تنة
مردى برخاست و به اميرالمؤ منين عليه السلام گفت : اى اميرمؤ منان ! ما را از فتنه آگاه كن و آيا درباره آن از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پرسيده اى ؟
حضرت فرمود: چون خداى سبحان اين آيه را فرو فرستاد: الم . آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم رها مى شوند و مورد آزمايش قرار نمى گيرند.
دانستم كه تا پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در ميان ما هست اين فتنه بر سر ما فرود نمى آيد. پس ! گفتم : اى پيامبر خدا! چه فتنه اى است كه خداى بزرگ شما را از ان خبر داده است ؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: اى على ! زودا كه امتم بعد از من آزموده شوند... اى على ! به زودى مسلمانان با اموال خود آزموده مى شوند و به خاطر دينشان بر خدا منت مى نهند و آرزوى رحمت او را مى كنند و خود را از خشم او در امان مى دانند و با شبهه هايى دروغين و خواهش هاى نفسانى غفلت زا حرام او را حلال مى گردانند.
مثلا شراب را به نام آب انگور يا خرما و رشوه را به نام هديه و ربا را به نام بيع و معامله روا مى شمارند!
عرض كردم : اى پيامبر خدا! در اين هنگام آن ها را در چه مرتبه اى از مراتب قرار دهم ! آيا در مرتبه ارتداد جايشان دهم و يا در مرتبه فتنه و آزمايش ؟
فرمود: در مرتبه فتنه و آزمايش .
در نقل (كنز العمال ) آمده است ... سپس به من فرمود: اى على ! تو بعد از من زنده مى مانى و به امتم مبتلا مى شوى و روز قيامت در پيشگاه خداى تعالى براى مخاصمه مى ايستى . پس جوابى آماده كن .
عرض كردم : پدر و مادرم فدايت باد! برايم توضيح دهيد كه اين فتنه اى كه مسلمانان به آن مبتلا مى شوند، چيست ! و بعد از شما بر چه اساسى با آن ها
بجنگم ؟
فرمود: به زودى بعد از من با ناكثين و قاسطين و مارقين مى جنگى .
پيامبر صلى الله عليه و آله نام و نشان يكايك آن ها را به من مى گفت . سپس ‍ فرمود: تو با هر كس از امت من كه با قرآن مخالفت ورزد و در دين راءى و نظر خود را به كار زند جهاد مى كنى ؛ چرا كه در دين راى و نظر (شخصى ) نيست ، بلكه دين تنها امر و نهى پروردگار است . (914)
921. پناه بر خدا از فتنه 
لا يقولن اءحد كم : (اللهم اءنى اعوذ بك من الفتنة ) لانه ليس اءحد اءلا و هو مشتمل على فتنة ، و لكن من استعاذ فليستعذ من مضلان الفتن ، فان الله سبحانه يقول : (و اعلموا اءنما اءموالكم و اءولادكم فتنة )
هيچ يك از شما نگوييد: خدايا! از فتنه به تو پناه مى برم ؛ زيرا هيچ كس ‍ نيست كه از فتنه و آزمايش بر كنار باشد، بلكه كسى كه از فتنه به خدا پناه مى برد، بايد از فتنه هاى گمراه كننده به خدا پناه برد؛ زيرا خداى سبحان فرموده است كه : (اموال و فرزندان شما فتنه اند.) (915)
922. نبرد با كفار قريش 
مالى و لقريش ! و الله قلد قاتلتهم كافرين ، و لاقاتلنهم مفتونين
مرا چه با قريش ! به خدا سوگند كه در زمان كفرشان با آن ها جنگيدم ، اكنون نيز كه به فتنه و گمراهى در افتاده اند با آن ها مى جنگم . (916)
923. مغرور مشو!
كم من مستدرج بالاحسان اءليه ، و مغرور بالستر عليه ، و مفتون بحسن القول فيه !
بسا كسانى كه با احسان خداوند اندك به عذاب حق نزديك شده اند و به خاطر پوشاندن گناهانشان مغرور و فريفته شده اند و به سبب تعريف و تمجيد (مردمان ) از آنان به فتنه و تباهى افتاده اند! (917)امتیاز جوانمردى 
اءَقـِيـلُوا ذَوِى الْمـُرُوءاتِ عـَثـَراتـِهـِمْ فـَمـا يـَعـْثـُرُ مـِنـْهـُمْ عـاثـِرٌ اِلاّ وَ يـَدُ اللّهِ بـِيـَدِهـِ يَرْفَعُهُ.(359)
از لغزش جوانمردان درگذريد كه كسى از آنان نلغزيد، مگر آن كه دست خدا بالاى سرش ‍ بود.
نشانه هاى جوانمردى 
اِخْفاءُ الْفاقَةِ وَ الاَْمْراضِ مِنَ الْمُرُوَّةِ.(360)
پنهان داشتن فقر و بيمارى از نشانه هاى جوانمردى است .
ملاك جوانمردى 
بُعْدُ الْمَرْءِ عَنِ الدَّنِيَّةِ فُتُوَّةٌ.(361)
دورى جستن مرد از پستى و دنائت ، جوانمردى است .
جوانمردى و خويشاوندى 
اَلْكَرَمُ اَعْطَفُ مِنَ الرَّحِمِ.(362)
جوانمردى مهرآورتر از خويشاوندى است .
رسم جوانمردى 
اَلضِّيافَةُ رَاءْسُ الْمُرُوَّةِ.(363)
مهمانى دادن ، نشان بارز جوانمردى است .
انهدام جوانمردى 
مَنْ كَذِبَ اَفْسَدَ مُرُوَّتَهُ.(364)
كسى كه دروغ بگويد، جوانمردى خويش را تباه كرده است .
رويارويى با جوانمرد و ناكس 
اِحْذَرُوا صَوْلَةَ الْكَريمِ اِذا جاعَ وَاللَّئيمِ اِذا شَبِعَ.(365)
بپرهيزيد از شورش شخص كريم چون گرسنه شود و از ناكس و فرومايه چون سير گردد.
زيباترين زينت ها 
ما تَزَيَّنَ الاِْنْسانُ بِزينَةٍ اَجْمَلَ مِنَ الْفُتُوَّةِ.(366)
انسان به هيچ زيبايى آراسته نمى شود كه از جوانمردى زيباتر باشد.بخش سوم : پند و عبرت  
924. عبرت از گذشتگان 
اءتعظوا بمن كان قبلكم ، قبل اءن يتعظ بكم من بعد كم
از آنان كه پيش از شما در گذشته اند، پند بگيريد، پيش از آن كه پس از شما خواهند آمد از شما پند گيرند. (918)
925. عبرت از پيشينيان 
اعتبروا بحال ولد اسماعيل و بنى اءسحاق و بنى اسرائيل عليه السلام فما اءشد اعتدال الاحوال ، و اءقرب اشتباه الامثال
تجربه و عبرت بياندوزيد از حال فرزندان اسماعيل و اسحاق و اسراييل عليه السلام كه احوال شما به احوال آنان سخت متناسب است و چه شبيه به يكديگر است مثل ها (امثال صفات شما با آنان ) (919)
926. از ديده عبر كن هان !
اءنما ينظر المومن من اءلى الدنيا بعين الاعتبار
مومن در اين جهان (به همه چيز) با ديده عبرت نظر مى كند. (920)
927. نصيحت كننده اى عالى 
الا عتبار منذر ناصح
عبرت گرفتن (از حوادث ) ترساننده بسيار ناصحى است . (921)
928. عبرت بگيريد!
اعتبروا بما اءصاب الامم المستكبرين من قبلكم من باءس الله و صولاته ، و وقائعه و مثلاته
عبرت بگيريد و تجربه بياندوزيد از آنچه كه پيش از شما متكبران امت ها را گرفتار ساخت ، از غضب خداوندى و حملات و عذاب ها و كيفرهاى سخت او. (922)
929. چشم بينا و گوش شنوا داشته باشيد!
لقد بصرتم اءن اءبصرتم ، و اءسمعتم اءن سمعتم
اگر شما مى خواستيد ديده بگشاييد و واقعيات را ببينيد وسايل بينايى در اختيار شما گذاشته شده است و اگر مى خواستيد گوش باز كنيد و واقعيات را بشنويد، شنيدنى هايى كه واقعيات را با گوش شما آشنا بسازد طنين انداز گشته است . (923)
930. گردن در گرو سخن 
ذمتى بما اءقول رهينة و اءنا به زعيم . اءن من صرحت له العبر عما بين يديه من المثلات حجزته التقوى عن تقحم الشبهات 
ذمه و پيمان من در گرو آن چيزى است كه مى گويم و من صدق گفتار و حق بودن آن را بر عهده مى گيرم ، همانا كسى كه امور عبرت آور و پندآموز از قبيل عقوبت ها و كيفرهايى كه به مردمانى كه در برابر روى او قرار داشته اند فرود آمده و در نتيجه آن به خاك مذلت نشسته اند (اين امور) براى او روشن ساخته باشد كه ان عقوبت ها و كيفرها در نتيجه ستمگرى و ارتكاب اعمال زشت بوده روح پرهيزگارى (كه در اثر عبرت آموزى در وى پديد مى آيد) از هجوم آوردن امور شبهه ناك به طرف او جلوگيرى مى كند. (924)
931. مواعظ امير
فى ذم اءصحابه : اءتلو عليكم الحكم فتفرون منها، و اءعظكم بالموعظة البالغة فتقرقون عنها، و اءحثكم على جهاد اءهل البغى فما آتى على اخر 