ه بمانید تا از عطش بمیرید!!

این قضیه را که به تفصیل در تاریخ آمده است استاد سیدمحمّد حسین شهریار تبریزی در قطعه کوتاه و رسا چنان دقیق و درست سروده است که ما را از تطویل کلام بی نیاز می سازد و دریغم آید که خوانندگان این کتاب را از آن محروم دارم:

شنیدم آب به جنگ اندرون معاویه بست

به روی شاه ولایت چرا که بود خسی

علی به حمله گرفت آب و باز کرد سبیل

چرا که او کسِ هر بی کس است و دادرسی

سه بار دست به دست آمد آب و در هر بار

علی چنین هنری کرد و او چنان هوسی

فضول گفت که ارفاق تا به این حد بس

که بی حیایی دشمن ز حد گذشت بسی

جواب داد که ما جنگ بهرِ آن داریم

که نان و آب نبندد کسی به روی کسی

غلام همّت آن قهرمان کون و مکان

که بی رضای إلاهی نمی زند نَفَسی

تو هم بیا و تماشای حقّ و باطل کن

ببین که در پی سیمرغ می جهد مگسی (80)اگر فقط یک انسان...

بعد از آن که مولا علی علیه السلام فرات را فتح کرد - و کریمانه اجازه داد که مردمان شام هم در برداشتن آب شریک و آزاد باشند و به این امید بود که شامیان متوجّه رفتار بزرگوارانه اش شوند بلکه دست از کینه توزی و جنگ بردارند و با چشیدن طعم شیرین انصاف و مدارا از نزدیک شاهد عدل علوی باشند - دست از جنگ کشید و چند روزی درنگ کرد، نه او کسی پیش معاویه فرستاد و نه از سوی معاویه کسی به پیش او آمد.

مردم عراق از این درنگ، در صدور فرمان جنگ، به تنگ آمدند و گفتند: ای امیرمؤمنان، فرزندان و زنان خود را در کوفه رها کرده ایم، مگر آمده ایم که اطراف و مرزهای شام را موطن خویش سازیم؟! به ما فرمان جنگ بده که مردم سخنانی می گویند. علی علیه السلام پرسید چه می گویند؟ یکی از ایشان گفت: مردم چنین می پندارند که تو به سبب ترس از مرگ شروع جنگ را خوش نمی داری.

برخی دیگر چنین گمان می برند که تو در جنگ با شامیان گرفتار شک و تردید شده ای.

علی علیه السلام گفت: من کی تا حال از جنگ و مرگ ترسیده ام؟ جای شگفتی است که من آن گاه که نوجوان و جوان بودم هرگز از جنگ نترسیدم و اینک که به پیری رسیده ام و مرگم نزدیک شده است چگونه از آن بترسم؟ یعنی آن گاه که باید می ترسیدم هرگز نترسیدم و حال که باید نترسم چگونه خواهم ترسید؟

امّا در مورد شک و تردیدی که گمان می برند باید بگویم که اگر قرار بود تردیدی به خود راه دهم باید در مواجهه با اصحاب جمل این کار را می کردم که هرگز نکردم. به خدا سوگند من همه جوانب این کار را سنجیده ام و راهی را که در پیش گرفته ام با بصیرت و بینایی کامل همراه است و می دانم که اگر این قوم را سر جایشان ننشانم از فرمان خدا و رسولش سرپیچی کرده ام، ولی من با این قوم مدارا می کنم و به آنها مهلت می دهم شاید که به راه آیند و هدایت یابند و یا دست کم گروهی از آنان هدایت جویند و به راه حق روی آورند که هرگز فراموش نمی کنم سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله را که در روز جنگ خیبر به من فرمود: اگر خداوند به وسیله تو فقط یک مرد را هدایت کند برای تو از همه چیزهایی که آفتاب به آنها می تابد بهتر است. (81)خدمات اجتماعی حضرت علی(ع)
دوران بازداری علی - علیه السلام - از تصدی خلافت، دوران تقاعد و كناره گیری آن حضرت از سایر شئون جامعه اسلامی نبود، بلكه در این فترت، امام - علیه السلام - به انجام خدمات علمی و اجتماعی بسیاری موفق شد كه تاریخ نظیر آنها را برای دیگران ضبط نكرده است. 
علی - علیه السلام - از جمله افرادی نبود كه به جامعه و مسائل و نیازهای آن تنها از یك دریچه، و آن هم دریچه خلافت، بنگردكه چنانچه آن را به روی او بستند هر نوع مسئولیت و تعهد را از خود سلب كند. آنها حضرت، به رغم آنكه از تصدی رهبری سیاسی باز داشته شد، برای خود مسئولیتهای مختلفی قائل بود و از آن رو، از انجام وظایف و خدمات دیگرشانه خالی نكرد و به تأسی از توصیه یعقوب به فرزندان خود،[1] از طرق مختلف به صحنه خدمت وارد شد. 
اهم خدمات امیرالمؤمنین - علیه السلام - در دوره خلفای سه گانه به قرار زیر بود: 
الف ـ دفاع از حریم عقاید و اصول اسلام در برابر تهاجمات علمی علمای یهود و نصارا و پاسخگویی به سؤالات ودفع شبهات آنان. 
ب ـ هدایت و راهنمایی دستگاه خلافت در مسائل دشوار، به ویژه امور قضایی. 
ج ـ انجام خدمات اجتماعی، كه ذیلاً به اهم آنها اشاره می شود: 
1- انفاق به فقرا و یتیمان 
در این مورد كافی است یاد آوری شود كه آیه (الذین ینفقون أموالهم باللیل و النهار سراً و علانیه ً)، به اتفاق مفسران،در باره علی - علیه السلام - نازل شده است. 
گرچه این آیه بیانگر وضع علی - علیه السلام - در زمان رسول اكرم - صلی الله علیه و آله - است، ولی انی وضع پس از رحلت پیامبر نیز ادامه داشت و آن حضرت پیوسته از یتیمان و مستمندان دستگیری می كرد و روح بزرگ و مهربان او تا پایان عمر از انفاق به فقرا لحظه ای آرام نگرفت. شواهد بسیاری در این زمینه در تواریخ اسلامی مذكور است كه ذكر آنها مایه اطاله كلام خواهد شد. 
2- آزاد كردن بردگان 
آزاد ساختن بردگان از مستحبات مؤكد در اسلام است. از رسول اكرم - صلی الله علیه و آله - نقل شده است كه فرمود: 
«من اعتق عبدا مؤمنان اعتق الله العزیز الجبار بكل عضو عضواً له من النار»[2] 
هر كس بنده مؤمنی را آزاد سازد، خداوند عزیز جبار، در برابر هر عضوی از آن بنده، عضوی از شخص آزاد كننده را از آتش جهنم آزاد می سازد. 
علی - علیه السلام - در این زمینه نیز، همچون سایر خدمات و فضایل، پیشگام بود و موفق شد از حاصل دسترنج خود (و نه ازبیت المال) هزار بنده را بخرد و آزاد سازد. امام صادق - علیه السلام - به این حقیقت گواهی داده، فرموده است: 
«ان علیا اعتق الف مملوك من كد یده»[3] 
3- كشاورزی و درختكاری 
یكی از مشاغل علی - علیه السلام - ، در عصر رسالت و پس از آن، كشاورزی و درختكاری بود. آن حضرت بسیاری از خدمات و انفاقات خود را از این طریق انجام می داد. به علاوه، املاك زیادی را نیز كه خود آباد كرده بود وقف كرد. امام صادق - علیه السلام - در این باره فرموده است : 
«كان امیرالمؤمنین یضرب بالمر و یستخرج الارضین».[4] 
امیر مؤمنان بیل می زد و نعمتهای نهفته در دل زمین را استخراج می كرد. 
همچنین از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: «كاری در نظر خدا محبوبتر از كشاورزی نیست».[5] 
4- حفر قنات 
در سرزمینی همچون عربستان كه خشك و سوزان است حفر قنات بسیار حائز اهمیت است. امام صادق - علیه السلام - می فرماید: پیامبر اكرم - صلی الله علیه و آله - زمینی از انفال[6] را در اختیار علی - علیه السلام - گذاشت و آن حضرت در آنجا قناتی حفر كرد كه آن همچون گردن شتر فواره می زد. امام - علیه السلام - نام آنجا را «ینبع»نهاد آب فراوان این قنات مایه نشاط و روشنی چشم اهالی آنجا شد و فردی از آنان به علی - علیه السلام - ، به جهت توفیق این خدمت، بشارت داد. حضرت در پاسخ او فرمود: «این قنات وقف زائران خانه خدا و رهگذرانی است كه از اینجا می گذرند. كسی حق فروش آب آن را ندارد و فرزندانم هرگزآن را به میراث نمی برند».[7] 
هم اكنون در راه مدینه به مكه منطقه ای است به نام «بئر ع