نان كه شنیدن آن همچون دیدن بوَد: مردم بر عثمان خرده گرفتند. من یكی از مهاجران بودم،‌بیشتر خشنودی وی را می‌خواستم و كمتر سرزنشش می‌نمودم و طلحه و زبیر آسانترین كارشان آن بود كه بر او بتازند و برنجانندش و ناتوانش سازند. عایشه نیز سر برآورد و خشمی را كه از او داشت آشكار كرد و مردمی فرصتی یافتند و كار او را ساختند.[18] امام، زمانی كه مردم او را واسطه‌ی خود كرده بودند به عثمان فرمود: مردم پشت سر منند، و مرا میان تو و خودشان میانجی كرده‌اند. به خدا نمی‌دانم به تو چه بگویم؟ چیزی نمی‌دانم كه تو آن را ندانی، تو را به چیزی راه نمی‌نمایم كه آن را نشناسی... برای مروان همچون چاروایی به غارت گرفته مباش كه تو را به هر جا خواست براند، آن هم پس از سالیانی كه بر تو رفته و عمری كه از تو گذشته. عثمان در پاسخ گفت: با مردم سخن گوی كه مرا مهلت دهند تا از عهده‌ی ستمی كه بر آنان رفته برآیم. امام فرمود: آنچه در مدینه است مهلت نخواهد و مهلت بیرون مدینه چندان كه فرمان تو به آنجا رسد.[19] امام عامل عمده‌ی این تحریكات را مروان می‌دانست[20] و این از وقایعی كه مورخان نقل كرده‌اند كاملاً استفاده می‌شود.[21] به هر روی امام موافق با قتل عثمان نبود یك دلیل عمده، غلبه‌ی مردم بر حاكمشان بود كه این خود هرج و مرجی را به دنبال داشت. نفس این كه مردم احساس كند كه می‌توانند هر حاكمی را به سادگی بكشند كار بسیار خطرناكی است. مسلمانان تجربه‌ی ایران ساسانی را در این اواخر شنیده بودند كه چگونه در عرض چند سال، چندین نفر شاهی كردند و به سرعت كشته شدند. لذا عبدالله بن عمر می‌گفت: آیا می‌خواهید كار را «هرَقْلی» كنید، هر زمان بر شاهی غضب كردید او را بكشید؟[22] 
انتخاب امام توسط مردم مدینه و كسانی كه به این شهر درآمده بوند و برخی كه در شورش بر ضد عثمان نقش مهمی داشتند، سبب شد تا امام از سوی بنی امیه متهم شود كه عامل اصلی قتل عثمان بوده است. درباره‌ی عمروبن حَمِق خزاعی، از شیعیان امام، چنان شهرت داشت كه وی در شمار چهار نفری بوده است كه به داخل خانه‌ی عثمان رفتند.[23] محمد بن ابی بكر نیز همین وضعیت را دارد. به علاوه امام در زمان محاصره‌ی عثمان، ‌نماز عید را اقامه كرد. زمانی كه عثمان به خلافت رسید، همانند گذشته، اول نماز عید را می‌خواند بعد خطبه می‌خواند. عثمان متوجه شد كه مردم پس از خواندن خطبه، مصلی را ترك می‌كنند، بنابراین تصمیم گرفت تا اول خطبه را بخواند بعد نماز را.[24] زمانی كه امام در محاصره‌ی عثمان نماز عید را خواند و پس از آن خطبه را.[25] ظاهراً امام بدون اجازه‌ی عثمان نماز را اقامه كرده است. با این حال عثمان گفته بود: اگر علی ـ علیه السّلام ـ كار را به دست گیرد بهتر از آن است كه دیگری به دست گیرد.[26] در ایام محاصره عثمان، نماز جماعت را سَهل بن حُنَیْف اقامه می‌كرد، ‌گویا او به اجازه‌ی عثمان نماز را می‌خوانده است.[27] حضور امام در آن شرایط در مدینه، خود سبب متهم شدن امام بود. لذا گفته‌اند كه اسامه به امام اصرار می‌كرد تا به ینبع یا مكه برود.[28] البته چنین تصمیمی در آن شراط چندان معقول نمی‌نمود، زیرا به هر روی امام عامل مهمی برای كنترل اوضاع بود. 
امام بارها در ایام خلافتش، شركت در قتل عثمان را انكار كرد؛ اما تبلیغات عثمانی‌ها تا اندازه‌ای بود كه فاجعه‌ی جمل و صفین را پدید آورد. ولید بن عقبه در شعری خطاب به بنی‌هاشم گفت: «هم قَتَلُوهُ حتّی یَكُونُوا مكانَه»[29] بنی‌هاشم عثمان را كشتند تا جانشین او شوند. این ولید در دوران حكومت امام، سخت‌ترین دشمنی‌ها را با امام كرده و در اشعار زیادی كه نصر بن مزاحم آورده، معاویه را به جنگ با علی ـ علیه السّلام ـ ترغیب می‌كرد. دلیل این موضع‌گیری، به كشته شدن پدرش در بدر توسط امام و اجرای حد شرابخواری او باز هم توسط آن حضرت در مدینه، آنهم در پیش چشم مردم و عثمان بود.[30] خود عثمان نیز به دلیل توجه مخالفان به امام، او را مقصر دانسته و حتی در شعری كنایهً گفت كه علی منتظر قتل اوست.[31] این مطلب از تلقینات مراوان بن حكم فاسق فاجر بوده است. از مروان نقل شده كه به مردم می‌گفت: ابتدا از مصر جمعیت كمی آمده بود، علی به آنان گفت: بروید و جمعیت بیشتری بیاورید.[32] امام مكرر نقش خود را در قتل عثمان انكار كرده و می‌فرمود: اگر می‌دانستم كه بنی امیه با قسم چیزی را باور می‌كنند، در میان ركن و مقام قسم می‌خوردم كه من عثمان را نكشتم.[33] امام به معاویه نوشتند: اگر كسی در این باره حكم كند خواهد دید كه پاكترین افراد من هستم.[34] در سخن دیگری فرمودند: من نه عثمان را كشتم و نه به كشتن او دستور دادم.[35] ابن سیرین به درستی گفت: علی ـ علیه السّلام ـ وقتی متهم به قتل عثمان شد كه به خلافت برگزیده شد.[36] ابن شَبّه بابی را به كلمات امام كه ضمن آن دخالت خود را در قتل عثمان انكار كرده اختصاص داده است.[37] 
جالب این است كه عثمان با همه‌ی این سخنان در مدت محاصره، از تنها كسی كه كمك خواست امام بود،[38] زمانی كه طلحه دستور داده بود تا آب را به روی عثمان ببندند، عثمان از امام استمداد كرد، امام نزد طلحه آمده و از او خواست تا اجازه دهد آب برای عثمان ببرند. پس از آن ظرف آبی به دست فرزندش سپرد تا به عثمان برساند.[39] با این حال بعدها در كربلا ابن زیاد به استناد این كه در محاصره عثمان اجازه ندادند آب برای عثمان برده شود، دستور داد تا اجازه استفاده‌ی از آب به امام حسین ـ علیه السّلام ـ داده نشود. 
امام در شرایطی به عثمان كمك می‌كرد كه هیچ كس نه توانایی كمك داشت و نه جرأت این كار را می‌كرد. ابن شبه بابی را به عنوان استمداد عثمان از امام علی ـ علیه السّلام ـ منعقد كرده و اخبار آن را آورده است.[40] نكته‌ی دانستنی دیگر آن است كه مالك به عنوان یكی از هواداران جدی امام، در جریان محاصره‌ی عثمان، كوشید تا با استفاده از هودج ام‌حبیبه، عثمان را از گیر محاصره بدر آورد اما محاصره كنندگان اجازه ورود به خانه‌ی را به او ندادند.[41] گویا او در صدد بوده است تا پنهانی عثمان را از دست محاصره كنندگان خشمگین بیرون ببرد. آخرین سخن در این باب آن كه در صفین، امام در برابر نمایندگان معاویه حاضر نشد بپذیرد كه عثمان مظلوم كشته شده است.[42] معنای این سخن آن بود كه به هر روی او مقصر بوده است. 
[1] . الخصائص، سید رضی، ص59. 
[2] . انساب الاشراف، ج5، صص55 ـ 54. 
[3] . الكامل فی الأدب، ج1، ص22. 
[4] . انساب الاشراف، ج2، ص132. 
[5] . الموفقیات، ص611؛ عیون الاخبار، ج3، ص92. 
[6] . مسند احمد، ج1، ص100. 
[7] . تاریخ المدینه المنوره، ج3، ص1043. 
[8] . تاریخ الیعقوبی، ج2، ص165؛ انساب الاشراف، ج5، ص33. 
[9] . انساب الاشراف، ج5، ص61. 
[10] . همان، ج5، ص26. 
[11] . نهج البلاغه، (صبحی صالح)، ص358. 
[12] . الجمل، ص417. 
[13] . عیون الاخبار، ج2، ص207. 
[14] . انساب الاشراف، ج5، ص101؛ طبقات الكبری، ج3، ص82. 
[15] . الغدیر، ج9، ص29؛ تاریخ المدینه المنوره، ج3، ص1263 (ما امرت ولا نهیت و لا سرّنی و لاساءنی قتل عثمان). 
[16] . الموفقیات، ج13؛ شرح نهج