 هم سننت على هو يومك ! كفاك كل يوم على ما فيه ؛ فان تكن السنة من عمرك فان الله تعالى سيوتيك فى كل غد جديد ما قسم لك ؛ و اءن لم تكم السنة من عمرك فما تصنع بالهم فيما ليس لك ؛ و لن يسبقك اءلى رزقك طالب ، و لن يغلبك عليه غالب ، و لن يبطى عنك ما قد قدر لك 
اى فرزند آدم ! روزى دو نوع است : يكى روزى كه تو در جستجوى آن هستى و ديگر آن كه او در جستجوى توست كه اگر به دنبال آن نروى او به سراغت خواهد آمد.
بنابراين غصه سال را بر اندوه امروز اضافه مكن ؛ زيرا براى تو اندوه همان روزى كه در آن هستى ، كافى است . پس اگر سال آينده جزء عمرت باشد، خداوند هر روز تازه ، روزى تازه مى دهد و اگر جزء عمرت نباشد، پس چرا غم و اندوه چيزى را بخورى كه مربوط به تو نيست . (اگاه باش ) كه كسى پيش از تو به روزى تو نخواهد رسيد و آن را از دست تو بيرون نتواند آورد، و آن چه برايت مقدر شده هرگز تاءخير نخواهد افتاد. (858)
865. روزى مقرر است .
اءنك لست بسابق اءجلك ، و لا مرزوق ما ليس لك 
به راستى مرگ تو ازمدت معلوم و مقرر جلو نخواهد افتاد و آن چه از روزى كه براى تو مقرر نشده به تو نخواهد رسيد. (859)
866. راه زياد شدن روزى 
استنزلوا الرزق بالصدقة .
روزى را با دادن صدقه فرود آوريد. (860)
867. رزاق زندگان 
من عاش فلعيه رزقه .
هر كس كه زنده باشد، خداى بزرگ روزى او را عهده دار شده است . (861)
868. روزى معنوى 
... قلوب رائدة لارزاقها، فى مجللات نعمه ، و موجبات مننه ، و حواجز عافيته
دلهايى كه روزى معنوى خويش را طالب اند، و از نعمت هاى بى پايان حق و موجبات منت ها و اسباب سلامت او بهره مندند. (862)
869. حكمت كاهش و افزايش روزى 
عنه عليه السلام فى قوله تعالى : (و اعلموا اءنما اموالكم و اءولاد كم فتنه ) و معنى ذلك اءنه يختبر هم لالاموال و الاولاد ليتبين الساخط لرزقه ، و الراضى بقسمه
خداوند سبحان مى گويد: و بدانيد اين كه اموال و اولاد شما فتنه هستند. معنى اين آيه اين است كه خداوند با مال و فرزند مردم را مى آزمايد تا آن كسى كه از روزى خود ناراضى و خشمگين است از كسى كه نصيب خود راضى و خشنود مى باشد معلوم و آشكار گردد. (863)شكر نعمت و كفر نعمت  
870. ستايش به پاس نعمت ها
اءحمده شكرا لانعامه ، و اءستعينه على وظائف حقوقه
خداى بزرگ را به پاس بخشيدن نعمت هايش مى ستايم و در انجام فرمانش ‍ از او يارى مى جويم . (864)
871. پرهيز از مستى نعمت 
اتقوا سكرات النعمة ، و احذروا بوائق النقمة
از مستى نعمت بپرهيزيد و از سختى نقمت بر حذر باشيد. (865)
872. اكمال نعمت ها
استتموا نعم الله ، عليكم بالصبر على طاعته ، و المجانبة لمعصيته .
نعمت هايى كه خداوند بر شما ارزانى داشته با صبر بر طاعت او و اجتناب از نافرمانى او به تمام و كمال رسانيد. (866)
873. نعمات همراه نقمات 
مع كل جرعة شرق ، و فى كل اءكلة غصص ! لا تنالون منها نعمة الا بقراق اءخرى
با هر جرعه آبى ، در گلويتان آب جستنى است و در هر لقمه اى گلوگير شدنى . به هيچ نعمتى از آن نمى رسيد مگر با از دست دادن نعمتى ديگر. (867)
874. نعمت و گردنكشى 
نسال الله سبحانه اءن يجعلنا و اءياكم ممن لا تبطره نعمة
از خداوند مى خواهيم كه ما و شما را از كسانى قرار دهد كه نعمتى ، او را به گرد نكشى نكشاند. (868)
875. سبب فزونى روزى 
قد جعل الله سبحانه الاستغفار سببا لدرور الرزق و رحمة الخلق ، فقال سبحانه ، (استغفروا ربكم اءنه كان غفارا) فرحم الله امرا استقبل توبته ، و استقال خطيئته ، و بادر منيته !
خداوند سبحان ، آمرزش خواهى را سبب فزونى روزى و رسيدن رحمت به خلق قرار داده و فرموده است : از پروردگارتان طلب آمرزش كنيد كه او بسى آمرزنده است ... پس ، رحمت خدا بر كسى كه به توبه روى آورد و گناهش را جبران كند و پيش از مرگش كارى بكند. (869)
876. نعمت و گرفتارى 
رب منعم عليه مستدرج بالنعمى .
چه بسا نعمت داده اى كه نعمتش وسيله گرفتارى و هلاكش گردد. (870)
877. دوام نعمت هاى خداوندى 
يا جابر! من كثرت نعم الله عليه ، كقرت حوائج الناس اليه ، فمن قام الله فيها بما يجب فيها عرضها للدوام و البقاء، و من لم يقم فيها بما يجب عرضها للزوال و الفناء
اى جابر! هر كس نعمت خدا بر او فراوان شود، نياز مردم به او زياد خواهد شد. پس كسى كه براى خدا در برابر اين نعمت به وظيفه خود قيام كند، آن نعمت را در معرض دوام و بقاء قرار داده و هر كس چنين نكند آن را در معرض زوال و فنا در آورده است . (871)
878. نعمت مخصوص بندگان خداوند
اءن لله عبادا يختصهم الله بالنعم لمنافع العباد، فيقرها فى اءيديهم ما بذلوها؛ فاذا منعوها نزعها منهم ، ثم حولها اءلى غير هم
همانا براى خدا بندگانى است كه آن ها را به نعمت هاى خود مخصوص ‍ ساخته تا همه بندگان از آن بهره برند تا وقتى آن نعمت ها را به مستحقانش ‍ ببخشند، در دستشان باقى مى ماند و چون دريغ كردند خدا از آنها بگيرد و به ديگرى تحويل دهد. (872)
879. كمترين حق خدا
اءقل ما يلزمكم لله اءن لا تستعينوا بنعمه على معاصيه
كم ترين حقى كه لازم است براى خدا رعايت كنيد آن است كه از نعمت هايش در نافرمانى اش كمك نجوييد. (873)
880. نعمت پياپى خدا
يابن آدم ! اذا راءيت ربك سبحانه يتابع عليك نعمه و اءنت تعصيه فاحذره
اى فرزند آدم ! چون ديدى پروردگارت نعمت هاى پيايى تو را دهد ولى تو پياپى گناه او مى كنى از او بر حذر باش . (874)
881. شكر نعمت 
اءن لله فى كل نعمة حقا، فمن اداه حفظها، و من قصر عنه خاطر بزوال نعمته
براى خدا در هر نعمتى حقى است ، پس هر كس ان را ادا كند نعمتش را افزون كند و هر كس كوتاهى نمايد خود را در معرض خطر از دست دادن نعمت قرار داده است . (875)
882. بزرگ ترين نعمت 
من اءعطى الاستغفار لم يحرم المغفرة .
به هر كس (نعمت ) آمرزش خواهد داده شود از آمرزيده شدن محروم نشود.(876)
883. خصلت هايى كه شايسته خدا نيست 
ما كان الله ليفتح على عبد باب الشكر و يغلق عنه باب الزياده ، و لا ليفتح على عبد باب الدعاء و يغلق عنه باب الاجابة ، و لا ليفتح لعبد باب التوبة و يغلق عنه باب المغفرة
نشايد كه خداوند در سپاسگزارى را به روى بنده اى بگشايد و در افزون شدن نعمت را به رويش ببندد و در دعا را به روى بنده اى باز كند و در اجابت را به رويش ببندد و در توبه را به روى بنده اى بگشايد و در آمرزيدن را به رويش ببندد. (877)
884. نعمت شكر
من اعطب الشكر لم يحرم الزيادة .
به كسى كه توفيق شكر گزارى داده شود، از فزونى يافتن (نعمت ) محروم نگردد. (878)
885. دعاى على (ع ) به درگاه حق 
نساءل الله سبحانه اءن يجعلنا و اءياكم ممن لا تبطره نعمة ، و لا تقصر به عن طاعة ربه غاية ، و لا تحل به بعد الموت ندامة و لا كابة
از خداوند سبحان مساءلت مى داريم كه ما و شما را از آن گروه قرار بده كه نعمت هاى اين دنيا او را در كامورى هاى طغيانگرانه فرو نمى برد و هيچ هدفى او را در اطاعت پروردگارش مقصر نمى سازد و پس از مرگ نيز هيچ ندامت و اندوهى وجودش را فرانگيرد. (879)
886. مردمان زيانكار
كم من مستدرج بالاحسان اليه ، و مغرور بالستر عليه ، و مفتون بحسن القول فيه ! و ما ابتلى الله اءحدا بمثل الاملاء له
بسا مردمى هستند كه به وسيله احسان به حا