تى مانند عقل نيست و هيچ فقرى مانند جهل نيست . (746)
753. بزرگ ترين بى نيازى 
الغنى الاكبر الياس عما فى اءيدى الناس 
بزرگ ترين بى نيازى ان است كه به آن چه در دست مردم است بى اعتنا باشى . (747)
754. سودمندترين مال 
لا مال اءعود من العقل
هيچ مال سودمندتر از خرد نيست . (748)
755. رضا به روزى مقدر
لا مال اذهب للفاقة ، من الرضا بالقوب 
هيچ مالى از رضامندى به قوت مقدر، حاجت برآورتر نيست . (749)وظيفه توانگران 
756. كفالت فقير
... لا يعول غنيهم فقى هم .
ثروتمندان امروز زندگى مستمندان را تكفل نمى نمايند. (750)
757. بهتر از فروتنى اغنياء
ما اءحسن تواضع لا غنياء للفقراء طلبا لما عند الله ! و اءحسن منه تيه الفقرء على الاغنياء اتكالا على الله
چه نيكو است فروتنى توانگران در برابر تنگدستان ، مشروط بر اين كه اين فروتنى براى طلب چيزى يا پاداشى بوده باشد كه در نزد خداست و بهتر از اين از تواضع اغنياء در برابر فقرا) عزت نفس و بى اعتنايى تهيدستان در برابر توانگران است ، مشروط بر اين كه كار براى اعتماد و اتكال بر خداوند باشد. (751)
758. واى بر خصم فقر!!
بوسا لمن خصمه - عند الله - الفقراء و المساكين و السائلون و المدفوعون ، و الغارمون و ابن السبيل !
واى به حال كسى كه - دشمنش در نزد خدا - فقرا، بيچارگان ، درماندگان ، غلامان ، ورشكستگان و در راه ماندگان باشند. (752)
759. رد سفره ثروتمندان 
من كتابه اءلى عامله بالبصرة عثمان بنى حنيف -: ما ظننت اءنك تجيب اءلى طعام قوم عائلهم مجفو، و غنيهم مدعو
امام على عليه السلام در نامه خود به عثمان بن حنيف ، كارگزار خويش در بصره نوشت : گمان نمى كردم دعوت كسانى را بپذيرى كه فقيران را كنار مى زنند و ثروتمندان را دعوت مى نمايند. (753)
760. تساوى عرض حاجت نزد مؤ من و خدا
من شكا الحاجة اءلى مؤ من ، فكانه شكاها الى الله ، و من شكاها اءلى كافى ، فكانما شكا الله
هر كه نياز خود را نزد مؤ من ببرد، گويا نزد خدا برده است و كسى كه نيازش ‍ را نزد كافرى ببرد، گويا از خدا شكايت كرده است . (754)
761. خوراك تهيدستان در اموال توانگران 
اءن الله سبحانه فرض فى اموال الاغنياء اءقوات الفقراء؛ فما جاع فقير الا بما متع به غنى ، و الله تعالى سائلهم عن ذلك 
خداوند سبحان خوراك تهيدستان را در اموال توانگران قرار داده است ، پس ‍ هيچ تهيدستى گرسنه نماند، مگر به سبب اين كه ثروتمند از حق او بهره مند شده است و خداى بزرگ در اين باره از آنان باز خواست مى كند. (755)
762. همدرد واقعى 
الله الله ! اءن تشكوا اءلى من لا يشكى شجو كم و لا ينقض براءيه ما قد اءبرم لكم
زنهار! زنهار! از اين كه پيش كسى درد دل كنيد كه اندوه و مشكل شما را بر طرف نمى كند و با انديشه خود گره از كار شما نمى گشايد. (756)
763. رعايت مردم مستمند
من كتابه للاشتر لما ولاه مصر -:... الله الله فى الطبقه السفلى من الذين لا حيلة لهم من المساكين و المحتاجين و اءهل البوسى و الزمنى ، فان فى هذه الطبقة قانعا و معترا، و احفظ لله ما استحفظك من حقه فيهم ، و اجعل لهم قسما من بيت مالك و قسما من غلات صوافى الاسلام فى كل بلد، فاءن للاقصى منهم مثل الذى للادنى ، و كل قد استرعيت حقه ، فلا يشغلنك عنهم بطر، فانك لا تعذر بتضييعك التافه لا حكامك الكثير المهم . فلا تشخص همك عنهم ، و لا تصعر خدك لهم ، و تفقد اءمور من لا يصل اءليك منهم ممن تقتحمه العيون ، و تحقره الرجال . ففرغ لاولئك ثقتك من اءهل الخشية و التواضع ، فليرفع اءليك اءمور هم ، ثم اعمل فيهم بالاعذار اءلى الله يوم تلقاة ، فان هولاء من بين الرعية اءحوج اءلى الانصاف من غير هم ، و كل فاعذر اءلى الله فى تاءديه حقه اليه
خدا را خدا را، در نظر بگيريد درباره طبقه پايين از مردمى كه چاره اى ندارند از بينوايان و نيازمندان و مشقت زدگان و زمين گيرشدگان ، زيرا در اين طبقه مردمى قانع و حاجت خواه وجود دارد، حق خدا را كه از تو مراعات آن را درباره آنان خواسته است حفظ كن و براى آنان قسمتى از بيت المال را در نظر بگير و امور كسانى از اين طبقه را كه نمى توانند به حضور تو برسند و مردم ره ان ان با تحقير مى نگرند و مردان چشمگير آنان را پست مى شمارند تحت نظر بگير و براى رسيدگر به امور آنان مردمى را معين كن كه در نزد تو مرود اطمينان و اهل ترس از خدا و فروتن مى باشند تا نيازها و مسال آنان را به تو اطلاع دهند، سپس درباره اين طبقه مستمند چنان رفتار كن كه روز ديدار با خداوند سبحان معذور و سر بلند باشى ؛ زيرا اين طبقه از ديگر مردم جامعه به انصاف و عدل و محبت نيازمنديرند و حقوق همه مردم و طبقات جامعه را چنان ادا كن كه در نزد خدا معذور و سر بلند باشى . (757)
764. سفارشات به فرزند خود امام حسن (ع )
اعلم اءن امامك طريقا ذا مسافة بعيدة و مشقد شديده و اءنه لا غنى بك فيه عن حسن الارتياد، و قدر بلاغك من الزاد مع خفة الظهر، فلا تحملن على ظهرك فوق طاقتك ، فيكون ثقل ذلك و بالا عليك ، و اذا وجدت من اءهل الفاقة من يحمل لك زادك اءلى يوم القيامة ، فيوافيك به غدا حيث تحتاج اءليه فاغتنمه و حمله آياه و اءكثر من تزويده و اءنت قادر عليه ، فلعلك تطلبه فلا تجده ، و اغتنم من استقرضك فى حال غناك ليجعل قضاءه لك فى يوم عسرتك 
بدان پيش روى تو راهى است بس دور و داراى مشقت شديد و تو از جستجوى شايسته در چگونگى اين راه و مقدار توشه كافى و پشتى سبكبار بى نياز نيستى ، پس بار بيش از طاقت بر پشت خود حمل مكن كه سنگينى آن وبال گردنت باشد و اگر از مستمندان كسى را پيدا كردى كه از طرف تو توشه اى به قيامت ببرد و در ان روز در موقع احتياج آن را به تو برساند، وجود او را غنيمت بشمار و بار را به او بسپار و هر چه بتوانى در فراوان كردن زاد و توشه او بكوش ، شايد روزى جستجويش كنى و او را نيابى و هر كس ‍ كه از تو وامى بخواهد و تو توانايى آن را نداشته باشى ، وجود او را غنيمت بشمار و نيازش را برطرف كن تا در روز دشوارى آن را به تو اداء كند. (758)
765. دو خصلت غير قابل اعتماد
لا ينبغى للعبد اءن يثق بخصلتين : العافية ، و الغنى . بينا تراه معافى اذ سقم ، و بينا تراه غنيا اذ افتقر
بنده را نشايد كه به دو خصلت اعتماد كند: تندرستى و توانگرى ؛ زيرا در حالى كه او را تندرست مى بينى ، ناگهان بيمار مى شود و در حالى كه توانگرش مى بينى ، ناگهان تهيدست مى گردد. (759)
766. توانگرى و فقر حقيقى 
الغنى و الفقر بعد العرض على الله .
توانگرى و تهيدستى بعد از عرضه شدن اعمال انسان در پيشگاه خدا معلوم مى شود. (760)
767. آثار توانگرى و مال 
الغنى فى الغربة وطن ، و الفقر فى الوطن غربةُ
توانگرى غير آقا را آقايى مى بخشد، مال ، ناتوان را نيرومند مى سازد. (761)
768. وظيفه ثروتمندان 
من آتاه الله مالا فليصل به القرابة وليحسن منه الضيافة
هر كه را خداوند به او مال و ثروتى بخشيده ، بايد به خويشاوندانش كمك كند و مهمانى بدهد. (762)
769. بخشنده خجل 
اءلا و اءن اعطاء المال فى غير حقه تبذير و اءسراف ، و هو يرفع صاحبه فى الدنيا و يضعفه فى الاخرة
آگاه باشيد كه بخشش مال نابجا، تبذير و اسراف است . اين كار ممكن است در دن