ه الفحول طوامح ؛ و اءن ذلك سبب هبابها، فاذا نظر اءحد كم اءلى اءمراة تعجبه فليلا مس اءهله ، فانما هى امراة كامرآة ، فقال رجل من الخوارج (قاتله الله كافرآ ما اءفقهه ) فوثب القوم ليقتلوه ، فقال عليه السلام : رويدا انما هو سب بسب ، اءو عفو عن ذنب ! 
حضرت على عليه السلام در ميان نشسته بود، زنى زيبا از آن جا مى گذشت ، ياران به او نگريستند. آن حضرت عليه السلام فرمود: چشمان اين مردان نگرش شهوانى است و همين باعث كه اين مردان با دين آن زن به هيجان در آمدند. پس هنگامى كه يكى از شما به زنى نگاه كرد كه براى او خوشايند بود، پس با زن خود نزديكى كند؛ زيرا جز اين نيست كه او هم زنى است مانند زن او.
مردى از خوارج گفت : خدا اين .. را بكشد! چه فقيه بزرگى است !
ياران حضرت حمله كردند تا او را بكشند. فرمود: صبر كنيد و او را مكشيد! جز اين نيست كه ناسزايى گفته است ، پاسخ او يك ناسزا است يا بخشيدن گناه است ! (675)
682. انواع امر به معروف و نهى از منكر
اءول ما تغلبون عليه من الجهاد الجهاد باءيديكم ، ثم باءلسنتكم ، ثم بقلوبكم ؛ فمن لم يعرف بقلبه معروفا، و لم ينكر منكرا، قلب فجعل اءعلاة اءسفله و اءسفله اءعلاه
نخستين جهادى كه به زور از شما سلب مى شود، جهاد با دستان شماست . سپس جهاد با زبان هايتان و آن گاه با دل هايتان . پس ، هرگاه كسى در دل خويش كار نيك را نيك نداند و ستايش نكند و از كار زشت نفرت نورزد، واژگون شود و زير و زبر گردد. (676)
683. نهى از منكر عملى 
ردوا الحجر من حيث جاء فاءن الشر لا يدفعه اءلا الشر 
سنگ را با سنگ پاسخ دهيد؛ زيرا بدى را جز بدى دفع نكند. (677)
684. ماليدن بينى كافر به خاك 
من نهى عن المنكر اءرغم اءنوف الكافرين 
هر كه نهى از منكر كند، بينى كافران را به خاك مالد. (678)
685. نيكوترين امر و نهى 
.. اءفضل من ذلك كلمة عدل عند اءمام جائر 
نيكوترين (امر به معروف و نهى از منكر) گفتن سخن حق نزد پيشواى ستمگر است . (679)
686. از خواب غفلت بيدار شو!
اءفق اءيها السامع من سكرتك ، و استيقظ من غفلتك ، و اختصر من عجلتك ! 
اى شنونده ! از مستى خود به هوش آى و از خواب غفلت بيدار شو و از شتاب بكاه (680)
687. از اين كار دور باش !
احذر كل عمل اذا سئل عنه صاحبه اءنكره اءو عتذر منه 
از هر كارى كه اگر از كننده آن باز خواست شود آن را زشت شمارد يا از آن پوزش خواهد، دورى كن ! (681)
688. اين گونه مباش !
لا تكن ممن يرجو الاخرة بغير العمل ... ينهى ، و لا ينتهى 
چونان كسى مباش كه بى عمل به آخرت آمدى مى بندد.. از خلاف كارى و گناه باز مى دارد؛ اما خود باز نمى ايستد. (682)
689. دورى گزين از اين كار!
احذر كل عمل يعمل به فى السر، و يستحى منه فى العلانية 
از هر كارى كه در نهان انجام مى شود و در آشكارا از انجام آن شرم شود، دروى كن . (683)
690. بدتر از بد و خوب تر از خوب !
اءنه ليس شى ء بشر من الشر الا عقابه ، وليس شى ء بخير من الخير الا ثوابه
بدتر از بد، كيفر آن است و خوب تر از خوب ، پاداش آن . (684)
691. نهى از كمك به نااهل 
ليس لواضع المعروف فى غير حقه ، و عند غير اءهله من الحظ فيما اءتى اءلا محمدة اللئام و ثناء الاشرار، و مقاله الجهال ، مادام منعما عليهم ما اءجود يده ! و هو عن ذات الله بخيل ! 
براى كسانى كه بى جا و به افراد نامستحق و نااهل نيكى مى كنند، از اين نيكى بهره اى نباشد، مگر ستايش فرومايگان و مدح نابكاران و سخن نادانان كه تا وقتى به آن ها احسان و نيكى كند گويند: چه دست بخشنده اى دارد! حال آن كه در جايى كه به خدا مربوط مى شود و در راه او بايد كمك كند، بخل مى ورزد. (685)
692. بالاترين مرتبه نهى از منكر
اءيها المؤ منون ! اءنه من راى عدوانا يعمل به و منكرا يدعى اليه ، فاءنكره بقلبه فقد سلم و برى ؛ و من اءنكر بلسانه فقد اءجر، و هو اءفضل من صاحبه ؛ و من اءنكره بالسيف لتكون كلمة الله هى العليا و كلمة الظالمين هى السفلى ، فذلك الذى اءصاب سبيل الهدى ، و قام على الطريق و نور فى قلبه اليقين
اى مؤ منان ! هر كس تجاوز را از سوى كسى ديد، يا دعوت به زشتكارى و خلافى را مشاهده كرد و در دل خويش به آن اعتراض نمود، به سلامت رهد و وظيفه اش را انجام داده باش و هر كه با زبانش به آن اعتراض كند، پاداش ‍ بيند و از آن اولى برتر است و هر كس با شمشير به مبارزه با آن برخيزد تا كلمه حق رو آيد و كلمه ستمگران و باطل پست گردد، هموست كه به راه راست رسيده و بر طريق حق شتافته و نور يقين را در دل خويش روشن كرده است .(686)
693. اول خود، سپس ديگرى 
و انهوا عن المنكر و تناهوا عنه ، فانما اءمرتم بالنهى بعد التناهى ! 
از زشتكارى نهى كنيد و خود از انجام آن باز ايستيد؛ زيرا كه شما فرمان داريد ابتدا خود از كار زشت باز ايستيد و سپس ديگران را نهى كنيد. (687)
694. علت وجوب نهى از منكر
ظهر الفساد، فلا منكر مغير، و لا زاجر مزد جر 
فساد ظاهر شد، نه كسى باقى مانده كه كار زشت را دگرگون كند و نه كسى كه از نافرمانى و معصيت باز دارد. (688)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:1095.xml">بخش اول : نعمت خداوندى </a><a class="text" href="w:text:1109.txt">بخش دوم : فتنه و آزمايش الهى </a><a class="text" href="w:text:1110.txt">بخش سوم : پند و عبرت </a><a class="text" href="w:text:1111.txt">بخش چهارم : وصف فقر </a><a class="text" href="w:text:1112.txt">بخش پنجم : وصف دنيا و دنياطلبان </a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:1096.xml">ثروت</a><a class="text" href="w:text:1100.txt">عمر </a><a class="text" href="w:text:1101.txt">عافيت  </a><a class="folder" href="w:html:1102.xml">خرد و تفكر </a><a class="text" href="w:text:1107.txt">روزى </a><a class="text" href="w:text:1108.txt">شكر نعمت و كفر نعمت  </a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1097.txt">مال و ثروت </a><a class="text" href="w:text:1098.txt">وظيفه توانگران </a><a class="text" href="w:text:1099.txt">توانگرى و پيروزى </a></body></html>مال و ثروت 
745. مايه شهوت 
المال مادة الشهوات .
مال مايه شهوت هاست . (739)
746. وصى خويش در اموال باش !
يابن آدم ! كن وصى نفسك فى مالك ، و اعمل فيه ما توثر اءن يعمل فيه من بعدك 
اى فرزند آدم ! تو خود در اموال و دارايى وصى خويش باش و امروز بدان گونه در آن عمل كن كه مى خواهى بعد از تو عمل كنند. (740)
747. سرور نابكاران 
اءنا يعسوب المؤ منين ، و المال يعسوب الفجار
من امير مؤ منانم و مال دنيا پيشواى بدكاران . (741)
748. مال پند دهنده !
لم يدهب من مالك ما و عظك 
از دستت نرفته است هر مالى كه به تو پندى داده است . (742)
749. دو شريك مال انسان 
لكل امرى فى مله شريكان الوارث و الحوادث 
هر انسانى در مال خود دو شريك دارد: وارث و حوادث . (743)
750. بهتر از مال به جاى مانده 
اءن اللسان الصالح يجعله الله تعالى للمرء فى الناس ، خير له من المال يورثه من لا يحمده
زبان صالحى كه خداوند براى يك انسان عنايت فرمايد تا انسان آن زبان صالح را در ايجاد سعادت براى مردم به كار ببرد، براى او بهتر است از مالى كه ان را براى كسى به ارث بگذارد كه سپاسش را به جاى نياورد. (744)
751. بذل در راه خدا
لا اموال بذلتموها للذى رزقها.
اموال خويش را در راه آن كس كه به شما داده ، بذل نمى كنيد (745)
752. بدترين فقر، بهترين ثروت 
لا غنى كالعقل ؛ و لا فقر كالجهل
هيچ ثر