر پاك داشته باشند، دست از پيامبر نخواهد داشت .
قدرت الهى  
پيغمبر هر گاه در مسافرت در مكانى فرود مى آمد، اصحاب آن حضرت درخت سايه دارى انتخاب مى كردند كه پيغمبر خواب نيمروز را در زير آن درخت بياسايند. روزى هنگام استراحت پيغمبر، عربى صحرايى آمد و شمشير خود را كشيد و گفت : چه كسى تو را از حمله من مانع خواهد شد؟ پيامبر گفت : خدا. در اين هنگام دست عرب لرزيد و شمشير از دست او افتاد. عرب با وضع غيرعادى و مضطرب آنقدر سر خود را به درخت كوبيد تا مغز او متلاشى گشت .
سنگ محك  
عايشه همسر پيامبر گرامى ، اشعار زيادى را حفظ داشت و بنابر قول خودش ‍ دوازده هزار بيت از لبيد شاعر به خاطر داشت . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم اكثر اوقات مى خواست كه برايش از اشعارى كه حفظ است بخواند.
از آن جمله است اين دو بيت :
هر گاه طلا با سنگ محك آزمايش شود، بدون شك غش آن آشكار مى گردد و طلاى خالص و ناخالص از هم جدا مى شود. على عليه السلام هم در بين ما مانند آن سنگ محك است .(1)
صدقه دادن  
روزى سعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اى رسول خدا مادرم فوت كرده است و مى دانم كه اگر او زنده بود، صدقه مى داد. اينك اگر از ناحيه او صدقه بدهم براى او فايده اى خواهد داشت ؟ رسول خدا فرمود: آرى .
آنگاه پرسيد: چه صدقه اى نافعتر است اى رسول خدا؟ فرمود: آب : سعد چاهى را حفر كرد و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: ثواب حفر چاه هديه به روح مادر سعد باشد.
پس نذرها يك نوع هدايائى است كه زنده ها براى اموات مى فرستند و اين عمل هم مشروع است و هم ثواب دارد.(2)
زيارت قبور  
عايشه روايت كرده است كه ، روزى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم رو به من كرده و فرمود: ((جبرئيل نزد من آمده و گفته كه : پروردگارم به من فرمان داده است كه به بقيع رفته و براى آنان طلب آمرزش كنم ))
عايشه مى گويد: من چگونه دعايشان كنم اى رسول خدا؟ فرمود: بگو: درود بر مومنان و مسلمانانى كه در اين ديار آرميده اند. خدا پيشگامان و پس گامانمان را بيامرزد و ما نيز ان شاءالله به شما ملحق خواهيم شد. از خدا براى ما و شما عافيت مى طلبم .
حضرت على عليه السلام نيز هميشه به زيارت قبور كوفه مى رفت و مى فرمود: خوشا به حال كسى كه تصميم گرفتن به سوى معاد دارد و اعمال نيكو انجام مى دهد.(3)
درى از درهاى بهشت  
قيس بن سعد روايت مى كند: روزى پيامبر اكرم بر من عبور كرد در حالى كه از خواندن نماز فارغ شده بودم .
ايشان به من فرمودند: آيا تو را به درى از درهاى بهشت راهنمايى كنم ؟ عرض كردم : آرى .
فرمود: لا حول و لا قوة الا بالله يكى از درهاى بهشت است .(4)
شوق بهشت  
روزى مرد سياهى به نزد پيامبر اكرم آمد و شروع به پرسيدن سؤ الات در رابطه با تسبيح و تهليل . 