ه است : يك روزى كه تو در پى آنى و روزى ديگرى كه آن در پى تو است و اگر تو سراغش نروى او خود نزد توآيد. (839)
846. تضمين روزى 
...عياله الخلائق ، ضمن اءرزاقهم ، و قدر اءقواتهم
مردم نانخورهاى خدايند خداوند روزى آن ها را ضمانت و خوراكشان را مقدر كرده است . (840)
847. حكمت كاهش و افزايش روزى 
قدر الارزاق فكثرها و قللها، و قسمها على الضيق و السعة فعدل فيها ليبتلى من اءراد بميسورها و معسورها، و ليختبر بذلك الشكر و الصبر من غنيها و فقيرها
روزى ها را مقدر فرموده و آن گاه آن ها را زيا و كم و به تنگى و فراخى عادلانه تقسيم كرد، تا هر كه بخواهد به وسعت روزى و ياتنگى آن بيازمايد و از اين طريق سپاسگزارى و شكيبايى توانگر و تهيدست را به آزايش گذارد. (841)
848. ورودى مرگ و روزى 
قيل له عليه السلام : لو سد على رجل باب بيته و ترك فيه ، من اءين كان ياءيته رزقه ؟فقال عليه السلام : من حيث ياءتيه اءجله
به امام على عليه السلام عرض شد: اگر در خانه كسى را به رويش ببندند و تنها رهايش كنند، روزى اش از كجا به او مى رسد؟فرمود: از همان جا كه مرگش مى رسد. (842)
849. ميانه روى در طلب روزى 
خذ من الدنيا ما اءتاك ، و تول عما تولى عنك ، فان اءنت لم تفعل فاءجمل فى الطب 
از دنيا آن چه به تو رسد برگير و آن چه را به تو پشت كرده است رها كن ، و اگر چنين نمى كنى دست كم در طلب دنيا راه اعتدال بپوى . (843)
850. روزى و خداشناسى 
اءيها المخلوق اسوى ! و المنشاء المرعى فى ظلمات الارحام ، و مضاعفات لاستار. بدئت من سلالد من طين تو وضعت فى قرار مكين ، الى قدر معلوم ، و اءجل مقسوم . تمور فى بطن اءمك جنينا لا تحير دعاء و لا تسمع نداء؟! ثم اءخرجت من مقرك اءلى دار لم تشهدها، و لم تعرف سبل منافعها. فمن هداك لا جترار الغذاء من ثدى اءمك ؟و عرفك عند الحاجة مواضع طلبك و اءرادتك ؟!
اى انسانى كه در كمال اعتدال و تناسب آفريده شده اى و در تاريكى هاى زهدان ها و پرده هاى تو در تو شكل گرفته و پرورده شده اى ! آفرينشت از عصاره گل آغاز شد و در جايگاهى آرام و امن (زهدان مادر) تا زمانى مشخص و مهلتى تعيين شده نهاده و نه آوازى را مى شنوى . آن گاه از قرارگاه خود به سراى بيرون آورده شدى كه آن را نديده اى و راه هاى كسب سود و منافع آن را نمى دانى . چه كسى تو را به مكيدن شير از پستان مادرت راهنمايى كرد؟و چه كسى جايگاه هاى طلب و خواستن را به تو آموخت !؟(844)
851. راضى به روزى خدا
من رضيى برزق الله لم يحزن على مافاته
كسى كه به آن چه خدا روزى اش قرار داده راضى شود، بر آن چه از دست داده غمناك نشود. (845)
852. روزى مقدر است 
من لم يعط قاعدا لم يعط قائما
آن روزى كه بى كوشش به كسى عطا نشود، با كوشش هم به او داده (846) نمى شود.
853. بى نيازى از مردم 
من و صيته لا بنه الحسن -: اءن استطعت اءلا يكون بينك و بنى الله ذو نعمة فافعل فانك مدرك قسمك و آخذ سهمك ، و اءن اليسير من الله سبحانه اءعظم و اءكرم من الكثير من خلقه و اءن كان كل منه
امام على عليه السلام در وصيت خود به فرزند بزرگوارش امام حسن عليه السلام فرمود: اگر توانى كارى كنى كه از كسى جز خداوند نعمتى به تو نرسد، چنين كن ؛ زيرا تو به قسمت خويش خواهى رسيد و سهم و نصيب خود را خواهى گرفت ؛ و البته روزى اندكى كه از سوى پروردگار پاك رسد برتر و ارزشمندتر است ا زنعمت بسيارى كه از آفريدگان او به تو رسد؛ گرچه همه چيز از او است . (847)
854. ضمانت روزى هر كس و هر چيز
فهذا غراب و هذا عقاب ، و هذا حمام و هذا نعام . دعا كل طائر باسمه ، و كفل له برزقه
اين كلاغ است و آن عقاب است ، اين كبوتر است و آن شتر مرغ ، هر مرغى را به نامش خوانده و روزى او را ضمانت كرده است . (848)
855. زياد و كم شدن روزى 
قسم اءرزاقهم ، و اءحصى آثارهم و اءعمالهم ، و عدد اءنفسهم
خداوند روزى هاى آنان را تقسيم كرد و آثار و اعمال و تعدادشان را شمار كرد. (849)
856. ضمانت روزى مورچه 
اءنظروا اءلى النملة فى صغر جثتها و لطافة هيئتها، لا تكاد تنال بلحظ البصر... مكفول برزقها، مرزوقه بوفقها، لا يغفلها المنان ، و لا يحرمها الديان ، ولو فى الصفا اليابست و الحجر الجامس !
به اين مورچه بنگريد كه با آن همه كوچكى و ظرافت اندام كه تقريبا به چشم نمى آيد... روزى اش تضمين شده و به فراخور حالش روزى او مى رسد؛ خداوند منان و بخشنده از او غافل نيتس و پروردگار جزادهنده او را نيز محروم نساخته است . اگر چه در دل تخته سنگى سياه و خشك و يا در ميان صخره اى سخت باشد. (850)
857. غم روزى مخور!
يابن آدم ! لا تحمل هم يومك الذى لم ياءتك على يومك الذى قد اءتاك ؛ فانه اءن يك من عمرك ياءت الله فيه برزقك 
اى پسرم آدم ! غصه رزق آن روزى كه نيامده بر آن روزى كه آمده ، اضافه نكن ؛ چرا كه اگر عمرت باشد روزى ات را خداوند در آن روز خواهد داد و (و اگر نباشد چرا اندوه خورى ؟). (851)
858. روزى همانند قطرات باران است !
اءن الامر ينزل من السماء اءلى الارض كقطرات المطر الى كل نفس بما قسم لها من زيادة اءو نقصان ، فان راءى اءحد كم لا خيه غفيرة فى اءهلا اءو مال اءو نفس تكونن له فتنة
همانا بهره هر كسى ، همچون قطره هاى باران كه از آسمان به زمين فرود مى آيد، به هر كس كم و بيش آن چه سهم او است مى رسد. پس ، اگر يكى از شما در خانواده يا مال با وجود برادرش اندك فزونى ديد، نبايد مايه فتنه او شود. (852)
859. دو گانگى روزى 
الرزق رزقان : طالب و مطلوب . فمن طلب الدنيا طلبه الموت ، حتى يخرجه عنها؛ و من طلب الاخرة طلبته الدنيا، حتى يستوفى رزقه منها .
روزى بر دو گونه است آن كه بجويد و آن كه بجويندش . پس ، كسى كه دنيا را بجويد مرگ در جستجوى او برآيد تا او را از اين جهان بيرون كند و كسى كه آخرت را بجويد دنيا در طلب او برآيد تا او روزى كامل خود را از او باز ستد.(853)
860. كاستن روزى در اثر مصرف آن 
... لا تجددله زيادة فى اءكله ، اءلا بنفاد ما قبلها من رزقه
هر كس هر بار غذايى مى خورد از آن روزى كه برايش مقدر شده به همان مقدار كاسته مى شود. (854)
861. استغناى طبع 
طوبى لمن لزم بيته ، و اءكل قوته ، و اشتغل بطاعة ربه
خوشا به حال كسى كه ملازم خانه خود باشد و قوت خود را بخورد و به اطاعت پروردگارش مشغول باشد. (855)
862. روزى به تمام بندگان 
سئل عليه السلام : كيف يحاسب الله الخلق على كثرتهم ؟فقال عليه السلام -: كما يرزقهم على كثرتهم ، فقيل : كيف يحاسبهم و لا يرونه ؟فقال عليه السلام : كمال يرزقهم و لا يرونه
از امام عليه السلام سوال شد: چگونه خداوند از بندگانش با كثرتشان محاسبه مى كند؟فرمود: همان گونه كه آنان را با كثرتشان روزى مى دهد.
سپس پرسيده شد: چگونه آن ها را محاسبه مى كند، در حالى كه آن ها او را نمى بينند؟فرمود: همان طور كه آن ها را روزى مى دهد در حالى كه او را نمى بينند. (856)
863. شرط شريك 
شاركوا الذى قد اءقبل عليه الرزق ؛ فانه اءخلق للغنى و اءجدر باقبال الحظ عليه
باكسى شريك شويد كه روزى به او روى آورده ؛ زيرا او به توانگرى سزاوارتر و روى آوردن بهره به او شايسته تر است . (857)
864. روزى مقدر
يا بن آدم ! الرزق رزقان : رزق تطبه . و رزق يطلبك ، فان لم تاته اءتاك . فلا تحم