يع حق و صبر در برابر سوزش ناراحتى ها و كوشش در جنگ با دشمن ثابت قدم تر مى ساخت . (642)
649. جانبازترين طايفه 
اءما نحن فاءبدل لما فى اءيدينا، و اءسمح عند الموت بنفوسنا 
ما (بنى هاشم ) در آنچه درايم بخشنده تريم و در پيكار جانبازتريم . (643)
650. جنگ با حق ستيزان 
لعمرى ما على من قتال من خالف الحق و خابط الغى من ادهان و لا اءيهان . فتقوا الله عباد الله ، و فروا اءلى الله من الله ، و امضوا فى الذى نهجه لكم ، و قوموا بما عصبه بكم . فعلى ضامن لفلجكم آجلا، اءن لم تمنحوه عاجلا 
به جان خودم سوگند كه در جنگ با حق ستيزان و فرورفتگان در ورطه گمراهى ، هرگز سازشكارى و سستى روا نمى دارم . پس ، اى بندگان خدا! از خداى بپرهيزيد و از عذاب خدا، به خدا بگريزيد و در راه روشنى كه فرا پيش شما نهاده است پيش رويد و به آنچه شما را بدان مكلف فرموده قيام كنيد! اگر در اين دنيا پيروزى نصيب شما نشد، على پيروزى در آن دنيا را براى شما ضمانت مى كند. (644)
651. اشتياق على به جنگ 
و اءيم الله لئن فررتم من سيف العاجلة ، لا تسلموا من سيف الاخرة ، و اءنتم لهاميم العرب ، و اسنام الاعظم ، اءن فى الفرار موجدة الله ، و الذل اللازم ، و العار الباقى . و اءن الفار لغير مزيد فى عمره ، و لا محجوز محجوب بينه و بين يومه . من الرائج اءلى الله كالظمان يرد الماء؟الجنة تحت اءطراف العوالى ! اليوم تبلى الاخبار! و الله لانا اءشوق اءى لقائهم منهم اءلى ديارهم 
به خدا سوگند، اگر از شمشير اين دنيا بگريزيد، از شمشير آن جهان نخواهيد رهيد. شما اشراف و بزرگان عرب هستيد. همانا فرار از جنگ موج خشم خداوند و خوارى و ننگ جاويدان است . به زندگى گريزنده هرگز چيزى افزوده نگردد و چيزى مانع مرگش نشود. كيست كه همچون تشنه اى كه به آب مى رسد به سوى حق رود؟بهشت زير لبه هاى نيزه هاست . امروز نهان ها آزموده و آشكار مى شوند. به خدا سوگند، كه من به رويارويى آنان بيش از آن اشتياق دارم كه آن ها براى رسيدن به خانه هاى خود مشتاق اند. (645)
652. جنگ صفين 
فى مقاتلة صفين لما غلب اءصحاب معاوية على الفرات -: قد استطعمو كم القتال ، فاءقروا على مذلة ، و تاءخير محلة ، اءو رووا السيوف من الدماء ترووا من الماء؛ فالموت فى حياتكم مقهورين ، و الحياة فى موتكم قاهرين
در جنگ صفين آن گاه كه سپاه معاويه آب فرات را در اختيار گرفت ، فرمود: (با اين اقدامشان ) از شما خواستند تا دست به جنگ بگشاييد، اينك شما يا به خوارى اعتراف كنيد و منزلت شجاعت و شرافت را از دست نهيد، يا شمشيرها را از خون ها سيراب كنيد تا از آب سيراب شويد، زيرا اگر زنده بمانيد، اما شكست خورده باشيد در حقيقت مرده ايد و اگر بميريد؛ اما پيروز شويد در حقيقت زنده ايد! (646)
653. آموزش جنگى 
من كتابه عليه السلام اءلى اءمرائه على الجيش -: من عبدالله على بن اءبى طالب اءميرالمومنين اءلى اءصحاب المسالح ، اءما بعد، فان حقا على الوالى اءن لا يغير على رعيته فضل ناله . فاذا فعلت ذلك وجبت لله عليكم النعمة ولى عليكم الطاعُة ، و اءن لا تنكصوا عن دعوة ، و لا تفرطوا فى صلاح ، و اءن تخوضوا الغمرات اءلى الحق فاءن اءنتم لم تسقيموا لى على ذلك لم يكن اءحد اءهون على ممن اعوج منكم ، ثم اءعظم له العقوبة و لا يجد عندى فيها رخصة ، فخذوا هذا من اءمرائكم 
در قسمتى از نامه خود به فرماندهان سپاهش مى فرمايد: از بنده خدا على بن ابى طالب اميرمؤ منان به نيروهايى مسلح : اما بعد، بر والى است كه به سبب نعمت هاى فراوانى كه بدو رسيده رفتارش نسبت به مردم تغيير نكند... اگر چنين كردم بر خداست كه شما را نعمت ارزانى دار و بر شماست كه از من فرمان بريد و هرگاه شما را فرا خواندم درنگ نكنيد و در انجام كارهاى درست كوتاهى نورزيد و در راه حق در گرداب سختى ها فرو رويد، اما اگر در اين كارها با من راست و صادق نباشيد، هيچ كس در نظر من خوارتر از آن نباشد كه كج راهه مى رود. در اين وقت او را كيفرى سهمگين خواهم داد و او از كيفر من رهايى نخواهد يافت . شما نيز از فرماندهان خود همين پيمان را بگيريد. (647)
654. هدايت به راه روشن بهشت .
و قد جمع الناس بعد صفين و حضهم على الجهاد فسكتوا مليا، فقال :... لقد حملتكم على الطريق الواضح التى لا يهلك عليها اءلا هالك من استقام فالى الجنة ، و من زل فالى النار 
امام عليه السلام بعد از جنگ صفين و نهروان اصحابش را براى ادامه نبرد تحريص كرد و فرمود.. شما را به راه روشنى واداشتم كه جز افراد ناشايسته در آن هلاك نشوند، هر كس در اين راه استقامت كرد به جانب بهشت شتافت و كسى كه پايش لغزيد به جهنم روانه شد. (648)آموزش نظامى 
655. مبارز سركش به خاك افتد؟
لا بنه الحسن : لا تدعون اءلى مبارزة ، و اءن دعيت اءليها فاءجب ، فان الداعى باغ ، و الباغى مصروع 
امام على به فرزند خود حسن عليه السلام فرمود: هرگز مبارز مطلب ، اما اگر به مبارزه دعوت شدى بپذير، زيرا آن كه به مبارزه فرا خواند سر كش است و سركش به خاك افتد. (649)
656. حمايت از يكديگر در عرصه ميدان 
من كلامه لاصحابه فى ساحة الحرب بصفين -: و اءى امرى منكم اءحس من نفسه رباطة جاءش عند اللقاء، و راى من اءحد من اءخوانه فشلا، فليذب عن اءخيه بفضل نجدته التى فضل بها عليه كما يذب عن نفسه ، فلو شاء الله لجعله مثله 
در قسمتى از سخنان آن حضرت در ميدان جنگ صفين آمده است : هر كدام شما كه در هنگام رويارويى با دشمن در دل خويش احساس دليرى داشت و در برابر خود ترس و خوفى ديد، بايد به سبب برترى و دليرى كه خداوند ارزانى اش داشته است ، از برادر خويش دفاع كند، همان گونه كه از خويشتن دفاع مى كند، زيرا كه اگر خدا مى خواست او را نيز همچون ولى دلير مى آفريد. (650)
657. ثابت قدم در جنگ 
لابنه محمد بن الحنفية لما اءعطاه الراية يوم الجمل -: تزول الجبال و لا تزل ! عض على ناجذك . اءعر الله جمحمتك . تد فى الارض قدمك . ارم ببصرك اءقصى القوم و غض بصرك و اعلم اءن النصر من عند الله سبحانه
امام على عليه السلام به فرزندش محمد بن حنفيه هنگاى كه پرچم را به دست او داد فرمود: فرزندم ! اگر كوه ها از جاى كنده شوند، تو پابرجا باش . دندان ها را روى هم بفشار. جمجمه ات را به خدا بسپار، قدمت را روى زمين چونان ميخ فرورفته ثابت بدار، چشم به آخرين صفوف دشمن بدوز، و ديده از نيروها و بارقه هاى شمشير آنان بپوش و خيره مباش و بدان كه پيروزى از نزد خداوند سبحان است . (651)
658. آموزش فنون جنگى 
فى تعليم الحرب و المقاتله -: معاشر المسلمين ، استشعروا الخشية ، و تجلبوا السكينة و عضوا على النواجذ، فانه اءنبى للسيوف عن الهام و اءكملوا اللامة و قلقوا السيوف فى اءغمادها قبل سلها. و الحظوا الخزر و اطعنوا الشزر، و نافحوا بالظبا، و صلوا السيوف بالخطات و اعلموا اءنكم بعين الله
امام على عليه السلام در آموزش فنون جنگ و جنگجويى مى فرمايد: اى گروه مسلمانان ! خدا ترسى را جامه زيرين خود كنيد و رداى آرامش را بپوشيد و دندان هايتان را بر هم بفشريد؛ زيرا كه اين كار تاءثير شمشيرها را بر سر كمتر مى كند، زره كامل بپوشيد و پيش از بركشيدن شمشير