ت خشنود خواهد ساخت . (631)
638. مايه اعتلاى اسلام 
... الجهاد فى سبيله ، فاءنه ذروة الاسلام
جهاد در راه حق كه مايه اعتلاى اسلام است . (632)
639. نكات پيش از شروع جنگ 
و قال عليه السلام فى صفين : فو الله ما دفعت الحرب يوما اءلا و اءنا اءطمع اءن تلحق بى طائفةُ فتهتدى بى ت و تعشو اءلى ضوئى ، و ذلك اءحب من اءن اءقتلها على ضلالها 
امام على عليه السلام در صفين فرمود: به خدا سوگند، يك روز جنگ را به تاءخير نيانداختم ، مگر از اين رو كه اميد داشتم گروهى به من ملحق شوند و به سبب من هدايت شوند و در پرتو من بيارامند؛ اين را خوش تر دارم تا آنان را در حالى كه گمراهند بكشم . (633)دعاهايى قبل از شروع جنگ  
640. دعا هنگام رو به روى شدن با دشمن 
من دائه لما عزم على لقاء القوم بصفين : اللهم رب السقف المرفوع ... اءن اءظهرتنا على عدونا، فجنبنا البغى و سددنا للحق ، و اءن اءظهر تهم علينا فارزقنا الشهادُ، و اعصمنا من الفتنة 
دعاى امام على عليه السلام در آن هنگام كه آهنگ رويارويى با سپاه معاويه در صفين كرد:
خدايا! اى پروردگار آسمان برافراشته !.. اگر ما را بر دشمنمان پيروز گردانيدى ، از ستم و تجاوزگرى به دورمان دار و در راه حق استوارمان گردان و اگر آنان را بر ما چيره ساختى ، شهادت را روزيمان كن و از فتنه و گمراهى محفوظمان دار! (634)
641. دعاى روياروى 
اللهم اءليك اءفضت القلوب و مدت الاعناق ... اللهم اءنا نشكو اءليك غيبة نبينا و كثرة عدونا، و تشتت اءهوائنا 
امام على عليه السلام در هنگام رويارويى با دشمن در جنگ مى گفت خدايا! دل ها به سوى تو پر كشيده و گردن ها سوى تو كشيده شده است ... پروردگارا! از نبودن پيامبرمان و زيادى دشمنانمان و پراكندگى خواسته هايمان ، به درگاه تو شكايت مى آوريم . (635)
642. رحمت خدا بر شما باد!
انفروا - رحمكم الله - اءلى قتال عدوكم ، و لا تثاقلوا اءلى الارض فتقروا بالخسف ، و تبوؤ وا بالذل ، و يكون نصيبكم الاخس ، و اءن اءخا الحرب الارق و من نام لم ينم عنه 
رحمت خدا بر شما باد! به پيكار با دشمن خود بيرون رويد و كندى نكنيد كه با خوارى و خفت برجاى خواهيد ماند و پست ترين چير دنيا (فرومايگى و ذلت ) نصيبتان خواهد شد. همانا سرباز رزمنده ، بيدار است و آن (رزمنده اى ) كه در خواب غفلت به سر برد، بداند كه دشمنش از او غافل نيست . (636)حقيقت نادانى 
لا فَقْرَ كَالْجَهْلِ.(344)
هيچ نادارى مانند جهل نيست .
فرجام نادانى 
اَلْجَهْلُ يُفْسِدُ الْمَعادَ.(345)
نادانى ، آخرت انسان را تباه مى كند.
گرايش نادان 
اَلْجاهِلُ يَميلُ اِلى شَكْلِهِ.(346)
نادان به همتاى خود مى گرايد.
فايده خاموشى نادان 
لَوْ سَكَتَ الْجاهِلُ مَا اخْتَلَفَ النّاسُ.(347)
اگر نادان سكوت كند، مردم با يكديگر اختلاف نمى كنند.
مبغوض ترين مردم نزد خدا 
اِنَّ اَبْغَضَ الْخَلائِقِ اِلَى اللّهِ... رَجُلٌ قَمَشَ جَهْلاً.(348)
دشـمـن تـريـن انـسـان نـزد خـدا، انـسـان جـاهـلى اسـت كـه بـه جهل خود اصرار مى ورزد.
كردار جاهلانه 
اِنَّ الْعامِلَ بِغَيْرِ عِلْمٍ كَالسّائِرِ عَلى غَيْرِ طَريقٍ. فَلا يَزيدُهُ بُعْدُهُ عَنِ الطَّريقِ الْواضِحِ اِلاّ بُعْداً مِنْ حاجَتِهِ.(349)
هـمـانا كسى كه ناآگاهانه حركت مى كند، مانند كسى است كه بيراهه مى رود. هر اندازه كه در آن راه جلوتر رود، از هدفِ خود دورتر مى گردد.
نتيجه نادانى و هوا پرستى 
عـِبـادَ اللّهِ لا تـَرْكـَنـُوا اِلى جـَهالَتِكُمْ وَ لا تَنْقادُوا لاَِهْوائِكُمْ، فَاِنَّ النّازِلَ بِهذَا الْمَنْزِلِ نازِلٌ بِشَفا جُرُفٍ هارٍ.(350)
بـنـدگـان خـدا! در نـادانـى خـود مـيـارمـيـد، و رام هـوس هـاى خـود مـگـرديد، كه فرود آينده بدين منزل ، بر لب آبكندى فرود آمده است بيقرار، ريزان و ناپايدار.
دشمنى جاهلانه 
اَلنّاسُ اَعْدآءُ ما جَهِلُوا.(351)
مردم دشمن آنند كه نمى دانند.
نشانه جاهل 
لا يُرىَ الْجاهِلُ اِلاّ مُفْرِطاً اَوْ مُفَرِّطاً.(352)
نادان جُز در حال تُندروى و شتاب زدگى يا كُندروى و كاهلى ، ديده نمى شود.
حداقل نادانى 
كَفى بِالْمَرْءِ جَهْلاً اَنْ يَجْهَلَ قَدْرَهُ.(353)
مرد را نادانى همين بس كه قدر خويش نداند.
دغدغه افتادن حكومت به دست نادانان 
لَمْ يـُوجـِسْ مـُوسـى عـَلَيـْهـِالسَّلامُ خـيـفـَةً عـَلى نـَفـْسـِهِ، اَشـْفـَقَ مـِنْ غـَلَبـَةِ الْجـُهـّالِ وَ دُوَلِ الضَّلالِ.(354)
هراس موسى (ع ) براى ترس از خويشتن نبود بلكه از آن بيم داشت كه مبادا جاهلان و دولت هاى گمراه پيروز شوند.
بزرگ ترين فقر 
اءَكْبَرُ الْفَقْرِ الْحُمْقُ.(355)
حماقت بزرگترين نادارى است .
زينهار از تفكر جاهلى 
لا تَكُونُوا كَجُفاةِ الْجاهِلِيَّةِ لا فِى الدّينِ يَتَفَقَّهُونَ وَ لا عَنِ اللّهِ يَعْقِلُونَ.(356)
شـما هرگز همانند جفاپيشگان جاهليت نباشيد كه نه در دين فهم عميق داشتند و نه از خدا انديشه اى !اهتمام امير مؤ منان على عليه السلام در جهاد 
643. نهى از فرار
لا تشتدن عليكم فرة بعدها كرة ، و لا جولة بعدها حملة ، و اءعطوا السيوف حقوقها 
گريزى كه در پى آن بازگشت باشد و شكستى كه در پى اش حمله ، بر شما سخت و ناگوار نيايد، حق شمشيرها را بگذاريد! (637)
644. محبوب ترين چيزها نزد على عليه السلام 
عندما يوبخ اءصحابه على التوانى عن الجهاد -: و اءن اءحب ما اءنا لاق اءلى الموت 
امام على عليه السلام در ان جا كه ياران خود را به دليل سستى در امر جهاد توبيخ مى كند، مى فرمايد: براى من محبوب ترين چيزى كه ملاقاتش كنم مرگ است . (638)
645. پاكسازى زمين 
من كتابه الى عثمان بن حنيف -: و ساءجهد فى اءن اءطهر الارض من هذا الشخص المعكوس 
در نامه خود به عثمان بن حنيف مى فرمايد: كوشش مى نمايم كه زمين را از اين شخص واژگون و جسم منحرف (معاويه ) پاك سازم . (639)
646. دعوت به جهاد هر حال 
اءلا و اءنى قد دعوتكم اءلى قتال هولاء القوم ليلا و نهارا، و سرا و اعلانا، و قلت لكم ، اغزوهم قبل اءن يغزوكم ، فو الله ما غزى قوم قط فى عقر دارهم الا ذلوا
هان ! من شما را شب و روز، در آشكار و نهان به نبرد با اين قوم فرا خواندم و به شما گفتم : پيش از آن كه آنان به شما يورش آورند، شما بر آنان بتازيد؛ زيرا به خدا سوگند، هيچ مردمى در دل سرزمين خودشان مورد حمله قرار نگرفت ، جز آن كه به خاك مذلت افتاد. (640)
647. پيشگويى على عليه السلام در نبرد خوارج 
فى حرب الخوارج -: مصارعهم دون النطفة ، و الله لا يفلت منهم عشرة و لا يهلك منكم عشرة 
در جنگ با خوارج فرمودند: قتلگاه آنان اين سوى نهر است ، به خدا سوگند، از آنان ده نفر نخواهند گريخت و از شما ده نفر كشته نخواهند شد. (641)
648. جنگ در ركاب پيامبر (ص )
لقد كنا مع رسول الله صلى الله عليه و آله نقتل اءباءنا و اءبناء نا و اءخواننا و اءعمامنا؛ ما يزيدنا ذلك اءلا اءيمانا و تسليما، و مضيا على اللقم ، و صبرا على مضض الالم ، و جدا فى جهاد العدو 
ما در ركاب پيامبر خدا صلى الله عليه و آله با پدران و فرزندان و برادران و عموهاى خود مى جنگيديم و اين پيكار بر ايمان و تسليم ما مى افزود، و ما را در جاده و