ل خود رها شده اند (ورو به سقوط مى روند) بسا انسانى كه به وسيله پوشيده شدن خطاهايش فريب خورده است و بسا مردمى كه با شنيدن سخنان نيك (تعريف و تمجيد) درباره خود، درونشان مختل و گرفتار آشوب و اضطراب گردد و خداوند هيچ كس را مانند اشباع او با نعمت ها و امتيازات ، مبتلا نفرموده است . (880)
887. رمز زيادتى نعمت 
لا تكن ممن ... يعجز عن شكر ما اءوتى ، و يبتغى الزياده فيما بقى
چونان كسى مباش كه ... از سپاسگزارى نعمتى كه به او داده شده ، ناتوان است و با اين حال خواهان افزايش نعمت باقى مانده است . (881)
888. اثرات انديشيدن 
لو فكروا فى عظيم القدرة و جسيم النعمة لرجعوا اءلى الطريق ، و خافوا عذاب الحريق ، و لكن القلوب عليلة و البصائر مدخولة
اگر انسان ها در عظمت خداوند و بزرگى نعمت او مى انديشيدند، قطعا به راه راست كه از ان منحرف شده اند بر مى گشتند، ولى دل ها بيمار است و ديده ها مختل (882)
889. شكرانه نعمت الهى 
لو لم يتوعد الله على معصيته لكان يجب اءن لا يعصى شكرا لنعمه .
اگر خداوند براى معصيت خود بيم عذاب هم نمى داد، باز لازم بود كه به شكرانه نعمت هايش نافرمانى نشود. (883)
890. دو خصلت نيك 
كفى بالقناعة ملكا، و بحسن الخلق نعيما
قناعت براى به دست اوردن ملك ، كافى است و نيز براى وصول به نعمت ها اخلاق نيكو كفايت مى كند. (884)
891. شكر گزارى امام على عليه السلام 
احمده استتماما لنعمته ، و استسلاما لعزته ، و استعصاما من معصيته
سپاس او را گويم كه تتميم نعمتش جويم و راه تسليم به عزتش پويم و براى مصونيت از تباهى ها دست و دل از معصيتش شويم . (885)
892. شكر نعمت نعمتت افزون كند
اءذا وصلت اءليكم اءطراف النعم فلا تنفروا اءقصاها بقلة الشكر
هنگامى كه مقدمات نعمت ها به شما رسيد با كمى سپاسگزارى دنباله آن ها
را از دست ندهيد. (886)
893. كامل كننده نعمت 
بالتواضع تتم النعمة .
با فروتنى است كه نعمت تكميل مى شود. (887)
894. نعمت حقير، بلاى عافيت 
كل نعيم دون الجنة فهو محقور، و كل بلاء دون النار عافية
هر نعمتى جز بهشت محقر است و هر بلايى جز آتش عافيت است . (888)
895. مصرف درست نعمت 
من كتبه اءلى الحارث الهمدانى -: و استصلح كل نعمة اءنعمها الله عليك و لا تضيعن نعمة من نعم الله عندك ، ولير عليك اءثر ما اءنعم الله به عليك 
هر نعمتى را كه خداوند به تو عنايت فرموده است آن را بشناس و در صلاح زندگى به كار ببر و هيچ نعمتى از نعمت هاى خداوندى را كه به تو لطف فرموده است تباه مساز و همواره اثر نعمت خداوندى كه به تو بخشيده است در تو مشاهده شود. (889)
896. بسا سختى كه ...
رب كلمة سلبت نعمة و جلبت نقمةُ
چه بسا سخنى كه نعمتى را سلب كند و نقمتى را جلب نمايد. (890)
897. باز گو كردن نعمت خدا
من كتابه اءلى معاوية -: اءلاترى - غير مخبر لك ، و لكن بنعمة الله اءحدث -: اءن قوما استشهدوا فى سبيل الله تعالى من المهاجرين و الانصار، و لكل فضل ، حتى اذا استشهد شهيدنا قيل : سيد الشهداء؟!
من در صدد آن نيستم كه خبرى به تو بدهم ، بلكه مى خواهم نعمت خداوندى را بازگو كنم ، گروهى از مهاجرين و انصار در راه خداوند متعال به شهادت رسيدند و براى هر يك از آن شهداء امتيازى است . تا آن گاه كه شهيدى (بزرگوار) از ما شهيد شد و ملقب به (سيد الشهداء) گشت . (891)
898. مؤ ثرترين عامل تغيير نعمت خدا
ليس شى ء اءدعى اءلى تغيير نعمة الله و تعجيل نقمته من اءقامة على ظلم ؛ فان الله سميع دعوة المضطهدين و هو للظالمين بالمرصاد
(آگاه باشد كه ) هيچ چيزى بيش از حركت بر مبناى ظلم موجب دگرگونى نعمت خداوندى و سرعت انتقام او نيست ؛ زيرا خداوند شنونده دعاى ستمديگان است و در كمين ستمكاران . (892)
899. مواظبت بر نعمت ها
اءحذروا نفار النعم فما كل شارد بمر دود
از گريختن نعمت ها برحذر باشيد، زيرا هر فرار كننده اى بر نمى گردد. (893)
900. عامل زائل شدن نعمت 
ما كان قوم قط فى غض نعمة من عيش فزال عنهم الا بذنوب اجتر حوها، لان الله ليس بظلام للعبيد
هيچ قومى داراى فراوانى نعمت و طراوت عيش نبوده كه خداوند آن را از دست آن قوم بگيرد مگر به واسطه گناهانى كه مرتكب گشتند؛ زيرا خداوند سبحان هيچ ستمى بر بندگان روا نمى دارد. (894)
901. سرگشتگان حيرتكده دنيا
سلكت بهم الدنيا طريق العمى ، و اءخذت باءبصار هم عن منار الهدى ، فتاهوا فى حيرتها، و غرقوا فى نعمتها، و اتخذوها ربا
دنيا آنان را در راه تاريك و كور كننده به حركت درآورده و چشمانشان را از كانون نور هدايت برگرفت ، پس در حيرتكده گم گشتند و در نعمت آن غرق شدند و دنيا را براى خود اتخاذ كردند. (895)
902. اثرات بزرگ جلوه كردن خدا
اءن من حق من عظم جلال الله سبحانه فى نفسه ، و جل موضعه من قلبه ، اءن يصغر عنده - لعظم ذلك - كل ماسواه و اءن اءحق من كان كذلك لمن عظمت نعمة الله عليه ، و لطف اءحسانه اءليه فانه لم تعظم نعمة الله على اءحد اءلا از داد حق الله عليه عظما
قطعى است براى كسى كه جلال خداوند سبحان در جان او و موقعيت آن مقام ربوبى در دلش بزرگ باشد سزاوار است كه هر چه جز خداوند بزرگ است نزد وى در مقابل عظمت ربوبى كوچك باشد و سزاوارترين مردم براى چنين موصفى به طور حتم كسى است كه نعمت خداوندى براى او بزرگ و احسان او براى آن كسى لطيف است . زيرا نعمت خداوندى بر هيچ كس با عظمت ندشه است مگر اين كه بر بزرگى حق او بر آن شخص افزوده است . (896)
903. فزونى نعمت 
لم تعظم نعمة الله على احد الا از داد حق لله عليه عظما
نعمت خداوند بر كسى افزايش نيافت مگر آن كه حق خدا (بر او) زيادتر گردد. (897)
904. هراس در حال نعمت 
اءيها الناس ! ليركم الله من النعمة وجلين ، كما يراكم من النقمة فرقين اءنه من وسع عليه فى ذات يده فم ير ذلك استدرا جا فقد اءمن مخوفا، و من ضيق عليه فى ذات يده فم ير ذلك اختبار فقد ضيع ماءمولا
اى مردم ! خدا شما را هنگام نعمت در حال هراس ببيند (كه مبادا كفران نعمت كنيد) همان گونه كه شما را در حال عذاب ، از تلخى آن گريزان مى بيند، حقيقت اين است كه كسى كه در كارهاى او و آن چه كه در اختيارش قرار گرفته گشايشى پديدآيد و آن را استدراج (رها كردن به حال خويشتن ) نداند، خود را از چيز وحشتناكى در امان احساس نموده است و هر كس در تنگناى زندگى قرار بگيرد و آن را آزمايش نداند، پاداشى را كه اميد آن مى رفت ضايع نموده است . (898)
905. نعمت بى حد و حصر خداوندى 
الحمد لله الذى لا يبلغ مدحته القائلون ، و لا يحصى نعماءه العادون .
سپاس خدا را كه حق ستايشش بالاتر از حد ستايشگران است و نعمت هايش فوق انديشه شمارشگران . (899)
906. سفارش امام على عليه السلام به مالك اشتر
اءمض لكل يوم عله ، فان لكل يوم مافيه . ؤ اجعل لنفسك فيما بينك و بين الله اءفضل تلك المواقيت . و اءجزل تلك الاقسام و اءن كانت كلها لله اذا صلحت فيها النية ، و سلمت منها الرعية
فرمان اميرالمومنين به مالك اشتر: عمل ه روز را در همان روز به جا بيارو، زيرا براى هر روز موقعيت و قانون خاصى حكم فرماست (كه اگر آن روز بگذرد ان موقعيت به دست نخواهد آمد) ما بين خود و خدايت قسمتى از بهترين اوقات و شايسته ترين آن ها را اختصاص بده ، اگر ه